Alienoid

Alienoid (외계+인 1부)

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

வெளியீட்டு விவரம்

Alienoid 2022 KOREAN 2160p 4K BluRay x265 10bit AAC5 1-[YTS MX]
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian Oegye+in 1bu 2022 زیرنویس فارسی فیلم

குறிச்சொற்கள்

bluray
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2025-12-27
பதிவிறக்கங்கள்: 62
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

سال‌هاست که

فضایی‌ها زندانی‌هاشون رو توی بدن آدم‌ها حبس می‌کردن

اما آدم‌ها از این موضوع بی‌خبر بودن

گاهی وقت‌ها زندانی‌ها از بدن آدم‌ها فرار می‌کردن، مثل یه جور فرار از زندان

اونجا رو ببین

یه هیولا از بدن اون زن زد بیرون

بکشیدش

از اون طرف

آسمون داره باز می‌شه

زندانی شماره ۷۸آ۴۷

ثانیه پیش از بدنش فرار کرد ۲۶۸

اون آدم داره می‌میره

باید قبل از اینکه وارد یه بدن دیگه بشه، بگیریمش

جاش رو پیدا کن

متر جلوتره، داره آروم حرکت می‌کنه ۴۰

۳۰ ۳۵...

داریم نزدیک می‌شیم. حواست باشه

نگران نباش

من خوبم

نپرسیدم که

زندانی داره دوباره وارد بدن اون آدم می‌شه

در حال خارج کردن زندانی

زندانی‌های بیشتری فرار می‌کنن

من آخریش نیستم

دنیایی که شما اداره می‌کنید پایداری نداره

ماموریت تمومه. وقت برگشتنه

بچه‌ام رو نجات بده

این یه بچه‌ست

ما توی کارهای آدم‌ها دخالت نمی‌کنیم

شنیدی کوچولو؟

متاسفم، ولی ما توی کارهای آدم‌ها دخالت نمی‌کنیم

صبر کن

بچه هیولا رو بکشید

تیراندازی؟ اونم به یه بچه؟

بگیریدش

عجب آدمیه

وقت برگشتنه

ببریمش؟ اینجا می‌میره

تعامل با آدم‌ها ممنوعه

ببین. خودش می‌خواد بیاد

راستی چرا این‌طوری ادای من رو درمیاری؟

شباهت بیش از حد و عجیبیه، نه؟

صبر کن

آینده‌ی این بچه

الکی تظاهر نکن که آینده‌اش رو دیدی

بیا قبل از اینکه دروازه بسته بشه برگردیم

باشه، بهتره بریم

چرا اونجا نشستی؟

آخ، چقدر من حواسم نبود

بزن بریم

زندانی‌های فضایی توی دوره‌های زمانی مختلفی حضور داشتن

و وظیفه‌ی "گارد" و "تندر" بود که اونا رو مدیریت کنن

این هفتمین مورد فرار بود و همه‌شون بدون دردسر حل شده بودن

اما اون روز یه کم فرق داشت

چی؟

این چیه؟

اون چطوری سر از اونجا درآورد؟

چی کار کردی؟ هیچی

خب... اینجوریه که

کجا داری می‌ری؟

جایی نمی‌رم

چرا بچه رو آوردی؟ اشتباه کردم

باید بکشیمش؟ بعد از اینکه تا اینجا آوردیمش؟

پیش خودم چی فکر می‌کردم؟

بیا روش آزمایش انجام بدیم. بخش‌هایی از مغزش رو تحریک کنیم

این‌طوری می‌تونیم چیزهای بیشتری درباره‌ی آدم‌ها بفهمیم

پس اول

اول چی؟

چطوره فعلاً بیاریمش تو؟

من؟ آره

اون چی می‌خوره؟

همه‌ی پستاندارها شیر مادرشون رو می‌خورن

ترکیبات: لاکتوز، چربی، پروتئین

توی فروشگاه‌ها می‌فروشنش

آزمایش روی مغزش رو شروع کنیم؟

بعداً ولش می‌کنیم بره

البته. برای گزارش آماده شو

زندانی شماره ۷۸آ۴۷

هفتمین زندانی فراری بازداشت شد

در حال تحلیل علت فرار

گاهی اوقات مغز انسان از وجود زندانی آگاه می‌شه

آدم‌ها ممکنه خیلی پیچیده‌تر از اون چیزی باشن که ما تخمین زدیم

هی

چقدر دیگه باید روی زمین بمونیم؟

خبری در این مورد نیست

سفینه‌ی حمل‌ونقل بعدی ۱۰ سال و ۸ ماه دیگه می‌رسه

پایان مخابره. پایان مخابره

سال و ۸ ماه ۱۰

ای وای

۱۳۹۱، سلسله گوریو

تا حالا موقع غروب، مِه روی رودخونه رو گرفتی؟

معجزه‌ی یه استاد جادوگری اینه؟ گرفتن مِه توی دست؟

فراتر از این‌هاست

اگه دستم رو ببرم توش

با مِه یکی می‌شم

استاد، فقط جادوتون رو بهمون نشون بدید

جادوگری چیزی نیست که هر وقت دلت خواست انجامش بدی

جادو یعنی

از دلِ آسمون صاف، بارون بیاری

اما کی توی همچین روزی دلش بارون می‌خواد؟ پس خبری از بارون نیست

