முதல் 200 வரிகள்.
خب، هیچکدوم از اینا اصلاً با عقل جور در نمیآد
آه. حالا بهتر شد. الآن دیگه همه میفهمن چه خبره
چیزی برای اضافه کردن دارین، آقای میلک؟
این درخواست در واقع تو این مرحله فقط یه تشریفات اداریه
موکل من، آقای کرینگل، تمام مدارک لازم رو ارائه داده
و با اثر انگشتهایی که یه جورایی شبیه دانههای برفه، محضریش کرده
هو هو هو، جناب قاضی
دقیقاً همینطوره
خب، اگه اعتراض دیگهای نیست
بدینوسیله حق انحصاری نام بابا نوئل در ایالت نوادا رو
به این مرد، یعنی کریستوفر کراس کرینگل واگذار میکنم
و اون رو تنها بابا نوئل واقعی و حقیقی اعلام میکنم
اعتراض دارم
هو هو کی؟
لینکلن گام هستم، جناب قاضیِ فرانکناشتاینی
موکل من، هری کریمنز، بابا نوئل واقعیه
و این حق رو داره که به اعتراضش رسیدگی بشه
آقای کریمنز
مدرکی برای اثبات ادعاتون دارین؟
من با یه ماشین قرمز اومدم اینجا
همین کافیه
این دادگاه تعیین خواهد کرد
که کدوم یکی از این دو نفر بابا نوئل واقعیه
اوه، و البته
هالووین مبارک
هالووین دیگه نزدیکه
همه دارن خفاشهاشون رو آویزون میکنن
من عاشق هالووینم
تنها شب ساله که میتونم به بچهها شکلات بدم
و هیچکس هم چپچپ نگام نمیکنه
چی؟
من بچهها رو دوست دارم و فکر میکنم باید شکلات بخورن
چرا همه بدترین فکرها رو درباره من میکنن
فقط به خاطر قیافه و رفتارم؟
قراره حسابی خوشگلت کنم، عزیزم
خب آیرین، برنامه خاصی برای قاشقزنیِ هالووین داری؟
نه بابا، دیگه برای این کارها بزرگ شدم. ولی لباسم رو انتخاب کردم
برای وقتی که جیم میزنم و به ماشینها سنگ پرتاب میکنم
مأمور تحویل DHL
همه DHL رو دوست دارن
چون معمولاً یه چیز خوب میآره، مثلاً از اروپا
من همیشه برای پیدا کردن یه لباسی که در شأنم باشه مشکل دارم
داشتم فکر میکردم مثلاً لباسِ خدا رو بپوشم
ولی بعد نظرم رفت روی دوستدختر نوجوان و جذاب خدا، یعنی مورگان
به هر حال، خوشحالم که حداقل یه نفر داره حال میکنه
عموت این اواخر واقعاً یه "کارهولیک" واقعی شده
منظورت ورکاهولیک یا همون معتاد به کاره؟
نه
کارتون تموم نشد؟ هر لحظه ممکنه یه مشتری کلهگنده از راه برسه
قهوه هست؟ جاروبرقی داریم؟ ولش کن، با دستام جمعش میکنم
واو، لینکلن، ما همین الان یه پرونده رو بردیم
حق داریم یه کم استراحت کنیم. فهمیدم! بیا هشت ماه بریم تایلند
بیخیال! یه کم به خودت ایمان داشته باش که اینقدر بیچاره به نظر نرسی
ایمان به خود مال قاتلهای زنجیرهای و بچههای "جاد اپاتو"ئه
من تو دنیای واقعی زندگی میکنم
جایی که کارها فقط وقتی درست میشه که خودمون درستشون کنیم
این اسکلتها باید کراوات داشته باشن؟
فقط دارم میگم
لازم نیست وکیل هر دیوونهای بشی که میاد دمِ در
دیوونه دمِ در
اینجا دفتر حقوقی گامه؟
باید یه نفر رو نابود کنم
کریس کرینگلِ واقعی. درباره این یارو شنیدم
یه راه درروی قانونی پیدا کرده تا تو نیویورک خودش رو رسماً بابا نوئل اعلام کنه
حالا ایالت به ایالت میچرخه و همین کار رو میکنه
اما نه اینجا
من تو وگاس به دنیا اومدم و بزرگ شدم
من خیلی زحمت کشیدم تا با پیدا کردن گنج تو بیابون، ثروتم رو به دست بیارم
اگه قراره کسی بابا نوئلِ ما باشه، اون منم
و اینجاست که پای شما میاد وسط
خب، آقای کریمنز
هری. هری کریمنز
شبیه "مری کریسمس"ئه، ولی نه خیلی زیاد
خب، این یه جنگِ تمامعیار میشه
وکیلِ کرینگل همون چیزیه که ما تو دنیای حقوق بهش میگیم
"یه تهدیدِ دوجانبه."
