The King Dae Joyoung

The King Dae Joyoung (대조영)

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

வெளியீட்டு விவரம்

DAE JO YOUNG E111 KOR HDTV XViD
கருத்துரை வழங்கியவர் SubMatrix
►► Parsa | ارائه شده توسط وبسایتِ ۳۰نما ◄◄

குறிச்சொற்கள்

HDTV
hdtv
XviD
HD
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2019-02-27
பதிவிறக்கங்கள்: 44
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

«:: [مــتـرجـم: [پارسا ::» |^| |^|

ژنرال، چیکار میکنید؟

میخواین ژنرال ته جونگ سانگ رو نجات بدید؟

!ژنرال

درباره چی حرف میزنی؟

نصف شبی ژنرال رو بردن؟

‫خودم تازه فهمیدم. ‫فکرکنم قصد کشتنشو دارن.

میدونی ممکه کجا باشن؟

‫اونا اعدامای محرمانه رو تو جنگل پشت قصر انجام میدن.

‫من و گیوملان سریعا میریم اونجا.

‫منم با شما میام.

‫تا وقتی که نیستیم حواستون به قصر باشه.

‫چشم.

میخواین به کشور و پدرتون خیانت کنید؟

‫مارو بخاطر اینکار سرزنش نکنید. ‫باشد که در آرامش بخوابید.

!بکشیدشون- .چشم-

چی شد؟

‫اونجا! بگیریدش!

‫بگیریدش!

تو کی هستی؟

.از اینجا برید- .بیا بریم-

‫برید دنبال ته جونگ سانگ! ‫نذارید فرار کنه!

‫پوششم بده. ‫بیاین بریم.

‫با بد کسی درافتادی! ‫بگیریدش!

‫یکی دیگه؟ ‫هر دو رو بکشید!

‫جونگ سانگ!

ژنرال حالتون خوبه؟

‫من خوبم.

‫اونا رو بکشید!

‫جونگ سانگ!

‫ژنرال، باید شمارو بکشم.

تو کی هستی و چرا به ما کمک میکنی؟

...تو- .پسر لی کایگی هست-

چرا نجاتمون دادی؟

‫این آخرین باریه که به گوگوریو کمک میکنم.

‫به قلعه انسی برگردید و پیام منو به ژنرال برسونید.

‫تمام تلاشمو کردم تا از اتحادمون محافظت کنم.

‫ولی از الان به بعد،

‫به عنوان یک شاهزاده خیتان پیشروی میکنم.

‫و امیدوارم دیگه بهم برخورد نکنیم.

‫صبرکن!

‫جونگ سانگ!

~یانگ جو، خیتان~

توسط یه جنگجو متوقف شدید؟ اونوقت به خودتون میگید سرباز؟

‫ژنرال، مارو ببخشید.

مطمئنی ته جونگ سانگ زخمی شد؟- .بله، قربان-

‫مطمئنم ضربه کشنده ای بهش زدم.

‫محاله با چنین زخمی بتونه فرار کنه.

.ژنرال

.ما برگشتیم- چی شد؟-

‫کل جنگل رو گشتیم ولی اثری ازشون نیست.

.به گشت اطلاع بدید و شهرو بگردید

‫نمیخواد، خودم شخصا نظارت میکنم.

!بیاین بریم- .چشم-

به صورتشون نگاه کردید؟

‫تاریک بود و اونا ماسک زده بودن.

‫ام، قربان...

.بگو

‫چون ژنرال لی کایگی اینجا بود چیزی نگفتم..

میدونی اون کی بود؟- .به نظرم شاهزاده گیوم بود-

مگه دیدیش؟ چطور این حرفو میزنی؟

‫نه، ولی چشماش و سبک جنگیدنش...

!‫تا وقتی که مدرکی نداری دهنتو باز نکن !ژنرال لی بخاطر این حرفت میکشتت

‫نه، اتفاقا ممکنه.

‫قربان...!

‫میخوام مراقب شاهزاده باشی.

‫اگه داره از ژنرال جونگ سانگ محافظت میکنه ‫بزودی باهاش ملاقات میکنه.

