The Dark Crystal: Age of Resistance

The Dark Crystal: Age of Resistance

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 1

வெளியீட்டு விவரம்

The Dark Crystal Age Of Resistance S01E09 720p WEBRip HEVC x265-RMTeam
The Dark Crystal Age Of Resistance S01E09 INTERNAL 480p WEB x264-RMTeam
The Dark Crystal Age Of Resistance S01E09 720p WEBRip X264-METCON
The Dark Crystal Age Of Resistance S01E09 720p WEB-DL x264-MkvCage
The Dark Crystal Age Of Resistance S01E09 480p WEBRip x264-RMTeam
The Dark Crystal Age Of Resistance S01E09 WEBRip x264-ION10
The Dark Crystal Age Of Resistance S01E09 iNTERNAL 1080p WEB X264-AMRAP
The Dark Crystal Age Of Resistance S01E09 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
The Dark Crystal Age Of Resistance S01E09 INTERNAL 1080p WEB HEVC x265-RMTeam
The Dark Crystal Age Of Resistance S01E09 1080p NF WEBRip x265 10bit HDR DDP5 1 Atmos-PALEALE
கருத்துரை வழங்கியவர் hamed71
►► حـامـد | HaMeD | ارائه شده توسط وبسایتِ ۳۰نما ◄◄

குறிச்சொற்கள்

web
x264
480p
480
1080
x265
HEVC
webrip
720p
720
BRip
Web-DL
web-dl
WEB-DL
mkv
MkvCage
2CH
HD
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2019-09-03
பதிவிறக்கங்கள்: 53
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

.:: ارائه شده توسط وبسایت ::. ..::.. 30NAMA.best..::..

‫سلام

‫- ریان ‫- دیت...

‫- بیداره؟ ‫- دیت بیدار شد

‫- بله ‫- بیدار شد!

‫من...

‫من کجام؟

‫یه بار دیگه بالایی

‫چطور اومدم اینجا؟

‫من... درخت رو یادم میاد

‫- و بعدش... ‫- شروع به درخشیدن کردی

‫نورلاک رو درمان کردی و بعدش...

‫و بعدش غش کردی

‫ریان تو رو برد به جای امن

‫باید خیلی قوی باشه

‫و آراتیم؟

‫بقیه‌ی گروتان‌ها؟

‫همگی جاشون امنه

‫به لطف تو

‫حالت چطوره دیت؟

‫خوبم ممنون

‫میگه "خوبم"

‫شاید خوب باشه

‫ولی...

‫تغییر هم کرده

‫شمشیر دولبه

‫هنوزم توی غارهاست. ‫باید برگردیم...

‫شمشیر دولبه؟ ‫دنبال اینی؟

‫چرا زودتر نگفتی؟

‫آه...

‫فقط باید چوب رو بشکونی...

‫استفاده ازش بعنوان عصای پیاده روی

‫باعث مخفی شدنش میشه!

‫آه!

‫بفرما!

‫تمام مدت شمشیر دولبه رو داشتی؟

‫خب نمیدونستم دنبالش هستین، مگه نه؟

‫مواظبش باش. سنش بیشتر از منه

‫و تیزیش هم دوبرابر من

‫ترجمه و تنظیم از: ‫ حــامــد

«کریستال تاریک: عصر مقاومت» فـصل اول، قسمت نـهم

‫وایسا، نه! نه!

‫اینکارو نکن! بس کن تاورا!

‫این تو نیستی تاورا، بس کن!

‫تاورا، خواهش میکنم بذار برم

‫تاورا

‫من "اسندنسی" هستم

‫تاورا! تاورا، نه، نکن... نه

‫ستودنیه!

‫این سه تا بطرز خاصی پرخاشگرن

‫باید امیدوار باشیم که قدرت اینو دارن...

‫تا اسککمال رو از لبه‌ی مرگ برگردونن!

