முதல் 200 வரிகள்.
.:: ارائه شده توسط وبسایت ::. ..::.. 30NAMA.best..::..
سلام
- ریان - دیت...
- بیداره؟ - دیت بیدار شد
- بله - بیدار شد!
من...
من کجام؟
یه بار دیگه بالایی
چطور اومدم اینجا؟
من... درخت رو یادم میاد
- و بعدش... - شروع به درخشیدن کردی
نورلاک رو درمان کردی و بعدش...
و بعدش غش کردی
ریان تو رو برد به جای امن
باید خیلی قوی باشه
و آراتیم؟
بقیهی گروتانها؟
همگی جاشون امنه
به لطف تو
حالت چطوره دیت؟
خوبم ممنون
میگه "خوبم"
شاید خوب باشه
ولی...
تغییر هم کرده
شمشیر دولبه
هنوزم توی غارهاست. باید برگردیم...
شمشیر دولبه؟ دنبال اینی؟
چرا زودتر نگفتی؟
آه...
فقط باید چوب رو بشکونی...
استفاده ازش بعنوان عصای پیاده روی
باعث مخفی شدنش میشه!
آه!
بفرما!
تمام مدت شمشیر دولبه رو داشتی؟
خب نمیدونستم دنبالش هستین، مگه نه؟
مواظبش باش. سنش بیشتر از منه
و تیزیش هم دوبرابر من
ترجمه و تنظیم از: حــامــد
«کریستال تاریک: عصر مقاومت» فـصل اول، قسمت نـهم
وایسا، نه! نه!
اینکارو نکن! بس کن تاورا!
این تو نیستی تاورا، بس کن!
تاورا، خواهش میکنم بذار برم
تاورا
من "اسندنسی" هستم
تاورا! تاورا، نه، نکن... نه
ستودنیه!
این سه تا بطرز خاصی پرخاشگرن
باید امیدوار باشیم که قدرت اینو دارن...
تا اسککمال رو از لبهی مرگ برگردونن!
وگرنه
ما عصارهی تا آخرین گلفلینگ توی ثرا رو بیرون میکشیم تا بالاخره شکارچی برگرده
بله امپراتور
من تقریبا آمادم اعلیحضرت
اوه اوه اوه! اگه شکارچی بمیره چی؟
اونوقت من وظیفهی سنگینِ
مفتخرکردن جواهرات اسککمال با یه نمایش مناسب رو میپذیرم
منظورت اون غنایم حال بهم زنه؟
هرچیزی میتونه زیبا ساخته بشه
باید به بقیهی اسککسیسها خبر بدیم که به قلعه برگردن
باید بدونن چه اتفاقی افتاده!
اسککسا و اسککنا توی جنگ بدرد میخورن
و اسککانگ یه جنگجوی قویه
و اسککلی چی؟
اسککسیس بیشتر یعنی جروبحث بیشتر و بلندتر، خب؟
ساکت ارشد دربار!
اینا همش تقصیر توئه!
اینقدر وقت هدر ندین! زود برید سرکارتون
این گلفلینگهارو بچلون دانشمند
دستگاه آمادست امپراتور
منتظر دستور شمام
خیلی خب دانشمند بیا شروع کنیم
همونجا وایسا!
انگل بزدل!
بازداشتش کنید!
دستت بهم بخوره
ثرا همونجایی که ایستادین شمارو میبلعه
یادم میاد تورو از قلعهام تبعید کردم
اومدم به شکارچی ادای احترام کنم
اسککمال همیشه بین شما چرکوها زیباترین بود
ولی الان، بوی گند مرگ میده
کفر نگو! ما نمیمیریم
میمیرید و هرلحظه ممکنه وقتش برسه...
بله، بدون کمک آگرا
ما نیازی به کمک تو نداریم
ما روشهای خودمون رو واسه شفای شکارچی داریم
آره میدونم. عصاره، عصاره
ولی عصارهی گلفلینگ نمیتونه شکارچی رو برگردونه
چیزی که شما میخواید عصارهی خود ثرا ـست
و ثرا کیه؟ ها؟
تو ثرا هستی
درسته. فقط عصارهی آگرا میتونه شکارچی ازپا افتادهی شما رو نجات بده
بهشون اعتماد نکن!
