Parasyte: The Grey

Parasyte: The Grey (기생수: 더 그레이)

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 1

வெளியீட்டு விவரம்

Parasyte The Grey S01E03 Korean WEB h264-RBB
கருத்துரை வழங்கியவர் Ali__Master

குறிச்சொற்கள்

web
webrip
BRip
Web-DL
web-dl
WEB-DL
1080
x264
720p
720
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2024-04-05
பதிவிறக்கங்கள்: 105
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

‫همیشه خدا کلی خورد و خوراک می‌خری

‫آخه مگه می‌تونیم این همه رو بخوریم؟

‫دیر یا زود می‌خوریمشون دیگه

‫ای خدا

‫عه، رسیدش. واسه ندادن پول پارکینگ لازمش داریم

‫مگه می‌خواد چقدر باشه. بیا بریم، عزیزم

‫اشکالی نداره، فقط منتظرم باش ‫ماشین رو روشن کن. زودی برمی‌گردم

‫جون کیونگ، جون کیونگ!

‫خدایا، عجب خسیسی

‫هنوزم یه ناخن خشکه

‫اون چیه؟

‫همه فرار کنید! اون الان زد یکی رو کشت!

‫هی، عزیزم!

‫عزیزم!

‫عزیزم، صبر کن!

‫- صبر کن! داری چیکار می‌کنی؟ ‫- مواظب باش، داره میاد!

‫- از اینجا برید بیرون! ‫- اوناهاشش!

‫مامان!

‫مامان کجایی؟

‫مامان!

‫مامان کجایی؟

‫سو جین!

‫خیلی ممنونم! سو جین!

‫- خیلی ممنونم، خیلی ممنونم! ‫- مامان! من ترسیدم!

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫@FilmKio

‫کانال زیرنویس‌های فیلمکیو: ‫@SubKio

:ترجمه و زیرنویس از Ali_Master

‫«انگل: گری»

