முதல் 200 வரிகள்.
،توی "کتاب داوران"، فصل شانزده
سامسون" بخاطر شهوتِ" ،چشمهاش خوار و ذلیل شد
و برای همین فلسطینیها .چشمهاشُ از حدقه درآوردن
.هرچی بکاریم، همونرو دِرو میکنیم
،توی کتابِ "سفر اعداد" فصل 32، گفته شده ."مطمئن باشید که گناهتان به سراغتان میآیند"
یهروزی، یهجایی هر گناه کوچیک یا بزرگی
.به سراغ شما میان
،درمورد "زمان " ، در انجیل گفته شده ،اگر در جستجوی خداوند هستید"
او فرصتهای پرهیزکاری و نیکوکاری را ".در برابر شما قرار خواهد داد
چون، اگر در پرهیزکاری خداوند ،مستور نباشید
.هرگز نمیتونین بهبهشت وارد بشین
این آهنگ فوقالعاده از کتاب انجیلِ .یوحنا سورۀ 5، آیۀ 4، الهام گرفته
اگر فرشتهای که به اعماق رودخانه" ،و آبهای متلاطم فرو رود
هر کسی که پساز او وارد شود
هر بیماریای که داشته را ."کاملاً درمان خواهد شد
.آمین
امروز بین ما دونفر از بزرگترین حامیانمون حضور دارن
اندرسون و الیزا شلولتز، که مطمئناً برای ،خداوند اعمالی از خودشون بهجا میزارن
و کسی توی این کلیسا، توی این شهر
،و صدالبته توی کل این ایالت نیست .که به ایشون مدیون نباشه
.ممنون، پدر روحانی، نطق فوقالعادهای بود
اگه اجازه هست میخوام .یهصحبتی با اعضای کلیسا داشته باشم
.با کمالمیل
انجیل میفرماید، ما باید همسایگانمون .رو مثل خودمون دوست داشته باشیم
،یه زمانی بود، نه خیلی دور ،که اگه حس برادری و محبت نبود
.این شهر به یه محلهی دوستانه تبدیل نمیشد
...ولی دستبهدست همدیگه
.ما حقیقترو پیدا کردیم
...اگه با ایمانِ کامل خدمت کنیم
.پاداشمون رو هم دریافت خواهیمکرد
!خدا رو شکر
.خیلیممنون
.میخوایم فرشتهمون به گروه کُر برگرده
گروهمون بدونِ صدای .ربکا" مثل قبل نیست"
امروز صبح حالش چطور بود؟
عادت کردن به این روش درمانی جدید .یکم زمان میبره
خب، عوارض جانبیِ درمان میتونن .خیلی آزاردهنده باشن
.ولی دکتر "اسکالی" امید زیادی داره
.این واقعاً یه روش درمانی پیشگامانهست
نتایجی که توی آلمان داشته .خیلی مثبت بوده
.هردومون بهت مدیونیم
...اخیراً یه موضوع جدیای رو ،فهمیدم
یهموضوعی که هرچیزی که واسهمون .عزیزه رو تهدید میکنه
باید بصورت خاصی .بهش توجه بشه
با کمالمیل هرفرصتی که بتونه .ایمانمُ ثابت کنه قبول میکنم
یهنفر رو با جزئیات کامل .میفرستم سراغت
،توی این مدت، فقط اینو بدون که ،"درست مثل "کتاب دانیال
.یکیاز ما افتاده توی چاه شیرها
وقتی که تو نیستی، از "ربکا" و بچهها .بهخوبی مراقبت میشه
چهمدت قراره بری؟
بیدارت کردم؟
.خیلی ببخشید
میخوای یهچیزی واسهت بیارم؟ یکم آب بیارم؟
.من بهخودت احتیاج دارم
ایندفعه کجا میری؟
:عیسیمسیح میفرماید ،هروقت که میخوای صدقهای بدی"
نزار دست چپت بفهمه که دستِ ،راستت داره چیکار میکنه
."تا صدقهای که دادی بصورت پنهانی باقی بمونه
.فقط یهچند روزی اینجا نیستم
.دوستت دارم
آخرین اخبار دنیای فیلم و سریال در تلگرام و اینستاگرام ما .:. @OfficialCinama .:.
«: مـتـرجـم: آریـا :» .:: Ariya ::.