من پیشنهاد یه معامله میدم
- هوم؟ - زندگی من در ازای زندگی این گلفلینگها
و اونایی که توی قفسهای پلید شما زندانی شدن
این یه تله است
به صندلی ببندینش. عصارهش رو میگیریم!
این همه مدت
محافظت از کریستال،
هنوز هم از ماهیت واقعیش بی اطلاعین
کریستال نمیتونه عصارهی منو بگیره
باید بهش...
- رضایتمو اعلام کنم! - نه!
زندگی خودت رو فدای چندتا از این گلفلینگهای بیارزش میکنی؟
احمقا
ما همه ثرا هستیم
همه به جز تو
وقتی بمیری، به ثرا برگردونده نمیشی
وقتی تیکهی آهنگت تموم بشه چه بلایی سرت میاد؟
تا حالا فکرشو نکردی، مگه نه؟
سعی کردی ولی شکست خوردی
شاید فقط پوچی در انتظارت باشه
خب... تصمیمت رو بگیر
معامله قبوله
یا اینکه یکی از خودتون رو به فراموشی ابدی محکوم میکنید؟
هوم؟
اوه خب
آگرا سعیش رو کرد
وایسا
با شرایطت...
موافقم
خیلی خوبه
این سه تا رو آزاد کنید!
گرونیکس!
بله... بله
این زنجیرارو ازم باز کن!
مادر آگرا، خواهش میکنم! اینکارو نکن!
التماست میکنم. ما... ما ارزششو نداریم
چرا... دارید
بقیهی گلفلینگها رو آزاد کنید و همشون رو
- به سلامت از قلعه اسکورت کنید - اطاعت
و مطمئن بشید که تک تک اونا قبل از اینکه به اونجا برسن مُرده باشن
به روی چشم امپراتور
شاهدخت تاورا...
چه خبره؟ ما اینجا چکار میکنیم؟
- باز کن! - من کجام؟
- دوست گلفلینگـت رو آزاد کن - بله
باز کن
- مادرا، ها؟ چکار... - زود باش یالا
برو بریا
خیلی کار داری
نمیتونم! من...
- برو - خواهش میکنم...
- برو - من...
آزمایشگاه رو آماده کن!
- اوه بریا - سلادون
بابت دهنبندها معذرت میخوام خواهرا، ولی مجبور بودم باورکردنی جلوهش بدم
تاورا؟
این واقعا تویی؟
این ماییم
ولی چطور؟
ریان و دیت یه آتشبس با اسندنسی گذاشتن
آگرا بهمون دستور داد که شما رو به جای امنی ببریم
خوشحالیم که برگشتی
از کجا بدونم که این خودتی
و اون چیز حالبهمزن نیستی؟
باید بشنوی چی دربارت میگه
وایسا، یه شوخی بود؟
من همون بامزههام
تاورا! خودتی! این تویی!
بله. حالا...
بیاید از اینجا خارج شیم. هممون
زود باش بریا
از اینور. دنبالم بیاید
سردابهها
اون پایین چیه؟
آزادی
اینم از ژنرال!
چه خبرا؟
- شکارچی چطوره؟ - عصاره جواب داد؟
شکارچی زندست
الان که داریم صحبت میکنیم دانشمند داره عصارهی آگرا رو استخراج میکنه
مادر آگرا
اسککلاک، همراه من بیا
امپراتور یه ماموریت مهم به ما داده
چرا من؟
نگران نباش. خوش میگذره!
اوه شک دارم
عصارهی مادر آگرا قطعاً قدرتمنده
قوی باش. بزودی از اینجا خارج میشیم
- ممنون مادرا - حالا زودباشید. بریم
همینه. ادامه بدید
اگه آراتیم و گلفلینگ متحد شدن
پس چرا اون موجود هنوز روی صورتته؟
ما خیلی وقته ترکیب شدیم. ذهنامون یکی شدن
دیگه مطمئن نیستیم یکی از ما کجا شروع میکنه و اون یکی تموم میکنه
وحشتناکه
اصلاً
آراتیمها هیولا نیستن
اونا یه چیزو میخوان
عدالت
کجا با این عجله؟
- اوه نه - اسککسیس
حق با تو بود
خوش میگذره!
آگرا یه قول و قرار گذاشت
- از سر راهمون برو کنار! - قول و قرار عوض شده!
No comments yet. Be the first to leave one.