‫- سلام، میشه یه مسواک بهم بدید؟ ‫- هوم

‫هزار وون

‫تو این شهر واسه مسواکم ازت پول می‌گیرن؟ تف‌توش

‫اگه یه کوچولو استفاده شده باشه، ‫می‌تونم برش گردونم دیگه، نه؟

‫تو کدومشی؟

‫نمی‌تونم تشخیص بدم. سواینی؟

‫آره، خودتی

‫یه دقیقه بنشین. بیا اختلاط کنیم

‫خیله‌خب. حالا، می‌خوام یه چیز مهم بهت بگم، باشه؟

‫اون تو صدامو می‌شنوی، آقای هاید؟

‫فرض می‌کنم که گوش میدی

‫بهترین کاری که الان می‌تونیم بکنیم اینه که آمار اون هیولاها رو به پلیس بدیم

‫- پلیس؟ ‫- آره

‫می‌تونیم بهشون بگیم که کلیسای ساجین پر از اجساده

‫اسممون رو بهشون نمیگیم تا آخر سر نی‌افتن دنبال‌مون

‫خوبه؟

‫راستش من یه افسر پلیسم می‌شناسم

‫میشه بهش اعتماد کرد؟

‫وقتی که مجبور شدم گزارش پدرم رو به پلیس بدم،

اون کارآگاه مسئول پرونده‌م بودش

از پدرت شکایت کردی؟

‫آره، بابام آدم پرخاشگری بودش،

و این مرد از اون موقع تا حالا هوام رو داشته

‫خدایا

‫زندگی بهت امون نمیده، مگه نه؟ این دیوونگی‌ـه

‫پس به اون خبر بدیم. هوم؟

‫زنگ بزنیم کافیه

‫پس تو هم موافقی نه؟ آقای هاید؟

‫همه‌مون اینجا هم نظریم، آره؟

‫هاید خیلی اسم ترسناکی به نظر می‌رسه. ‫چه اسمی براش خوبه، هوم؟

‫هایدی؟ یا نکنه زیادی کیوته؟

‫زیادی کیوته، نه؟

‫به هر حال، خانم هایدی،

‫مهم نیست اون چیزها فک و فامیلت هستن یا نه

‫واسه خونواده خودمم شده باید گزارششون رو بدم

‫بخاطر خواهر بزرگترم، کیونگ هی

‫و همین‌طور جین هی

‫همه چیز به کنار، اما می‌دونم که نمی‌تونم... بابت کشتن اون‌ها ببخشمشون

‫شرمنده

‫هی، نه، نه

‫متاسف نباش، نه

‫خیله‌خب، بریم

‫بیا به پلیس زنگ بزنیم، هوم؟ یالا دیگه

‫سکه‌ای داری؟

‫هی، مین سو

‫- بله قربان؟ ‫- راجع به این... یه لحظه

‫- بله، الو؟ آره برو بفرستش... ‫- کارآگاه چول مین؟

‫شما؟

‫آه، این که من کی هست ‫الان اهمیتی نداره

‫آه، چیزی هست که واقعا باید بشنویدش، باشه؟

‫هی، صبر کن، چطور این شماره رو به دست آوردی؟

‫ لازم نیست بدونیش، آقا. اینجوری امن‌تره

‫آه، خیله‌خب، تو نامچون، یه کلیسا هستش، می‌شناسیدش؟

‫کلیسای ساجین، درست وسطای کوهستانه

‫و یه مشت هیولاها اونجا می‌پلکن

‫ - هیولاهای واقعی ‫- چی؟

‫آره، شبیه انسان هم هستن،

‫و یهو صورتشون رو باز می‌کنند، مثل...

‫...و بعدش چیزهای شاخک مانندی در میارن، ‫و یهو پرتش می‌کنن...

‫ازش به عنوان سلاح برای حمله ‫به مردم و کشتن‌شون استفاده می‌کنن

‫ بگذریم، یه مشت جسد هم اونجا هست

‫خب، من وظیفه‌م رو انجام دادم. گزارشم رو دادم

‫می‌تونم بپرسم کی هستید...

‫لعنتی، هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم چیزی رو ‫به پلیس گزارش کنم. تف‌توش

‫چطور بفهمیم که دست به کار میشن یا نه؟

‫می‌تونیم بعداً دوباره بهش زنگ بزنیم

‫پس، فعلاً، بیا باهم یه مدت آفتابی نشیم

‫چرا؟

‫هی... شما دوتایید و من تنها

‫هایدی ازت محافظت می‌کنه ‫اینجوری منم در امانم

‫ولی... من باید برم سر کار

‫کجا؟

‫سوپرمارکت

‫بله، سلام، پسر عموی سواین هستم ‫ببخشید که مزاحم شدم

‫آره، رفتم بعد چند وقت براش ‫غذایی ببرم و حالی ازش بپرسم،

‫و آه، دیدم سرفه می‌کنه و تو تب می‌سوزه

‫بله، متاسفانه امروز نمیادش سرکار

‫البته. لطف می‌کنید

‫حتماً ازش مراقبت می‌کنم،

‫و وقتی که حالش خوب شد خودم ‫شخصاً میام و ازتون تشکر می‌کنم

‫ممنون

‫واقعاً دروغ‌گوی خوبی هستی

‫تو راهنمایی تئاتر بازی می‌کردم

‫آه، یه مدرسه پسرونه بودش

‫منم نقش جولیت رو داششتم

‫کلیسای ساجین، ها؟

‫چرا تو وسط ناکجاآباده؟

‫خدایی حتماً باید بریم و چکش کنیم؟

‫گزارش دادن، پس باید بریم

‫هی، درضمن...

‫یه چیزی راجع به هیولاها گفتش

‫انگل‌ها؟

‫با جزئیات شرح‌شون داد

‫عه، خدایی؟

‫اگر واقعاً هیولاهایی اون بالا باشه، تو بد مضیقه‌ای می‌افتیم

‫بهتر نیست به تیم گری اطلاع بدیم...

