முதல் 200 வரிகள்.
پاشو. کجاست؟
سوار ماشینه یا پیادهست؟
اسکافیلد کدوم گوریه؟
کجاست؟
.پیداش نمیکنی. باورم کن
.باورت کنم؟ قبلاً امتحان کردیم
.تا حالا بهت دروغ گفتم؟ تو هیچوقت دربارهش بهم نگفتی
.من اصلاً نمیدونستم
.میخواستم بهت بگم که سیا هواپیما رو سرنگون کرده
.فکر کردم شاید اون تو این قضیه دست داشته باشه
.ولی حتی یک لحظه هم فکر نمیکردم از اول نقشهی لعنتی اون بوده باشه
.دیسپچ، یه ۱۰-۵۰ با چند وسیله نقلیه دارم. نیروها از پا افتادن
.درخواست کمک فوری پزشکی دارم
.کجایی؟ فرانک، خیلی متاسفم
.میفهمم که نمیتونی درک کنی چرا مجبور بودم این کارو بکنم
.درکش کنم؟ مردم مُردن، سیدنی
.دوست دارم توضیح بدم
.شاید بعداً، ولی الان زنگ زدم که بهت هشدار بدم
اگه بخوای خودتو قاطی ماجرای من و بردفورد کنی،
.این کارو نکن
کدوم گوری هستی؟
.اگه دخالت کنی آسیب میبینی
.و این آخرین چیزیه که من میخوام
.خواهش میکنم، به خاطر امنیت خودت، فرانک
از کی تا حالا امنیت کسی برات مهم بوده؟
.میدونم چجوری به نظر میرسه
.جسدها همه جا ریخته، اسکافیلد
.تو نمیفهمی
.من میفهمم که تو هواپیما رو سرنگون کردی
.خون به دستاته
.هی، باید تسلیم شی. نمیتونم. هنوز نه
.یه کاری هست که اول باید انجام بدم
آرشیو. میدونم تو از اون جور مردایی هستی
.که حس میکنه باید کاری در مورد این بکنه
.تا اوضاع رو درست کنی، جلوشو بگیری
.ولی این کارو نکن
.دارم بهت میگم، فرانک، به خاطر خودت، کنار بکش
...و من لعنتی بهت گفتم اگه جون مردم این شهر رو به خطر بندازی
باید تاوان پس بدی...
.پس حالا میخوام به حرفم عمل کنم
.مثل باد فرار کن، خانم و گورتو گم کن
.چون دارم میام سراغت
.نمیخوای این کارو بکنی، فرانک
.اوه، این تنها چیزیه که میخوام
.باشه. ولی من بهت هشدار دادم
.مارشالها هارتمن رو بازداشت کردن
.داریم سعی میکنیم بفهمیم کجا نگهش داشتن
.اسکافیلد؟ نامشخص
.اما یه مشکل ایجاد شده
خبری رسیده که هارتمن نفوذ کرده
.به یکی از پایگاههای اطلاعات سیگنالی ما در برینگ
.تلفات رو تایید کردیم
چی میخواست؟
هنوز زوده که بگیم ولی تحلیلگران ما معتقدن
.اون میتونسته تا یک پتابایت داده رو دانلود کنه
.حرومزاده
زنی که سوییچ مرد مردهی هارتمن رو ساخته، در فیلادلفیا زندگی میکنه؟
.آره. هانتینگ پارک
.هارتمن در روسیه بود
.یعنی مجبور بوده آرشیو ۶ رو به صورت دیجیتالی بفرسته
.متوجه نمیشم، خانم
.هر پایگاه اطلاعات سیگنالی در برینگ، داره دادهها رو جذب میکنه
.که از طریق کابل فرا قطب شمال رد میشه
یعنی هارتمن اگه اون رو برای دوست هکرش فرستاده باشه،
.احتمالاً ما اون رو رهگیری کردیم
.یعنی روی سرورهای ماست
.اون حرومزاده به پست ما نفوذ کرده تا آرشیو رو بازیابی کنه
.اونی بود که دانلود کرده
.اون یک کپی فیزیکی درست کرده
.و اگه اون نداشته باشدش، اسکافیلد قطعاً داره
.باشه، گوش کنین
.این یک عملیات مهار و پاکسازی است
.هدف اصلی سیدنی اسکافیلد است
.او اطلاعات طبقهبندی شده در اختیار دارد و باید فوقالعاده خطرناک در نظر گرفته شود
