முதல் 200 வரிகள்.
:کاري از آريا و مهسـا
اونجا همه چيز روبراهه، استخوني؟ کمک نميخواي؟
.دارم روي تست، ادرار ميکنم .فکر کنم خودم بتونم انجامش بدم
البته. فکر نميکنم اين .چيزا زياد دقيق باشن
تو مطمئني اينا دقيقن؟
.خيلي - .باعث تعجبه که ميتوني انقدر خونسرد باشي -
.ميدوني، ممکنه که ما يه بچهي ديگه داشته باشيم
خب، من دوست دارم قبل از اينکه هيجانزده يا
نااميد بشم همهي .اطلاعات رو داشته باشم
.فقط اين عجيبه، ميدوني
ميدونستم اين فقط به خاطر اون بيسکويتهاي .کرهي بادامزميني که دوست داري نيست
.هنوزم ميتونه همون باشه، بوت - .هي، يه لطفي در حقم بکن
،تست رو يه کوچولو تکون بده .شايد زودتر نتيجه بده
.يه چند دقيقه زمان ميبره، بوت - .خيليخب -
آ، دقيقا ميدونم کِي .اين اتفاق افتاده، ها
اون شب کفِ آشپزخونه بعد .از اون بطري "برونلو" بوده
اگه من حامله باشم، تشخيص اينکه چه زماني نطفه بسته شده بر اساس
تعداد سکسهايي که اين .اواخر داشتيم خيلي سخته
.دقيقاً. دقيقاً
.خيليخب
.بوت. آره
.درسته. باشه. خيليخب، فهميدم
اونا يه جسد توي يه خُردکن .صنعتي پيدا کردن. اوف، پسر
،کم" داره اون کارآموز جديده رو ميبره" .در نتيجه تو ميتوني يه راست بري آزمايشگاه
...من ميتونم برم اگه اونجا - .نه، نميتوني -
.مواد شيميايي اونجا خيلي زياده. تو حاملهاي
بوت، ما هنوز مدرک واقعياي از .اينکه من حاملهام نداريم
...ميدوني، کريستين .اون خواهرِ بزرگ فوقالعادهاي ميشه
...من ميخوام نظرم رو نگه دارم تا - .ميدونم، تا موقعي که همهي اطلاعات رو داشته باشي -
...ميدوني، اتاق پُشتي .به اتاق بچهي جديد تبديل ميشه
چيه؟ بله! چيه؟- .علامت مثبت -
.من حاملهم - .داريم بچهدار ميشيم -
!داريم بچهدار ميشيم. داريم بچهدار ميشيم
.و من ميتونم به بيسکويت خوردن ادامه بدم
.آره، بيسکويت - .من خيلي خوشحالم -
.خيلي خوشحالم .تو حاملهاي. يه بچه توي راه داريم
.من بايد به بقيه بگم - .نه، نه، نه -
.اين بايد بين خودمون بمونه .ميخوام تا قبل از اينکه به بقيه بگيم صبر کنم
.البته، باشه، قطعاً .اين خيلي هوشمندانهست
خب، باشه، اون تو فقط به من گوش کن، باشه؟
.نميتونيم به کسي بگيم
.ميخوايم به اولين صحنهي جرممون بريم، عزيزم - .ميخوايم به اولين صحنهي جرممون بريم -
نه، نه، نه، نه، ما قرار نيست به اولين .صحنهي جرم بريم... من ميرم
...بوت، بيخيال
.آ، تو قراره سخت نگيري، مامان - .سخت نميگيرم -
...دکتر هاجينز، من فقط
!نه، نه، نه، نه، نه
الان دقيقا چي شد؟ - ها؟ -
...اوه. نه، من فقط .فقط مادهي سردکنندهي برودتي از دستم افتاد
منظورم اينه که، سيستم امنيتي .داره يه کوچولو جالب ميشه
.اونقدرها هم سمي نيست
نکتهي جانبي، من يه درخواست رسمي .براي 20 تا ظرف بـِشـِر "برزيليوس" ديگه ميخوام
.اونا هر کدومشون 150 دلاره
فکر ميکنم که اين آزمايش ماله جفرسونيانـه؟
،منظورم اينه که، از اونجايي که کارم زندگيمه
در اصل، هر کاري که ميکنم براي جفرسونيانـه؟
.پس جواب نه هست
ميدونم عاشق اختراع ،کردن چيزهايي، دکتر هاجينز
ولي اجازهي اينکه اينجا .انجامش بدي رو نداري
اين جنبه از زندگيت رو به .خونهت محدود کن، لطفا
واضح بود؟ - .حتما. حتما -
خب اومده بودي چيزي بهم بگي؟
آ، بله. بايد بقايا رو از .توي خُردکن صنعتي دربياريم
اوه، خوبه. فکر ميکردم .قراره چيز بدي باشه
براساس سر ِ اين استخوان ران خوشحالت
و سطح گوش مانند استخوان تهيگاهي، قرباني يه مردِ .سفيدپوست بوده که 30سال و خوردهاي سن داشته