یه وکیلِ پرخاشگر و قدبلند
کمک حقوقی لازم دارین؟
من رو استخدام کنین، مایک میلک، وکیل قدبلند
من برای آدمهای کوچیک میجنگم، چون از نظر من، همه آدما کوچیکن
وقتی عدالت از دسترستون دوره، من اینجام
وکیل قبلی من قدش ۱۸۰ بود
و خب آره، پرونده خسارت کاریم رو برد
ولی وقتی کنار مایک دیدمش، بالا آوردم و اخراجش کردم
خیلی قدبلنده
پس با مایک میلک، وکیل قدبلند تماس بگیرین
با شمارهی ۱-قد-۱۰۰ تماس بگیرین
یعنی ۱-قد-۱۰۰. ق-د
ق-د
بهزودی میبینمت، هری
ممنون، لینکلن. تو پسر خیلی خوبی هستی
ها ها. دقیقاً همون چیزی که بابا نوئل میگه
بله. بابا نوئل
لینکلن، ببین، من کسی نیستم که بخوام یه آدمِ عوضی رو قضاوت کنم
من بیشتر از "سونیک"، حلقه طلا ازم ریخته بیرون
ولی مطمئنی میخوای به این یارو کمک کنی که بشه بابا نوئلِ ما؟
چرا؟ فقط به خاطر قیافه و رفتارشه؟
ممنونم
تازه، طرف مخفیانه کلی پولداره و ما هم به پول نیاز داریم
پس یه پیرمرد یه لقب تشریفاتی رو از یه پیرمردِ دیگه میگیره
و ما هم پولمون رو میگیریم
ولی از کجا بفهمیم چه چیزی یه نفر رو از نظر قانونی به بابا نوئل تبدیل میکنه؟
ماراتنِ فیلمهای کریسمس
مامانم همهشون رو روی دیویدی داره
"سقوط بابا نوئل"، "چطور میگو کریسمس رو دزدید"
"دختران سفید ۲: کریسمسِ سفید"، حتی "جانسخت"
واو! آره! "جانسخت" یه فیلم کریسمسیه
قبلاً هیچوقت بهش فکر نکرده بودم
بهت افتخار میکنم. آفرین
خب، دمای بیرون ۴۶ درجهست، برای همین تو جین، مارشمالو ریختم
آه، واقعاً چه زندگیِ شگفتانگیزیه
تقریباً به شگفتانگیزیِ اوراق قرضه جنگی
همگی اوراق قرضه جنگی بخرین
بعدی کدومه؟ اوه
"مجرد و آمادهی زنگوله زدن" چطوره؟ امم... نه، اون خیلی ضدحاله
همه میدونن که بابا نوئلِ واقعی
هیچوقت از خانم نوئل طلاق نمیگیره که بره دنبالِ دوستدختر
مخصوصاً وقتی زنش اینهمه سفرهای اون رو تحمل میکنه
خوب گفتی آیرین. "بابا نوئلِ واقعی."