.باید بدون هیچ ملاحظهای حذفش کنید
.هدف ثانویه لوی تیلور هارتمن است
.او بازداشت شده اما میخوام از سر راهمون برداشته بشه
.بی سر و صدا باشین
.هیچ ردی از خودتون به جا نذارین
.دست به کار شین
تو آخرین کسی هستی که میخوام بهش تکیه کنم،
.اما من به حقیقت نیاز دارم
.پس به کمکت نیاز دارم
.اگه زندانی باشم نمیتونم کمکت کنم
خب، تو زندانی میمونی، باشه؟
.تو همسر منو دزدیدی، مردای منو کشتی، همسر تو در حال فراره
.و ژاکلین بردفورد تازه تو فورت وینرایت فرود اومده
.چقدر پیش فرود اومد؟ نه، تو به من بگو دارم وارد چی میشم
.میدونم تو فکر میکنی سیا اون هواپیما رو سرنگون کرده تا تو رو بکشه
.چون تو یه چیزی پیدا کردی
چی کشف کردی؟
.یک پایگاه داده سیا
.آرشیو ۶
.بله. آرشیو ثابت میکنه که بردفورد یه لیست کشتار رو اداره میکنه
.اون دشمنان رو شناسایی میکنه و اونها رو بدون مراحل قضایی میکشه
.پس اسکافیلد میخواد کل سازمان رو پایین بکشه
.نه سازمان رو. نه
.اون میخواد بردفورد رو پایین بکشه و برنامهش رو افشا کنه
.براش مهم نیست که در این راه به کی آسیب میرسونه
.به این سادگیها نیست
.شاید بستگی داره تو کدوم طرف این حصار لعنتی وایسادی
.اوه، فرانک، بیخیال
.خسارت جانبی به خاطر خیر عمومی
.تو خودت بهتر از هر کسی میدونی که بعضی وقتا این جور چیزا اجتناب ناپذیره
.من بهت میگم چی میفهمم
.من به همه این وضعیت کوفتی خاتمه میدم. زنت رو میارم اینجا
.و اون بقیه عمرش رو تو زندان میگذرونه
.این چیزیه که من میدونم
.نه اگه بردفورد زودتر برسه، فرانک
.اون اینجا نیست که دستگیرش کنه، فرانک. اون اینجاست که بکشتش
.اون میدونه که سیدنی آرشیو رو داره
.اون میدونه که اون میخواد منتقلش کنه
.پس هر کاری لازم باشه انجام میده تا جلوش رو بگیره، اون راز لعنتی کوچیکش رو امن نگه داره
.اگه منو از اینجا آزاد کنی، میتونم کمکت کنم جلوی بردفورد رو بگیری
.این اتفاق نمیافته. خب. اینو بفهم، فرانک
...پس تو و هر چند نفر مردی که برات مونده، تنها کسانی هستین که ایستادین
.بین اعدام همسرم توسط سیا و فاش شدن حقیقت
.پس باید سریع دست به کار بشی، فرانک
.چون اگه اون بمیره، حقیقت هم باهاش میمیره
.خب، رفقا. بیاید جلو. جمع شید
.یه فراری دیگه به لیستمون اضافه شده، و اون یکی از خودیهاست
.سیدنی اسکافیلد الان آزاده و برای بازجویی تحت تعقیبه
.در مورد سقوط پرواز 207 USM
.آخرین بار تو دالتون، پنج مایل جنوب پراسپکت کریک دیده شده
.پیاده است، پس هنوز تو منطقه است
.بیاید به پلیس ایالتی، FPD، شبکههای اجتماعی اطلاع بدیم
.میخوام عکسش همه جا باشه
.ببینید، میدونم خستهایم، باشه؟ بدنمون درد میکنه. میخوایم بریم خونه
.پس بهتون یادآوری میکنم که اسکافیلد دلیل اینه که همه ما اینجا هستیم
.دلیل اینکه بیمارستانمون پره، بچههامون وحشتزدهان
.دلیل اینکه شهرمون یه هفته است تحت محاصره بوده
.پس جون دوباره بگیرید. اگه لازم شد، عصبانی بشید
.چون هیچکدوم از ما زندگیمون رو پس نمیگیریم تا وقتی این زن رو دستگیر کنیم