خوشحالت؟ .آره. اين رو ببينين
،هيچ نشونهاي از لارو مگس گوشت نيست ،خوشگل باشه يا نه
يعني اينکه قرباني .ظرف 24 ساعت گذشته مُرده
!هي، اينو ببينين .قهوهها رو ببين. قهوه گرفتم
مرسي قربان. قهوه، قهوه؟
.هي، خوبه، ها؟ چندتا قهوه گرفتم .بعضيهاشو خامهدار گرفتم، بعضيهاشو با شکر
.بفرمائين. بالاييه رو بردار .بفرمائين
هي، بچهها، ببينين. چند تا قهوه گرفتم، ها؟ .چندتاشو با خامه و شکر گرفتم
،ببينين چي ميگم، دستهاتون پُره ،پس بهتون ميگم چيکار کنين
قهوهها رو اونطرف کنار اين .دستکشهايِ مشکي خوشگل ميذارم
.مرسي، بوت. چقدر باملاحظه - .آره -
.و غيرمنتظره - .خب، روز بزرگي براي جشن گرفتنـه -
ميدوني، فقط يه کار .تشويقي براي همگيـه
.تو، تو، عالياين! خودتون رو ببين
.همتون دارين به اين خوبي کار ميکنين .و پسر حشرهاي... شمارهي اول فهرست من
.خيليخب. باشه، ممنون - .آره، آره -
آ، شما اصلا ميدوني اسم من چيه؟
.آره، آره .داري کار بزرگي اونجا انجام ميدي، نابغه
.منظورم اينه که، من به همه ميگم نابغه ...نابغه بودن از چشمهاتون ميباره
.آفرين. داري عالي انجامش ميدي - .باشه، پس -
هي. شبيه يه تيکه از .موبايل قربانيـه
اميدوارم، براي آنجي که بتونه .باهاش کار کنه کافي باشه
رنگ زرد توي زخمهاي قرباني
.نشون ميده که قبل از اينکه خُرد بشه مُرده بوده - .پس جنازه رو اينجا انداختن -
،خب، بهتون ميگم، قفل جلويي کَنده شده .پس اينجوري همهي کارمندا ميرن کنار
کارکردن پسر حشرهاي رو ببينين، ها؟ .انگار داره نخ دندون ميکشه
آره، خب، روي اين چرخها، دندونه .وجود داره، پس مناسب به نظر مياد
.اونايي که اون عقبن دسترسي بهشون سختتره
...من رو داغون کردي، پسر حشرهاي. اون
خيليخب، بايد بگم، دارم يکم از .اين همه تعريف وحشت ميکنم
.من جمجمهي قرباني رو پيدا کردم
اوه، واي، اونو ببين. ها؟
.اون يارو از توي مخلوطکن رد شده - .خُردکن -
آ، اغلب برآمدگيهاي .استخواني جمجمه از بين رفتن
...بدون چونه، بدون گونهها، بدون پيشاني .آنجلا براي شناسايي کردن اين به دردسر ميفته
فکر کنم يه چيزي پيدا کردم که به آنجي .توي طراحيمجدد چهرهي قرباني کمک کنه
چي هست؟
.صورت قرباني
استخوانها
:کاري از آريا و مهسـا
فصل دهم، قسمت15 چشمي در آسمان
.زيرنويسها هرهفته ترجمه و منتشر خواهند شد
خيليخب، من قسمتهاي گمشدهي .روي صورت رو با خاک رس پُر کردم
و تقريبا کارم با .صورت قرباني تمومه
خيلي باحاله. تو فقط جاهايي رو
که خُردکن داغون کرده بود رو به هم .بخيه زدي، به سبک فرانکشتاينـي
ميتوني جمجمه رو ثابت نگه داري؟ - .حتما -
.دقيقا مثل "مأموريت غيرممکن"ـه - .کاملاً جور در اومد -
،اون کمتر از يک روز پيش کُشته شده بوده
پس احتمالا هنوز کسي .گزارش گمشدنش رو نداده
آره. و خاک رس هم ،فقط تقريبيـه
.پس تطابق ممکنه که احتمالش خيلي کم باشه
ولي من اينو اسکن ميکنم .و ببينم چيزي گيرم مياد يا نه
.به نظر مياد اون با دستهاش کار ميکرده
"بله، و من شواهدي از "گرهي اشمورل .روي ستون فقرات قرباني ميبينم فتق ديسک بين مهرهاي به داخل جسم مهره
من واسه فهميدن اين قضيهي .گرهي اشمورل" کمک ميخوام"
آ، اسمش برگرفته از آسيبشناس ،آلماني، "سي.جي. اشمورل"ـه
اينها بيرونآمدگي غضروفهاي ،فشرده در مهره هستن
.که نسبتا توي آدمهاي ميانسال رايجه
،"بله! عاليه، خانم "وارن .شما کارآموز کاملاً استثنائياي هستين
.عجب. تو و بوت خيلي سرحال هستين
.نه بيشتر از هميشه
،براي شخصي به اين جووني اشمورل" نشون ميده"
که اون مدت زيادي رو صرف حمل .کردن اشياء سنگين ميکرده