‫صداشو در نیار

‫حتی نمی‌دونیم کی این گزارش رو داده

‫باشه پس. با تیم گری حرف می‌زنم

عجله نکن

‫ولی اگه واقعاً اونجا باشند چی؟

‫باشه، یه‌کاریش می‌کنم

‫صداشو در نیار، باشه؟

‫عه، سروان کیم

‫بله، سلام

‫راستش امیدوار بودم که ببینم‌تون

‫عه، واقعاً؟ در رابطه با چی؟

‫اون دختره جونگ سواین رو می‌شناسید؟

‫متوجه شدم که قبلاً مسئول دوتا از پرونده‌هاش بودید

‫یکی موقع بچگیش و یکی هم اخیراً

‫آره

‫تو یه سوپرمارکت کار می‌کنه

‫تو یه جر و بحث با مشتری درگیر شده بودش

‫دیروز دیدمش

‫تو سوپرمارکت واقعاً سخت کار می‌کنه

‫موهاشو هم چک کردم

‫هیچ موردی پیدا نشد

‫گمونم شما دوتا باهم صمیمی هستین ها

‫چی شما رو اینجا کشونده؟

‫صحیح

‫یکی بهمون راجع به مکانی ‫به اسم کلیسای ساجین آمار دادش

‫گفت که پر از هیولاها یا همچین چیزیه

‫و گمونم به نظر شما گزارش معتبری میادش

‫مطمئن نیستم. اما طرف اون‌ها رو ‫با جزئیات توصیف کردش...

‫- رئیس ‫- پس...

‫به نظر من حدس‌تون درسته

‫- تیم رو آماده کنید ‫- بله، خانم

‫ممنون از راهنماییت

‫چی؟

‫هنوز نمی‌دونیم از طرف کی بودش...

‫لعنتی

‫بچه‌ها رو سریع جمع کن

‫- عجله کنید بچه‌ها! ‫- بله قربان!

‫کانال پنج‌ـه، فهمیدی؟

‫دریافت شد، وقتی رسیدیم بهتون بیسیم می‌زنیم

‫اوضاع داره گاریشمیش میشه

‫لعنتی، بریم

‫ساختمون کوچیکتر کناریش چیه؟

‫به نظر می‌رسه یه انبار ‫با سیستم خنک کننده‌ست

‫- اونم به محوطه جستجو اضافه کنید ‫- اطاعت

‫ولی اینجا خیلی خلوته

‫نظرت چیه؟

‫اینجا نیستن؟

‫حتی یکی‌شون؟

‫اگه چیزی حس کردی، ‫می‌دونی که چیکار باید بکنی؟

‫فشار دادن دکمه یادت نره

راستی، چی تو دستشه؟

‫دستگاهی که وقتی انگل‌ها رو

‫تو نزدیکی‌مون حس کنه بهمون سیگنال بفرسته

‫تا الان چیزی حس نکرده، به این معنی ‫نیست که چیزی اون تو نیستش؟

‫- ممکنه داره فریبمون میده ‫- چی؟

‫- آماده ورود هستیم ‫- شروع کنید

‫برزنت رو رش دارید

‫چندین تکه از اعضای بدن رو پیدا کردیم

‫اینجا یحتمل انباریشون بوده

‫سمت راست، امنه

‫سمت چپ، امنه. همه‌جا امنه

‫گمون نکم چیزی اینجا باشه

‫اون یکی طرف رو یه نگاه می‌ندازم

‫اینجا چه غلطی می‌کردن؟

‫بیا

‫این چیه؟

‫چیزی پیدا کردی؟

‫آه

‫نه، نه راستش

‫به نظر اینجا چیزی زیادی نیستش

‫اتاق بغلی چطور؟

‫برو یه نگاه بنداز. یه گندکاری که بیا و ببین

‫همونطور که می‌بینید، ‫اکثر اجساد کشف شده

‫در صحنه مثله و تکه تکه شده بودند، پس تایید تعداد قربانیان

More Farsi Persian subtitles for Parasyte: The Grey

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left