முதல் 200 வரிகள்.
...آنچه گذشت
کارت رو توجیه کن, کاپیتان.
داریم یه خائن رو اعدام میکنیم, قربان.
از شهر من گمشو برو
من قراره که بزودی برگردم نیویورک,
و وقتی برگردم, آماده باش
یه زن داره قلب سرگرد جان آندره رو می قاپه
میتونی من رو دقیقا این شکلی کنی؟
جوانی، فیلومنا.
آندره اسیر شده. من باید فرار کنم
آرنولد یه خیانتکاره, قربان.
آینده نهضت ما در خطره
توی شهر آدم داریم ... رابرت تاونزند؟
خب,من جاسوس هاش رو پیدا میکنم,
و فریادکشان به پای چوبه دار میکشمشون
دست نگه دار
Ali_master
خوشگل بود, ها؟
نههه,یه جنده ی تمام عیار بودش,اون یکی
یه زن گنده ی معمولی
با اون دست های بزرگ تو رو شبیه یه رشته فرنگی(احمق) میکنه .
افسر درجه دار(کمکی) جیمز کیلروی
هی, دارید کجا میبرینش؟
بیخیال, اون هیچ کاری نکرده
دارید کجا میبرینش؟
داره کجا میره؟ پایین اسکله
بعد از ناهار برمیگرم، کاتو
تامی.صبح بخیر, تامی. آقای مولیگان
پنچ شیلینگ برای دو اینچ؟
دزدی از گردنه ست
صادقانه, من نمیدونم چرا در اون جای پلید فضای خالی میخری
هیچ کس نمیخونتش. متقاضیان ما دوبرابر مال اوناس
هیو گین یه دوست قدیمیه, جیمز.
یه معامله باهات میکنم, مولیگان
تمام تبلیغاتت در "عطارد"را تموم کن
...و ما تو را رسما لباس فروش رسمی
روزنامه سلطنتی اعلیحضرت" مینامیم"
صبح بخیر, تاونزند. صبح بخیر, آقا
آله یا شری؟ (انواع آبجو) شری
به حساب ما
میتونم جایگزینش رو نشونت بدم؟ همم؟
نزدیک سربرگ؟ میخوای ببینی؟
شری ات رو بخور. فوراً برمیگردم
یه کت و شلوار جدید نیاز داری, تاونزند.
ما کوکر ها لباس ساده میپوشیم
ما احتیاجات کمی داریم
برای "لباس های فوق العاده"از افسانه ترین رنگ ها.
یه ذره زیاده, ها؟
...خب, هنوزم
برای خواننده حقیقی , پیام بجا رو میفرستی
درست مثل تبلیغ تو. برای جلوه دادن
برندی تمشک فرانسوی؟
تو واقعا باید یه سر بیای چیز های زیادی برای بحث کردن داریم
مطمئنم که نمیدونم منظورت چیه؟
اونا میگن که تو محافظت میشی
ببخشید, کی گفته؟
ما دوستان مشترکی داریم, رابرت.
و تو توی شهر بیشتر از اونچه
که بدونی دوست داری
هرکولس مولیگان
روزخوش, آقا. مطمئن نیستم که ملاقات کرده باشیم
اوه,فکر کنم میدونی که من کی هستم
من یقیناً میدونم که شما کی هستید آه, شگرف اوره.
یه سر بیا خیابان کویین, اندازه ات رو میگیریم
شما همین الان با من میآیید, آقا,
برای پاسخگویی درباره تماس مشکوکتان با دشمن
بر چه مبنایی به من تهمت میزنید, قربان؟ ژنرال
من رو به توسط رتبه ام خطاب خواهید کرد , خیاط
و قوای شما کجاست, ژنرال؟
آنطرف هادسون با لباس های آبی؟
متعجب از اینکه فرمانده شون به کجا فرار کرده؟
اینو خوب اومد
من دقیقاً میدونم که شما کی
و چی هستید
خواهش میکنم, اینجا جاییه که ما جنگ رو گزارش میکنیم, هزینه اش رو نمیدیم.
!اینو چاپ کن
به دستور لرد کلینتون
من به ژنرال شکارچی جاسوس ها منصوب شده ام,
و موظف شده ام که خائنین به تاج و تخت رو دستگیر کنم
نام هایشان اعلام خواهد شد,
و یاد خواهند گرفت که از مال (اسم) من بترسن
بلند شو
خواهش میکنم.لطفا ادامه بدید
آدامز, کوچک, مولیگان,
تختخواب,کیلروی,شکارچی.
حالا, تختخواب, کیلروی, و شکارچی همه جاسوسان رابرت هاو بوده اند
کسانی که با نام هایشان به آرنولد اعتماد کرده بودند
وقتی که او از وست پوینت سوءاستفاده کرد
!چطور مولیگان رو شناخته
هیچ کس به غیر از ما مولیگان رو نمیشناسه
آرنولد مولیگان رو نمیشناسه
اسمش درست اونجاس بله, همراه با چهل نفره دیگه
آرنولد برای چهل نفر مدرک نداره. داره لاف میزنه
اون در تحویل دادن وست پوینت به اونا شکست خورد,
و خب داره خودش رو نشون میده, اون داره بلوف میزنه
چطور میتونی مطمئن باشی؟ ... چون من
به خاطر اینکه اون بهم نامه نوشت
"از آنجایی که میدانم تو مرد حساسی هستی,
من آگاه هستم که هستی, از این به بعد,به طور کامل از این نظر
که علائق و خرسندی واقعی آمریکا
شامل یک پیوند دوباره با بریتانیای کبیر است.
