முதல் 200 வரிகள்.
...آنچه در "دکتر خوب" گذشت
.تو میخوای من هیچکاری نکنم
من که هر روز، هر دقیقهاش رو .ورِ دل جنابعالیام
از اونجایی بهنظر جنابعالی این وقتی که داریم ،باهم میگذرونیم چیزیه که باید تحملش کرد
منم تصمیم گرفتم که .شرایط رو واست آسونتر کنم
.دخترت خیلی خوشگل و نازه
ازت میخواد بهتر بشی .تا بتونی بغلش کنی
.من راجعبه روش" چیل" مطالعاتی داشتم
.اون برای این روش، مورد مناسبیه .مسئولیت کاملش رو بهعهده میگیرم
.بهش بگین که خوب میشه
.نمیتونم
اکثر بیمارهای کوویدی که به ونتیلاتور .وصلشون میکنن زنده نمیمونن
.یه ماسک بزن .همینالان
.اون بیمار کووید داره .جفتمون در معرضش قرار گرفتیم
.مامانم یه گردنبند داشت
.ببینم میتونم پیداش کنم یا نه
.همهچی درست میشه
.صبح بخیر
.صبح بخیر، شاون
.دلم میخواست اینجا بودی
.منم همینطور
هفتهی هشتمِ وضعیت اضطراری
."صبح بخیر، "دلیسِی
امروز که بیدار شدم دمای .بدنم 40 درجه سانتیگراد بود
باید دستگاه تهویۀ اکسیژندرمانی بههمراه .بخار رو با سوند بینی بهم وصل کنین
مامان، صبر کن .بذار معاینهات کنه
چرا، تا چیزی که دقیقاً همینالان گفتم رو بفهمه؟
.رزنیک. میبینم برگشتی
مریض شدم، بهتر شدم .دو دفعه هم تست دادم
.همیشه از حد انتظار بهتری
،دکتر رزنیک، طبق پالساکسیمتر .اشباع اکسیژن خونش 90 ه
.باید بستریات کنیم
مامانم خوب میشه؟
.نگران نباش. خوب میشم
،به نهالهای گوجهفرنگیم آب بده
،دارسی رو از طرفم محکم بغل کن و بهش بگو مامانبزرگ خیلی دوستش داره
و بیصبرانه منتظره که خیلیزود .دوباره باهاش بازی کنه
.باشه، مامان
.خوب گند زدی با اون مکثی که کردی
میخواستی یهباره بگی برن .خونهام رو هم ارزیابی کنن واسه فروش
شرمنده. یکم طول کشید .تا پیداش کنم
.خیلیممنون
اینکه بتونم اینو توی دستام بگیرم ...و با خودم داشته باشمش
.یهجوری منو با مامانم پیوند میده
.انگار هنوزم کنارمه
مترجم : آریا :.: Ariya :.:
این قسمت از سریال دکتر خوب، یک داستان ساختگی از مبارزه با ویروسیاست که همچنان پابرجاست
به پاس احترام به قهرمانانی همچون: پزشکان، پرستاران و دیگر کارکنان این خط مقدم که بسیاری از آنها در این راه جان خود را از دست دادهاند
دکترخوب. فصل چهارم، قسمت دوم «این قسمت: خط مقدم، بخش دوم »
اینا خرتوپرتاند، کلر .الان دیگه بیارزشاند
تکتک اینا یه قصۀ ناتمومی ،برای خودشون دارن
یه پیغام صوتی که ،هیچوقت شنیده نشده
یه لیست خرید برای تهیۀ یهغذای خونگی .که هیچوقت پخته نشده
.چه قشنگ
برو برای خونوادۀ یهآدم مُرده "اسپاگتی .کاربونارا" درست کن تا غموغصهشون یادشون بره
اومدی منو مسخره کنی یا کمکم کنی؟
خودت چرا اینجایی؟
."دونالد سالکین"
فشار هوای وارده به داخل ریههاش رو کم کردیم
.و سطح اکسیژنش رو زیرنظر داشتیم
