Red Eye

Red Eye

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 2

வெளியீட்டு விவரம்

Red Eye S02E01 720p AMZN WEB-DL DDP2 0 H 264-RAWR
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 1 Red Eye 2025 زیرنویس فارسی سریال

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2026-01-01
பதிவிறக்கங்கள்: 64
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

تصمیم گرفتی می‌خوای چیکار کنی؟

با مرخصی آخر هفته‌ت؟

خب، من تا حالا مسابقه‌ی بیسبال نرفته بودم، واسه همین

فکر کردم بد نباشه برم یکی رو ببینم

من یه بار رفتم. تا ابد طول می‌کشه

واقعاً می‌تونی همه‌ش رو ول کنی و فقط دور آخر رو ببینی

«آلفا-یک-نه، با مرکز نیوآرک روی فرکانس ۱۳۲.۲ تماس بگیرید.»

مرکز نیوآرک، ۱۳۲.۲

ممنون از همراهی‌تون، آلفا-یک-نه

۳۴۰ مرکز نیوآرک، اسکات آلفا-یک-نه، سطح پروازی

«آلفا-یک-نه، شناسایی شد.»

«اطلاع داشته باشید، یک ناوچه و زیردریایی روسی...»

«در مسیر کوبا، در حال انجام رزمایش در این منطقه هستن.»

ممنون از اطلاع‌رسانی، نیوآرک، آلفا-یک-نه

ناله‌ی خلبان‌ها

میدی! میدی

«هشدار، برخورد با زمین.»

«هشدار.» داریم سقوط می‌کنیم

فریادها

در گزارش امنیتی سالانه‌اش

مدیرکل ام‌آی‌۵، مدلین دلینی

که در اینجا در واشینگتن دیده می‌شه

درباره‌ی ۶۴ مقام روسی که اخیراً اخراج شدن صحبت کرد

از سفارت‌های بریتانیا و آمریکا در سراسر اروپا

او بیش از ۲۰ نفر از اون‌ها رو به جاسوسی متهم کرد

دستور این اخراجِ جدید تقریباً ۱۸ ماه تمام بعد از زمانی صادر شده

که نمونه‌ی اولیه‌ی هواپیمای ترابری جدید «سامسون دی-۳۰۰»

به ادعای برخی، به‌طور تصادفی هدف شلیک قرار گرفت و سرنگون شد

توسط یه زیردریایی روسی که در حال رزمایش در اقیانوس اطلس شمالی بود

کرملین هرگونه دخالت در این فاجعه رو به شدت تکذیب کرده

فاجعه‌ای که به قیمت جان هوانوردان بریتانیایی تمام شد؛

ستوان پرواز، پاتریک جانسون

و کمک‌خلبانش، افسر پرواز، پل ادنی

با وجود اینکه خبر رسمی مبنی بر این نیست که اخراج‌ها از سفارت

در پاسخ به حادثه‌ی دی-۳۰۰ بوده

اما نشون‌دهنده‌ی افزایش تنش‌ها بین بریتانیا و روسیه است

و در اخبار مرتبط، دی-۳۰۰ که با تأخیر زیادی مواجه شده بود

و پروژه‌ی مشترک ارتش بریتانیا و آمریکا است

بالاخره این هفته از خط تولید خارج می‌شه

شنبه‌تون بخیر. چک کردن ارتباط برای برودی

«ارتباط برقراره قربان.» صبح بخیر پیت

این لیست تیمِ مراسم‌های داخلیه؟ بله

سوئیت لینکلن تقریباً آماده‌ست

و همین الان دارن تریبون رو میارن بالا

خوبه

خب، برنامه اینه که مراسم از تالار ورودی شروع بشه

سفیر یه سخنرانی کوتاه می‌کنه و به سلامتی بقیه می‌نوشه

و بعد همه رو برای صرف غذا به سوئیت لینکلن می‌بریم

تحویل محموله‌ی خاصی تو برنامه داریم؟

فقط یکی. قاصد همین الان با پرواز شبانه داره می‌رسه به هیترو

«پرواز دی‌ال‌۵۸۶ از واشینگتن همین الان به زمین نشست.»

«مسافرین محترم لطفاً به سالن دریافت بار مراجعه کنن.»