من باقيماندهي مقوا روي ،لباسهاي قرباني پيدا کردم
از قسمت داخلي پيراهن ،و زير بازوهاش
پس مال جعبههاي بازيافتي .توي خُردکن نيستن
.من ميخوام يه حدسي بزنم
بله، خانم "وارن"؟ - بله؟ به حدس من؟ -
.من احساس بخشندگي ميکنم .بهش به عنوان نظريهپردازي فکر کنين
.اولين بار ميشه
اون احتمالا براي يه شرکت ،حملونقل کار ميکرده
.بر اساس علائمي که مثل حس موجه هستن
.اين احتمالش خيلي زياده
.حس خوبتون هي داره بهتر ميشه
.آره، عجيبه. از وجهي خوبش
،هي، برنان ميشه يه دقيقه باهات صحبت کنم؟
.البته
همه چيز روبراهه؟
.آره، فقط يکي از اون روزها رو دارم .حس ميکنم مثلا به يه بغل نياز دارم
،نميدونم اين يعني چي .ولي حتما توي آغوشم ميگيرمت
.ميدونستم - چي رو ميدونستي؟ -
.درد سينهها. تو حاملهاي - ...چي؟ نه، من -
دوباره با علاقه به .خوراکيهاي شيرين شروع نکن
،اينکه همه ميگن امروز خوشاخلاق شدي .بخاطر ورزش و اينچيزا نيست
.من هميشه خوشاخلاق هستم
.خندهداره که واقعا به اين قضيه باور داري .اين خيلي خبر عاليايه
،لطفا، آنجلا .نميخوام کسي بدونه، فعلا نه
خيليخب، به همون علاقه به .چيزاي شيرين ميچسبم
...ولي توي اين مدت
.اوه. آره. سينهها
تطابق پيدا کردي؟
.آره، آ، 12 تا تطابق
من بازسازيـم رو در برابر .تصاوير آنلاين اجرا کردم
.تنها کاري بود که ميتونستم بکنم
ميتوني يه جستجو بر اساس شغل انجام بدي
که ببيني هيچکدوم از اينا به عنوان باربر يا مامور تحويل بودن يا نه؟
.آره، بذار ببينم
.به يه نفر محدود شد
جف دووِر"، به عنوان باربر توي" .انبار و حملونقل اُز" کار ميکرده"
.ببخشيد - .بله، يه لحظه -
.دارن"، ميخوام توي کاميون شمارهي 3 باشي" .اين خونه خودش جابجا نميشه
بله؟ چيکار ميتونم براتون انجام بدم؟ - .کار ميکنم FBI مأمور "آبري". من براي
.جين بري". من سرپرست هستم" اين دفعه کي شکايت کرده؟
.هيچکس
بايد چندتا سوال راجع به .يکي از کارمنداتون ازتون بپرسم
."جف دووِر"
اون توي مشکلي چيزي افتاده؟ .به خاطر اينکه امروز براي کار پيداش نشده
.جف" به قتل رسيده"
.اوه، خداي من
حالا، کسي از همکارها يا مشتريها به ذهنتون ميرسه
که ممکن باشه بخواد به "جف" آسيب برسونه؟
...نه تا جايي که من
.صبر کنين - صبر کنين، چي؟ -
اون روز با يکي ديگه از باربرها
داستين وست"، قاطي يه" .مسايقهي پُر سرو صدا شد
.در حين انجام يه کار بود. مشتريها شکايت کردن .مجبور شدم پولشون رو بهشون پس بدم
ميتونين بهم بگين که داستين وست" الان کجاست؟"
آ، آره. اون داره يه خونه توي "تريزدل" رو .اسبابکشي ميکنه. ميتونم آدرسش رو بهتون بدم
.ممنون
شکستگيهاي متعدد قبل ،از مرگي روي لگن خاصره وجود داره
و همينطور شکستگيهاي .اُريب توي استخوان ران
.پس قبل از اينکه کُشته بشه، دعوا کرده
آ، ترميم نشون ميده که اين ،حدود 2 سال پيش اتفاق افتاده
پس اين جراحتها .ربطي به مرگش ندارن
شنيدم بازم چند تا ظرفِ بـِشـِر . شکوندي، فرفري
بازم ظرف شکوندم؟ - .همين 2 هفتهي پيش چندتا شکونده بودي -
.نه، اونا بطري آزمايشگاه بودن - يه چندتا شيشهي نمونه هم نشکسته بودي؟ -
،آ، آره، ولي اون .تقريبا، 3 هفتهي پيش بود
باخبر هستي که همهي اينا از حقوق ماهيانهت کم ميشه، آره؟
.آ، نه، باخبر نبودم
.بيخيالش، فرفري. يه درسي اينجا هست - .آره، اگه چيزي بشکني خودتهم بايد بخري -
آ، نه. تعاوني من ما رو تشويق ميکنه که
که هر اشتباهي رو براي .حکمت پنهان امتحان کنيم
No comments yet. Be the first to leave one.