முதல் 200 வரிகள்.
دمت گرم تامی، ریدی به آخر هفتهمون
آخر هفته تازه شروع شده عزیزم، ولی تو همین الان خرابش کردی
"همیشه" زمان خیلی زیادیه
نه
نه، تا چشم به هم بزنی تموم میشه
پس بهتره ثانیهای رو هدر ندیم
باید یه چاهِ موجود رو حفاری کنم
مبلغ وام چقدره؟
حدود ۳۲۵ تا ۳۵۰ میلیون دلار
نگران هیچی نباش
جواب مثبته
چقدر احتمال داره به میدان گازی برسیم؟
ده درصد
من چیزی بیشتر از یه باور قلبی لازم دارم
این یعنی قمار سرِ همهچیز. هر چی داریم رو وسط گذاشتیم
اما اگه به هدف نخوره
میلیون دلار از جیبمون رفته ۴۰۰
همهمون باید اینو به "کامی" توضیح بدیم
این همه عجله برای چیه پسرم؟
تمام اون مشکلاتی که با سرعت میری خونه تا حلشون کنی
وقتی برسی هم همونجا منتظرن
من الگوی زنده برای اشتباه زندگی کردنم
تو همهچیز داری پسرم، ولی اونقدر احمقی که نمیبینیش
ساعت کاریم تموم شده
و از همین امروز به بعد، میخوام از زندگیم لذت ببرم
* کل روز رو به درگاه پروردگار دعا میکنن *
* که بتونن یه سال دیگه هم دووم بیارن... *
قراره حسابی گرم بشه
درجه. آره، تو سایه ۱۰۷
توی سایه
پس اون کلاههای حصیری رو بردارین
و آب بدنتون رو حفظ کنین. میتونم پیشنهاد بدم
یه "مدلو"ی خنک و تگری رو؟
با یه لیمو و یه ذره نمک
اون که شد مارگاریتا. نه، باید امتحانش کنی
بهت میگم که. بیا یه چیزی پخش کنیم
که به این دما بخوره
یه تیکه از "Cotton Fire" چطوره؟
* بسوز ای آتیشِ پنبه *
* بسوز، ای مخزن، بسوز... *
کلهسحر شروع کردی، نیت؟
فقط دارم تحلیل ریسک میکنم ببینم کدوم گرونتر تموم میشه
حفاری چاه یا شکایت خوردن
به چه نتیجهای رسیدی؟
در هر دو صورت حسابی به فاک رفتیم
باریکلا به این روحیه نیت. مثل یه برنده فکر میکنی
فکر نمیکنم برنده شدن اینجا جزو گزینهها باشه
چیزی که لازم داریم یه شکست با کمترین خسارته
فکر نمیکنم این شعار جنگی واشینگتن
توی "بانکر هیل" بوده باشه، نیت
یه نکته جالب
واشینگتن اصلاً توی بانکر هیل نبود
ویلیام پرسکات
ارتش مستعمراتی رو رهبری میکرد
و اون نبرد
در واقع روی "بریدز هیل" اتفاق افتاد
و یه شکست تاکتیکی برای نیروهای مستعمراتی بود
در واقع، میتونم اضافه کنم نیت، نیت
باز "آدرال"های دیل رو بالا کشیدی؟
فکر میکنی ساعت هفت صبح برام پشیزی اهمیت داره
که کی توی اون نبرد لعنتیِ بانکر هیل برنده شد؟
ببین، ما الان اینجا وایسادیم و اینجا آمریکاست
مشخصه که یه چیزی رو بردیم
پسرم
بابا؟
پسرم
دارم با روح لعنتیت حرف میزنم؟
کجایی؟ اینجام
* موسیقی آرام و احساسی *
داری چیکار میکنی؟
افتادم
تا اینجا برگشتم ولی الان گیر کردم
لعنتی، خب بلند شو بیا بیرون دیگه
عجب، چرا خودم به فکرم نرسیده بود؟
با این زانوها و لگنم، الان گه هم نمیتونم بلند شم
خیلی خب
یه یارو تو اون آسایشگاهه بود
آلزایمر داشت
از اون شدیبداش
حتی نمیدونست جوراباشو چجوری بپوشه
مردک فقط کل روز به دیوار زل میزنه
آب دهنش هم راه میافته رو خودش
هر چند دقیقه یه بار، فقط
میخنده
معلوم نیست به چی ف-فکر میکنه
ولی خب خوشحال به نظر میاد
این یه نفرینه، ذهن من هنوز تیز و بزه
باید اینجا بشینم و تمام راههایی که
بدنم داره بهم خیانت میکنه رو حلاجی کنم
دارم جلوی چشمای لعنتیم ذرهذره میمیرم
خب بابا، پس چی شد اون
"میخوام از هر چقدر وقتی که برام مونده لذت ببرم"؟
اون حرفا افتاد تو این استخر لعنتی، پسرم
