முதல் 200 வரிகள்.
برای متوقف کردن بهموقع وخامت اوضاع
و برای تضمین مصلحت عمومی
در این مناطق وضعیت فوقالعاده اعلام میشود
به فرمان لرد کاتلر بکت
نمایندهی رسمی و منصوبشدهی اعلاحضرت پادشاه
طبق فرمان و بر اساس حکومت نظامی
قوانین زیر موقتاً تغییر مییابند
حق تجمع: تعلیق شد
حق آزادی موقت: تعلیق شد
حق داشتن وکیل: تعلیق شد
حق صدور حکم توسط هیئت منصفه همتراز
تعلیق شد
طبق فرمان، تمام افرادی که مجرم به راهزنی دریایی شناخته شوند
یا به فردی محکوم به راهزنی دریایی کمک کنند
یا با فردی محکوم به راهزنی دریایی معاشرت داشته باشند
«به اعدام با طناب دار تا زمان مرگ محکوم خواهند شد.»
پادشاه و مردانش
ملکه رو از تختش ربودن
و توی استخوانهاش اسیرش کردن
دریاها مال ماست
و با قدرتها
هر جا که بخوایم
پرسه میزنیم
یو-هو
همگی با هم
پرچمها رو بالا بکشید
هیه-هوب
دزدها و گداها
ما هیچوقت نمیمیریم
یو-هو
همه با هم بکشید
پرچمها رو بالا بکشید
لرد بکت
شروع کردن به آواز خوندن، قربان
هیه-هوب
بالاخره
دزدها و گداها
ما هیچوقت نمیمیریم
بعضیها مردن و بعضیها زندهان
بقیه روی دریا بادبان میکشن
با کلیدهای قفس و تاوانی که باید به شیطان داد
راهیِ بهشتِ ملوانها میشیم
ناقوس از گورِ آبیاش بیرون اومده
طنینِ قبرستونیاش رو بشنو
فراخوانی برای همه، به طوفان توجه کنید
بادبانتون رو به سمت خونه بچرخونید
یو-هو، همه با هم بکشید
پرچمها رو بالا بکشید
هیه-هوب
دزد و گدا
هرگز نگو که میمیریم
آوازِ خطرناکیه برای خوندن
برای هر کسی که از معناش بیخبره
مخصوصاً یه زن
مخصوصاً یه زنِ تنها
چی باعث شده فکر کنی اون تنهاست؟
تو محافظشی؟
و چی باعث شده فکر کنی من به محافظت نیاز دارم؟
اربابِت منتظر ماست
و یه مرگِ غیرمنتظره میتونه جلسهمون رو کمی تلخ کنه
همین فرمون مستقیم برو
بسیار خب
خبری از ویل شنیدی؟
به ترنرِ جوان اعتماد دارم که نقشهها رو به دست بیاره
و به تو هم که جایگاه خودت رو در حضور کاپیتان سائو فنگ فراموش نکنی
اونقدرها ترسناکه؟
خیلی شبیه منه، البته بدونِ طبعِ بخشنده و انصافِ من
رد شدیم. آماده بشید
عجله کنید
فکر کردی چون زنه، به خیانتش شک نمیکنیم؟
خب، وقتی اینجوری میگی
درش بیار. لطفاً
درش بیار
لطفاً
کاپیتان باربوسا
به سنگاپور خوش اومدین
بخارِ بیشتر
بیخیالِ این حرفها. اگه اوضاع اونطور که میخوایم پیش نرفت
اونوقت ما تنها شانسشون هستیم
شنیدم که از من درخواستی دارید
بیشتر یه پیشنهاده که میخوام بهت بدم
پروژهای در دست دارم و میبینم که به کشتی و خدمه نیاز پیدا کردم
تصادفِ عجیبیه
چون تو هم اتفاقی یه کشتی و خدمه داری که بهشون نیاز نداری؟
نه
چون امروز صبح، همین نزدیکیها
دزدی وارد معبدِ عمویِ بسیار محترم من شد
و سعی کرد اینها رو کش بره
نقشههای دریانوردی
مسیرِ «دورترین دروازه»
شگفتانگیز نیست اگه این پروژهی شما
سر از دنیایِ پس از این دنیا دربیاره؟
این دیگه واقعاً باورنکردنیه
دزد اینه
چهرهاش برات آشنا نیست؟
پس گمان کنم دیگه نیازی بهش نداره
تو به شهر من میای و به مهماننوازی من خیانت میکنی
سائو فنگ، بهت اطمینان میدم که اصلاً فکرش رو نمیکردم... که گیر بیفته
قصد داری سفری به گنجهی دیوی جونز داشته باشی
اما نمیتونم از خودم نپرسم
چرا؟
آواز خونده شده
زمانش فرا رسیده
باید «مجمع برادران» رو تشکیل بدیم
به عنوان یکی از نُه مجمعدارِ دزدان دریایی
باید به این فراخوان احترام بذاری
بخارِ بیشتر
بخارِ بیشتر
برای سرِ همهی ما جایزه گذاشتن
درسته
به نظر میرسه تنها راهی که یه دزد دریایی بتونه هنوز سودی ببره
خیانت کردن به بقیهی دزدان دریاییه