«پرواز دی‌اِی‌۳۱۵۱ به مقصد پاریس شارل دوگل...»

«اکنون از خروجی شماره ۲ انجام می‌شه.»

فقط همین یه چمدونه، قربان؟ بله، درسته

من قاصد دیپلماتیک هستم، تازه از واشینگتن رسیدم

محتویاتش نباید باز بشه یا زیر اشعه ایکس بره

بسیار خب، آقای میلز

به بریتانیا خوش اومدید. ممنون

اسپرسوی دوبل! دیوید

ممنون

ای وای. چه افتضاحی شد

شرمنده رفیق. یه لحظه طول می‌کشه

چی می‌خوای؟ شکر؟ آره

ممنونم

مرسی

جپ. یک-دو

یک-دو، هوک

صدای ناله. خوبه! حالا اون لگد رو بزن

صدای ناله. عالیه

ترکیبی، دفاع. گچ بزن

بوم، بوم، هوک، آرنج

خوبه. منو بچرخون. ایول

آپارکات، هوک‌ها. لگد

عالیه. ضربه فنی

صدای ناله. اووف

تموم شد؟ نه

خیلی خب. دوباره بریم

سلام آبجی. تولدت مبارک

ممنون

اه! چقدر عرق کردی! پیف

جس، زود اومدی

آره، چون امروز رو مرخصی گرفتم که با تو باشم

جدی؟ اوم‌هوم

بی‌خیالِ گزارش نوشتن از دنیای جذابِ

جلسات شورای شهر شدی که وقتت رو با من بگذرونی؟

اِ، ساکت شو

و محض اطلاعت... داشتم روی این گزارش کار می‌کردم

درباره‌ی یه مهندس نیروی هوایی که مقامات می‌گن خودکشی کرده

اما جسدش هیچ‌وقت پیدا نشد و زنش مشکوکه که قتل بوده

واقعاً؟ اوم‌هوم

فقط یه مصاحبه‌ی دیگه باهاش دارم

و دیمیِن می‌گه تو شماره‌ی یکشنبه‌ی آینده چاپ می‌شه

خیلی باحاله

اما اگه جسدش هیچ‌وقت پیدا نشده، از کجا می‌دونن خودکشیه؟

دقیقاً

هی بچه‌ها، گوش کنید. مختصر می‌گم

حدوداً ۶ ساعت دیگه ۱۰۰ تا مهمون داریم که از راه می‌رسن

می‌دونم که قبلاً کل ساختمون رو چک کردیم

اما یکی دیگه ظهر می‌خوام و سومی رو هم یه ساعت قبلِ شروع

جاهای خالی باید قفل بشن

نمی‌خوایم مهمون‌ها هر جایی که نباید سرک بکشن

پیت، تو یه تیم چهار نفره رو برای امنیت طبقه‌ی هشتم مدیریت می‌کنی

و همین‌طور حفاظت شخصیِ جناب سفیر

بله قربان. در ضمن بهتون گفته بودم منو برودی صدا کنید

اما می‌دونم شما بریتانیایی‌ها چقدر عاشق عنوان و مقام هستید

صدای خنده

بسیار خب

خب، این اولین مهمونی رسمیِ سفیره

پس می‌خوام همه‌چیز دقیق و طبق برنامه پیش بره

هیچ اشتباهی نباید رخ بده

بیاین از این فرصت استفاده کنیم

تا بهش نشون بدیم چقدر تو کارمون حرفه‌ای هستیم

پس چشم‌هاتون رو باز نگه دارید و گوش‌به‌زنگ باشید

شب مهمیه. بریم سر کار

قربان. مأمور لوئیس؟

می‌دونم این یه پیشرفت بزرگه. هفته‌ی اول چطور بود؟

خوب بود قربان. بابت امشب استرس داری؟

فقط نمی‌خوام ناامیدتون کنم

تو دوره‌ی آموزشی کسی رو ناامید کردی؟

نه. خوبه

یادت باشه، اگه فکر می‌کردم از پس این کار برنمیای

اصلاً استخدامت نمی‌کردم

ممنونم، قربان

نفس‌نفس زدن

سرفه کردن

دم عمیق

سرفه و تقلا برای نفس کشیدن

اُغ زدن

خس‌خس غیرطبیعیِ سینه

حالت خوبه رفیق؟

حالت خوبه رفیق؟ خوبی؟