.خدا لعنتش کنه
...اون شاشی که دیدی
قراره بعداً با یه آشوب .روی سرت خراب شه
اوضاه پات چطوره؟
دفعۀ بعد، فقط دستت .رو هدف نمیگیرم
.آره
شما دوتا ازدواج کردین؟
.دقیقاً عین زن و شوهرها هستین
و، راستی، من رفته بودم .به یه سمینار
.اسمش "تئوری چشمِ ضعیف" بود
همهش دربارهی این بود که چطور یهنفر، یهچشمش بزرگتر از اون یکیه
و اینکه چطوری از اینقضیه بهنفع خودت استفاده کنی
اونهم فقط با نگاه کردن .توی چشم ضعیفِ طرف
،اونا اصلاً متوجه نمیشن که چی میشه
.ولی لوشون میده .بهشکل روانشناسی
.چه تأثیرگذار
هی، بهنظرت میتونی یه کوکا بهم بدی؟
یهدلار داری؟ - شوخیت گرفته؟ -
من که نمیام پولم رو .واسۀ یه مظنون خرج کنم
.من مظنون نیستم، قربانیام .از مافوقت بپُرس
این چطوره؟
.من در ازای یهدلار، زندگیترو عوض میکنم
زندگیمو عوض میکنی؟ - .آهان -
اون چیزی بالای اون در اونجا هست رو میبینی؟
،خب، جایی که من ازش میام .اونو برعکس آویزون میکنن
ببین، شماها برداشتین بهطرف پائین آویزونش کردین
و این باعث میشه هرچی شانس ....توش هست، از بین بره بخاطر
جاذبه، درسته؟ - ...آه -
.بهم اعتماد کن. ارزش یهدلارُ داره .یالا
.میتونم واست آب بیارم - .آخ -
،"تو رو خدا، افسر "آگدن .من به کافئین و قند احتیاج دارم
،کُلِ دیشبرو بیدار بودم ،اسیر شدم، دستهامو بستن، بهم شلیک شد
...نزدیک بود کُشته بشم، دستگیر شدم
.ما که عین تو اینقدر آموزشدیده نیستیم
و، میدونی وقتی از سازمان حمایت از کودکان بیان
باید بتونم بهشون بگم که که بخشِ "لارکویل" حداقل
به نیازهای غذایی یه کودکِ قربانی اهمیت میده، نه؟
.من فقط 5 دلار دارم - .مرسی -
هی، اونا بهت گفتن که قضیه چیه؟
مثلاً، من پام به چی باز شده؟
این کارهات کِی تموم میشه؛ ریچل؟
...یا
سوزان؟ نه. پِگی؟
یا شایدم استفانی؟
.نتایج انگشتنگاری اومده
یه اثرانگشت، ولی اینقدر .هویت جعلی داره که نگو
و هیشکی نمیدونه .کدومش واقعاً خودتی
پس منم گولِ این قیافهی .صاف و صادقت رو نمیخورم
فقط بهمون بگو اونجا واقعاً چه اتفاقی افتاد؟
.گفتم که .من اینوسط قربانیام
.خیلیخب. باشه
،میخواستم مثل یه بچهی نابالغ باهات برخورد کنم ،ولی چون راستشرو بهم نمیگی
،با میانگین همۀ اسمهای ساختگیت .18سالهی بالغ درنظر میگیرمت
.من 16 سالمه - بندازش توی سلول زنها -
.بغل اون گردنگلفتی که باهاش اومد - .نه، نه، نه! نمیتونین اینکارو بکنین
ببینین، فقط تو رو خدا .اینکارو نکنین
.فقط یهدلیل خوب واسم بیار
...چونکه
.اون میخواد منو بکُشه
پسره چی؟
...اون
.نجاتم داد - نجاتت داد؟ -
پس اون مزخرفاتی که گفتی تو رو بست به تخت چی میشه؟
.اونکارو هم کرد
.درسته
.یعنی، هردوتاش درسته
...ببینین، جدی میگم، کلانتر، واقعاً
،هردوتاشون دیوونهان .و منم اتفاقی سر راهشون قرار گرفتم
.حواست بهش باشه
."خانم "مارلینا اولین
.آخرین آدرسی که ارتون هست، توی "دیترویت"ه
