முதல் 200 வரிகள்.
«: مـتـرجـمـیـن: غـزل و آریـا :» .:: Violet , Ariya ::.
،الماسهای درخشان ،به ارزش میلیونها دلار
.خوابرو از چشم هالتون گاردن ربودن هاتون گاردن: خیابان و محلهای در لندن که از زمان قرون] [.وسطی تا به حال مرکز جواهرات و تجارت الماس لندن بوده
با توجه به اینکه لندن درحال ،حاضر مرکز جهانی الماسه
خیابون اصلی این شهر تبدیل به
.هدف موردعلاقهی سارقان جواهر شده
سرقتهای زیادی از این سنگهای گرانبها
.به ارزش صدها هزار دلار، صورت گرفته
،بهمنظورِ جلوگیری از سرقت هاتون گاردن درحال حاضر
گاوصندوق عظیم خودشرو داره
که فضایی برای هرتاجر جواهر .بهصورت مجزا فرآهم کرده
مشکل طلا تأثیریه .که روی افراد داره
.دیوونهشون میکنه
.تقصیر کتاب عهد عتیقه کتابِ عهد عتیق: کتاب مقدس یهودیان است که مسیحیان نیز آن] [.را پذیرفته و به عنوان بخش اول از دو بخش کتاب مقدس قرار دادهاند
.از موجودی کالا صورتبرداری میکردم
،اوراقرو جمع و جور میکردم .تا یهجای درست بهکار بیان
.همیشه طلا بهنظرم یکم عوامانه بوده
.نقره محتاطانهتره
:بذار یهچیزیُ بهت بگم ،طی سالها
از طلا بیشتر از چیزی که کُله سارقای قطار
.به جیب زدن، پول درآوردم
.نمیخوام توی دردسر بیوفتی
چی برای اثبات داری؟
وقتاییکه قبلاً همرو توی ساوی میدیدیم یادته؟
.بعدش همیشه شام میخوردیم
.توی خیابون جرمین در ویلتونز
.جای فردریک
.رستورانِ گاوروش
.اون همه کیک گرین ولوتی که میخوردیم
.اوه، یهفکری دارم
چرا یهجام لذتبخش شراب سفید نخوری؟
.به یاده قدیما
.من که نه
.ممنون
فقط میخوام فردا برای .بیمارستان سرحال باشم
.اون دسر کرم برولهی توی ویلتونز
لذت خودنش عین .از دست دادن باکرگیم بود
.یادمه کِی باکرگیتو ازدست دادی
.توی روز پیروزی توی اروپا
.ممنون
.اوه
.معرکهست
.چه خوب
.ببخشید
.یهلحظه باید برم
خیلیخب؟
،آره. حالا
،همونطور که میبینی، تِری
،چه باور کنی چه نکنی .فشفشکه
حالا، اینجا یهمحموله از .چیزی به اسم کیک داریم
.شامل فشفشکهم میشه
فقط بگو "آتیشبازی، درانواع ."اقسام، خیلی پرسرصدا
چرا پیچیدهاش میکنی؟ - .دیگه اونجوری کار نمیکنم، تِری -
.این چیز میزا دزدی بودن
،ردشون کن بره .سؤالم بیسؤال
.این روزا همه ضمانت میخوان
.توی اینترنت بفروششون
تِری، من با خرید اینترنتی .آبم توی یهجوب نمیره
آخه چطوری از طریق اینترنتِ کوفتی میخوای یکیُ گول بزنی؟
،اگه چیزی ازش عایدت نشه .که ارزش بالا کشیدن نداره
،مشکل اینجاست، تِری .پشتوانهای ندارم
وقتیکه بازنشسته شدم چی دارم که بهش تکیه کنم؟
.یهکار درست حسابیم عین تو ندارم، تِری
!فقط انجامش بده، تِری
.خیلی شلوغ پلوغه .واسه این چیزا وقت ندارم
اینجا با موضوع بدهی عقبافتاده .خیلی جدی برخورد میکنیم
...پس - .بله -
متأسفانه اگه نتونین تضمین کنین که وامهای عقبافتاده جای دیگهای ندارین
یا نتونین تضمین کنین که وامرو پرداخت .میکنین، دراینصورت کمکی از دستم برنمیاد
.خب، میتونم
.میتونم تضمینش کنم
کدوم؟ که پولرو پرداخت میکنین یا اینکه وام عقبافتاده ندارین؟
.جفتشون
.هیچکدوم
هفتهی پیش اینجا بودین؟
.نه، نه
.خیلی آشنا میزنین
،نه، بهتون اطمینان میدم .نمیشناسینم
قبلاً واسهی یهحساب اقدام کرده بودین .و ماهم قبول نکرده بودیم، شما رو یادمه
میدونی مشکل آدمایی عین تو چیه؟
.بگو ببینم
.دزدین
جداً؟ - .اومم -
.خودم راه بیرونُ بلدم
.روز خوبی داشته باشین
اولین کاری که بهخاطرش افتادم .هٌلفدونی، یهقوطی کنسرو هلو بود
.من 13 سالم بود - دیدی؟ -
.همهاش به غذا ربط داره
.آره
وقتیکه خانوادهی میفهمه .آدم احساس گناه میکنی
.نه، بابای تو بد بود
نه، نه، اما هیچوقت از بین نمیره مگه نه، "کن"؟
،یعنی، بزرگ شدی، بچهدار شدی .پس تموم مدت احساس گناهکار بودن میکردی
.قبضها رو تو میدادی .مراقب همه بودی
.آره، حالا مراقب خودت باش
.آره، باید یهسرگرمی پیدا کنم
.آره، یهچیزی پیدا کن که واقعاً خوشت بیاد
