முதல் 200 வரிகள்.
حالا که دیگه حرفا زده شده و تموم شده
همهی کارهای نیمهتموم رو راست و ریس کردم
میشه دوباره چراغها رو خاموش کرد
پردهها رو بکش و جبران کن
فقط یه جورهایی
حواسم به سقفی که رو سرمونه هست
درک میکنم
که بعد از اینکه من رابطه رو قطع کردم، چقدر داری دوباره تلاش میکنی
متأسفم. ببخشید
چی؟
نه، چیزی نیست
خب، موقع پایین رفتن دستت باید پایینتر باشه. اینجا
اینطوری خوبه؟ آره؟ خب، بهتر شد. آره
باشه. آره
خب، قضیه چیه؟ هیچی. فقط
فقط، اوم
دیشب نتونستم بخوابم
کمتر از ۲۴ ساعت دیگه راهی مسابقات جهانی میشیم
آره، میفهمم. باشه، ولی ما آماده نیستیم
آره دیگه
بیا، اوم
بیا از قسمت لیفت شروع کنیم
آره
بیدارم نکن
هر کاری میکنی بکن، فقط بیدارم نکن
یه لحظه وقت داری؟
راستش نه زیاد، نه
اتوبوس رو برای فرودگاه رزرو کردی؟
آره. چه ساعتی؟
ساعت ۱۰:۰۰
آنلاین چکاین کردی؟ البته
پرواز شلوغ بود؟ تو این موقع از سال... میتونم کمکت کنم، کامیل؟
تازگیها اوضاع سخت شده
همهچی ردیفه، ویل
بلیت دخترها رو برای پاریس گرفتی؟
بقیهی والدین اسکیتبازها هفتهها پیش بلیتهاشون رو رزرو کردن
اگه منتظر یه جور معجزهای
که همهی این مشکلات مالی رو حل کنه
خبری از معجزه نیست
ولی با این حال فردا باید دخترات رو به اون پرواز برسونیم
هر کاری لازمه انجام بده
برام سواله که چرا خورشید میتابه
بعد از طوفان، پرنورتر از همیشه
و برام سواله که برگها کجا میرن
مثل... نمیتونم. اه
تو چت شده؟
بیا از اینجا بریم
چی؟
تمرکز ندارم
باشه؟ دارم... دارم زیادی فکر و خیال میکنم
نمیتونم. نمیتونم برم اونجا
این آخرین تمرینمون قبل از مسابقات جهانیه
ما افتضاحیم. نمیتونیم... دیگه نمیتونم تمرین کنم
لطفاً؟
شب قبل از مسابقات انتخابی هم رفتیم بیرون
اون موقع که جواب داد
مردم شهر ما رو با هم ببینن؟
قبل از مسابقات جهانی، شبکههای اجتماعیمون رو میترکونیم
جذابترین زوج روی یخ
یک ساعت بهت وقت میدم
اوه! حله
من کاملاً طرفدار فردریکم
جدی، من تا تهش طرفدار ویلیامم
خب، باید برگردیم پیست
میدونم، میدونم
فقط تا ساعت ۸ وقت داریم و من هنوز وسایلم رو جمع نکردم
داری زود جیم میزنی؟
اوم، نه
اوم، آره. داریم میریم. همین الان
هی، گوش کن، میخوای تو جلوتر بری؟
لباست رو خیلی دیر عوض میکنی. من پنج دقیقه بعد از تو میام
لطفاً؟
تمرین آخره. میدونم
مطمئنی؟ اگه لازمه بری... نه، نه، نه. قضیه اینه
میخوام بمونم
دست هم رو گرفتن مشکلی نداره
طبق همون قراری که گذاشتی
کی گفته مشکل داره؟
خب، موضوع اینه که... نمیدونی کی داره نگاه میکنه
اوه آره، قطعاً تو شبکههای اجتماعی غوغا میکنیم
اوه آره، حتماً
صد سال صبر کردم
ولی یه میلیون سال دیگه هم صبر میکنم
برای تو
یک و دو و سه - هیچچیزی من رو آماده نکرده بود برای
برای افتخارِ مالِ تو بودن
خانم اوکانل، این یه تمرین خصوصیه
میخوای پیامی به فردی برسونم؟
نه، ممنون
اومدم اسکیت بازی کردنش رو ببینم
اگه فقط حس کرده بودم
گرمای لمسِ دستات رو. همینجا منتظر بمون
اگه فقط دیده بودم چطور
هی، اوم
هر اتفاقی بیفته، این چند ماه گذشته
طاقتفرسا بوده؟
نه. نه، نه، میخواستم بگم عالی بوده
مثلاً... واقعاً عالی. اوه آره
تمرینهای مداوم، دردِ بیوقفهی شونه
