Homebound

Homebound (होमबाउंड)

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

வெளியீட்டு விவரம்

homebound 2025 1080p webrip eac3 5 1 x265-lootera
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian Homebound 2025 زیرنویس فارسی فیلم

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2025-12-21
பதிவிறக்கங்கள்: 73
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

ممنون که رسوندی. باشه

زود باش

بیا دیگه

چاندان

کجا داری میری؟

صبر کن لعنتی

به این زودی جا زدی؟

اون لشکر متقاضی‌ها رو نمی‌بینی؟

فایده نداره. میرم امتحان راه‌آهن میدم. اونم به همین اندازه رقابتیه

اصلاً واسه چی منو مجبور کردی واسه این ثبت‌نام کنم؟

یعنی ترجیح میدی کارگری کنی؟

دست از سرم بردار بابا

نمی‌تونیم همین‌طور به فرار کردن ادامه بدیم

ببین

وقتی اون یونیفرم رو بپوشی... پاشو! گمشو

دیگه دین و طبقه‌ت مهم نیست

اگه دوباره اینجا ببینمت، استخوناتو خرد می‌کنم. راه بیفت

برو اونجا بشین

وقتی پلیس بشیم، دیگه کسی جرئت نمی‌کنه تحقیرمون کنه

بلیط‌ها رو بگیر. من یه جا واسه نشستن پیدا می‌کنم

باشه

می‌تونم اینجا بشینم؟

یه کم برو اون‌ورتر

همشو تموم نکنی‌ها

ببخشید

واسه امتحان داری تنها سفر می‌کنی؟

خب که چی؟

نه، فقط

منظورم اینه که

"فقط" یعنی چی؟ منظورت چیه؟

یه دختر نمی‌تونه تنها سفر کنه؟

دارم باهات شوخی می‌کنم

بدجوری منو ترسوندی

بابام همراه من اومده بود

ولی با حرف‌های انگیزشی‌ش کلافه‌م کرد. واسه همین فرستادمش رفت

بیا. یه کم برو اون‌ور

یه لحظه صبر کن

بلیط‌ها رو گرفتم

اونم داره امتحان میده

محمد شعیب، رفیقم

رفیق کجا بود! از بچگی دارم تحملش می‌کنم

احمق

و شما؟

من چاندانم

چاندان؟

چاندان کومار

من سودا بهارتی هستم

توجه، مسافران محترم قطار سریع‌السیر پراواسی

قطار به جای سکوی ۱، از سکوی ۲ حرکت خواهد کرد

بعداً باهات تماس می‌گیرم

مامان، بعداً بهت زنگ می‌زنم

راه بیفت! زود باش

از کلیه مسافران تقاضا می‌شود سریعاً به سکوی شماره ۲ مراجعه کنند

بریم

چطوری بریم؟ از این طرف

مواظب باش

رسیدن به حوزه امتحان خودش یه جنگه

داریم امتحان میدیم یا میریم جبهه؟

به مرکز استخدام پلیس خوش آمدید

برای ثبت‌نام، عدد ۱ را فشار دهید

برای اطلاع از مراکز آزمون، عدد ۲ را فشار دهید

برای گفتگو با مسئول استخدام، عدد ۳ را فشار دهید

به زودی به اپراتور وصل می‌شوید

لطفاً منتظر بمانید. متشکریم

به مرکز استخدام پلیس خوش آمدید

الو

الو؟

سلام. - بله؟

قربان، نتایج آزمون استخدامی پلیس کی میاد؟

یه سال گذشته. اصلاً استخدامی در کار هست؟

افسر ارشد رفته ناهار

الو؟

الو، آقا؟ آقا

نعمتیه از طرف خدا

مامان، خسته شدم از بس اینو بهت گفتم

به پاهات پماد بزن

همش ترک خورده

اصرار داره که پابرهنه کار کنه

میگه این‌طوری با خاک ارتباط می‌گیره، انگار

پاهای مادربزرگت حتی بیشتر ترک داشت

مردم می‌گفتن اگه پا می‌ذاشت توی زمین

مثل یه سرباز

کل زمین رو درو می‌کرد

پاشنه‌های پاش مثل داس بود

پسرم، این پاها تنها چیزیه که به ارث بردم

سلام علیکم

و علیکم السلام

حالت چطوره؟ خدا رو شکر، خوبم

کیف‌ها رو ببر تو اتاق خوابم

چشم قربان

همه چی رو به راهه؟

قربان، می‌خواستم بدونم

اگه براتون مقدوره یه پرس‌وجویی بکنید

در مورد نتایج آزمون پلیس

استخدام در سطح ایالتی انجام میشه

من اونجا پارتی ندارم

امسال دو و نیم میلیون نفر شرکت کردن