.لذت گناه - .آره -
یهشایعهای شنیدم که دارن ادارهی پستِ .توی خیابون گریت پورتلند رو میبندن
.عجب پولدونی بزرگ توپی
میخوای وقتی دارن جمع و جورش میکنن یهسر بزنی اونجا
.غافلگیرشون کنی - .نه همچین سرگرمیای -
.بهم گفت دور دردسر رو خط بکشم
...ممنون
.بانک کشاورزی چین توی پیملیکو
.همیشه رویام بوده بهش دستبرد بزنم
اگه بانک کشاورزی این رویاترو به حقیقت .تبدیل نکنه، هیچچیز دیگهایم نمیتونه
.هاتون گاردن
.یهمدتی میشه درموردش صحبت نکردیم
.برای من زیادی پله داره .من دیگه بازنشسته شدم
.همیشه میتونیم بالابر نصب کنیم
.اون گاوصندوق دوستداشتنیایه
آره، درموردِ یهگاوصندوق خوب .یهچیزی بدجور خاطرجمعکنندهست
.چندتا پسرجوون گیربیاریم واسهاش
.دَنی جونز هنوزم دنبال کار میگرده .همش 60 سالشه
.آره، میتونی بهش اعتماد کنی
.زیادی دختربازه
.خیلیخب، رفیق .حواست باشه نخورم بهت، فرمانده
داره چیکار میکنه؟
،فکر کرده اینجا کجاست آخه سیرک کوفتی؟
،میرم دو کلوم باهاش حرف بزنم .از خر شیطون بیارمش پایین
درک موقعیت نداره؟
.برو که رفتیم
خیلیخب، دَنی جون؟
.سلام، ترنس - .ببرش خونه -
.زنها از دنی خوششون میاد
.اهل لاسزدنه
.آره، با این آدما آبم توی یهجوب نمیره
.دهنشون لقه
.خیلی متأسفم، برایان
.ممنون، بازیل
آره، فقط دوبار دیدمش اما تأثیر .به یادموندنیای روم گذاشت
.همینطوره
.بدونشک همینطوره
،درز اطلاعاتِ امنیتی، ناحیهی شوردیچ
بزرگترین دزدی نقدی .تاریخ... دزدیهای نقدی
و میدونین چطور؟
.از ذهنهامون استفاده کردیم .روانشناختی
،روشون بنزین ریختیم .با لهجهی ایرلند شمالی باهاشون صحبت کردیم
خودشونرو خیس کردن فکر .کردن میخوای بترکونیشون
،یکم کتکشون زدیم ،تفنگ رو نشونه رفتیم بهسمتشون
،زدیم وسطِ بدجاشون .دهنشونُ سرویس کردیم
.اما هیچوقت بهشون آسیب نزدیم - .نه، هیچوقت نزدیم -
حرفات تموم شد؟ - .آره -
.بحث شیرینکاریاتون رو جمع کنین .تنش توی گور میلرزه
.حق با توئه، برایان - .آره، بهسلامتی -
.آره
.لامصب
.سلام، برایان
.بیا تو
بد موقعی مزاحمت شدم؟
.نه، بیکارم
.هیچکار بهکل نمیکردم
.خدایی خوب و آرومه
،وقتیکه یکی میمیره
هیچی آدمرو واسهی سکوتِ .یهخونهی خالی آماده نمیکنه
من، من، نمیتونم باور کنم که قرار .نیست هیچوقت دوباره از اون در بیاد تو
.هیچوقت
برایان، میخوای من چمنا رو بزنم؟ - .نه، ماشین چمنزنی خراب شده -
.اوه، دیگه از رده خارج شده
یهفنجون چای میخوای؟
نوشیدنیای نداری؟ - .نه، الکل نمیخورم -
.وقتیکه لین مُرد دورشرو خط کشیدم
اون، حتی نتونست یهمشروب .درستحسابی بخوره وقتیکه بهش نیاز داشت
خب، اگه تو بهش نیاز داشته باشی چی؟
.خب، دراونصورت میخورم
خب، چه خبرا؟
.اوه، این چی اون چی - این؟ و اون؟ -
همزمان؟
.خب، خستهکننده بهنظر میاد
.کار میکردم
.سیمکشی کردن، میدونی .چیزمیزای مختلف
.کار کردن، سیمکشی کردن .چیزمیزای مختلف
.تحمل این همه هیجانرو ندارم
...آره، نه، من
،واردِ حوزهی فیبرنوری شدم .مخابرات
،دیگه دوباره سربهراه نشدی مگه نه؟
.خیلی کار کردنرو دوست دارم
.حسابی کارم درسته
تقریباً بعد از اینکه کار خیابون باند .خوب پیش نرفت سربه راه شدم
.فکر کردم وقتم سر رسیده
.توی اوج خداحافظی کردی
.اوج نبود
.دردسر بود
،اگه توی دردسر افتادی .منم ممکنه افتاده باشم
.توی مراسم ختم یهسری حرف بود
.نه، نبود
.نه توی اون مراسم - .باشه -
من 25 ساله که نرفتم .هاتون گاردن، پسرم
.نه از موقع روزای باشکوهم
،خب، اگه تو پیشدستی نکنی .یکی دیگه میکنه
مشخص شد که یکیرو میشناسم .که یکیرو میشناسه که یهکلید داره
.اتفاقی
.یکی که دستش توی کاره
.حالا بهم میگی
.آره، خب، فقط بهش فکر کردم
.اوه، از اول بگو دیگه .از عصری میخواستی بهم بگی
.واسهی همین پیشنهاد دادی چمنامرو بزنی
چرا قبلاً بهم نگفته بودی؟
.درموردش استرس داشتم
No comments yet. Be the first to leave one.