وقتی اثرانگشتتون رو وارد سیستممون کردیم .نزدیک بود سیستم بترکه
.نظامیِ سابق .پیمانکار امنیتیِ سابق
اون 4 تا جسدی هم که توی مسافرخونه .بودن هم همین سوابق رو داشتن
دیدی؟
.اگه به قیافه و رفتار یهنفر بخوره که سابقهداره .پس واقعاً سابقهداره
.با عقل جور درمیاد
ولی تو، "کاستیگلیونی"، تو .هیچیت با عقل جور در نمیاد
.نه آدرسی داری .انگشتنگاریت هم نتیجهای نداشت
.ظاهراً توی یه بچه مثبتی
.ولی خودتو ببین
.بین چیکار کردی
همچین ترتیب افرادش رو دادی .که انگار عددی نبودن
عجیبتر از همه، توی سیستم ارتش .هیچ سابقهای از تو نبود
،اگه بخوام حدس بزنم
.میگم افسر نیروی دریایی بودی
خب، امیدوارم هردوتون از ،ساندویچهای ما خوشتون بیاد
،چون تا من حقیقتُ نفهمم .هیشکی هیچجا نمیره
.سخنرانی خوبی بود، کلانتر
میدونی، ادارههای کوچیکی مثل ماله شما .به پروندههای قتل رسیدگی نمیکنن
.پلیس ایالتی رو خبر میکنن
.ولی تو هنوز اینکارو نکردی
امسال انتخاباته؟
میخوای با قهرمانبازی میزان آرا رو بالا ببری؟
،اگه الان منو از اینجا در بیاری
به آدمهام میگم که اسمتُ برای همیشه .از فهرست نامزدهای انتخاباتی پاک نکنن
.دردسر توی راهه، کلانتر
دقیقاً واسهچی؟
،کسایی که بهاون زنه پول دادن .میخوان این گندکاری تمیز بشه
.میخوام سریع قالش کنده بشه
.خواستهها با صبر میسر میشن
.طبقهی متوسط همینجوریاند
میانگین ساعات خوابت .کمتر از دو ساعته
جدی؟ خب، چی میتونم بگم؟
اینجا شبزندهداری .خیلی حال میده
اول از همه، میتونی بگی که با قرصها چیکار کردی؟
داروهات واسه ایناند که .کمکت کنن بخوابی
.داروها رو برداشتم
واقعاً؟ - .آره، بعدشم توی توالت ریختم و سیفونُ کشیدم -
چرا؟
.برای خوابیدن به کمکِ تو نیازی ندارم
.من یاد گرفتم که همهجا بخوابم
این هم یاد گرفتی که .چطوری نخوابی
چرا نمیخوای بخوابی، بیلی؟
بخاطر کابوسهات از خوابیدن میرسی؟
برنامۀ درمانیای که برات .درنظر گرفتیم، سادهست
اینکه با موفقیت بتونی با کابوسهات روبرو بشی
.تنها راهیه که میشه کابوسهات رو کنترل کرد
اجازه هست یهنگاهی بهش بندازم؟
.بفرما. راحت باش
سعی در یادآوری یه کابوس .مثل کنار زدن یه تارعنکبوته
،اگه محکم و یهویی بکشیش .پارهاش میکنی
ولی ما داریم بهآرومی اون .تار عنکبوت رو کنار میزنیم
،و وقتی که کامل کنارش زدیم
میتونی ناتوانیِ خوابت رو .پُشتسر بزاری
.و خودت کمکم بهش مسلط میشی
.فایدهی این دفتر همینه
چیزی که داخلش مینویسی .لازم نیست منطقی باشه
!هیچ کدوم از این مزخرفات منطقی نیستن چرا کمکم نمیکنی؟
.بیلی، آروم باش
میدونم چیزی که دربارهش .حرف میزنیم وحشتناکه
آخه تو از کجا میدونی؟ فکر کردی واسه همه چیز راهحل داری، مگهنه؟
با اون نقاشیها انگُشتی لعنتیت
.و با اون دفتر خاطرات کثافتت
.الان آشفتهای چون بهخواب نیاز داری
!هی
.دکتر "دومانت"، سلام
بخش امنیتی، توجه کنین . قرنطیهرو شروع کنین
No comments yet. Be the first to leave one.