‫بله قربان.

شما دستور دادی ژنرال جونگ سانگ رو بکشن؟

‫تنهامون بذارید.

الان کجان؟ چه اتفاقی براش افتاد؟

‫زخمی یه جا مخفی شده.

چطور تونستید چنین کاری انجام بدید؟

‫اتحاد ما با ژنرال ته جویونگ تموم شده.

‫دلیلی نداره جونگ سانگ زنده بمونه.

‫دلیلی هم نداره بکشیمش.

‫قصد دارم هرکس که به گیوم ارتباط داره رو بکشم.

‫ژنرال!

‫یادت باشه از الان ته جویونگ دشمن ماست.

‫باید به منافع کشور اهمیت بدیم نه احساسات شخصی. ‫فهمیدی؟

.ژنرال مچون اومدن- .بیا داخل-

ژنرال ته جونگ سانگ چطوره؟

‫خوبه.

‫فعلا باید مراقبش باشی.

‫بله قربان. ‫راستی،

‫شو رنگوی رسید به شهر.

چی؟

‫راه رو باز کنید!

شو رنگوی؟

اون اینجاست؟- .بله قربان-

‫همین الان وارد قصر شد.

‫وای نه!

باید سریعا ژنرالو پیدا کنیم- اگه مجروحیتش صحت داشته باشه-

‫با مخفی شدن زیاد دوام نمیاره.

‫با این تعداد محافظ، ‫نمیتونیم به راحتی بگردیم.

نباید به قلعه انسی خبر بدیم؟

‫شو رنگوی اینجاست.

.بیاین بفهمیم چه نقشه ای داره

‫از شنیدن خبر مرگ جین جونگ خیلی ناراحت شدم.

‫تانگ و خیتان دشمن هستن.

اینجا چکار داری؟

‫ژنرال شو، بشین!

‫مطمئنم اگه آرزوی مرگ نداشتی اینجا نمیومدی.

‫لی کایگی میخوام برای ما از شر ته جویونگ خلاص شید.

‫اعلی حضرت نه شما بلکه ته جویونگ رو بزرگترین دشمن شمالی حساب میکنه.

یعنی ایشون بیشتر به ته جویونگ فکرمیکنه؟

‫بذار صادق باشم.

‫خیتان چگونه در شورش موفق شد؟ ‫بخاطر این بود که ته جویونگ کمک کرد.

‫ساکت شو!

‫این کشور توسط مردم خیتان ساخته شده! ‫کمک ته جویونگ چه معنی داره؟

‫مزخرفه!

‫ولی ارتش ته جویونگ بود که مقابل ما ایستاد.

‫ژنرال شو رنگوی،

‫یه بار دیگه توهین کنی از اینجا زنده بیرون نمیری!

‫توهین؟ ‫من فقط حقیقت رو گفتم.

‫ژنرال، بهتره تموم کنید.

‫من اینجا نیومدم که چاپلوسی کنم.

اگه ما ته جویونگ رو نابود کنیم تانگ چیکار میکنه؟

.بگو ببینم

مگه نیومدید مذاکره کنید؟

‫رابطه رسمی بین تانگ و خیتان برقرار میشه.

یعنی تانگ مارو به عنوان حاکم مناطق شمالی اعلام میکنه؟

‫بله.

‫بعلاوه یودونگ رو تقدیم شما میکنیم.

چطوره؟

این ارزشه لشکرکشی به یودونگ نداره؟

‫هرگز!

‫مدتی قبل،

‫تانگ ارتش عظیمی برای نابودی ما فرستاد، ‫شما قابل اعتماد نیستید.

‫شاهزاده جوان.

‫تو دنیای واقعی متحد شدن 2 دشمن غیرمممکن نیست.

‫تانگ هیچ وقت سر قولش نمونده.

‫یانگ جو برای ماست چون براش جنگیدیم.

‫من که پیشنهادمو دادم.

‫حالا نوبت شماست تصمیم بگیرید.

...بسیار خب

‫چند روزی طول میکشه تا دربار تصمیم بگیره.

