முதல் 200 வரிகள்.
مامان؟
!مامان! بیدار شو! بیدار شو
!مامان
!بیدار شید
!خواهش می کنم کمکم کنید !من توی یه هواپیما هستم و همه خوابشون برده! کمکم کنید
.سلام. اسم من جیم موریارتیه
.به آخرین مسئله خوش آمدید
قسمت چهارم: مسئله آخر
.می دونی من می تونم بازداشتت کنم- به چه جرمی؟-
.پوشیدن لباسی مثل این- نکنه می خوای درش بیارم؟-
.اونوقت مجبور میشم ازت شکایت کنم- .خوب بکن-
اونا هم همین طوری رابطه شون شروع نشد؟
کیا؟- .آدم و حوا-
اونارو میگی؟- .خیلی هم اوضاعشون خوب بود-
این طور فکر می کنی؟
.فکر می کردم رابطه اونا دلیل تمام بدبختی های نسل بشره
مگه نگفتی می خوای بازداشتم کنی؟
.خوب شایدم بازداشتت نکنم- واقعاً؟-
.شاید فقط به شدت تحت نظر بگیرمت
از نزدیک؟- .آره-
.حیف شد. می خواستم خودم رو به دست قانون بسپرم
واقعاً؟
.بذارم اثر انگشتم رو بگیرید، کاملاً منو... بگردید
مای کرافت؟
مای کرافت؟
چرا خودت رو به من نشون نمیدی؟
.من وقت این بازی ها رو ندارم
.ما وقت داریم مای کرافت
.به اندازه تمام دنیا وقت داریم
مای کرافت؟
تو کی هستی؟
.خودت می دونی
.غیر ممکنه
.هیچ چیز غیر ممکن نیست
.تو که بهتر از همه باید اینو بدونی
.دارم میام سراغت
.باد شرقی داره می وزه مای کرافت. میاد که تو رو ببره
!امکان نداره که بیرون اومده باشی! امکان نداره
.فایده ای نداره مای کرافت. هیچ دفاعی و جایی برای پنهان شدن نداری
!شرلوک؟ کمکم کن
.آزمایش تموم شد .نتیجه آزمایش اینه که من یه خواهر دارم
کار تو بود؟ همه اش کار تو بود؟
...نتیجه دوم آزمایش اینه که خواهر من که ظاهراً اسمش یوروسه
...از وقتی که خیلی سنش کم بوده توی یه تشکیلات مخفی زندانی شده...
!که برادرم اونو رو کنترل می کنه. سلام داداشی...
چرا این کارو کردی؟ این نمایش ها برای چیه؟ چرا؟
.نتیجه سوم آزمایش اینه که تو ازش وحشت داری
!تو اصلاً نمی دونی داری خودت رو قاطی چه ماجرایی می کنی !اصلاً نمی دونی
.خبر تازه این که اون فرار کرده
.امکان نداره
.خیلی هم ممکنه. چون روانشناس جان بوده
.توی یکی از جلسات مشاوره بهم شلیک کرد- .البته با یه تیر بیهوشی-
.هنوز ده دقیقه از جلسه مون مونده بود- .باید دید پول اون جلسه رو پس می ده یا نه-
...هی شما دو تا، ویگینز پولتون رو دم در بهتون میده
.همه اش رو برای یه بار مواد کشیدن هدر ندید...
.امیدوارم لذت فیلم دیدنت رو از بین نبرده باشیم
همین طوری می ذارید می رید؟
...خوب ما که نمی خوایم اینجا بمونیم. یوروس داره میاد و خوب
.یه نفر تمام سیستم های امنیتی خونه ات رو از کار انداخته...
!خوب بخوابی
!دکتر واتسون اون چرا این کارو با من کرد؟ کارش جنون آمیز بود
ام...بله، خوب، یکی قانعش کرد که تو فقط در صورتی راستش رو می گی .که کم مونده باشه خودت رو خیس کنی
یکی؟
.احتمالاً خود من بودم
خوب پس همه اش همین بود؟ همین طوری می ذارید می رید؟
...نگران نباش، برای آدمایی مثل تو یه جایی هست
.آدمای بیچاره و وحشت زده...
