The Boat

The Boat (El barco)

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 1

வெளியீட்டு விவரம்

El Barco S01E01 Un millón de millas 720p BluRay FLAC2 0 x264-SbR
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 1 El.Barco زیرنویس فارسی سریال

குறிச்சொற்கள்

bluray
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2025-11-22
பதிவிறக்கங்கள்: 60
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

دوچرخه

والریا، عزیزم

توی کشتی که جا نیست با چرخ بچرخی

ولی مامان زنگوله رو فرمونش گذاشت

و وقتی زنگ می‌زنه یادش می‌افتم

خب، با این حساب، دوچرخه ایده چندان بدی هم نیست

شاید وقتی تو اقیانوس اطلس هستیم دلمون بخواد روی عرشه سوار شیم

آینوا، اگه نمی‌خوای مجبور نیستیم سوار شیم

می‌تونیم برگردیم خونه، منم کشتی رو فراموش می‌کنم و عادت می‌کنم خشکی زندگی کنم

ها، گنجشک کوچولو؟ فقط دو ماهه، بابا

مثل تعطیلات می‌مونه

تازه، برای والریا هم خوبه بیرون از خونه باشه

همه‌چی اونجا یاد مامان رو برامون تازه می‌کنه

و بهم نگو "گنجشک کوچولو"

و پارتی‌بازی نکن که بهترین شیفت‌ها نصیبم شه

آینوا

دامن، عزیزم

کی می‌خواد دایی خولیان رو یه ماچ گنده کنه؟ خوشگله

سلام. وای خدای من، چقدر خوشگلی!

با اون دوچرخه لعنتی کجا داری می‌ری؟

خفه شو و کمکم کن. باشه

شاید در مورد این سفر خانوادگی اشتباه می‌کنم، دلا کوادرا

وقتی ماریسا مُرد فکر کردم این کار باعث اتحاد ما می‌شه، ولی شاید کشتی جای اونا نیست

کشتی چشه؟

تو کشتی مشروب می‌خورن؟

تو کشتی مواد می‌فروشن؟ تو کشتی مسابقه موتور هست؟

منو نگاه کن. من سی ساله تو کشتی‌ام. مشکلی دارم؟

ببخشید. معذرت می‌خوام، یه سؤال. می‌دونین ستاره قطبی کجاست؟

یه کشتیه... اسکله شرقی

اون طرف. ممنون

گوش کن به من، عوضی. داشتم پارتی می‌گرفتم. خیلی خورده بودم

تو بودی، ولی می‌تونست هر کس دیگه‌ای باشه. پس شماره‌مو پاک کن و بمیر

تو اولین عشای ربانی رو با لباس ملوان انجام دادی و بهت دوچرخه دادن، درسته؟

آدامس جویدن تو کشتی ممنوعه

نه، اجازه بدین. لطفاً

توی کشتی، کاپیتان خداست. و منم اتفاقاً دستیار اول خدا هستم

پس این آدامس رو باید ۲۴ ساعت آینده روی پیشونیت بذاری

می‌دونی چرا؟

چون اگه پرتش کنی دور، من پرتت می‌کنم بیرون

فهمیدی؟ یه مسیحی به سه چیز نیاز داره؟

کار، مسئولیت و دعا

از گره‌ها شروع می‌کنیم و همه برای حرکت آماده باشن

هی، هیچکس در مورد این محموله به من اطلاع نداده بود

کی دستور داده؟

من دادم، کاپیتان

دقیق‌تر بگم، دپارتمان علم و فناوری

که حامی مالی این سفره

تجهیزات علمی برای کشتی هستن

دپارتمان ممکنه توی خشکی رئیس باشه، ولی توی کشتی، من رئیس هستم

داخل جعبه‌ها چیه؟

من مجاز نیستم

کجا می‌ری؟ کمکم کن اینارو جابجا کنیم

یکی کمکم کنه. نه! نمی‌تونی

نه! نمی‌تونی. اوه، متاسفم!

نه! واقعاً متأسفم

من همه‌چیو جمع می‌کنم. نه، ولش کن. خودم انجامش می‌دم

بفرمایید، اینم... شورتت

این یه... هدیه از طرف دوست‌پسرمه. نمی‌دونم چرا

چرا اونا رو گذاشتم توی چمدون. اگه خاطره شادیه

خب

شروع خوبی نداشتیم. نه

من جولیا ویلسون هستم، هماهنگ‌کننده علمی بورسیه ستاره قطبی و معلم همه این دانش‌آموزان برای دو ماه آینده