اینکه من موقع بلند شدن، پام رو به اندازهی کافی بالا نمیبرم
اوه نه، ببین، مخصوصاً اون پاتو بالا نبردنت
اصلاً... عاشق اون تیکهام. آره. خب؟
اوم
اون، اوم... شب قبل از مسابقات انتخابی
آره؟
من، اوم
تو... آره
میدونم بوسیدن واقعاً جزو توافقمون نبود
نه
آره. یه سفارش برای پاول دارم؟
ولی هیچوقت نمیدونی کی داره نگاه میکنه
یه سفارش برای سامانتا
و حرکت
دیگه نمیتونم تو سکوت عذاب بکشم
تو روحم رو تسخیر کردی
نیمی از وجودم درده و نیمی امید
بهم بگو که خیلی دیر نشده
که اون احساسات گرانبها تا ابد از بین نرفتن
خودم رو بهت تقدیم میکنم، با قلبی که حالا حتی بیشتر از قبل مالِ توئه
بیشتر از اون موقعی که سالها پیش شکوندیش
سلام
فقط جهت اطلاعت بگم، زود تعطیل میکنیم. بهخاطر طوفان آن
احتمالاً برقها قطع بشه
اوه. بهتره دیگه راه بیفتیم
نمیخوام بهت بگم
هر چیزی که باید بگم رو
ریزورلایت
این آهنگ باعث شد کلاس ششم رو پشت سر بذارم
گوش دادن به این بهتر از گوش دادن به دعوای پدر و مادره
تو راه مسابقات، آهنگ "In the Morning" رو با صدای بلند گوش میدادیم
نه
آره. بیخیال
منم دوران ایندیراک و ایموی خودم رو داشتم
اوه، دمت گرم
خودت رو رها کن
صبحها
میدونی که اون هیچی یادش نمیمونه
صبحها
میدونی که همهچی درست میشه
هی بچهها، من امروز زود تعطیل میکنم
طوفان تو راهه. عمراً شب رو اینجا بمونم
بفرستش روی صحنه... طوفان؟
تقصیر اون نیست. خوب نیست. باید دیگه راه بیفتیم
فکر میکنی از پسش برمیایم؟
چی رو؟
برنامهی جدید، مسابقات جهانی، همهچیز
آره. واقعاً فکر میکنم میشه
فردی
نمیتونی همینطوری بیهوا پیدات بشه
انتظار داری چیکار کنم؟
نه جواب پیامهام رو دادی، نه زنگهام رو
حرکات دستت باید قویتر باشه
اون رایلیه
واو
اون... اون فوقالعادهست
ما فردا عازم مسابقات جهانی هستیم
من وقت ندارم... من فقط اون ته میشینم
خیلی وقته اسکیتسواریت رو ندیدم و من
خواهش میکنم، فرد
میدونی، سالها ازت خبری نبود
و حالا یهو تصمیم گرفتی پیدات بشه؟
برای چی اینجایی؟
چون من مادرتم
کلی فرصت داشتی که تلاشی بکنی
میدونی، واقعاً از لحنت خوشم نمیاد. راستش اصلاً برام مهم نیست
این آخرین تمرین قبل از بزرگترین مسابقهی زندگیمه
حق نداری این رو برام خراب کنی
نه مثل بقیهی چیزها که خراب کردی
فقط برو بیرون
برو بیرون
برو! برو بیرون
باشه
زود باش
وو، وو، وو! بیخیال، بیخیال
چی؟ زود باش، زود باش، زود باش
قرار بود یه ساعت پیش روی یخ باشین
آره، شرمنده مربی. ما داشتیم
داشتیم طراحی رقص رو تو استودیو تمرین میکردیم
آره. هنوز وقت داریم که
اونجا شلوغه
سرت رو بگیر بالا، باشه؟
کسی پایه است قبل از اینکه برقها بره پیتزا بزنیم؟
من پایهام. مگه نباید بری سر تمرین؟
اوه، چارلی گفت همهچی دیر شده. یه مدتی طول میکشه
باشه
میمی، کجایی؟
و چرا هیچکدوم از زنگهام رو جواب نمیدی؟
بهم زنگ بزن. همین الان
یه جورهایی داشتم موفق میشدم فراموشت کنم
تو یه خواب ظاهر میشی
و اونجا حتی زیباتر از
چیزی هستی که تو خاطرمه
پس به این نتیجه رسیدم
که سرنوشت داره بهم میگه تو نمیری
و با در نظر گرفتن این
میخوام بدونی
اگه دنیا به آخر برسه
امیدوارم اینجا پیش من باشی
فکر کنم بتونیم بخندیم
اونقدری که از درد نمیریم
No comments yet. Be the first to leave one.