‫وگرنه

‫ما عصاره‌ی تا آخرین گلفلینگ توی ثرا رو بیرون میکشیم ‫تا بالاخره شکارچی برگرده

‫بله امپراتور

‫من تقریبا آمادم اعلیحضرت

‫اوه اوه اوه! اگه شکارچی بمیره چی؟

‫اونوقت من وظیفه‌ی سنگینِ

‫مفتخرکردن جواهرات اسککمال ‫با یه نمایش مناسب رو می‌پذیرم

‫منظورت اون غنایم حال بهم زنه؟

‫هرچیزی میتونه زیبا ساخته بشه

‫باید به بقیه‌ی اسککسیس‌ها خبر بدیم ‫که به قلعه برگردن

‫باید بدونن چه اتفاقی افتاده!

‫اسککسا و اسککنا توی جنگ بدرد میخورن

‫و اسککانگ یه جنگجوی قویه

‫و اسککلی چی؟

‫اسککسیس بیشتر یعنی جروبحث بیشتر و بلندتر، خب؟

‫ساکت ارشد دربار!

‫اینا همش تقصیر توئه!

‫اینقدر وقت هدر ندین! زود برید سرکارتون

‫این گلفلینگ‌هارو بچلون دانشمند

‫دستگاه آمادست امپراتور

‫منتظر دستور شمام

‫خیلی خب دانشمند ‫بیا شروع کنیم

‫همونجا وایسا!

‫انگل بزدل!

‫بازداشتش کنید!

‫دستت بهم بخوره

‫ثرا همونجایی که ایستادین شمارو میبلعه

‫یادم میاد تورو از قلعه‌ام تبعید کردم

‫اومدم به شکارچی ادای احترام کنم

‫اسککمال همیشه بین شما چرکوها ‫زیباترین بود

‫ولی الان، بوی گند مرگ میده

‫کفر نگو! ما نمی‌میریم

‫می‌میرید و هرلحظه ممکنه وقتش برسه...

‫بله، بدون کمک آگرا

‫ما نیازی به کمک تو نداریم

‫ما روش‌های خودمون رو ‫واسه شفای شکارچی داریم

‫آره میدونم. عصاره، عصاره

‫ولی عصاره‌ی گلفلینگ نمیتونه شکارچی رو برگردونه

‫چیزی که شما میخواید عصاره‌ی خود ثرا ـست

‫و ثرا کیه؟ ها؟

‫تو ثرا هستی

‫درسته. فقط عصاره‌ی آگرا میتونه ‫شکارچی ازپا افتاده‌ی شما رو نجات بده

‫بهشون اعتماد نکن!

‫من پیشنهاد یه معامله میدم

‫- هوم؟ ‫- زندگی من در ازای زندگی این گلفلینگ‌ها

‫و اونایی که توی قفس‌های پلید شما زندانی شدن

‫این یه تله است

‫به صندلی ببندینش. ‫عصاره‌ش رو می‌گیریم!

‫این همه مدت

‫محافظت از کریستال،

‫هنوز هم از ماهیت واقعیش بی اطلاعین

‫کریستال نمیتونه عصاره‌ی منو بگیره

‫باید بهش...

‫- رضایتمو اعلام کنم! ‫- نه!

‫زندگی خودت رو فدای چندتا از این ‫گلفلینگ‌های بی‌ارزش میکنی؟

‫احمقا

‫ما همه ثرا هستیم

‫همه به جز تو

‫وقتی بمیری، به ثرا برگردونده نمیشی

‫وقتی تیکه‌ی آهنگت تموم بشه چه بلایی سرت میاد؟

‫تا حالا فکرشو نکردی، مگه نه؟

‫سعی کردی ولی شکست خوردی

‫شاید فقط پوچی در انتظارت باشه

‫خب... تصمیمت رو بگیر

‫معامله قبوله

‫یا اینکه یکی از خودتون رو ‫به فراموشی ابدی محکوم می‌کنید؟

‫هوم؟

‫اوه خب

‫آگرا سعیش رو کرد

‫وایسا

‫با شرایطت...