‫تا اون زمان اتاقی براتون آماده میکنیم.

چرا اینقدر پیچیدس براتون؟

‫آینده کشور در خطره. ‫بعلاوه، اعتماد دوباره به تانگ،

‫اسون نخواهد بود. ‫از این طرف.

‫شین،

میدونی قبل اومدن به اینجا کجا بودم؟

‫در قلعه انسی.

یعنی رفتید به ملاقات ته جویونگ؟

‫درسته.

اگه واقعا یودونگ رو میخواید

‫امشب بیا به دیدنم.

‫بهت میگم چطور از شر ته جویونگ خلاص شی.

.ژنرال بهتره بریم بخوابیم .فکرنکنم امشب بیان

.خب برو بخواب

واقعا؟

‫اومدیم اینجا تا شمال رو تصرف کنیم.

چطور میتونی تو چنین زمان حیاتی بخوابی؟

.ولی خودتون گفتید برو بخواب- .باورم نمیشه باخودم آوردمت اینجا-

ژنرال، خوابیدید؟

.بیا داخل

‫بشینید.

‫شنیدم با ته جویونگ حرف زدید.

‫بله.

نوشیدنی میل دارید؟

چرا به یودونگ رفتید؟

‫سعی کردی ته جویونگ رو متقاعد کنی به اینجا حمله کنه. ‫درسته؟

.جوابمو بدید

‫داری به هر دری میزنی تا یکی اون یکیو نابود کنه.

‫بودنم در یودونگ مهم نیست ‫اینکه چی دیدم مهمه.

‫فقط به یه سوال جواب میدم. ‫جواب کدومو میخواید؟

یه راه برای نابود کردن ته جویونگ یا دلیلی برای کشتن من؟

‫اگه میخواستم همین الان میکشتمت.

.ژنرال، مراقب حرف زدنتون باشید

‫هونگ پی.

‫حالا حرف بزنید.

‫چرا به یودونگ رفتی و چی دیدی؟ ‫اگه همه چیزو نگی،

.سرنوشتت مثل ته جونگ سانگ میشه- ته جونگ سانگ؟-

چه اتفاقی براش افتاد؟- .اون مرده-

چی؟

‫جسدش هنوز پیدا نشده ولی ضربه مهلکی با شمشیر بهش وارد شده.

‫بزودی تو جنگل جون میده.

‫لی کایگی، باور نمیکنم اینقدر عوض شدی.

‫دنیا تغییر کرده. ‫حالا حرف بزن.

.مارو معرفی کن

‫اعلی حضرت خوابیده.

‫موضوع مهمیه! ‫سریعا خبر بده!

مگه کری؟

برای چی اینوقت شب اومدید؟

‫باید سریعا به یودونگ حمله کنیم.

مگه قرار نشد این موضوع رو با دولت مردان برجسته در جریان بذارید؟

‫این رسمی نیست.

‫با اجازه شما سریعا میتونیم حمله کنیم.

اینقدر عجله دارید؟

‫از وقتی ته جویونگ برگشته به یودونگ ‫ رو موضوع کشاورزی و مدنی تمرکز کرده.

‫نتیجه این اقداماتش، ‫ضعف ارتشش بوده.

این الفبای هنر جنگه که میگه هنگامی که دشمنت ضعیفه ضربه بزن

‫و وقتی قویه دست نگه دار. ‫یودونگ الان بی دفاعه و ما باید از موقعیت استفاده کنیم.

‫ولی یودونگ قلعه طبیعی غیر قابل نفوذیه.

از وقتی ته جویونگ رفت .ما بی وفقه درحال تقویت ارتش بودیم

‫قلعه غیرقابل نفوذ برای ما معنی نداره.

‫هرگز فکرنمیکردم به این زودی به یودونگ حمله کنیم.

‫خداوند درباره آینده بهمون نمیگه ‫فقط موقعیتارو سر راهمون قرار میده.

‫اعلی حضرت، اجازه بدید یودونگ رو فتح کنیم.

The King Dae Joyoung subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The King Dae Joyoung

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left