முதல் 200 வரிகள்.
تا همه ببینن چطوری میدرخشم
دیروز دستم بهش نمیرسید، ولی حالا دیگه با خیال راحت میخوابم
پس همهشون رو به هم وصل میکنم
مثل یه تابِ بزرگِ بندبازیِ سیرک
تا همه بتونن هر شب ببیننش
و میدونم که هر دختر و پسری
داره از تپه میره بالا
بقیه هم اونو میذارن لب پنجرهشون
رهگذرا
خب، منم ستارهم رو میذارم توی آسمون
آره، ستارهم رو میذارم توی آسمون
جسارتاً بگم که دیگه حاضریم
برای صحنهی اصلیِ کریستال کراون؟
خب، میدونی، ممکنه یه کم متفاوت باشه وقتی که
توی یه تالار بزرگ باشیم و جلویِ
مثلاً هزار نفر آدم اجرا کنیم
راست میگی. اونموقع خیلی بهتر میشیم
باید یه اجرایِ اضافه هم آماده کنیم
اوووه، آره! دو تا اجرایِ اضافه
هر کاری که لازم باشه انجام میدیم
میخوام یه نمایشِ چنان فوقالعادهای راه بندازیم
که حامیهای مالی اصلاً نتونن جلویِ کمک کردنشون رو بگیرن
کمکهای خیلی دستودلبازانه به بیمارستان کودکان
خب متأسفانه توی یه مراسم خیریه
بحث سر این نیست که نمایش چقدر معرکهست
مهم اینه که خیرین برای کمک به نیازمندها بیان جلو
حداقل این چیزی بود که هرولد همیشه میگفت
اونم که دیگه خودش اینکاره بود
اون بهترین جشنهای خیریهای رو که این شهر تا حالا دیده برگزار میکرد
خیلی خوشم میاد که داری ادامه میدی
فعالیتهای خیرخواهانه عمو هرولد رو
اما فکر کنم انجام تمام این برنامهریزیها بدون اون
حتماً یکم سخته
در واقع، این یه راه خیلی قشنگه که نزدیکِ خودمون حسش کنیم
این بچهها و خانوادههاشون
هر روز با بلاتکلیفی خیلی سختی روبرو میشن
منظورم اینه که، به این چهرهها نگاه کن
مگه میشه کسی نخواد به این بچهها کمک کنه؟
اوه
اون باید خبرنگار روزنامهی «اولد سیتی تایمز» باشه
باهام تماس گرفت و گفت که میخواد
واسه این مراسم یه خورده سروصدا راه بندازه
عالیه
برو خبرای خوب رو برسون و منم اینجا رو جمع و جور میکنم
در واقع، اون میخواست با شما مصاحبه کنه
من؟
باز هم ممنون که قبول کردین با من ملاقات کنین
البته. امیدوار بودیم به هر شکلی که میشه
خبر جشن خیریه بیمارستان کودکان رو پخش کنیم
بفرمایید، راحت باشین
خب، شما یه مدتی هست که بنیاد «جبران اشتباهات» رو
اداره میکنین؟
بله، همینطوره
و عموتون هرولد بعد از فوتش اون رو برای شما به ارث گذاشته؟
بله، همینطوره
در واقع، این حس نوعدوستی هرولد بود
که ایده برگزاری این جشن رو به ما داد
اما شما هیچ سابقه قبلی در کارهای کارآگاهی ندارین؟
نه، در واقع تخصص من در زمینه اجرا و خوانندگیه، که
همین آخر هفته توی جشن خیریه بیمارستان کودکان اجراش میکنم
و تا الان هم به کلی پرونده قدیمی رسیدگی کردین
درسته؟
دقیقاً. آره، حسابی تحقیق کردین
چطور یه خواننده که هیچ تجربهای به عنوان محقق نداره
از پس این کار برمیآد؟
میدونین، فکر میکردم این مصاحبه درباره
جشن خیریه بیمارستان کودکان باشه
