முதல் 200 வரிகள்.
خانمها و آقایان
ازتون دعوت میکنم به سمت تالار بزرگ تشریف ببرین
عالی شدی. خیلی خوشتیپ شدی
نمیتونم، داتی. نمیشه یه وقت دیگه بیایم بگیریمش؟
میتونن بفرستنش دمِ خونهام. جان، این نشانِ امبیئیه، پیتزا که نیست
داری یکی از بالاترین نشانهای افتخار رو میگیری
که ممکنه به کسی داده بشه
ببخشید رفیق، خروجی کدوم طرفه؟
مستقیم تهِ راهرو. باشه. من دیگه رفتم
جان. آبروی خودم رو میبرم، داتی
یه چیزی میگم که بعداً پشیمون میشم
چیزی نیست که بگی و اون قبلاً نشنیده باشه
اون زنِ پخته و دنیا دیدهایه. خودش مادره. مادربزرگه
اون ملکهی بریتانیاست
دیویدسون، همین الان این بازی رو تموم کن و به حرفم گوش بده، خب؟
تو امروز اینجایی چون لیاقتش رو داری
تو این عنوان رو به دست آوردی
به اندازهی بقیه آدمهای توی این قصرِ شیک
داره شروع میشه
خب، برو صندلیهامون رو نگه دار
نه. نمیتونم، تمومش کن. دیویدسون
لردها، بانوها... همین الان اون کونِ صاحابمردهت رو بردار برو تو
و باعث افتخارمون شو
برو دیگه
اگه چیزی بگم تقصیر توئه
باشه، همیشه تقصیر منه
ریدم به ملکه
طوری نیست. ببخشید همگی. ببخشید خانم
سلام، کنی. صبح بخیر جان. بازم که دیر کردی
ترافیک بود، خودت که میدونی
ترافیک وحشتناک بود. یه بسته آبنباتِ اوپال فروتز
یه بسته اوپال فروتز، یادداشت شد
صبح بخیر
چطوری؟
سلام جان. سلام
کمرت رگبهرگ میشه ها، از ما گفتن
پوتینهات رو واسه بازیِ بزرگ واکس زدی، جان؟
آره. بهشون روغنِ واکس و همه چی زدم
جان، بعدِ فوتبال باید ببرمت خرید
شیفتم کوتاهه
وقتی بازی تموم شد، میتونم دمِ ایستگاه اتوبوس ببینمت
حتماً باید بیام؟ بله، حتماً باید بیای
دو هفتهی دیگه دبیرستانت شروع میشه
امروز صبح توی یه خونه نزدیکِ پارک کار دارم
شاید بعداً بیام بازیت رو ببینم. - اوه، عالیه
یالا، یالا! آره، برو تو شکمشون! یالا، تکون بخورین
مایه بذارین. همینه
یا حضرت عباس! داور! داور
توی محوطه جریمه تکل نزن
بیرونِ محوطه! داری چیکار میکنی؟
اه! دلقکِ تمامعیار. چطوری بیلی؟
نپیر یه پنالتیِ دیگه داد
طوری نیست، جان مهارش میکنه
افتضاحه
یالا جان
یالا جانی. یالا جانی
آره! آفرین جان
عجب سیوی کردی پسر، عالی بود
خوبه، خوبه. آره. همینه. خودتون رو جمعوجور کنین بچهها
هنوز وقت داریم
یالا
بیلی میگفت اون
بهترین مهارِ پنالتیای بوده که تا حالا دیده
گفت یه رفیق توی تیم «برویک رنجرز» داره
پیرهنت رو بکن تو، جان
حتی ممکنه بتونم توی یه تستِ دروازهبانیِ حرفهای شرکت کنم
کراواتت رو درست کن، جان
بابا دیدش. داشت از خوشحالی دیوونه میشد
شروع کرد به مشت کوبیدن تو هوا و اینجور کارا
عجله کن
چه حسی داره؟
یه کم عجیبه. یه کم
بزرگه، نه؟ باید جا واسه رشد کردن داشته باشی
یه لحظه تکون نخور
همین خوبه
میتونم لباسم رو عوض کنم؟ آره
حالا فقط باید برات کفش پیدا کنیم، جان
شاید بعداً برم ماهیگیری. کارِ خوبیه
یه کم آرومت میکنه
چه حسی داری که میخوای بری دبیرستان، جان؟
یه کم استرس دارم. نگران نباش، خوب میشه
فقط سرت به کارِ خودت باشه و دنبالِ دردسر نگرد
سخت تلاش کن، جان
معلومه که میکنم. همیشه همینطوره
به اولین روزِ حضورتون در دبیرستانِ گالاشیلز خوش آمدید
امروز شروعِ یه دورانِ جدیده
شروعِ سفری که هویتِ شما رو شکل میده
تعیین میکنه که قراره به چی برسین
برای بقیهی عمرتون
و این مسئولیتِ منه که مطمئن بشم وقتی از اینجا میرین
تمامِ استعدادهای خودتون رو شکوفا کرده باشین
در موردِ ادب و رفتارِ شخصیتون
من چیزی جز بالاترین استانداردها رو قبول نمیکنم
