முதல் 200 வரிகள்.
در قسمت قبل "سرآشپز مرحله بعد"
ایول! بریم
از ۲۴ تا سرآشپزی که اینجان، فقط ۱۵ نفرتون
از مرحله مقدماتی بالا میرید
و وارد یکی از تیمهای ما میشید
و امروز با سرآشپزهای شبکههای اجتماعی شروع میکنیم
تبریک میگم، شما الان جزو ۵ تا
سرآشپز برتر شبکههای اجتماعی تو این کشور هستید
ایول دمت گرم! بریم
و اما امشب
نوبت ۸ تا آشپز خونگیه
هشت نفرتون از زیرزمین شروع میکنید
و بعد از هر پختوپز، یکیتون حذف میشه
اوه
گفتم تابه رو داغ کن
نه اینکه آشپزخونه رو به آتیش بکشی
این رویای من از بچگی بوده
روپوش رو بدید به من
بریم
ایول، بریم
اوه، خیلی سنگینه. شرمنده
خیلی دیوانهکنندهست
من هنوز حتی وارد مسابقه نشدم
هنوز تو مرحله تست دادنم
و باید پشت سر هم، یکی بعد از دیگری انجامش بدیم
اوه
اوه، این اصلاً خوب نیست
اینجا رسماً یه فاجعهی تمامعیاره
ولی من از پسش برمیآم
وای خدای من. اینو نگاه کن
آبکشها رو ببین، سوراخاش اندازه توپ گلفه
چقدر عالی که این سوخته
میدونی چیه؟ یکم احساس وحشت داشتم
و وقتی میگم "یکم"، منظورم خیلی زیاده
سلام. همگی چطورید؟
خوبید؟ اوهوو
سیاهچال چطوره؟ یعنی منظورم همون زیرزمینه
این نسبت به خونه من یه پیشرفته
واقعاً؟ باشه، پس رو حرفت حساب میکنم
یکم جلوی شف بلِیز دست و پام رو گم کردم
چون طرفدار پروپاقرصشم
تمام کارهاش رو دیدم
همین که انرژیش دور و برمون باشه، باورنکردنیه
آمادهاید؟ همگی: بله
خب
واسه آشپزهای خونگی، این مثل باز کردن درِ یخچاله
یه شبِ وسط هفته چند دقیقه وقت داری
و باید معجزه کنی، درسته؟
سرآشپزهای خونگی، هنرتون رو به ما نشون بدید
چالش اینه که از هیچی، یه چیزی بسازید
این فرصت شما تو مرحله مقدماتیه
تا خودتون رو به ما ثابت کنید
واسه یکی از شما، این تست همینجا
توی همین آشپزخونه تموم میشه
چه حسی دارید؟ اصلاً استرس ندارم
اصلاً نگران نیستم
جو، استرس داری؟
بله، ولی فکر کنم یه راهی باشه
که بتونم جزو ۵ نفر برتر بشم
فقط باید تمرکز کنم
به خط بشید، وقت شروع شد
فقط بدترین مواد اولیه میرسه به این زیرزمین
اینجا قفسه تخفیفخوردهها نیست
اینا چیزاییه که هیچوقت پاشون به مغازه هم نمیرسه
من سمت راستِ دور از "مادا" ایستاده بودم
چون وقتی اوضاع قاطی پاتی بشه
احتمالاً همزمان پنج شش نفر رو زیر میگیره
واسه همین اصلاً نمیخواستم دور و برش باشم
وقتی چراغ سبز شد، وقتِ حملهست
وقت شروع شد
اوه خدای من! چِک کن
میگو دیدم، پس برداشتمش
ریزترین میگویی بود که تو کل عمرم دیده بودم
بفرما. هر چی لازم دارید بردارید
خواب دیده بودم که تو اولین چالشم
زبان گاو برداشتم و گفتم، ایول
حتماً یه پروتئین بردارید
من نفر آخر رسیدم به سکو و بقیه بهم تنه زدن
مگه پدر مادرشون بهشون ادب یاد ندادن؟
مواد اولیه خیلی کمه
کلاً یه دونه بیبیکورنِ لعنتی تونستم پیدا کنم
روی کل سکو
یه چیزی که بشه باهاش یه سس خوشمزه درست کرد
دیوانهکنندهست، دخترایی که فرز و زرنگن
اون مرد هیکلیِ پشت سرم که طوری نگام میکرد
انگار منم یکی از مواد اولیهم
هنوز کسی تمساح رو برنداشته
سبزیجات برداشتم؟ سس دارم؟
هیشکی تمساح نمیخواد. هیشکی تمساح رو برنداشته
پروتئین دارم؟ حتماً باید پروتئین داشته باشی
اون برداشتش. واو
اگه دستت بهش برسه، مال خودته
خب، برگردید سر میز هاتون
اصلاً نمیدانم این کوفتی چیه
دقیقهتون از الان شروع شد ۲۰
بریم
حتی نمیدانم این چیه
این گروه از آشپزهای خونگی
با قضیه باز کردن درِ یخچال
