The Beast in Me

The Beast in Me

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 1

வெளியீட்டு விவரம்

The Beast in Me S01E08 The Last Word 720p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-FLUX
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 8 The Beast in Me 2025 زیرنویس فارسی سریال

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2025-11-14
பதிவிறக்கங்கள்: 78
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

از توی صورتت معلوم بود، همه کاری که می‌خواستی باهاش بکنی.

هر چیزی که حقش بود.

کارما خیلی بی‌رحمه، نه؟

اریکا.

از دفترم گفتن که با من کار داری.

آره. ولی، ام... می‌تونه صبر کنه.

مطمئنی؟ تا اینجا اومدی که به من بگی، پس...

واقعاً فکر می‌کنی آگاتا ویگز این کارو کرده؟

این دیوونگیه، نه؟

ظاهراً، ویگز چهار ساله داره آزارش می‌ده.

اونو مقصر تصادف ماشینی می‌دونست که پسرش رو کشت.

و نایل جرویس زنگ زده به پلیس؟

ویگز داشت در موردش یه کتاب می‌نوشت.

اون یه آدم‌ربایی احتمالی رو گزارش داده.

به همین دلیله که پلیس با اداره تماس گرفته.

این با فایل‌های ویدیویی که از لپ‌تاپ ویگز پیدا کردیم هم مطابقت داره.

وای خدای من.

آره. اون ساعت‌ها ویدئوی تاریخ‌دار ضبط کرده بود.

اون بچه بیچاره رو تا چند ساعت پیش زنده نگه داشته بود.

جواب بده.

می‌خوای تو جواب بدی؟

اشکالی نداره؟

آره، تو برو.

من پایینم.

الو؟ اگی؟

کجایی؟

اگی؟

لعنتی.

اگی، اون کجاست؟

اگی؟

اگی!

اگی؟ اوه، شلی، وای خدای من.

وای خدای من، خدا رو شکر.

کجایی؟ چی شده؟

حق با من بود. نایل بود.

اون تدی فنیگ رو کشت و جسدشو گذاشت تو اتاق کو... کوپر.

که اینطور به نظر برسه که من این کارو کردم چون اون...

باشه. باشه. آروم باش. آروم باش.

من مدرک داشتم.

و دادمش به کسی که نمی‌تونم باهاش ارتباط بگیرم، پس باید بهش زنگ بزنی.

اگی، گوش کن، هر اتفاقی افتاده...

باید قبل از اینکه اوضاع بدتر شه، برای پلیس توضیحش بدی.

هر اتفاقی افتاده؟ چی؟

ببین، فقط...

منظورت چیه؟ فکر می‌کنی دارم بهت دروغ میگم؟

نه، منظورم اینه که الان باید به من بگی...

کجایی.

تا بتونیم کمکت کنیم.

ما؟ کی ما؟

تو با پلیسی؟

الان تو هم با اونایی، نه؟

اگی، لطفا بذار کمکت کنم، لطفا.

لعنتی.

اگی!

لعنتی. لعنتی.

خب، من اونو می‌رسونم. می‌تونم مصاحبه رو تو ماشین انجام بدم.

اصل مطلب رو متوجه نمی‌شی. اصل مطلب؟

من فقط گفتم که با "تایمز" یه مصاحبه دارم.

تو شروع کردی که چقدر احساس می‌کنی حمایت نمی‌شی.

چون تو فقط هر کاری دلت می‌خواد می‌کنی.

بدون اینکه حتی از برنامه کوپر یا من بپرسی.

پس برو استودیوت و ماساژ بگیر، هرچی که لازم داری.

و من کوپر رو می‌برم، باشه؟

دیگه چی می‌خوای بگم؟

نمی‌خوام برم!

هی، کوپر، الان وقت این کارا نیست، پس کفشاتو بردار و بپوش.

اگی، لطفا. چی؟ می‌خوای من ببرمش؟

اگی، کوپر کجاست؟

اریکا؟ جک. ببخشید مزاحمت شدم.

یه لطفی باید بکنی. یه جورایی اضطراریه.

آره، حتماً. چی شده؟

مدیسون جرویس رو یادته؟ - آره.

یادداشت خودکشی‌اش. باید از آرشیو مدارک درش بیاری.

اوه، نسخه دیجیتالش به دردت می‌خوره؟

احتمالا تا یک ساعت دیگه می‌تونم وارد پایگاه داده شم و یه کپی با کیفیت بالا بهت بدم.

اریکا؟

اونجایی؟

بذار بهت زنگ بزنم.

باشه.

ایده بدیه.

دستات روی سرت. الان!

یه حسی بهم می‌گفت داری بهم دروغ میگی.

وقتی گفتی آبوت کاری نمی‌کنه.

باید به غریزه‌م اعتماد می‌کردم.

فکر می‌کردم با هم کنار اومدیم.

من همیشه احترام گذاشتم.

چیز دیگه‌ای هست که بخوای بهم بگی؟

با برایان چیکار کردی؟

نمی‌فهمم در مورد چی حرف می‌زنی.

این چیزی نبود که باهاش موافقت کردم.

قرار نبود هیچ کدوم از اینا اتفاق بیفته.

ولی افتاد.

و تو الان توش درگیری.

درست مثل من.

تو انتخاب کردی که از خانواده‌ت محافظت کنی.

منم همین کارو می‌کنم.

من هر غلطی که باید بکنم، می‌کنم.