من در ارتش انگلیس مقام گرفته ام
و دعوتت میکنم که به من ملحق شی
هر چه قدر که میتوانی با خودت نیرو بیآور.
اگر فکر میکنی که مناسب هست که پیشنهاد من رو بپذیری
میتوانی رتبه ای که الان داری ,
"در سواره نظامی که من بپا خواهم داشت نگه داری
اگر اون نام وودهول یا تاونزند رو میدونست,
اون مطمئناً به رخ میکشیدش
حلقه کالپر امنه
شکار اون تازه شروع شده او خودش شکار خواهد شد
ما فریب اش میدیم و به بیرون از شهر میاریمش و میکٌشیمش
نه.من خودمون رو تا حد ترور کردن پایین نمیارم
اون باید زنده دستگیر بشه و به کمپ برگردونده شه
قربان,میخوایید که یه بچه... ژنرال آرنولد رو در شهر نیویورک دستگیر کنه؟
ما باید از اون برای عموم یه درست عبرت بسازیم
یه گزارش میخوام که این کار در بهترین حالت چطور تا آخر هفته انجام میشه
نامه رو بذار اینجا
لباسای کثیف. دو شیلینگ
موعد پرداخته,ای فاحشه ها
شاید برا خودم یه کتری خریدم
یکم فضله ی موش بجوشونم
دومی ها رو برام نگه دار, عشقم.
هی, پرنسس, کتری برای فروش داری یا نه؟
پرنسس. اون تو گوشاش آتش زنه داره؟
دومی ها رو برام نگه دار
بله, کتری ها سه شیلینگ اند فوراً برمیگردم
اگه چیزی گم شه, میفهمم
چرا بهم نگاه میکنی, ها؟
چرا بهم نگاه میکنی؟
!هی
جنده
پر و بالش رو بهم نزن, هِست
ارابه اونه
تا حالا خواستی بدونی چجوریه؟
اون بیشتر از پنج ماه نیست که اومده کمپ
و اونموقع فروشنده هم نبودش
جواب درست اونجاس
سرگرد جوان تالمج
گفتی که اون تو فیلادلفیا به یه سری آدم پولدار چسبیده بوده؟
شایعات اینو میگن
اما مثل متاهل ها رفتار نمیکنه, مگه نه؟
نمیتونی مطمئن باشی که اونا در امان اند
نه, مطمئن نیستم, اما کاری نیست که در توانم بوده باشه و انجامش نداده باشم
اوه, و تو تنها کسی نیستی
که از نگرانی داره سکته میکنه
این چیه؟
این هفته یه سری نامه های غیر منتظره دریافت کردم,
اون یکی از فیلادلفیاست, از طرف سلاه
بهش گفتی که اینجام؟ چی؟
نه, نه,اون هنوز فکر میکنه که تو در ساتاکت به عنوان راهنما خدمت میکنی
اما با آرنولد که دیوانه وار داره جاسوس ها رو دنبال میکنه,
اون نگران جونته
اون درخواست کرده که من تو رو از اونجا بیارم بیرون
من باید جوابش رو بنویسم
اگه اون بفهمه من تو کمپم, یکی رو میفرسته دنبالم. یا خودش میاد
و من دیگه قادر نخواهم بود که به حلقه کمک کنم
سلاه دوست منه,من نمیخوام که مجبور شم بهش دروغ بگم
اگه تو بنویسی که من جام امنه,
و اینکه نمیخوای بیشتر از این توی نامه بنویسی و ریسک کنی,دروغ نمیشه
تصمیم توئه
من بیشتر نگرانم ایب ام
میدونم واشنگتون ازش میخواد جایی که هست بمونه,
و مجبوری که از دستورات اطاعت کنی,
اما ایب اطاعت نمیکنه آنا
...اگه فقط یه قایق برای نمایش دادن بودش
...آنا, بهت گفتم کاری نیستش که در توانم بوده باشه
نه, اما... -...که انجامش نداده باشم
کیلب امروز صبح زود رفت ساتاکت
تو یه قایق با کلی جا
همین الان که داریم حرف میزنیم باید پیش ایب رسیده باشه
بروستر؟ شش
اون کیلب بروستر هستش؟
حق با من بوده! آرنولد چی, ها؟
چه حرومزاده ای هستش بیا اینجا
داری چیکار میکنی؟
یکی داره میاد چی؟
اوه, نه,پدر منه گوش کن, گوش کن.
ما باید یه راه جدید برای علامت دادن استفاده کنیم
یه راه برای من که بدون تاونزند بهت علامت بدم
!ششش بدون اینکه کس دیگه ای دخالت کنه
فقط گاله ات رو ببند
باید همین الان بریم
بسیارخب؟ مری و توماس کجان؟
وایتهل
...نزدیکه نهاره, اون احتمالا داره نهار آماده
هی, گشنه ای؟ چی؟
...منظورم اینه, مثل الاغ بو میدی, اما آه
!آه, اون چیزیش نمیشه. بیخیال! زودباش
کجا میری؟
با کی حرف میزنی؟ !کیلب بروستر هستش
!برای نهار بهمون ملحق میشه
زودباش
قند؟
ویسکی؟
...خب
خرچنگ ها فرار کردن؟
نه, نه, اونا فرار نکردن
ویکفیلد سربازاش رو برای اسکان به استرانگ مانور برد
یه حصار زده, قلعه سنت جورج صداش میکنه
No comments yet. Be the first to leave one.