.تا الان، خیلیخوب بوده. اکسیژنش پایداره
.بسیارخب
آره، ولی کربندیاکسید انتهای بازدمیاش .داره افت میکنه
این... این یعنی چی؟
بهاندازۀ افت سطح اکسیژنش بد نیست .ولی چیز خوبی هم نیست
.حمایت فشاری رو دوباره فعال کن
کربندیاکسید انتهای بازدمی خیلی پائینه .بهتر نمیشه
چه خبر شده؟
،فکر کنم یه لختۀ خون توی ریهاشه
.و توی تبادل گازهای بدنش تداخل ایجاد کرده
،یه واحد هپارین بهش تزریق کن .و یه سرم بهش وصل کن
.بیا ببریمش ﺁﺯﻣﺎﻳﺸﮕﺎﻩ ﮐﺎﺗﺘﺮﻳﺰﺍﺳﻴﻮﻥ ﻗﻠﺒﯽ
الان چی شد؟
دارین کجا میبریدش؟
دکتر اندروز؟
دکتر مورفی؟
.مارتین
این سرم سالین ایزوتونیکه .همون سرم نمکی
.دماش 4 درجۀ سلسیوسه
اینو بهت وصل میکنم تا وارد جریان خونت بشه
تا اینکه دمای بدنت به 34 درجه سلسیوس .کاهش پیدا کنه
داروی شُلکنندهای که بهت زدم باعث میشه که دیگه لرز نکنی
چون سرما باعث پائین اومدن عملکرد قلب، مغز .و تمام فعالیتهای متابولیکیِ بدنت میشه
،ولی اینجوری تمام انرژیای که قراره صرف اونا بشه .ذخیره میشه و به بهبود ریههات کمک میکنه
.بچهات منتظرته
.پیت"، برو دنبالش"
!پیت"، برو دنبالش" .تبر دستِ اونه
.خب داشتم تیر میخوردم
،خب، مخفیانه پیشبرو، خشابت رو پُر کن .و برو بهسمت معبد
.بیخودی اونجا ول نتاب
، ایجی24 چه خبر از تو؟ ردیفی؟
آره، آره، دارم ساعت 3 صبح دنبال عاجِ افسانهای "گانش" میگردم
.اونم چون اوضاع از عالی هم یهچیزی اونورتره
،نمیتونم بیرون برم، نمیتونم بخوابم .نمیتونم برم سرکار
به قرنطینۀ کرونایی خوشاومدی .همهچی مزخرفه
.عالیه. حرفای امیدبخش خوبی بود
شماهام تنها توی تختهاتون میخوابین؟
.آره
مثل این میمونه که یه تولهسگی چیزی .رو کُشته باشم
.هی، "پیت"، "پیت"، مراقب باش
...این قلعه جای خیلیخوبی برای
.خیلیخب. "پیت" مُرد
.باید عذرخواهی کنی
.بازیت رو بکن
نمیگم که از اعماق وجودت .عذرخواهی کنی
دارم میگم باید همینجوری زبونی .عذرخواهی کنی
.این... این عالیه
.دو رو باشم
متأهلی؟
.من 15 سالمه
اوه، خب .ممنون که تجربه و .هوشِ عمرت رو باهام درمیون گذاشتی
یهدفعه دوستدختر بخاطر کاری که ،اصلاً نکرده بودم ازم عصبانی بود
،ولی من عذرخواهی کردم .الان دوباره برگشتیم پیشِ همدیگه
،شاید من آدم دورویی باشم
.ولی حداقل آدم دوروییام که دوستدختر داره
پاشو ببینم. باید تا ظهر .خودمونو برسونیم مرکز شهر
،اوه، جدی .پس واسه اعتراضات دیر کردیم
...باید شهر رو از قرنطینه در بیاریم
خب، پالساکسیمتر عدد 82 رو .نشون میده
.بقیه چیزا خوب بهنظر میان
آره بابا، بهجز اکسیژنم که داره ،مدام پائین و پائینتر میاد
.کاملاً سالمام و بهتر از این نمیشم
خب برای تابلوهای اعتراضی .جمله بسازیم
...نظرم اینه
".ای کرونا، حق کُشتنت رو از من نگیر"
،اوهوم. این چطوره کرونا، هم بهم آزادی بده و هم مرگ"؟"
.باید برم
.هیچی