و هفته خیلی شلوغی دارم تا همه اون کارها رو انجام بدم
پس اگه میخواین درباره بنیاد مصاحبه کنین
میتونیم برای هفته دیگه هماهنگش کنیم
معذرت میخوام، اما این موضوع نمیتونه منتظر بمونه
خانم داسیلوا، خواهش میکنم، من واقعاً به کمکتون نیاز دارم
همکارم... اون ناپدید شده
صبر کن، صبر کن، صبر کن
کل این مصاحبه یه نقشه بود؟
مجبور بودم باهاتون حرف بزنم
میدونم اگه شما هم در موقعیت من بودین
همین کار رو میکردین
کارهای مخفیانه شما دیگه زبونزد همه شده
برای حل پروندهها هر کاری میکنین
چطور این رو میدونین؟
من خبرنگارم و حسابی تحقیق کردم
شاید تازهکار باشم، اما میدونم دارم چیکار میکنم
جین، فقط باید کار خودت باشه
تو کسی نیستی که جواب «نه» رو قبول کنه
و دوستم آیرین هم دقیقاً همینطوری بود
نگرانم که همین اخلاقش باعث شده باشه براش دردسر درست شه
خب، اگه به کمک بنیاد نیاز داشتین
چرا مستقیماً با خود بنیاد تماس نگرفتین؟
تا از راههای معمولش اقدام کنین؟
همین کار رو کردم
اما این یه پرونده قدیمی نیست، موضوع ناپدید شدن یه نفره
و باید همین الان پیداش کنیم
صبر کن، یعنی دوستت آیرین مفقود شده؟
کاملاً غیبش زده
خواهش میکنم، باید زود پیداش کنید
همهمون خیلی نگرانشیم
همکارتونه؟
استادم، آیرین مارچ
خبرنگار تحقیقی روزنامه "اولد سیتی تایمز"
آیرین همیشه سر کارش حاضره
اون افتخارش به اینه که
زنیه که توی تحریریه همیشه یه قدم از بقیه جلوتره
خب، به نظر میرسه که باید با پلیس تماس بگیرید
گزارش مفقودی رد کنید
کردم، ولی زیاد کمکی نکردن
دیروز رفتن دم خونهش تا ببینن حالش چطوره
وقتی دیدن خودش نیست و ماشینش هم غیب شده
و نشونهای هم از ورود اجباری به خونه نبوده
گفتن نیازی به تحقیقات بیشتر نیست
چرا فکر میکنی من میتونم کمک کنم؟
شما پروندههایی رو حل کردید که پلیس نتونسته
توی بیشتر از ۱۵ سال
آیرین به این میگفت "جُربُزه"
ممنونم مارگارت
ولی این هفته برای مراسم "گالا" خیلی کار سرم ریخته
آیرین کل دوران کارش رو وقف کرده
به افشای پروندههای بزرگ و رسوا کردن آدمبدهای قصه
اون سالهاست که داره برای بقیه میجنگه
برای اونایی که خودشون نمیتونن از حقشون دفاع کنن
حالا ما باید برای اون بجنگیم
اونم واقعاً ارزشش رو داره
منم موافقم
فقط، نمیدونم که آیا من آدم مناسبی برای کمک کردن هستم یا نه
خواهش میکنم، فقط حرفم رو بشنوید
باشه، گوش میدم
بیا، چرا کل ماجرا رو برام تعریف نمیکنی؟
الان تقریباً دو روزه که ناپدید شده
صبح زود پنجشنبه دیدم که داشت از ساختمون دفترمون میرفت بیرون
سعی کردم برنده شدنش رو تو مسابقهی ۱۰۰ هزار دلاری بهش تبریک بگم
که روز قبلش توی یه مسابقهی تلویزیونی برده بود، ولی بهش نرسیدم
فکر میکنی بردن اون همه پول ربطی داشته باشه
به ناپدید شدنش؟
اولین چیزی که آیرین توی تحریریه بهم یاد داد این بود که
