முதல் 200 வரிகள்.
.مردم تولسا،اين آخرين اخطار به شماست
برگرديد تا ما ارتشمون رو از شهرتون برگردونيم
پايداري کنيد تا ما تمام چيزهائي که در شهرتون براتون عزيزه ،نابود کنيم
.اين آخرين اخطار به شماست
.مردم تولسا،اين آخرين اخطار به شماست - .برگرديد -
برگرديد تا ما ارتشمون رو از شهرتون برگردونيم
.با علامت من - ،پايداري کنيد -
تا ما تمام چيزهائي که در شهرتون براتون عزيزه ،نابود کنيم
!حرکت کنيد،حرکت کنيد - .اين آخرين اخطار به شماست -
.تسليم شويد.هيچ جائي براي فرار وجود ندارد
.قهرمانانتان نميتوانند نجاتتان دهند
.مامان.اون "اشعه"ه
.جنگجويان آزادي اينجان
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
.سرتون رو بالا بگيريد،مردم
،سربازان رايش دارند فرار ميکنند . و اونها دارن از اين طرف ميان
.خط مقدم رو همينجا حفظ کنيد
.ما بايد بهشون شانس برقراري امنيت رو بديم
.هوابردهاشون رو بگيريد،آقايان
.کاري کنيد که اون تفاله هاي نازي تاريکي رو ببينند
.دقيقا همونطور که فکر ميکردم
چه کوفتي اتفاق افتاد؟ .من نميتونم هيچي ببينم
ميتوني اينو ببيني ؟
.انگار امروز واسشون کافي بوده
.کارت خوب بود،خانم فانتوم
.يکي از تانکها خط خورد
انگار رايش به اين آسونيها تسليم نميشه
.لعنتي،من ميخوام به نازيهاي بيشتري ضربه بزنم
.نگران نباش،حالا حالاها هستن که بيان
.خوب نيست
.واقعا خوب نيست
.اوورگرل
.من روي پنج تا از باقيمانده هامون براي مقابله با اوورگرل حساب کردم
.مگه اينکه رفقاش رو آورده باشه
.مجبور بودي اينو بگي
.انگار همه دسته تبهکارها اينجان
.يالا.ما بايد پناهنده ها رو پوشش بديم
.بيائيد نزديک من. يک فکري دارم
!جان،حالا
.بلند نشو
.قرمز،برو سراغ اشعه
.من از پس اوورگرل برميام
قرمز؟ - .سيستم ها،اندکي صدمه ديده -
.مشکلي نيست.من از اينجا خارجت ميکنم
.منفي.بزودي شکست کامل ميخوري
.بايد مطمئن بشي پوسته عصبي من نابود بشه
.پوسته تو خودتي مرد،من نميتونم
.نميتونيم بگذاريم مردان رايش به اطلاعات دسترسي پيدا کنند
..تو بايد
.مغز آندرويد رو بده به من
.امکان نداره
.حيرت کن
.بهم نخورد
.بازم بهم نخورد - .اينو بخور -
.ما نميتونيم تا ابد جلوشون رو بگيريم
.يالا - .زمانبندي خيلي خوبي بود -
.تورنادوي قرمز از دست رفته .اون پوسته اش رو داد به من
!دارل
.پوسته رو بده ما
.از اينجا بريد.من جلوشون رو ميگيرم
.نه،جان.اينکارو نکن
.بريد
.من از کشتن تو ،بيشتر از همه لذت ميبرم
.برو
.برو يک جاي امن.ما نميتونيم بگذاريم دستشون به پوسته برسه
.من شما رو پشت سرم نميگذارم
.منظورم اين نبود که انتخاب کني،داداش،برو
جنگجوي آزادي اشعه
مالک جديدتون دليلي براي اخراج بهتون داده؟
،نه.يک هفته بعد از اينکه اين ملک رو خريد .ما يک نامه اخراج دم در ديديم
.فقط ما .نه هيچ کس ديگري در ساختمان
.فقط ما مسلمان هستيم
.هنوز وسائلتون رو جمع نکنيد .ما يکنفر رو براي رسيدگي ميفرستيم
،متشکرم.نميخوام بچه هامو از مدرسه بردارم
.و محله هاي ديگه خيلي گران هستند
.برادرم مايکل،وقتي مُرد،همسن من بود
.هشت سال پيش بود .اون يک سرباز نيروي دريائي بود
. و اون در يک حمله در افغانستان کشته شد
.اون جونش رو داد تا دنيا جاي بهتر و امن تري باشه
،فداکاري اون باعث شد منهم زندگيم رو وقف چيز متفاوتي کنم
تا همه رو از نژادپرستي منع کنم
.هر مذهب يا نژادي حق زندگي امن رو دارند
... براي همين ما ازتون ميخواهيم به قانون توسعه مسکن
.براي پوشش مردم بيشتر،راي بديد ...