ریکاردو مونترو، کاپیتان

می‌دونی که دیده شدی

جنازه رو پنهون کن و من هر چقدر که طول بکشه تو کشتی گم می‌شم

کشتی دیر یا زود به ساحل می‌رسه. برای پیدا نشدن به معجزه نیاز داری

گذرنامه ایالات متحده مکزیک

من به معجزه اعتقاد دارم، برادر

دلم برات تنگ می‌شه، عزیزم. تو محشری

رامیلو، نرو. تو پست خودت رو داری. قبول شدی

لازم نیست چیزی رو ثابت کنی. نمی‌خوام. این کارو برای خودم می‌کنم

دو ساله دارم تلاش می‌کنم که اینجا باشم

بهت زنگ می‌زنم. برات نامه می‌نویسم

دو ماه دیگه برمی‌گردم، اما الان باید برم

آره، خب، باید برم. همه دارن سوار می‌شن

دوستت دارم. خداحافظ، خاله، خداحافظ

ورود ممنوع

کمکت می‌کنم. خوبه. خودم از پسش برمیام

شتاب‌دهنده ذرات ساعت ۹ شب به وقت ژنو روشن می‌شه

این یه فرستنده رادیویی آنالوگ دوربُرده

این تنها راه تماس با ما خواهد بود اگه مشکلی پیش بیاد

در صورت بروز حادثه، پروتکل عملیاتی رو توی جعبه ۲۳ پیدا می‌کنی

اینم برای تو

طناب جلویی رو رها کن. دریافت شد. رها کن

ببین، من دانشمندم. به اسلحه نیازی ندارم. بفرمایید

اگه شتاب‌دهنده از کار بیفته، باید کنترل کشتی رو به دست بگیری

اون وقت، ممکنه اسلحه ضروری باشه. فیلیپ، این قضیه چیه؟

احتمال شکست در طول راه‌اندازی، یک در میلیاردهاست

یا اینکه اتفاقی افتاده؟

فقط یه پروتکله، عزیزم

فکر می‌کنی اگه می‌دونستم ممکنه اتفاقی برات بیفته اینقدر آروم می‌موندم؟

یک میلیون مایل

کار خوبی کردی

چرا؟ چون در مورد حادثه آهن‌رباها چیزی نگفتم؟

برای چی؟ که نگرانش کنم؟

شتاب‌دهنده ذرات تا ساعت ۹ شب درست می‌شه

بریم. باید سوار هواپیما شیم بریم ژنو

بابام بهم گفت که باید توی یه دفترچه بنویسم

اتفاقاتی که توی کشتی می‌افته

و اسمش "دفتر وقایع روزانه" است

روز اول تو قایق مثل روز اول مدرسه‌ست. دوستات و معلم‌هات رو می‌بینی

و همه‌ش به مامان‌ت فکر می‌کنی. تو قایق زمین بازی نیست

ولی کلی جا برای بازی کردن و قایم شدن داره

عمو خولیان میگه قایق یه سیاره کوچولوئه

و همه چی توش اتفاق می‌افته. اینجا صبحونه می‌خوری

می‌ری قدم بزنی، زندگی می‌کنی و مشقات رو انجام می‌دی

و بزرگ‌ها هم می‌تونن با یه دختر قرار بذارن

می‌تونن برن دیسکو، عاشق بشن و ازدواج کنن

کسی که عقدشون می‌کنه بابای منه، که کاپیتانه

و اون پادشاه این سیاره‌ست

و اون همیشه میگه قبل از اینکه خشکی از چشمت دور بشه

باید یه آرزو بکنی

من آرزو کردم این سفر جادویی و بی‌انتها باشه

پنج ساعت تا پایان دنیا

اینجا هتل پنج ستاره نیست

مامان‌تون نیست که کثافت‌کاری‌هاتون رو تمیز کنه

نزدیک‌ترین چیز به مادر که اینجا دارید منم

پس بهتره اعصاب منو خرد نکنید

یالا، تکون بخورید! شل و پل کجاست؟

بذارید شل و پل رد بشه

این آقا اینجا

ما رو به خاطر تبعیض، محاکمه کرد

ولی همونطور که می‌بینید، ما نه رمپ داریم نه آسانسور برای معلولین

من معلول نیستم، آقا. من فقط کاهش تحرک درجه سه دارم

خیلی خوبه

خیلی بهتر

از حالا به بعد، نوبتی باید تو حموم بخار دستش رو بگیریم

همونطور که می‌بینید، حمام بخار نداریم. دستشویی‌ها مشترکه

وقتی باد شدید میاد، بالای شش یا هفت ریشتر

صندلی توالت رو مثل ماهی خیس پیدا می‌کنید. پس لوس نباشید

پس باید دوش‌ها رو هم مشترک استفاده کنیم؟ اگه اونایی که خیلی نجیب‌اَن

یا اون آخونده مشکل دارن، می‌تونید ساعت ۴ صبح با چراغ خاموش دوش بگیرید

راه باز کنید! قراره کلی پوست لخت ببینیم

یالا، دنبالم بیاید!