متوجه شدین؟ بله آقا
چطوری ماری؟ چطوری جان؟
روبهراهی؟ آره، خوبم
سیبزمینی سرخکردهی اضافی گرفتم. ای خرشانس
خانمها
خب، اولین روزِ مدرسه چطور بود؟
خوب بود
اسمت چیه؟ واسه چی باید بهت بگم؟
واسه چی باید بهم بگی؟ خب
چون شاید بخوای با من بیای سینما
اونوقت چطوری میخوای پولش رو بدی؟
من روزنامه پخش میکنم. وضعم توپه
برو بابا
واقعاً هست. پولش از پارو بالا میره
یالا دیگه ویلیام. یه تلاشی بکن
واسه ناهار چی خوردی جان؟
اوم... سیبزمینی
فقط سیبزمینی؟
آره. یعنی دو بار سیبزمینی در یک روز؟
دو بار سیبزمینی در یک روز؟
باید حواسمون باشه. نمیخوام جوش بزنی
جان. سس. اوم. ببخشید مامان
راستی، امروز با بیلی صحبت کردم
همون رفیقش توی برویک رنجرز، همون استعدادیابه
داره میآاد تا دروازهبانیت رو ببینه
جدی؟ اوم-هوم
انگار اون مهارِ پنالتی کارِ خودش رو کرده
معرکهست
من در رویای اندامی لِدایی هستم
که بر فرازِ آتشی رو به خاموشی خم شده، یک
داستانی که اون... از سرزنشی تند تعریف کرد
یا اتفاقی ناچیز
که روزهای کودکی رو به تراژدی تبدیل کرد
اوم، تعریف کرد و به نظر میرسید
تعریف کرد و به نظر میرسید که... جان، حالت خوبه؟
به نظر میرسید که دو طبیعتِ ما در هم آمیخته شده به یک
در... در یک
در یک... جان، چه خبر شده؟
انگار به صندلیش برق وصل کردن. هیس! جان
اجازه هست برم دستشویی، خانم؟
آره. برو خودت رو جمعوجور کن
یالا
ولم کنین. انجامش بده. انجامش بده
گمشو! یه بار اون حرکتِ تیکت رو برو
بیخیال. تمومش کن پسر. نه، نه، دست خودم نیست
منم تیک گرفتم
جان رو نگاه کن
گمشو
نه. فقط گمشو
نگاش کن
مدرسه چطوره، شارون؟ خوبه، آره
هنوز همون دوستات توی کلاسن یا...؟
خب، یه کوچولو فرق کرده
زنگ ورزش بیشتر از همه تغییر کرده. ولی من هنوز
جان
داری چیکار میکنی؟ اوم
چیزی نیست. نگرانش نباش
این مسخرهبازیها چیه؟
نمیدونم
خودت رو به موشمردگی نزن. نمیخوام دربارهش حرف بزنم
جان. من
جان، کجا داری میری؟ جان
نذار شامت سرد بشه
خب، همگی، یالا. به خوردنتون ادامه بدین
داره چه بازیای در میآره؟
جان، چِت شده؟
هیچی. تابلویه که یه چیزی هست
سرِ میز داری مسخرهبازی در میآری
خب
یه حرکاتی با گردن و چشمام میکنم
میپره. تیک میزنه
خب، الان که این کار رو نمیکنی
جان، فقط داری خیالاتی میشی
یه حمام آب گرم بگیر و زود بخواب
صبح حالت خوب میشه
چطوری کری؟ چطوری جان؟
این مامانمه. خیلی هولی، نه؟
همون روزِ اول مدرسه، دخترم رو دعوت کردی بیرون
فقط داریم فیلم میبینیم. اوم. مناسب هست؟
واسه سنتون مناسبه؟ آره، فکر کنم
فحش و ناسزا هم داره؟
اوم... فکر نمیکنم. فکر نمیکنی؟
خب، موضوعِ این فیلم چیه اصلاً؟
دربارهی مَردیه که لباس زنونه میپوشه
خب، این که شروعِ خوبی نیست، مگه نه؟
حق نداری اون رو ببینی. مامان! یا ابوالفضل
مراقب حرف زدنت باش، کری
هی. نمیخوام هیچ کارِ مشکوکی ازتون ببینم، باشه؟
خانمها و آقایان
آپاراتچیِ امشب شما اریکه
که شغلِ گرم و طاقتفرسایی داره و به خوبی از پسش برمیآد
و برخلافِ شما، وقتی نداره که برای خودش
یه نوشیدنیِ خنکِ «کیا اورا» بگیره. ممنون
کیرم رو بخور
متاسفم. کری
متاسفم کری. نفهمیدم چیکار کردم
ازم دور شو! ولم کن، مرتیکهی منحرف
ببخشید. بهت گفته بودم کارِ مشکوک تعطیل
این مسخرهست
برو بیرون. ببخشید
ممنون
اشکالی نداره منم کنارتون بشینم؟
نه، بفرمایید، بشینین
خب، درست حدس زدم که همهتون سالاولی هستین؟
بله آقا
خوب جا افتادین؟ بله آقا
غذاهای مدرسه چطوره؟
No comments yet. Be the first to leave one.