முதல் 200 வரிகள்.
...آنچه گذشت
پس این مامانته، اینم خودتی، اینم باباته؟
این چیه؟ قلبشه؟
.نه. نشونشه
چه بلایی سرت اومده؟
.سَرِ تمرین برای گروه رقص
...بله، دکتر "دینا مارش" ــم
میخواستم یه مورد احتمالیِ سوء استفاده .از یه مریض نوجوون رو گزارش کنم
چقدر این پول برات ضروریه؟
.فکر کنم یه راهِ حلی به ذهنم رسیده
.تکون نخور .همینطور سر جات وایسا
."آرچر پتیت" .متولد "بروکلین". 36ساله
.قبلاً نظامی بود .هیچ سابقهای هم نداره
باید هواش رو میداشتم .بنابراین سوابق مسافرتش رو جعل کردم
راجع به چه کوفتی حرف میزنی؟ - .برای من کار میکنه -
.به عنوان یه خبرچین مخفی
آرچر" الان کجاست؟" - .تو زندان -
چطور؟ - .من انداختمش اون تو -
برایان" کجاست؟"
.برو، عزیزم .نمیدونه کجایی
.موفق شدیم ...فقط برو
.وای خدا
.هیچ راهی برای خلاص شدن وجود نداره
...مگر اینکه - مگر اینکه چی؟ -
.بکُشیمش
.بیخیال، دوباره شکستم دادی
.چرا همهش تو برنده میشی .محض رضای خدا نشد یه بار من برنده بشم
دنبال این میگردی؟
میتونیم الان کارتون ببینیم؟
زودی میام عزیزم، باشه؟ .باید با پدربزرگ صحبت کنم
میشه دایی "کریمر" بیاد؟
.الان نمیشه، عزیز دلم
برو طبقه بالا بازی کن، باشه؟ !بگیرش
.بگیرش !کارِت درسته
در چه حاله؟
.کریمر" قویتر از اونیه که فکرشو میکردی"
.منو ببخش پدر، به خاطر گناهانی که مرتکب شدم
.خیلی وقته که از آخرین اعترافم میگذره
چی تو سرته، فرزندم؟
چه گناهی مرتکب شدی؟
.یه اشتباهاتی کردم
چه اشتباهاتی؟ .برای رسیدن به آمرزش، یک دیندار باید اعتراف کنه
.نگرانش بودم ...مطمئن نبودم که
.به درد اینجور کارا میخوره یا نه
،یه مشکلی برام پیش اومد .دستتنها حلش کرد
.تحت تاثیر قرار گرفته بودم
.خوشحالم که چنین چیزی رو میشنوم
.میخوام به یکی که دوستش دارم کمک کنم
.خواهرم
کی کار از کار میگذره؟
،اشکالی نداره که به خاطر یه هدف خیر یه کار اشتباه انجام بدیم؟
.این سوالیه که فقط خداوند میتونه جواب بده
.ولی باید به گناهانت اعتراف کنی
.تا وقتی اعتراف نکنی،توبهی واقعی نکردی
همه چی مرتبه؟
.بهت که گفتم،ترتیب همچی رو دادم
...میدونم. فقط
.یه وقتایی میخوام از زبونِ خودت بشنوم
،اگه همهچی طبق نقشه پیش نره .سویر" در امانه"
...یه جای قشنگ تو بخش شمالی "نیویورک" زندگی میکنه
...با کلی پول
...و مهمتر از همه
.با یه عزیزی که ازش مراقبت میکنه
.سویر"، خاله "لزلی"ـش رو خیلی دوست داره" .خودتم خوب میدونی
.آره، میدونم
.نگران دکتر "ساندرز" نباش
.خیلی سرسخته
.اصلاً این حد از مقاومت رو ازش توقع نداشتم
.خبر خوب اینه که،هنوز 8روز وقت داریم
.ولی کمک میخوام
از کی؟
.شوهرش
...جدا از مشکلات مالی و رابطهی پنهانیش
.هنوز حرفش براش سنده .دوستش داره
.میتونم "برایان" تبدیل به همدستمون کنم
.میتونم از "الن" یه قاتل بسازم
بله؟
.یه مشکل داریم ...اون وکیلی که بهت گفتم
...وکیل تسخیری
.دهنش رو راجع به موکلش تو زندان بخش نمیبنده
.ادعا میکنه که "انجلا نیکس" مُرده
.فک کردم ترتیب این رو دادی
.از طرف خودم ترتیبش رو دادم
.ولی الان وکیلش داره با دادستانی حرف میزنه
.میخواد به جاش باهاشون معامله کنه
پیگیر حرفاش هستن؟ - !پیگیر؟ دارن خودشون رو خفه میکنن -
ساعت 5 امروز قرار دارن ...اگه این بابا زبون باز کنه
...و حقیقت رو راجع به پرستارِ رئیسجمهور بگه
.تمام این قضیه از هم میپاشه
.خودم ترتیبش رو میدم
چه خبرا داداش؟
تو اینجا چه غلطی میکنی؟
!میخواستم همینو ازت بپرسم
تورو برای چی گرفتن؟
حمل اسلحه تو چی؟
.کوکائین، البته وکیلم میگه تبرئه میشم
...آخرین باری که دیدمت - .آره -
.یکی کمکم کنه
!از تو خیابون جمعش کن !زود باش
.جنازه رو تو یخ نگهدار، و زیپِ دهنت رو بکش
.مشکلی پیش نمیاد
شنیدی چی گفتم؟
"هی،پلیسا درباره اون پرستاره،"انجلا نیکس سوال پیچت نکردن؟
.نه، حتی یک کلمه
...چونکه اگه اینکار رو کرده باشن