وقتشه که اختلافاتمون رو کنار بذاریم. منتظرِ علامت باش
اولین مجمع برادران، فرمانرواییِ دریاها رو به ما داد
الیزابته. حالا اون فرمانروایی به چالش کشیده شده
توسط لرد کاتلر بکت
در مقابل کمپانی هند شرقی
مجمع برادران چه ارزشی داره؟
هر کدوم از ما مگه چه کاری از دستش برمیاد؟
میتونی بجنگی
از من بکش کنار. تو سائو فنگ هستی، مجمعدارِ سنگاپور
تو در عصرِ دزدان دریایی فرماندهی میکنی، جایی که کاپیتانهای شجاع در آبهای آزاد بادبان میکشن
جایی که امواج با «پا» اندازه گرفته نمیشن، بلکه با میزانِ «ترس» سنجیده میشن
و اونهایی که از امتحان سربلند بیرون میان، به افسانه تبدیل میشن
میخوای بذاری اون دوران در زمانِ تو به پایان برسه؟
بدنامترین دزدان دریایی از سراسر جهان دارن علیه دشمنمون متحد میشن
و اونوقت تو اینجا نشستی و توی وانِ حمومت کِز کردی
الیزابت سوان
تو فراتر از اون چیزی هستی که به چشم میاد، مگه نه؟
و چشم هم که از دیدنت سیر نمیشه
اما نمیتونم نادیده بگیرم که از جواب دادن به سؤالم طفره رفتی
توی گنجهی دیوی جونز دنبالِ چی میگردی؟
جک اسپارو
اون یکی از مجمعدارهای دزدان دریاییه
تنها دلیلی که
بخوام جک اسپارو از سرزمینِ مردهها برگرده
اینه که خودم دوباره بفرستمش اونجا
جک اسپارو یکی از نُه سکهی هشترئالی رو پیش خودش داره
اون قبل از مرگش نتونست اونو به جانشینش بسپاره
پس باید بریم و اون رو برگردونیم
پس اعتراف میکنی که منو فریب دادی
سلاحها
اسلحه
سائو فنگ، بهت اطمینان میدم که نیتِ ما کاملاً محترمانهست
اسلحه هاتون رو بندازید، وگرنه این مرد رو میکشم
بکشش. اون آدمِ ما نیست
اگه با شما نیست و با ما هم نیست
پس با کیه؟
ویل
آماده
آتش
نقشه
بجنبید مردها. عجله کنید بچهها
مردها، آماده باشید! هدف
آتش
جوخه، آماده! هدف
آتش
تصادفِ عجیبیه، نه؟
همون روزی که تو توی سنگاپور پیدات میشه، کمپانی هند شرقی هم منو پیدا میکنه
این فقط یه تصادفه
اگه میخوای با بکت معامله کنی، به چیزی که من پیشنهاد میدم نیاز داری
تو به باربوسا نارو زدی
حاضر بودی به جک اسپارو هم نارو بزنی
چرا باید انتظار داشته باشم با من بهتر رفتار کنی؟
برای آزاد کردن پدرم به مروارید سیاه نیاز دارم
تو هم داری به من کمک میکنی که به دستش بیارم
پناه بگیرید
ممنون، جک
مرسی، جک
نقشهها رو داری؟
و حتی بهتر از اون
یه کشتی و خدمه
سائو فنگ کجاست؟
اون فرارِ ما رو پوشش میده و توی «خلیج کشتیهای شکسته» ما رو میبینه
از این طرف. سریع باشید
دیگه جایی برای سائو فنگ نمونده که توش کِز کنه
فکر میکنی به فراخوان احترام بذاره؟
نمیتونم با اطمینان بگم
شری در این دریاهاست
که حتی سرسختترین و خونخوارترین دزدان دریایی هم ازش وحشت دارن
یه سکهی هشترئالی
گفتی نُه تا از اونها
دوستِ جدیدمون در سنگاپور خیلی دقیق گفت، قربان. نُه تا سکهی هشترئالی
در عجبم که اهمیتِ این موضوع چیه؟
مگه فرقی هم میکنه؟ هیچچیزی نمیتونه جلوی این ناوگان دووم بیاره
مخصوصاً با پیشتازیِ «هلندیِ سرگردان»
هیچچیزی که ما بشناسیم
دوستتون احیاناً نگفت که مجمع برادران کجا جلسه دارن؟
در اون مورد لامتاکام حرف نزد، قربان
پس اون ارزشِ اطلاعات رو میدونه
بهتره این موضوع بین خودمون بمونه
که نمیخوایم کسی شالوکلاه کنه بره سنگاپور، مگه نه؟
دریاسالار
منو احضار کردید، لرد بکت؟
بله. یه چیزی اونجا برات دارم
جایگاهِ جدیدت، لایقِ یه دوستِ قدیمیه
باز هم دستورِ مصادره؟
نه قربان. اعدام
«برادران» میدونن که با انقراض روبرو هستن
تنها چیزی که باقی مونده اینه که تصمیم بگیرن کجا آخرین ایستادگیشون رو انجام بدن
No comments yet. Be the first to leave one.