‫موافقم

‫خیلی خوبه

‫این سه تا رو آزاد کنید!

‫گرونیکس!

‫بله... بله

‫این زنجیرارو ازم باز کن!

‫مادر آگرا، خواهش میکنم! ‫اینکارو نکن!

‫التماست میکنم. ‫ما... ما ارزششو نداریم

‫چرا... دارید

‫بقیه‌ی گلفلینگ‌ها رو آزاد کنید ‫و همشون رو

‫- به سلامت از قلعه اسکورت کنید ‫- اطاعت

‫و مطمئن بشید که تک تک اونا ‫قبل از اینکه به اونجا برسن مُرده باشن

‫به روی چشم امپراتور

‫شاهدخت تاورا...

‫چه خبره؟ ما اینجا چکار میکنیم؟

‫- باز کن! ‫- من کجام؟

‫- دوست گلفلینگ‌ـت رو آزاد کن ‫- بله

‫باز کن

‫- مادرا، ها؟ چکار... ‫- زود باش یالا

‫برو بریا

‫خیلی کار داری

‫نمیتونم! من...

‫- برو ‫- خواهش میکنم...

‫- برو ‫- من...

‫آزمایشگاه رو آماده کن!

‫- اوه بریا ‫- سلادون

‫بابت دهن‌بندها معذرت میخوام خواهرا، ‫ولی مجبور بودم باورکردنی جلوه‌ش بدم

‫تاورا؟

‫این واقعا تویی؟

‫این ماییم

‫ولی چطور؟

‫ریان و دیت یه آتش‌بس با اسندنسی گذاشتن

‫آگرا بهمون دستور داد ‫که شما رو به جای امنی ببریم

‫خوشحالیم که برگشتی

‫از کجا بدونم که این خودتی

‫و اون چیز حال‌بهمزن نیستی؟

‫باید بشنوی چی دربارت میگه

‫وایسا، یه شوخی بود؟

‫من همون بامزهه‌ام

‫تاورا! خودتی! این تویی!

‫بله. حالا...

‫بیاید از اینجا خارج شیم. هممون

‫زود باش بریا

‫از اینور. دنبالم بیاید

‫سردابه‌ها

‫اون پایین چیه؟

‫آزادی

‫اینم از ژنرال!

‫چه خبرا؟

‫- شکارچی چطوره؟ ‫- عصاره جواب داد؟

‫شکارچی زندست

‫الان که داریم صحبت می‌کنیم دانشمند داره ‫عصاره‌ی آگرا رو استخراج میکنه

‫مادر آگرا

‫اسککلاک، همراه من بیا

‫امپراتور یه ماموریت مهم به ما داده

‫چرا من؟

‫نگران نباش. خوش میگذره!

‫اوه شک دارم

‫عصاره‌ی مادر آگرا ‫قطعاً قدرتمنده

‫قوی باش. بزودی از اینجا خارج میشیم

‫- ممنون مادرا ‫- حالا زودباشید. بریم

‫همینه. ادامه بدید

‫اگه آراتیم و گلفلینگ متحد شدن

‫پس چرا اون موجود هنوز روی صورتته؟

‫ما خیلی وقته ترکیب شدیم. ‫ذهنامون یکی شدن

‫دیگه مطمئن نیستیم یکی از ما ‫کجا شروع میکنه و اون یکی تموم میکنه

‫وحشتناکه

‫اصلاً

‫آراتیم‌ها هیولا نیستن

‫اونا یه چیزو میخوان

‫عدالت

‫کجا با این عجله؟

‫- اوه نه ‫- اسککسیس

‫حق با تو بود

‫خوش میگذره!

‫آگرا یه قول و قرار گذاشت

‫- از سر راهمون برو کنار! ‫- قول و قرار عوض شده!

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left