یا عیسی مسیح

خوبی؟ یکی زنگ بزنه آمبولانس

سریع خبر کنید، زنگ بزنید آمبولانس

نفس‌نفس زدنِ شدید و غیرطبیعی

آماده‌ای؟

می‌خوای با همین لباس بیای رستوران؟

این مگه چشه؟ انگار داری می‌ری سر کار

مامان و بابا واقعاً سنگ تموم گذاشتن، آبجی

بابا کراوات مخصوصش رو زده

و حتی از آقای سوئن خواسته برات «جی‌دان بینگ» درست کنه

جس، فقط یه تولد ساده‌ست

آخ، فقط یه تولد! باشه، قبول

صبر کن، داری چیکار می‌کنی؟ بیا اینجا

بفرما! حالا حداقل شبیه صاحب مجلسی

بهتر شد؟ اوم‌هوم

صدای لرزش گوشی

سایمونه. نه، جواب نده

مجبورم. هنوز شیفتم تموم نشده

صبر کن. تو امروز رو مرخصی نگرفته بودی؟ کسی نبود جایگزینم بشه

سلام رئیس

تولدت مبارک. «اوه، ممنون.»

واسه همین زنگ زدی؟ «کاش فقط همین بود.»

چقدر سریع می‌تونی بیای ترمینال ۳؟

هیترو؟ چرا؟

یه قاصد دیپلماتیک به قتل رسیده

برو

همین الان میام اونجا

ممنون. خانم

صبح بخیر، روآن. صبح بخیر خانم مدیرکل

روث، مدلین هستم. قبل از پرواز خواستم یه تماسی بگیرم

صبح بخیر خانم. گزارش‌های عملیاتی به دستتون رسید؟

«بله، رسید. تو راه برگشت می‌خونمشون.»

گوش کن، می‌دونی چرا وزیر دفاع، پترسون، اینجاست؟

«تو جلسه‌ی توجیهی پنتاگون درباره‌ی مخارج نظامی مشترک بوده.»

دفترش با شما تماس نگرفت؟ نه

انگار جلساتش طول کشیده، واسه همین با هواپیمای شما برمی‌گرده

عالی شد

«آدم خوبیه ولی خیلی از خود راضیه.»

صورت‌جلسه‌های منو گرفتی؟ بله

من تمام نکات مهم رو برای جلسه‌ی توجیهی

دوشنبه با نخست‌وزیر علامت‌گذاری کردم

می‌تونی همه‌شون رو برام آماده کنی؟

«راستش خانم، نخست‌وزیر خواستن وقت جلسه رو تغییر بدن.»

«یه جلسه‌ی اضطراری با سفیر آمریکا دارن.»

تیلمن؟

پنج دقیقه‌ست که شده سفیر

و از همین حالا داره قیافه می‌گیره و دستور می‌ده

برام عجیبه که چی می‌تونه انقدر مهم باشه؟

موضوع دیگه‌ای هست که باید دربارش صحبت کنیم؟

فقط یه مسئله هست، خانم

«یه قاصد دیپلماتیک آمریکا...»

«امروز صبح در فرودگاه هیترو به قتل رسید.»

می‌دونن کار کی بوده؟

منتظر گزارش‌های جدید هستیم

«باشه. منو در جریان بذار.»

اما تا وقتی آمریکایی‌ها کمک نخواستن، بهتره دخالت نکنیم

بسیار خب خانم

صبح بخیر مدلین. ببخشید که این‌طوری مزاحم خلوت هواپیمات شدم

این هواپیمای دولته الکس. خب، در هر صورت ممنون

راستی، حال شوهرت چطوره؟

لئونارد؟ بله لئونارد. حالش چطوره؟

اوم، تا جایی که انتظار می‌ره، خوبه

خیلی بد شد. کوهنوردی واقعاً سرگرمی خطرناکیه

مرد خوبی بود. هنوز هم هست

البته

منظورم هم همین بود

خانم مدیرکل دلینی

باعث افتخاره که دوباره در خدمتتون هستیم

More Farsi Persian subtitles for Red Eye

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left