دقیقاً
صبر کن ببینم، چی؟
چی؟ نکنه تو... یعنی، من فقط فکر میکردم
آیرین، تو که درباره بابا نوئل میدونی، نه؟
تو مثلاً بین ۱۳ تا ۱۹ سالته
تو به من گفتی دندونپزشکِ واقعی من
احتمالاً توی اپلیکیشن "کشاپ" پول نمیخواد
چی؟
خفه شو! معلومه که درباره بابا نوئل میدونی
من هر چی بزرگترها میدونن رو میدونم، مثلاً... هاتاسپاتهای بوینگو
هی، همه ما وقتی بچهایم چیزهای احمقانهای رو باور میکنیم
لعنتی، من تا قبل از اینکه برم ارتش، کینگکونگ رو باور داشتم
آیرین، من... حدس میزنم مامانت فکر کرده تو باهوشتر از اینی که به این حرفها نیاز داشته باشی
اما بابا نوئل فقط یه قصهست که پدر و مادرها به بچههاشون میگن
تا بتونن خاطرات بچگی خودشون رو دوباره زنده کنن
چون تو دنیای بزرگترها، هیچکس چیزی بهت نمیده
پس مجبوری برای هر دیوونهی شلختهای که استخدامت میکنه کار کنی
تا اینکه بالاخره بیفتی تو قبرِ زودهنگامت
واو، چقدر الهامبخش. کریسمس مبارک
خب، تلویزیون دیگه کافیه
گلم، شیلا، اون هیئت منصفه کرینگل رو قورت میده
ازتون میخوام برای طرفِ ما، یه کم جادوی کریسمس جور کنین
حله. خب، بابا نوئل همهچیز رو میبینه، مگه نه؟
چی میشه اگه مجبورش کنیم اولین باری که هیتلر خودارضایی کرد رو توصیف کنه؟
نه اون، کلاً هیچچیزی شبیه اون هم نه
آیرین، هر نقطه ضعفی که میتونی از کرینگل پیدا کن. هیچکس اینقدر بینقص نیست
اهوم. حتماً
منظورم اینه که احمقانهست اگه باور کنیم این دنیا جادویی توش داره
پس فقط میرم همون چیزی که باقی مونده رو هم نابود کنم
عالیه. منم میرم دنبال کریمنز. یه جلسه دادگاه داریم که باید به هم بریزیمش
زنگِ درِ ضبطکننده، برداشتِ اول
لعنتی، زنگِ قدیمی گند زد به ضبطِ زنگِ جدید
هر کی اون بیرون باشه رو میکُشم
هر کی اینجا باشه رو میکشم. واو
اوه، آقای گام، بیاین تو
داشتم قهوه درست میکردم
ببخشید که اینجا نامرتبه
امان از دستِ این کوتولههای تنبلِ لعنتی
درسته
آقای کریمنز، باید راه بیفتیم
جلسه درخواست کرینگل برای همین امروز صبحه
حرفش رو هم نزن. همیشه برای یه گشت و گذار تو کارگاه بابا نوئل وقت هست
اینها دخترهای من هستن
ساکت باش، امیلی
ببخشید، اصلاً خندهشون بند نمیاد
اه
تلهها حتماً پر شدن
میدونم که باید تخممرغها رو قبل از اینکه از کنترل خارج بشن بخوری
ولی کی اینهمه نعوظ رو نیاز داره؟
ها ها. آره. ببینید آقای کریمنز، اگه میخوایم این پرونده رو ببریم
باید بتونین یه تصویرِ حداقل کمتر ترسناک از خودتون به مردم نشون بدین
خب، این برای بابا نوئلِ واقعی باید کار راحتی باشه
اوه، معذرت میخوام
نکنه به بابا نوئل اعتقاد نداری؟
و به تبعِ اون، پولی رو هم که بهت پیشنهاد میده نمیخوای؟
چی؟ معلومه که میخوام. "اون واقعاً وجود داره،" مثل همونی که تو تبلیغ "اماندام" گفتن
بابا نوئل بوی دروغ رو حس میکنه، فرزندم
تا وقتی این ماجرا تموم بشه، باورت میشه. همهتون باورتون میشه
آخه اگه من بابا نوئل نبودم، چطوری میتونستم از این دودکش برم بالا؟
نگاه کن لینکلن! ماشین قرمز! مثل بابا نوئل
قرمز
این دادگاه تعیین خواهد کرد که کدوم یکی از این مردها بابا نوئل واقعیه
ایول
صبر کن تا به برادرم، یعنی شیطان بگم
الو؟ اوه، سلام
من مامانِ ماکایلا هستم از دبستانِ کید راک
باورت میشه؟ ماکایلا مشقِ لعنتیش رو فراموش کرده
میتونم یه لحظه با جفری صحبت کنم؟
فیلم بازی نکن، خواهر
ماکایلا تو عمرش هیچ مشقی رو فراموش نکرده
تو کی هستی؟ آیرین هستم
آمارِ یه مردِ چاق رو میخوام. اسمش کرینگلئه
کرینگل
این اسمیه که هیچوقت نمیخواستم دوباره بشنوم
تو تو میشیگان براش شهادت دادی. رو زانوش نشستی و بهش گفتی بابا نوئل
میخوام بدونم قیمتش چند بود؟
برای اون یا برای من؟
پیرمرد به یه بچه نیاز داشت تا هیئت منصفه رو متقاعد کنه که بابا نوئله
بهم گفت همون کادویی رو که همیشه میخواستم برام میآره
بابا نوئل میتونه هر اسباببازیای بسازه، مگه نه؟
من یه بازی ویدئوییِ سفارشی میخواستم
No comments yet. Be the first to leave one.