طی 10 سال گذشته هیچ .بیماری بهاسم "سالکین" نداشتیم
گرفتن یه یادگاری توسط عزیزانت .این حقیقت که تو مُردی رو تغییر نمیده
و پایبند شدن به آدمهای مُرده .زندگی نمیشه
آخه چجوریه که هیشکی الان گوشیشو جواب نمیده
وقتی حتی جزء پرسنل ضروری نیستن؟
خب، حالا کیه که جزء پرسنل ضروری نیست و میخوای بهش زنگ بزنی؟
.لیا
،درسته مردم دیگه بیرون نمیرن
.ولی دستشویی که میرن
توی یهساعت اخیر این دفعهی .دومه که گوشیشو جواب نداده، کلر
رفتهرفته داریم چیزایی بیشتری .راجعبه این بیماری میفهمیم
...این
...این
.چهمیدونم
.این درست نیست
.ما دوستت داریم، مامانبزرگ
.مامان، خیلی عذر میخوام
.دوستت دارم
و میخوام بدونی که ما .هیچیمون نمیشه
.ما دوستت داریم
.اون فوت شده
.فوت شد
.فوت شدن
هفتهی نهمِ وضعیت اضطراری
.همیشه هم جالب نیست
،منظورت هرچی هست .نه، واقعاً جالب نیست
ولی حالا منظورت چی بود؟
تو عاشق میا هستی؟
.معلومه که عاشقشم
عاشق چیِ اونی؟
.عاشق اینم که به پسرمون محبت میکنه
،عاشق صحبت کردن میا با پسرمونام
،این که میدونه توی فکر کلان چی میگذره .نیازهاش چیه
.فکرش رو میکردم
فکر چی رو میکردی؟
.تو عاشق پسرت کلان هستی
سلام. حالت خوبه؟
ببخشید اونوقت که زنگ زدی .جواب ندادم
.نمیخواستم ناراحتت کنم
.فایده نداشت - .گلوم درد میکرد -
،واسههمین رفتم تست کرونا دادم .و منفی بود
درصد زیادی از تستهای کرونا .اشتباهاً منفی میشن
.شاون، الان حالم خوبه دیگه
.معنیش این نیست که کرونا نداری
.باید برم سر کار
چجوری داری خودت رو با تخصص جدیدت وفق میدی؟
عالیه. از اینکه متخصص داخلیام .خیلی خوشحالم
.خب، آره منم متقاعد شدم
سروکله زدن با بیمارهایی که بیهوش نیستن .واقعاً از علاقه و اشتیاقت بهدوره
.مشکلی ندارم
تو یه آدم گستاخ و خشن هستی
و حالا مجبوری دست بیمارها رو بگیری .و مهربون باشی
،تغییر و سازگاریِ خیلی بزرگیه
.و داره شیرهی جونم رو میکشه
الان راضی شدی؟
راههای مختلف زیادی برای برای .خوب و مهربون بودن هست
وگرنه من نمیتونستم 40 سال .بعنوان پرستار دووم بیارم
.تو هم ماله خودت رو پیدا میکنی
.یا شایدم پیدا نکنی
،روی هم رفته .وضعیت داره بهتر میشه
بیمارها با تبِ بالا .مراجعه میکنن
،وقتی هم میان ...ما توی تشخیص علائم جدید بهتر میشیم
.سلام، رفیق
شرمنده که همهاش .تماسهاتو جواب نمیدادم
.دستم به یهبیمار بنده
مادرِ اون نوزاده که بهت گفته بودم رو یادته؟
."در واقع، گذاشتمش توی حالت "زیست تعویقی وقتی فرایندهای زیستیِ بدن یک جاندار با وسایل گوناگون] [کندتر شوند بدون اینکه به زندگی آن جاندار پایان داده شود
.ولی بهنظر همچین هم فایده نداره
کی میای فونیکس؟
.هنوزم نمیدونم
به مهمونیِ فارغالتحصیلیام که میرسی، مگهنه؟
.فکر نکنم
No comments yet. Be the first to leave one.