یعنی وزش یه باد شدید

و با تمرینِ زیاد، هیچ‌چیزی نمی‌تونه بهت آسیب بزنه

هیچ‌چیزی؟

البته. با اون بهم ضربه بزن، دقیقاً اینجا

اینم اشکالی نداره؟

چاقو؟

اونم این‌قدر عمیق

یه تیکه پارچه بهم بدید

می‌کشمش بیرون. نه، نکن

گفتم نکش بیرون

ای وای

خوبم. برای یه جادوگر، این

دزدها وارد عمارت ارباب شدن

شنیدم یه جادوگر معروف اینجاست؟

همین‌جاست! جایزه هم داره، می‌ری؟

همین ۳ نفرن؟

درسته

حالا که پای جایزه در میونه

دارن فرار می‌کنن

صدای زنگه. این نزدیکی‌ها معبدی هست؟

از اون طرف

از چی دارید فرار می‌کنید؟

کارهای زشت غلطه، هر چقدر هم که کوچیک باشن

خجالت نمی‌کشید؟

من، "موروکِ" جادوگرِ شگفت‌انگیز، از طرف آسمان‌ها درباره‌تون قضاوت می‌کنم

این چیه؟

ما جادوگرانِ شمنِ بی‌نظیر هستیم

موروکِ شگفت‌انگیز؟ تو یه شیادی که فقط گربه ظاهر می‌کنه

طاقه پنبه ۲۰

جایزه مال ماست، پس برو کنار ای آدمِ حقیر

کی حقیره؟

در ضمن، این کار واسه خودش قانون داره

هر کی اول دیدش اولویت با اونه، درسته؟ من داشتم

خودتون رو ببندید

حتماً باید پرده‌ی گوشتون رو پاره کنم تا بفهمید؟

اصلاً شماها کجایی هستید؟ باز که شما؟

بهتون گفتم، جایزه مال منه

نشونتون می‌دم

پنجه‌ی راست، پنجه‌ی چپ، بیاید بیرون

این‌طوری انجامش می‌دن؟

واقعاً فکر کردی می‌تونی ادای سنت صدساله‌ی فرقه من رو دربیاری؟

جایزه برای ۳ تا دزد، ۲۰ طاقه پنبه‌ست

هی موروک! یه لیست جدید از تحت‌تعقیب‌ها اومده

دارم می‌بینم. این بار کی رو باید بگیرم؟

کسی هست که جایزه‌اش زیاد باشه؟

این عوضی‌ها رو ببین

واو، ۵۰ طاقه پنبه برای دختری که رعد شلیک می‌کنه؟

شمشیر الهی. جایزه... ۲۰۰۰ طاقه؟

صبر کن، انگار دیده بودمش

موروک؟

خوبی؟ دوباره سردرد گرفتی؟

این نقاشی خیلی دقیقه، یعنی یکی دیدتش

"پشگلِ سگ"

همون‌طور که می‌دونی توی زندانه

هنوز اونجاست؟

پس باید یه سری بهش بزنم

آخه "پشگلِ سگ" چیزی بهت می‌گه؟ خودت انداختیش اون تو

نگران نباش، خوب می‌شناسمش

اوه، جنابِ نگهبان

این پسرِ "پشگلِ سگه". سلام کن

داشته التماس می‌کرده قبل از اینکه پدرش بمیره، ببینتش

این برای شماست. بفرمایید یه پیاله بزنید

نمی‌تونم از چشیدنِ این بگذرم

واقعاً چسبید

یه پیاله هم بده بابات بخوره

چطوری می‌تونیم جبران کنیم؟

ای وای

"پشگل سگ" شانس آورد که قبل از مرگش پسرش رو دید

من اصلاً پسر داشتم؟

پدر، پسرت موروک اینجاست

موروکِ عوضی

بازویی که شکوندی هنوز خوب نشده

هر شب دندون‌هام رو روی هم فشار می‌دم و بهت لعنت می‌فرستم

ببین چقدر ذوق‌زده شده، گوش کن چی می‌گه

با گذشت زمان همه چی خوب می‌شه، چرا حرص می‌خوری؟

شمشیر الهی چیه؟

فکر کردی با یه پیاله عرقِ زواردررفته بهت می‌گم؟

شکوفه‌ی آلو هیچ‌وقت عطرش رو نمی‌فروشه

حتی وقتی دمِ مرگه

کلیدِ سلولت، پدر جان

پسرِ عزیزِ خودم

شمشیر الهی چیه؟

روزِ پنجم اوتِ امسال

یه ماهیگیر توی رودخونه‌ی نزدیک "کوه زرد" یه خنجر عجیب پیدا کرد

یه جواهر روش بود

اولش از یه آهنگر خواست جواهر رو دربیاره

اما حتی با چکش هم از جاش تکون نخورد

یه مرد لنگ که اون نزدیکی ایستاده بود، خنجر خورد به سینه‌اش

بعدش بدون عصا بلند شد و ایستاد

مطمئناً اون وسیله مال این دنیا نیست

خب الان شمشیر دست کیه؟

خب

توسط "استاد هیون" از کوه زرد خریداری شد

الان یه کاروانسرا به اسم "بیگ راهن" رو اداره می‌کنه

پس بهتره عجله کنم. من دیگه رفتم، پدر جان

مراقب باش! استاد هیون بزرگ‌ترین جادوگرِ مملکته

می‌دونی که، منم واسه خودم جادوگری هستم

اوه پدر، نگران نباش

می‌گی جادوگری ولی هیچ‌وقت ندیدم تمرین کنی

دو جور تمرین داریم. تلاش روزانه یا اشراقِ ناگهانی

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left