The Strain

The Strain

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 4

வெளியீட்டு விவரம்

The Strain S04E05 WEBRip 720p HEVC x265 PSA - Belly of the Beast
கருத்துரை வழங்கியவர் Mehdircm
► ¦¦ TVWorld.INFO # iMovie-DL.Co ◀️ MehdiRCM تنظیم محدد

குறிச்சொற்கள்

webrip
web
720p
720
BRip
x265
HEVC
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2017-08-16
பதிவிறக்கங்கள்: 54
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

... آنچه در "استرین" گذشت

!بس کن! بس کن! ستراکیان

حداقل اینجا میتونم تصور کنم اوضاع طبیعی‌ـه

واسه من که نه نیست

این یه کلاهکِ هسته‌ای ویسکی 5-8 ماد با عملکردِ متغیره

ابزارِ هسته‌ش کمه

.اون کاروانِ جونده‌ای که دیدیم

.شاید اون کاری که میکردن بوده

باید اون کاروان رو پیدا کنیم

".به مشارکت بپیوندین" افق‌های تازه

رو دیوارِ اون دفترِ حمل و نقل بودش

.و همینطور رو برنامه‌ی قطارها داشتن مردم رو

.به بیرون شهر می‌فرستادن - کجا؟ -

.نمیدونم. ولی میتونم یه چیزی رو بگم بهت

شرط می‌بندم دقیقاً شبیه این نیست

ای بابا

لعنتی

...خب، یه شهری هست درست جنوبِ اینجا

شاید بتونیم یه ماشین جور کنیم یا حداقل بتونیم یه مقدار گاز بِکِشیم

همه کجان؟

آره، فکر کنم جفتمون یه خورده حساس هستیم

آره

مشکلِ اینجا چیه؟

نمی‌دونم

به نظر نمیاد کسی زد و خوردی ایجاد کرده باشه

...ها آنتن نداره ولی یه مقدار

شارژ تو باتریش هست

...دنبالِ چیزِ خاصی هستی یا

فقط نفرت‌انگیز شدی؟

شاید یه سرنخ که بفهمیم اینجاها چه اتفاقی افتاده

،سلام، من اِمیلی استیونزم و این وبلاگِ ویدیوییِ منه

..به اندازه کافی کره‌ی بادوم زمینی و

،تُن دارم، برای حدود یه مدتِ واقعاً طولانی

برام مهم نیست که بابا سره یه چمدونِ جدیدِ باحال معامله کرده باشه؛

من نمی‌رم

.اون تاریخش مال دو هفته پیش بوده برو رو اونی که مالِ روز قبله

نمی‌فهمم چرا مامان و بابا اینقدر هیجان‌زده‌ن که برن به افق‌های تازه

تازه دکوراسیونِ اتاقم رو تموم کردم

میتونن هر کاری میخوان بکنن ولی من نمی‌رم

خوشبختانه کارگرها هیچوقت کُمدم رو تموم نکردن

بابا اصلاً نمی‌دونه

شاید هنوز اینجا باشه؟

اِمیلی؟

ها؟

تقریباً وقتِ منعِ رفت و آمده

.بیا داخل و وسایل جمع کن - .خب بابا، من نمیخوام بیام -

قول میدم عاشقِ جا جدیده میشی

قراره یه باغ داشته باشیم

میتونی هر وقت بخوای بیرون بازی کنی

به نظر خوب نمیاد؟ - نه واقعاً -

این خونه‌شه

اِمیلی؟

نگران استریگوی هستی؟

نگران استریگویِ اِمیلی نام هستم

اِمیلی؟

باید با والدینش رفته باشه

اینجور فکر میکنی؟

هیچ چمدونِ جدیدِ باحالی اینجاها نمی‌بینم

میایی تو تخت؟

...اُه، آم

احتمالاً باید خراب شم رو مُبل

منظورم اونجوری نبود

کم خطرترین کاری که میتونیم بکنیم اینه که با هم باشیم

،قول میدم ازت سوءاستفاده نکنم

دکتر گودودر

.نه، اونجوری نیست ...معمولاً اجازه میدم بهت

..من.. فقط سعی میکنم یه ...یه آدمِ متفاوت باشم

میشه فقط خفه شی

که بتونیم بخوابیم؟

،هر دفعه می‌رسیم به یه سیلو این عوضی‌ها شکستمون میدن

.سیلوهامون داره تموم میشه نمیتونیم ببریم

به زودی از اینجا می‌رن

اون چیزا دیگه چه کوفتی‌ان؟

یه دو رگه

،دو رگه‌های ارباب روی گِل پخته شدن

و طی دو ماهِ کامل توسط مُبدل کرم روشون روغن مالیده شده

معلومه

یه حمله از رو به رو در این نقطه تلفاتِ زیادی برامون داره

ممکنه درست بگی

،با این جونده‌ها و این دورگه‌ها

...و تمام اون همکارهاشون

الان بهشون حمله کردن خودکُشی‌ـه

بالاخره، رو یه چیزی توافق داریم

آره. باید موقع حرکت کارشون رو بسازیم

پس مشخصاً

...دارن هسته رو از مسیر 5 به جنوب می‌برن ولی به کجا؟

ممکنه برن طرفِ معدن‌های نمک تو ایالت‌های جنوبی

تا دورش بندازن؟ - اگه میخوایم هسته‌ایمون -