پس اگه چیزی رو پنهون می‌کنی...

پنهون نمی‌کنم.

خب، مجبوری منو ببخشی.

این بار حرفتو باور نکنم

هر چی می‌دونی یا فکر می‌کنی می‌دونی

بیخیالش شو

حداقل بگو برای برایان چی شد

اگه من جای تو بودم

نگرانی‌هامو برای خانواده‌ی خودم نگه می‌داشتم

عموی مورد علاقه‌ام چطوره؟

به اریکا برتون سر زدم

دیگه مشکلی ایجاد نمی‌کنه

مطمئنی؟

بچه‌هاشو دوست داره

می‌دونه ما جدی هستیم

پس اوضاع خوبه دیگه

باید دید

الان دارم می‌رم خونه‌ی پدرت

که چی بهش بگی؟

تا حد ممکن کم

یکی باید خبر رو بده که پسرش قراره تیتر اخبار بشه

باید برم. نایل؟

لعنتی

هلیکوپترها دارن دور می‌زنن

و تو جاده‌ی میل ریور ایست بازرسی پلیس هست؟

خبری داری چی شده؟

بهتره بشینی

خب، آب انگور رو می‌ریزن تو این بشکه‌های بزرگ

و بعد یه چیزی به اسم خمیرمایه اضافه می‌کنن

و می‌ذارن برای مدت طولانی بمونه

خمیرمایه چیه؟

خمیرمایه

من اصلا نمی‌دونم خمیرمایه چیه

ولی اون آب انگور رو تبدیل می‌کنه

به یه چیزی که بزرگا دوست دارن بنوشن

وقتی خیلی خوشحالن یا خیلی ناراحت

یه قلپ می‌خوای؟

ها؟

عمو ریک!

امیدوارم مزاحم نشده باشم

نه، خیلی وقت از وقت خوابش گذشته. یالا، تو. برو دیگه

برو

می‌دونی، ریکی، ده سال پیش

من سه هزارتا دادم برای یه بطری از این و الان شده پونزده تا

تازه اگه بتونی پیداش کنی

ولی

خیلی به اون درسی که همین الان به بنیتز دادم، میاد

قراره با هم توی شهرداری خبرش رو اعلام کنیم

گوش کن، مارتی

به زودی خودت از این خبردار می‌شی

همسایه نایل، آگاتا ویگز... کتاب. مهم نیست. گور باباش

راستش، اون... برای قتل تحت تعقیبه

صبر کن، چی؟ آره

یه مرد محلی ناپدید شده بود. آره، چند هفته پیش همه جا خبرش بود

حالا، اونا فکر کردن خودش رو غرق کرده

امشب، پلیس جسدش رو تو خونه‌ی ویگز پیدا کرد

اون قبل از اینکه اونا برسن رفته بود

پس فکر کنم کتاب بالاخره مشکلی ایجاد نمی‌کنه

شاید هم درسی به نایل بده که به کی اعتماد می‌کنه

اون خوب بلده آدما رو انتخاب کنه. آره

جسد رو تو خونه‌ی اون پیدا کردن؟ اوهوم

چطور؟

آه، راستش، نایل خودش خبر داده بود

فکر کنم

می‌دونی، ظاهراً چیزی دیده بوده

داری به من دروغ می‌گی، ریکی

نه، نمی‌گم

آره، داری. چرا باید به تو دروغ بگم؟

نه، ایناهاش. چی؟

با شستت بینیت رو می‌مالی

این عادتته از بچگی. یالا

پس نگو داری دروغ نمی‌گی لعنتی

آروم باش می‌شه؟ می‌دونی، فکر کردم می‌خوای بدونی. یه داستان دیوانه‌واره

به من نگاه کن!

حالا بگو ببینم چه کوفتی داره اتفاق می‌افته

کار نایل بود؟ دوباره این کارو کرده؟

اگه همین الان بهم دروغ بگی، قسم می‌خورم درستش می‌کنم، باشه؟

حرامزاده

هی، هی، هی! گوش کن به من. مارتی، مارتی

اون دست برنمی‌داره

اوه خدای من، اون دست برنمی‌داره. الان این کارو نکن

هی. گوش کن به من. اون هیچ وقت دست برنمی‌داره

گوش کن به من! ما خوبیم، باشه؟

تو... تو این رو می‌دیدی که داره میاد. حسش می‌کردی. مهم نیست

مهم اینه که اون اومد پیش من. ما درستش کردیم

ببین، دارم بهت میگم نایل هیچ ارتباطی به این مرد نداره

اصلاً هیچ جوره

پس چرا این کارو کرد، ریکی؟

چون مریضه، مارتی!

چون نمی‌تونه جلوی خودشو بگیره!

باید بهم اعتماد کنی. نه

من... من ازت محافظت کردم. ازمون محافظت کردم. نه

هیچ کاری لازم نیست بکنی

یه چیز لعنتی هم لازم نیست بگی

مارتی، چی شده؟ مارتی؟ هی

مارتی؟ هی، هی!

مارتی؟

اولش فکر کردم دارم خیال می‌کنم

چند تا نوشیدنی خورده بودیم. حال عادی نداشتم

و همین‌طور پرسه می‌زدم بالا تا برم دستشویی

و یه صدایی شنیدم

یه صدای کوبیدن از اتاق پسرش. خب

رفتم در رو باز کنم

The Beast in Me subtitles in other languages

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left