و فقط ۳۵۰۰ تا ظرفیت خالی هست

یعنی برای هر صندلی، ۷۱۴ نفر دارن می‌جنگن

به حرف بابات گوش کن و برو دبی

تا حالا به فکر رفتن به دبی افتادی؟

آره، یه بار وسوسه شدم

ولی بعد فکر کردم به جای فرار کردن

ترجیح میدم سیستم رو از درون تغییر بدم

اجداد ما اینجا زندگی کردن. اینجا خاک شدن

دعای خیرشون پشت سرمونه

وقتی صدای اذان کنار خونه‌مون می‌پیچه

حضور اجدادمون رو حس می‌کنم

این ترشی گوجه‌ای که مامان درست می‌کنه

هیچ‌چیزی تو دنیا به خوشمزگی اون نیست

خاکِ ما، آسمونِ ما

خیابون‌هامون، رفیقامون، زبونمون

این‌ها برای من یعنی خونه

چطوری می‌تونم همشو بذارم و برم؟

یا الله! تمومش کن

باید بری دکتر

فقط یه کم پیچ خورده

فلج که نشدم

ماه دیگه برمی‌گردم سر زمین

با این وضع؟ چطوری آخه...؟ منو ول کن، به فکر خودت باش

تو این سن و سال، بیکار نشستی تو خونه

چرا اول صبحی سرزنشش می‌کنی؟ از امروز میره سر کار

خشک‌شویی رو کله‌سحر بیدار کردم فقط واسه اینکه این پیرهن رو برات بگیرم

می‌تونستم دیشب خودم بیارمش که تو زحمت نیفتی

حالا برو خونه و بگیر بخواب

جوری رفتار نکن انگار یه شغل نون و آب‌دار پیدا کردی

راست میگی

حداقلش مثل تو یه علاف نیستم که نون‌خورِ خونواده‌م باشم

احمق

قبل از اینکه پیرهنمو پس بدی، بشورش

حالا می‌بینیم

اون دیگه چه کوفتیه؟

کرایه‌ش کردی؟

خریدمش. که هدفم همیشه جلوی چشمم باشه

خیلی ضایعی! کی داره اینو میگه

شعیب

باید برم دستشویی

عصاهامو برام بیار

شعیب

یه فروشنده خوب

فقط به هدف‌های فروش نمی‌رسه، بلکه جلوی ضرر شرکت رو هم می‌گیره

منظورم از فروش تهاجمی

این نیست که سرزده بپرید تو آشپزخونه مردم

بله، قربان

کرواتت کو؟ فراموش کردم

با این دست‌فرمون، شرکت هم تو رو فراموش می‌کنه

به خودت بجنب

تازه‌واردی؟ بله قربان

اسمت چیه؟

شعیب علی

من ویکاس تریپاتی هستم

موفق باشی شعیب

ممنون قربان

تو... محمد شعیبی؟ بله قربان

بطری منو پر نکن. خودم انجامش میدم

همون‌طور که میگن

آدم باید متکی به خودش باشه، درسته؟

درسته قربان

راستی

فردا مدارک شناساییت رو لازم داریم

برای پرونده پرسنلی

قبلاً تحویل دادم

مال خودت نه. مال پدر و مادرت رو

اجباریه

شناسنامه دارن دیگه، نه؟

بله قربان

فردا میارمشون

بیا

از همه خانواده‌ها مدارک شناسایی می‌خوان؟

خودت که می‌دونی چرا فقط به ما گیر میدن، نه؟

عموش کل تلاششو کرد که براش توی دبی کار مکانیکی پیدا کنه

و اون ردش می‌کنه

ترجیح میده همین‌جا بمونه

و هر روز تحقیر بشه

پانسیون یا اتاق اجاره‌ای خیلی گرون درمیاد

دانشکده اونقدرا هم دور نیست

می‌تونم با اتوبوس برم

بابام اومد. فعلاً. سودا، کی همدیگه رو ببینیم؟

باز بابات بهت پرید؟

یا رئیست بود؟

پس یعنی جفتشون بودن

وقتی پلیس شدی، باتومت رو بده به بابات که جای عصا ازش استفاده کنه

این‌طوری بیشتر راه میره و کمتر غر می‌زنه

قشنگ می‌تونم اون روز رو ببینم

یه خونه بتنی می‌سازم

با یونیفرمِ پلیس توی تراس لم میدم

همه بهم احترام می‌ذارن

منم دست می‌کشم رو پام و سبیلمو تاب میدم

تو اصلاً می‌تونی سبیل بذاری؟

خفه شو

بهتر از تو که می‌تونم

هر چی تو بگی

فردا موتور کرایه می‌کنی؟

واسه چی؟

نباید به مسابقه دیر برسم. جایزه‌ش ۵۰۰۰ روپیه‌ست

یه بریانی مهمونمون نمی‌کنی؟

کوفت هم برات نمی‌خرم

گرفتمش

بسه دیگه، حذفش کن! زود باش

برو، شعیب

Homebound subtitles in other languages

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left