و درست کردن یه چیز خوشمزه خیلی آشنان. ایول
اونا واسه سختگیرترین ذائقهها غذا میپزن
بچهها و اعضای خانواده
اه
واسه همین هیچوقت از یه آشپز خونگی که واقعاً
توی "سرآشپز مرحله بعد" میترکونه، تعجب نمیکنم
اه! احمق
تمساح، جو؟ جدی؟
تمساح. چی؟
مواد آشغال، آشپزخونه آشغال
مردِ آشغالی
اسم من جوئه
این طبیعی به نظر نمیرسید
من مامور خدمات شهرداری نیویورکم
سال سرایدار بودم و الان مامور جمعآوری زبالهام ۱۳
پس اگه بهش فکر کنی، یه جورایی انگار فارغالتحصیل شدم
من هر روز واسه زنم آشپزی میکنم
اون اولین بچهمون رو بارداره
و تازه اولین خونهمون رو خریدیم
با حضور تو این مسابقه، میخوام به زنم ثابت کنم
که میدونی، یه آدم معمولی هم میتونه
پا به پای بهترینها بیاد
هزار دلار واسه من پولییه که زندگی رو عوض میکنه ۲۵۰
پس اگه برنده بشم
دیگه هیچوقت منو نمیبینید
وای، پیازم. داری چیکار میکنی احمق؟
مادا، داری چی درست میکنی؟
خب، اینجا استیک فوری داریم
قارچ داریم. نودل برنج هم داریم
فهمیدم
و بعدش هم یه تخممرغ عسلی میذارم روش
به اندازه کافی پروتئین تو این غذا هست؟
شف، من روزی حدود ۱۰ هزار کالری میخورم
واقعاً؟ آره
روزی ۱۰ هزار کالری. خیلی زیاده
من فقط اجازه دارم ۱۲۰۰ تا بخورم
غذای زیادی لازمه تا سیر بشم
و به این بازوهای ۵۵ سانتی سوخت برسونم
دنیل. شف بلیز
بسیار خب پسر، چه خبر؟
قراره یه پوره گلکلم درست کنیم
تو زیرزمین چطوری میخوای پورهش کنی؟
همینجا
و میخوای با میکسر پورهش کنی؟
تلاشم رو میکنم. نمیدونم
آخه چطوری تو میکسر پوره میکنی؟ واو
دنیل، اگه خانمت اینجا بود اینو میخورد؟
آره، میخورد
ممکنه یکم ازم انتقاد هم بکنه
من الان مشاور مالیام، ولی واقعاً میخوام سرآشپز بشم
وقتی بعد از کار برمیگردم خونه
آشپزی واسه همسر زیبام "کندال"
بهترین بخش روزمه
میخوام این مسابقه رو واسه کندال ببرم
چون اون میخواد که من سرآشپز بشم
و واقعاً باور داره که من برندهی این مسابقه میشم
و منم باهاش همعقیدهم
بیا انجامش بدیم
خب، پس پوره گلکلم داری
بله، و میدونم که اینا فقط
دو دقیقه طول میکشه. به کارت ادامه بده، باشه؟
حله. عالیه
دقیقه گذشت، همگی ۵
دقیقه تموم شد ۵
خب، بریم سراغ درست کردن سس
الکل آوردی؟ وای خدای من
آره ایول
الکساندرا، تو... اوه خدای من
میدونم شف. اونجا بودم
اونو برداشتی. قصدی نبود
خب. تا حالا با زبان گاو آشپزی کردی؟
نه قربان
میگم، تعجب میکنم اینا تو خونه واقعاً چی میپزن
اصلاً راه نداره. از حاشیه امنشون خارج شدن
انتظار این پروتئینها رو نداشتن
اوه، مطمئناً
یالا، یالا، یالا
کریستینا، در چه حالی؟ خوبم، خوبم
خب، پس یه... من یه گوشت راسته برداشتم
گوشت راسته
یه سری مواد اولیه آسیایی دارم
میخوام نودل درست کنم
میخوام سس سامبال و زنجبیل رو بزنم بهش
واسه خاطر کی اینجایی؟
واسه دخترم ایزابل اینجام
و همچنین واسه اینکه رویای خودم رو محقق کنم
من همه کار واسه بقیه میکنم
ولی امروز واسه خودم و دخترم اینجام
من پرستار بخش مراقبتهای ویژهام
فشار اصلاً اذیتم نمیکنه
کل زندگی من فشاره
اینم از اسفناج. اه
ایزابل دخترمه
اون با مشکل مادرزادی قفسه سینه به دنیا اومد
اوپس
تا حالا چندین بار جراحی کرده
چرا همه چی رو آوردی پایین؟
اوه، چون با اون همه وسیله اونجا خیلی شلوغ به نظر میرسید
ولی زندگی واقعی همینه
در واقع اون بود که بهم انگیزه داد پرستار بشم
انگار آشپزی تو خونمه
No comments yet. Be the first to leave one.