.کسانی که جایی رو برای فرار ندارن
کجا؟
پلاک 221 آپارتمان بی خیابون بیکر
.صبح می بینمت. اگه شلوغ بود باید توی صف بایستی
!محض رضای خدا، این که یکی از اون پرونده های مسخره شما نیست
.فکر کنم بهتره اون پنجره رو ببندی
.باد شرقی به زودی وزیدن می گیره
.باید روی صندلی بشینی
.تا روی صندلی نشینی باهات حرف نمی زنن. این قانونشه
!من که مشتری نیستم- .پس بزن به چاک-
اون که قرار نیست اینجا بمونه، مگه نه؟
یه فنجون چای میل داری؟- .بله، خیلی ممنون-
.قوری اونجاست
خوب حالا چی کار می کنی؟ می خوای بشینی استنتاج کنی؟
.باید حقیقت رو بگی مای کرافت. شفاف و ساده
این جمله مال کیه که حقیقت به ندرت شفافه و هیچ وقت ساده نیست؟
.نمی دونم و برام مهم نیست
.پس ما سه تا بودیم. حالا دیگه اینو می دونم
.تو، من و یوروس
.خواهری که با خاطر نمیارمش
.این یوروس هم اسم جالبیه ها فکر کنم یونانی باشه، درسته؟
.بله. معنای لغوی اش الهه باد شرقیه
.بله
.باد شرقی داره میاد شرلوک
.همیشه اینو برای ترسوندن من می گفتی
.نه- .تو خواهرم رو تبدیل به یه قصه ترسناک کردی-
.نخیر نکردم. فقط مراقب تو بودم
چی؟
.خاطرات می تونن برگردن
.زخم های کهنه می تونن سر باز کنن
.زیر جاده هایی که روشون قدم برمی داریم پر از شیاطینه
.و شیاطین زیر پای تو مدت زیادی منتظرت بودن
...من هیچ وقت باهات قلدری نکردم. فقط هر از چند گاهی
...از کلمات محرک حافظه استفاده کردم...
.تا ببینم وضعیت ذهنی ات در چه حاله...
.من مراقبت بودم
چرا اونو به یاد نمیارم؟
.این موضوع خصوصیه- .جان همین جا می مونه-
!موضوع خانوادگیه- !برای همینم همین جا می مونه-
.پس خانواده هولمز سه تا بچه داشتن فاصله سنی تون چقدر بوده؟
.من هفت سال از شرلوک بزرگترم
.و شرلوک یک سال از یوروس بزرگ تره
.پس بچه وسطه. این خیلی چیزارو توضیح میده
خوب، اونم این استعداد رو داشت؟- کدوم استعداد رو؟-
همین استنتاج رو دیگه؟
استنتاج رو؟
.بله- .بیش از اون چه فکرش رو می کنی-
.پس برامون بگو
می دونید که من بچه باهوش خانواده بودم؟- .از اونجایی که همیشه داری می گی، بله-
.ولی یوروس، از همون بچگی اش هم خیلی خاص بود
.چندین بار متخصصین توانایی های مارو ارزیابی کردن
...من استثنایی بودم
.ولی یوروس رو نابغه قرن می دونستن
.حتی فراتر از نیوتن
پس چرا اونو به یاد نمیارم؟
.یه جورایی اونو به یاد میاری
...تمام انتخاب هات، تمام مسیرهایی که انتخاب کردی
...کسی که الان هستی...
.برخاسته از خاطراتت از یوروسه...