بابا، فقط باید راه بیفتی
میفهمی؟
برات فیزیوتراپیستی چیزی بگیریم
تو نمیفهمی
این جلدِ تن دیگه فرسوده شده
فرسوده نشدی بابا
فقط بدنت خشک شده
یالا، بیا بریم
تا اینجا اومدم
فقط نمیتونم روی این پلههای لعنتی دور بزنم
خب، بیا رو به من بایست
دستت رو بده به من
بیا، همینه
بیا، آفرین
میرم برات لباس خشک بیارم
بیرون ۳۷ درجه لعنتیه
خودشون به زودی خشک میشن
خب، من میرم لباسام رو عوض کنم
فقط از لبه فاصله بگیر، باشه؟
حالش خوبه؟
نیت، حالش از هر چیزی هست جز خوب
* موسیقی ملایم *
* موسیقی آرام روستایی *
بله قربان
تو راهی؟
تا ۲۰ دقیقه دیگه اونجام
من تا ۱۵ دقیقه دیگه میرسم
تندتر برون
هی عزیزم
بدون خداحافظی رفتی
ببخشید عزیزم. باید زود راه میافتادم
امروز میخوای آفتاب بگیری؟
یا خدا، نه
بیرون خیلی گرمه
پس چرا بیکینی پوشیدی؟
چون میخوام ازت پول بخوام
ای بابا. چقدر؟
میتونم ۱۰ هزار دلار از گاوصندوق بردارم؟
هزار دلار رو واسه چه خری میخوای؟ ۱۰
خب، آخه میخوام
پیرمردهای فامیل رو ببرم کازینو
و برای قمار کردن پول لازم داریم
مگه کجا کازینو هست؟
"کارلزبد". چرا
یه مشت سکه ۵ سنتی بهشون نمیدی و ننشونیشون
جلوی یه دستگاه اسلات؟
سکههای ۵ سنتی زندگی کسی رو عوض نمیکنن عزیزم
اونا ۹۰ سالِ لعنتیشونه عزیزم
فکر کنم دیگه از سنِ تغییر کردن زندگیشون گذشته
اوه عزیزم
من توی مودِ تغییر دادنِ زندگیم
و حس میکنم امروز شانس با منه
تو چی تامی؟
حس میکنی خوششانسی؟
اینجوری خودم رو توجیه میکنم:
اگه آمستردام بودم و تو یکی از اون فاحشههای
پشت ویترینهای شیشهای بودی
و ۱۰ هزار دلار هزینهت بود
آیا پرداخت میکردم؟ بله
عزیزم، این خیلی رمانتیک بود
هزار دلار پولِ سکسِ شنبهشب رو میده ۱۰
پس بهتره اون اکستنشنهای لعنتیت رو سفت بچسبی
عاشقتم
و تو عجب آدم جذاب و سکسیای هستی
ماچ
هزار دلار ۱۰
لعنتی
* موسیقی آرام روستایی *
همیشه برام سوال بود که شماها اینا رو تمیز میکنین یا نه
میتونم کمکتون کنم؟
بذار یه چیزی بهت بگم
اگه میدونستم درآمدش اینقدر خوبه
شاید خودم هم میرفتم بالای اون میلهها
بعید میدونم انعام خوبی گیرت میومد
ولی ممکنه بازداشت میشدی
فرض رو بر این میذارم که اینجا کار میکنی
نه، همینطوری از خیابون اومدم تو
که یه مشت اسکناس ۲۰ دلاری بشمرم، چون از جو اینجا خوشم میاد
تو هم زبونت نیش داره، نه؟
خب
یه پیشنهاد کاری برات دارم
و الان همون لحظهایه که باید داد بزنم نگهبان بیاد
نه، اونجوری نیست؛ اصلاً برای خودم نیست
برای بابامه
سالشه ۸۲
و آرتروز و کلی آسیبدیدگی داغونش کرده
و به زور میتونه از این سرِ کاناپه بره اون سرش
حالا، فکر میکنم توی شغلِ شما
احتمالا باید بدنتون خیلی نرم باشه، درسته؟
کمک میکنه. خب، پس تو
حرکات کششی و یوگا و
از اینجور کارها انجام میدی؟
روزی سه ساعت توی باشگاه، رفیق
پس در واقع، تو فیزیوتراپیستِ خودت هستی
اگه بخوایم خیلی پیازداغش رو زیاد کنیم، آره
میتونی به بابام کمک کنی؟
فقط چندتا از حرکات کششیت رو بهش یاد بدی
تا قویتر بشه. خبری از سکس نیست
لازم نیست کفش پاشنهبلند و لباسِ زیرِ فلان بپوشی
مثل یه فیزیوتراپیست؟
دقیقاً
چرا یه فیزیوتراپیست استخدام نمیکنی؟
خب، چون بابای من مثل قاطر لجبازه
ولی نمیتونه به یه زنِ زیبا نه بگه
خیلی خب، ببین
هفتهای دوبار، هر بار یک ساعت
برای کمک به یه پیرمرد
No comments yet. Be the first to leave one.