سلام، گامبوا. یالا! سریع! بجنب!

لطفاً برای شل و پل راه باز کنید

کلاس‌هاتون از نه تا پنج با یه استراحت ۱۵ دقیقه‌ای خواهد بود

هفته‌های اول می‌تونید ازش استفاده کنید تا برید عرشه و بالا بیارید. و اینجا استفراغ، شورت‌ها و لکه‌های ته شلواری رو تمیز می‌کنید

تو این قایق خبری از لباس زیر شیک یا لباسشویی ابریشمی نیست

ظرفیت پره. ۱۳ پوند. بریم

یالا! وقت زیادی نداریم

والریا، عزیزم. لطفاً راه باز کن

یالا دیگه! تور دو فرانس تموم شد

اینجا موتورخونه است. سلام. اگه چیزی رو دست بزنید، دست‌تون رو قطع می‌کنم

همیشه یکی تو این اتاق هست. ۲۴ ساعت شبانه‌روز

سیصد و شصت و پنج روز سال. برای اینکه مطمئن بشیم موتور کار می‌کنه

راسته که ملوان‌ها کیرشون رو مثل پوُم پوُم می‌تکونن؟

چی؟ ملوان‌ها همه‌اش مشغول جق زدن‌اَن؟

ما گوشت خوک می‌زنیم

احمق!

دیگه بسه چرت و پرت گفتن. یالا!

صبحونه ساعت هشت، ناهار ساعت یک و شام ساعت هشت. همیشه در دو نوبت

کلاب اون بالاست، اینجا اتاق غذاخوریه، و اونجا آشپزخونه است

اینجا سنگر آشپز ماست، گروهبان آهنین عرشه. یالا!

همونطور که می‌بینید، هنوز سیم خاردار نصب نشده

ولی باید در مورد یه چیز بهتون هشدار بدم

یخچال وسط روز باز نمی‌شه

و البته، هیچ گونه تنقلاتی مجاز نیست، فهمیدین؟

فهمیدیم. تکون بخورید! لعنتی!

راه باز کنید. این آشپزخونه منه. این آشپزخونه ۲۴ ساعته بازه

و خوش آمدید برای یه چای بابونه، یه هات چاکلت، یا گپ زدن بیاید اینجا

اسم من سالومه‌ست. خوش اومدید

سلام، سالومه، از آشنایی باهات خوشوقتم. سلام

کجا می‌ری؟ تو آشپزخونه من سیگار ممنوعه. برو بیرون!

یالا! برو بیرون! یالا! به چی نگاه می‌کنی؟

دنبالم بیاید. یه هشت‌پا بهم حمله کرد!

بابِل، منو عصبانی نکن. با غذا بازی نکن

"سلام" کن، بابِل. سلام بابِل

مگه گفتم بازدید تموم شده؟ همه، دنبالم بیاید

و شل و پل هم همینطور. یالا! می‌خوام بیاد اینجا، با من سامبا برقصه

عالیه

تو کروکت می‌خوری و من طالبی می‌خورم. خیلی خوشمزه‌ان

بگو

با مرگ مادرت چطور کنار میای؟

خب... دارم سعی می‌کنم

بعد از پنج ماه تو بیمارستان، من واقعاً می‌خواستم به زندگی عادی برگردم

آره

و پدرت، اون چطور کنار میاد؟

روزای خاص خودش رو داره

اون احساس گناه می‌کنه که در طول بیماری مامان، توی قایق بوده

اون همه‌اش داره خاکستر مامان رو مثل یه روح سرگردان حمل می‌کنه

و هیچی نمیگه

می‌خوای چی بگه؟

اون تو ناخدایی قایق‌ها ماهره

ولی توی زندگی شخصی، وای، به یه دفترچه راهنما احتیاج داره

کاری که بابات باید بکنه اینه که زندگیش رو دوباره بسازه

آینهوآ، منو بفهم. من مادرت رو خیلی دوست داشتم. اون مثل خواهرم بود

ولی پدرت نمی‌تونه مثل یه روح این دور و بر بچرخه

اون جوونه. شما هم هنوز دخترید. شما شایسته این نیستید

و در آخر، عشق شادی میاره

سالومه، چطور می‌خواد تو یه قایق زندگیش رو دوباره بسازه؟

سلام. سلام

ببخشید. من جولیا هستم

با اجازه شما

دلا کوادرا، اینجا چی داریم؟

راکت‌های تنیس نادال

می‌خوای بازی کنی؟ در خدمت شمام، کاپیتان!

چند ماه پیش، لیستی از وسایل مجاز داخل کشتی بهتون داده شد

اما توی اون لیست نه راکت بود و نه توپ

چمدون‌هاتون رو باز کنید

The Boat subtitles in other languages

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left