.ما فقط یه هدف داریم و اون هم پیدا کردن سیدنی اسکافیلده
.پس بیاید انجامش بدیم
.من میدونم کی هستی، وینسنت. واقعا
.میدونم که با رابرت اسکافیلد دوست صمیمی بودی
.که اون بهت تو این کشور یه زندگی بخشید
.میدونم که سیدنی رو از بچگی میشناختی
.که فکر میکنم به خاطر همین بهش کمک کردی
.چون بهش اهمیت میدی
.و به خاطر همین باید کمکم کنی تا سالم دستگیرش کنیم
.حتی اگه میخواستم کمکت کنم، نمیتونم
.نمیدونم کجاست
.سیدنی دیگه از کنترل خارج شده
.تو میدونی چی میخواد
.افشای آرشیو
.بردفورد رو سرنگون کنه، که حتما هم همین کارو میکنه
.بردفورد اینجاست
.اما اون یه تیم با خودش آورده تا سیدنی رو حذف کنه
.برای همین تو به من نیاز داری که زودتر بهش برسم
.بهم بگو چطور این کارو کنم
.فکر نمیکنم واقعا زنی رو که داری دنبالش میگردی، بشناسی
.همه چیز تو زندگی سیدنی اونو به این لحظه سوق داده
.قتل پدرش، خیانت به خانوادهاش
.زندگیاش به عنوان یه جاسوس
.بردفورد از سیدنی و هر چیزی که دوست داره سوءاستفاده کرده
.تلاش کرده تا راز خودش رو امن نگه داره
.اون قصد داره اینو جبران کنه. حقیقت رو افشا کنه
.سیدنی فراری نیست. اون یه ماموره
.شکست گزینهای نیست
.صراحتم رو ببخشید
.اما من نگران اینکه بردفورد پیداش کنه، نیستم
.و نگران اینکه تو زودتر بهش برسی هم نیستم
.راستش رو بخوای، من روی اسکافیلد شرط بستم
!تو دیگه کی هستی؟ پاشو
.فرانک. بله
...اینه. ایشون
.ژاکلین بردفورد. معاون مدیر، سیا
.من میدونم شما کی هستید
.متوجهام که اینجا حسابی سرتون شلوغ بوده
.شما و تیمتون کارتون عالی بود
جایی هست که بتونیم خصوصی صحبت کنیم؟
راجع به اسکافیلد؟
.یه خورده پیچیدهتر از این حرفاست
.چیزی که میتونم تایید کنم اینه که باید دو فراری رو که تحت بازداشت شما هستن، بازداشت کنم
.یکی با اسم مستعار وینسنت تیاگو شناخته میشه
.اون یکی یه مامور سابق سیا به اسم لوی هارتمنه
.با اسم رمز "هاولوک"
.بله. ایشون اینجا هست؟ بله
.حکم بازداشت دارید؟ شما متوجه نیستید
این یک مسئله امنیت ملیه. اسناد دادگاه چی؟
.ممنونم از توجهتون، اما این مردا حقوقی دارن
پس دوباره ازتون میپرسم. هیچ سند دادگاهی دارید؟
.مارشال، این جای بحث نداره
.این دو مردی که تحت بازداشت شما هستن، عوامل غیردولتی خشنی هستن
.که تهدیداتی رو ایجاد میکنن که شما به هیچ وجه نمیتونید درک کنید
.باشه، قبول
ببین، تا حالا اسم لیتل دیومد رو شنیدی؟
.ببخشید؟ یه جزیره کوچیک تو دریای برینگ
.حدود 80 نفر جمعیت داره
.اونا تو یه مجموعه کوچیک از کلبهها روی دامنه تپه زندگی میکنن
.احتمالاً دورافتادهترین سکونتگاه تو کل ایالات متحده آمریکاست
.باشه
.دو مایل شرق اون، بیگ دیومد قرار داره
.که بخشی از ناحیه چوکوتسکی روسیه است
.و مرز روسیه و آمریکا درست از وسط این دو جزیره میگذره
.منظورتون رو نمیفهمم
...منظورم اینه که با وجود نزدیکیمون
.آلاسکا بخشی از روسیه نیست
No comments yet. Be the first to leave one.