هیچ چیزی اتفاقی نیست
سلام! - دونات؟
اوه! لازم نبود ولی خیلی میچسبه
خب، ممنونم که داری روی پروندهای تحقیق میکنی
که بهت واگذار نشده
اوه، خب، خوشبختانه فعلاً
پرونده قتلی ندارم که کل وقتم رو بگیره
تا وقتی که پا توی کفش کسی نکنم
حتماً بخش مفقودیها به کمک احتیاج دارن
خب، دستمون چی داریم؟
خب، طبق این گزارشِ بررسیِ وضعیت
نشون میده که «آیرین مارچ» تنها زندگی میکنه
چیز غیرعادیای نیست، اثری هم از ورود اجباری وجود نداره
البته اونها وارد
فضای داخلی خونه نشدن
اما یکی از همسایهها گفته آیرین به رفتن فکر میکرده
چون بهخاطر کارش کلی استرس داشته
هوم
خب پس سوال اینجاست که چرا بدون هیچ رد و نشونی غیبش زده؟
آره، درسته
توی اون گزارش چیزی درباره حضورش توی یه مسابقهی تلویزیونی هست؟
آره
آره، اون توی یه مسابقهی تلویزیونی به اسم «قهرمان جناس» مقداری پول برنده شده
قهرمان جناس؟
آره، همون مسابقهای که درباره بازی با کلماته. تا حالا دیدیش؟
راستش نمیتونم بگم که اهلِ بازی با کلمات هستم
تو چی؟
اوه آره. من از یه جناسِ حسابی لذت میبرم
ظاهراً آیرین هم همینطور بوده
برنده شدنش توی اون مسابقه خیلی سر و صدا کرد
اون قهرمانِ فعلی، یعنی «ادگار سالمون» رو شکست داد
کسی که نزدیک به ۳۰۰ هزار دلار رو از دست داد
واو، پولِ خیلی زیادیه
اوه، عجب
آره، به نظرِ من که این خودش یه انگیزهست
انگیزه؟ برای چی؟
هی، تند نرو، باشه؟
اصلاً هیچ مدرکی مبنی بر جرم و جنایت اینجا وجود نداره
آره، اما مگه نبودِ مدرک خودش نمیتونه یه مدرک باشه؟
خب، آره، منظورم اینه که
کسایی که مبالغ زیادی برنده میشن، گاهی دوست دارن مدتی آفتابی نشن
چون فقط میخوان دور باشن
از آدمایی که دنبالِ پولِ مُفتن
باشه، این منطقیه
یا مثلاً، ممکنه یه هفته رفته باشه تعطیلات
تا از پولِ جایزهش لذت ببره
این رو هم نباید فراموش کنیم که آیرین یه خبرنگار تحقیقیه
ممکنه چیزی رو فاش کرده باشه که اونو به خطر انداخته
آره
یا ممکنه با هویت جعلی مشغول تحقیق روی یه گزارش باشه
منظورم اینه که هر چیزی ممکنه
اما افسری که این گزارش رو تنظیم کرده
اصلاً فکر نمیکنه که اتفاق شومی افتاده باشه
خب که چی، یعنی فقط میخوان منتظر بمونن تا خودش پیدا شه؟
آخه یه آدم غیبش زده
پلیس نباید تکتکِ سرنخها رو دنبال کنه؟
آره، حتماً دارن همین کار رو میکنن
اما آیرین یه آدم بالغه که در سلامت کامل هم هست
میدونی، اصلاً بعید نیست هر جایی باشه
تو اینجور موارد، معمولاً اکثر آدمها بعد از چند روز پیداشون میشه
ولی باید اینم بدونی که بعضی از افشاگریهای "آیرین"
تصویر چندان خوبی از پلیس نشون نمیداد
خب، اگه پلیس وظیفهشو درست انجام نده، درک میکنم چرا
بنیاد اینطوری غرق در درخواستها شده
خب، خوشبختانه اونا تو رو دارن
"ما" رو. اونا ما رو دارن
No comments yet. Be the first to leave one.