بیخیال داداش،خودت که میدونی من به پلیسها .هیچی نمیگم
.وکیلت اومده
.درست نیست که یه زن رو معطل بذاری
.وقتشه که قضیه رو خاتمه بدیم
.دارم سعیم رو میکنم، بهم اعتماد کن
مشکل چیه؟
.دانکن" چند روز پیش انداختت زندان"
.زندگی اینجا بر وفق مراد نیست
.دو روز طول کشید تا به بخشِ موردنظر منتقل بشم
.تا همین الان، قیافه نحسه اون "مالیک" رو ندیده بودم
.بهت پیشنهاد میکنم سریعاً دست به کار بشی
...مالیک" امروز بعدظهر ساعت پنج"
با دستیارِ دادستان قرار ملاقات داره .اگه حرف بزنه،کار هممون ساختست
باشه، نگران نباش .پاش به اون جلسه نمیرسه
چیه؟
.هیچی
.خوشگل شدی
.ممنون،امروز صبح با رئیسجمهور قرار ملاقات دارم
وقتی این قضایا تموم بشه ...تمام سعیم رو میکنم که
.شوهر و شریکِ زندگی بهتری برات باشم
.یه شانس دیگه میخوام
.میتونیم بعداً در موردش حرف بزنیم
...بعد از اینکه
بعد از اینکه اون حرومزاده رو کُشتیم؟
سعی میکنم یه تفنگ دیگه پیدا کنم ...یه رفقایی دارم که
بعدش چی؟سعی کنیم قبل از اینکه تیر خلاص رو بهمون بزنه یه تیر حرومش کنیم؟
اصلاً بلدی از تفنگ استفاده کنی؟ .منکه بلد نیستم
جز "اف.بی.آی" ــه .آموزشهای حرفهای دیده
خُب پس میگی چیکار کنیم؟
فکر میکنم فقط یکم کمک لازم داریم .ما که قاتل نیستیم
کی میگه؟
اون سمی که بهت داده بود چی؟
گفتی نگهش داشتی گذاشتی تو کُمد مگه نه؟
اصلاً نمیدونم چجور سمی هست ...چقدر قویه
این سم رو بهت داده بود که رئیسجمهور رو بُکشی .پس حتماً سمِ قوی هست
.نزدیکش هم نمیتونی بشی
یه راهی پیدا میکنم .منتظر وقتِ مناسب میشینم
...برایان"،فعلاً درست و حسابی نمیتونی راه بری چه برسه به"
از پسش بر میام .از چلاقیم به نفع خودم استفاده میکنم
.تظاهر میکنم که حالم خوب نیست
.حتی فراموش میکنه که من اینجام
خیلی خطرناکه .فقط کمکِ یه آدم حرفهای رو لازم داریم
منکه توی لیستِ تماسام خیلی شماره قاتل ندارم تو چی؟
...نه،من
.ممکنه یکی رو بشناسم
قرار ملاقاتت ساعت چنده؟
یازده. فقط یه ویزیتِ قبل از عملِ ساده ــست .چیزِ خاصی نیست
.عمل رئیسجمهور نباید به تاخیر بخوره
صرفنظر از سلامتِ جسمیش،آزمایش خونش .و تست قلبش
"اون دیگه مریضت نیست "الن .یه هدفه
چه خبرا داداش؟ امیدوارم بودم بتونیم یکم .تو خلوت باهم حرف بزنیم
.میدونم که با پلیسها حرف نمیزنی
.ولی میخوام بخاطرِ وفادار بودنت بهت پاداش بدم
10هزار دلار چطوره؟
.پولات برای خودت، لازم ندارم
.حساب حسابه
.ولی تو که قبلاً پولم رو دادی
.فک کن هدیه ــست
.اگه اصرار داری،باشه
.آ قربون پسر
چیه،نمیزنی قدش؟
.تکون بخورید بر و بچ
علائم حیاتیت خیلی خوبه .خیلی خبر خوبیه
.سَرِ دستیارت داد نکش
با اینکه به شدت مخالفت کرد .ولی به زور وارد شدم
...ونسا"،ناسلامتی وسط یه"
.زیاد طولش نمیدم
.یک دقیقه فرصت داری سفیر
میخوای چی بهم بگی؟
.خیلی ترسویی
شرمنده که اینطوری فکر میکنی ...الانم اگه ما رو ببخشی
.هنوز 53ثانیه وقت دارم
!ای خدا "ونسا"،الان نه
...شامِ اعانه برای یادبودِ برادرم فردا شبه
!و تو هم قرار نیست بیای
...شاید بهتر باشه بیرون وایسم تا
.اعانه نیست،یه مجلسِ سیاسیه
.یه دیدارِ خانوادگیه
یاد و خاطره "پیتر" اصلاً برات مهم نیست؟
بعداً به صورتِ خصوصی میتونیم !در این مورد صحبت کنیم
.لطفاً یه نفسِ عمیق بکش
.مایلم که دکتر "ساندرز" رو بهت معرفی کنم
باعث افتخاره .خیلی ازتون تعریف شنیدم
و این خانمِ خجالتی و خودمحور .ونسا موور"،خواهر من هستن"
.مورگن"،ایشون "نانسی سینگلتون" هستن"
.برای سازمانِ خدماتِ اجتماعی کار میکنن
.سلام "مورگن"،از آشناییت خوشبختم
"به خاطرِ گزارشِ دکترِ زنانت دکتر "مارش .اومدم اینجا
.متوجه کبودی روی بازو و کتفت شده بود
.همونطور که گفتم،توی کلاس ژیمناستیک خوردم زمین
میتونی کبودیها رو نشونم بدی؟
.بله
دوست پسر داری؟
.داشتم
باهم خوب بودین؟
No comments yet. Be the first to leave one.