.از همون اولش هم متفاوت بود
.چیزایی رو می دونست که نباید می دونست
.انگار که از فراتر از حالت طبیعی از حقایق آگاه بود
.قیافه ات مسخره است آدم بزرگ
چی شده؟- .عذر می خوام-
.بعضی خاطرات آزار دهنده هستن
.منظورت چیه؟ مثال بزن
.یه بار با یه چاقو پیداش کردن .ظاهراً داشت خودش رو زخمی می کرد
.مادر و پدر وحشت کرده بودن
.فکر کردن می خواسته خودکشی کنه
...ولی وقتی من از یوروس پرسیدم داشته چی کار می کرده گفت
.می خواستم ببینم ماهیچه ها چطوری کار می کنن
!خدای من- ...بعد ازش پرسیدم که-
...آیا دردش هم گرفته، و اون گفت...
درد کدومشونه؟...
بعد چی شد؟
.ماسگریو
.خانه اجدادی ما بود. همیشه اونجا زندگی شیرین بود
.و شرلوک همیشه لای سنگ های قبر مسخره بازی می کرد
چرا مسخره؟
!بیایید بچه ها
.چون واقعی نبودن. تاریخ روی همه شون غلط بود
.یه شوخی ساخت معمارها که شرلوک رو مجذوب خودش کرده بود
"زیر درخت کهنه توی ساحل تر"
"نیمو هولمز"
...کمکم کن باد میاد- .باد میاد از شرق-
...باد میاد از شرق- .شانزده در شش-
...شانزده در شش
.و ما می شیم غرق...
.داره یادت میاد- .یه چیزایی-
ریش قرمز؟ ریش قرمز؟
ریش قرمز؟- .اون سگم بود-
.یوروس ریش قرمز رو یه جایی زندانی کرد که کسی نتونه پیداش کنه
ریش قرمز؟- .و بهمون نمی گفت که اون کجاست-
ریش قرمز؟
.فقط اون شعر رو تکرار می کرد
.براش حکم یه بازی رو داشت
...بهش التماس کردیم تا بهمون بگه اون کجاست. فقط می گفت
.جواب توی شعره
.ولی اون شعر بی معنا بود
.برادر ما می شیم غرق...
چه بلایی سر ریش قرمز اومد؟- .هیچ وقت پیداش نکردیم-
ولی بعدها مرتب می گفت ریش قرمز غرق شده .برای همین ما تونستیم حدس بزنیم که چی شده
.روح شرلوک بدجوری صدمه دیده بود
.البته به گمونم طبیعی بود. اون روزا اون یه بچه احساساتی بود
.ولی بعدش خیلی عوض شد. تغییر کرد
.دیگه از این ماجرا حرفی نزد
.بعد از مدتی ظاهراً فراموش کرد که یوروس اصلاً وجود داشته
چطور فراموش کرد؟ .اونا که با هم توی یه خونه زندگی می کردن
.نه
.اونو بردنش- چرا؟-
.به خاطر گم شدن یه سگ که یه بچه رو زندانی نمی کنن
.درسته
.به خاطر اتفاقی که بعدش افتاد این کارو کردن
.اون می دونه کجاست
.نمی تونیم مجبورش کنیم که بگه
!نمی تونیم به هیچ کاری مجبورش کنیم
...بعدش مجبور شدن
.خواهرمون رو ببرن...- به کجا؟-
.به یک جای خوب. البته همه این طور فکر می کردیم
.ظاهراً به قدر کافی خوب نبود
.اون اونجا مرد- چطوری؟-
.یه آتیش سوزی دیگه راه انداخت .ولی از این یکی جون سالم به در نبرد
.این یه دروغه
.بله
.ضمناً یه لطفه
...من این داستان رو برای والدینمون گفتم تا از رنج بیشتر
.و انتظار برای دفن یه جسد قابل شناسایی، خلاصشون کنم...
.و بدون شک از دخالتشون هم پیشگیری کنی
.خوب، بله این دلیل هم بود
عمق جنون یوروس و دایره استعدادهای اون رو .نمی شد در یه تشکیلات عادی محبوس کرد
.عمو رودی ترتیب کارها رو داد
اون کجاست مای کرافت؟ خواهرمون کجاست؟
.مکانی وجود داره به نام شرینفورد
No comments yet. Be the first to leave one.