،کار بکنه باید یه ابزار مرکزی بدزدیم

از اون کاروان؟ فکر نکنم

.بیا بن، از پسش بر میایم - تنها چیزی که -

از این برنامه‌ی گُهی گیرمون میاد اینه که دو دستی کون‌هامون رو تحویلمون بدن

همه‌مون اون هیولاهای دورگه رو دیدیم

حتی راب زامبی‌مون اینجا رو هم عصبی کردن

کوئینلین میتونه ترتیبشون رو بده

کوئینلین الان نمیتونه حتی ترتیبِ خودش رو بده

شارلوت خونِ ما رو با قاشق دهنش میذاره

،میدونی فکر کنم به اندازه کافی دادم

،اگه نمیخوان کمک کنن پس خودم انجامش میدم

صبر کن، صبر کن،صبر کن،صبر کن

هی

اون آدم‌ها رو لازم داریم

.هیچکس رو لازم ندارم واسه هزاران ساله

که خودم دنبالِ شکارِ ارباب بودم

آره. حالا به کجا رسیدی با اون روشت؟

منو امتحان نکن

،ببین، می‌فهمم ،از مردم خوشت نمیاد

و اکثرشون نمیخوان باهات یه آبجو شریک بشن

ولی کاری که الان داری میکنی احمقانه‌ست

خیله خب؟ و فقط داری این کارو میکنی چون ترسیدی

تقریباً تو اون سیلو مُردی ولی من درت آوردم

پس باهام دعوا نکن، باهام کار کن

و با هم این کارو تموم میکنیم

خب، بچه‌ها هستن

چی نظرشون رو عوض کرد؟ - من کردم. بهشون گفتم -

میتونن تمام نقره‌های پشتِ اون کامیون رو داشته باشن

.من نقره‌ای ندیدم - ،آره. خب، منم ندیدم -

ولی اونا که نمی‌دونن

!دختر خودمی! آره

!هی

هی

خیله خب

!آره

خونت

ممنون، شارلوت

هودای" هنوز خبری نشده؟"

هیچکس از اون مُدلی که تو دنبالشی ندیدم

نه اینجا، نه هیچوقت

برو

،دست از این تلاشت بردار

،مگه اینکه دوست داشته باشی بیایی تو خودت ببینی؟

..به برادرت بگو براش آرزوی خوش بختی میکنم

واسه اون زیادی دیره

،دخترِ کشیش هستی مگه نه؟ همم؟

!یه راهی باهامون بیا. زودباش

!ای جنده - بدتر از اینم میکنم -

دنبال من می‌گردی؟

چرا؟

تو ..یه فناناپذیری

!نه! ول کنید! نه !وایسین! ولم کنید

پایین میخوانت

فکر کردم ممکنه گرسنه باشی

لطفاً بشین

خیلی امیدوار بودم بتونیم یه گفتگوی متمدن وار داشته باشیم

،برو به جهنم تیکه گُهِ مریض

دوست نداری از این مُصیبت جون سالم به در ببری، خانم ولدرز؟

...گروه خونیت به طرز شگفت‌آوری

خواستنی‌ـه

...ولی، مثل گوشت گوساله

هیچی بهتر از

یه ب مثبتِ نوزاد نیست

...فایده‌ی این

معماهات چیه؟

میخوام از یه وعده‌ی غذایی لذت ببری؛

.روزهاست چیزی نخوردی - ،غذا رو نمیگم -

،سر و وضعت

،کت و شلوار نزاکتِ مزخرفت

شما برنده شدین

الان دیگه میتونی مثل نوع خودت باشی

نه

من فرق دارم

من خاصم

،از بین تمام بقیه ارباب به من لطف داشته

و اراده‌ی آزاد بهم داده

اون بهم اعتماد کرده

تا نحوه‌ی دیدِ اون رو در این دنیا پیاده سازی کنم

از من چی میخوای؟

آبراهام ستراکیان

شاید بتونی محلِ حدودیش رو بهم بگی

...درحالی که از غذات لذت می‌بری

یا میتونم تو رو تبدیل به یه وعده‌ی غذایی کنم

بعد ارباب همه‌چیز رو می‌فهمه

نوکرهات ما رو جدا کردن

وقتی آوردنمون اینجا

مطمئنم ستراکیان تا الان دیگه خونش خالی

و دور انداخته شده

...همین سیستمی که ساختی

بزرگترین

پیروزیت رو ازت دزدیده

هیچوقت احساسِ رضایتِ

نشون دادنِ پیروزیِ بزرگت به اونو پیدا نمیکنی

آقای دسای، ثبتی‌هات رو بررسی کن

یه پیرمرد مابین سنِ 70 تا 100 سال

.در روزی که این زن پردازش شده بوده چه اتفاقی براش افتاده؟

الساعه، آقای آیکورست

خیله‌خب؛ چهار مردِ ب مثبت دارم

در محدوده‌ی سنی اون که در همون روز مورد پردازش قرار دادیم

یکیشون ستراکیانه؟

...آم - زنده‌ست؟ -

،خب، دو تاشون تخلیه شدن یکیشون مُرد

...به‌خاطر ذات‌الریه همین سه هفته پیش - و آخرین نفر؟ -

آخری تحت یه آزمایشِ مغز استخوان‌ـه

کجاست؟ - ...آم -

بالِ هفتِ تحقیقات

هفت

خودم بررسیش میکنم

آقای آیکورست؟

اون چی میشه؟

More Farsi Persian subtitles for The Strain

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left