،مثل کهنه سربازها .بودند LGBT و اونهائي که در کميته
تو چي فکر ميکني ؟ - .. آه -
.شايد بايد قهوه ات رو عوض کني
.بيخيال ،جان . دارم جدي ميگم
.منم همينطور.بايد يکم آسون بگيري
تو هزار دفعه اين سخنراني رو انجام دادي .ديگه از حفظ شدم
.من فقط ميخوام عالي باشم
.عرق نکن
،و اگه بخوام دقيق بگم .دارم از اينجا بوي عرقت رو ميشنوم
.اين خيلي بده
.کله گنده ها اينجان
.وقتشه
راستش،جان داشت سخنرانيش رو تمرين ميکرد
.اون داشت ميگفت همش رو از حفظ شده
.دروغ ميگه.کاملا دروغ ميگه.اون داشت خراب ميکرد .قراره عالي بشه
.برادرم،مايکل،وقتي همسن من بود مُرد
..ميخوام همينجا متوقفتون کنم،آقاي
.تريل.ري تريل
.ميترسم خبرهاي بدي داشته باشيم
،پس از يک رسيدگي باملاحظه .ما تصميم گرفتيم اداره شما رو تعطيل کنيم
تعطيلمون کنيد ؟
،من روي جريان کاهش ماليات کار کردم .و اين پول بايد از يک جائي دربياد
.شما نميتونيد تمام اداره ما رو ببنديد
.مردم به ما اعتماد کردند
.بيائيد صادق باشيم
.انجمني که شما در موردش صحبت ميکنيد،بمن راي ندادند
.من روي اونهائي که بهم راي دادند،تمرکز ميکنم
.هي،هاي
،خيلي سريع اون رو تنظيم کردي .ميخوام ازش پشتيبان بگيرم
که چي بشه ؟
.ظاهرا فردا ديگه قرار نيست بريم سرکار
.حداقل تو و جني مبارزه کرديد
.من همينطور مثل يک احمق .. با دهان باز همونجا ايستادم
.تو احمق نبودي
.و درهرحال نميتونستيم جادو کنيم
.بعضي از مبارزه ها رو نميشه برنده شد
موضوع همينه
واسه شام ميائي خونه ؟؟ !نون گوشت داريم
،راستش نميدونم احساس بيشتر از اين چيه ..و ظاهرا مامانت از ايموجي استفاده کرده
يا حقيقت اينه که تو 22 سالته و .. .هنوز داري با والدينت زندگي ميکني
.نه،نه،نه،نه.من يک برنده دارم
.يعني تو هنوز از پيش والدينت بيرون نيومدي
.اه،اين بحث رو تمومش کن
.و اين اصلا معنائي نداره
.خودت ميدوني که والدينم چقدر سنتي هستند
من زمان درستش به اين رسيدگي ميکنم
..صبر کردن در مورد اينکه روش درستش رو پيدا کني
.فقط يک بهانه واسه وقت گذروندنه ...
.تو يک وقت گذرون متقلب شدي
،تو وقت ميگذروني و تقلب ميکني .اينجوري جواب نميده
،اگه من وقت ميگذرونم .دليل خوبي دارم
..اونها هنوز عزادار هستند
.من نميتونم مثل مايکل به ارتش برم ..
اونوقت واسه چي نقل مکان نميکني ؟
،وقتي يک شغل تازه پيدا کنم ..که بتونم به مردم کمک کنم
.که بتونم اجاره رو بدم،ميکنم .. - .پس برو سوئد -
،ما يک چاقوي ارتشي سوئيسي بهت ميديم
،به خونه آلبرت انشتين ميرسونيمت .اين همه چيز رو حل ميکنه
..هيچکدوم از ما سرمايه قابل اعتمادي از
والدين ثروتمندمون نداريم که.. . نوشابه رژيمي اختراع کرده باشند
ميدوني،من هرروز روي دعاشون .حساب ميکنم.منو قضاوت نکن
،آره،حالا که حرفش شد
يک غريبه خوش تيپ الان . ده دقيقه است از اونجا بهت زل زده
.آه,.. نه
.يالا،برو باهاش حرف بزن،خوشگله
..شايد من گي نباشم،اما چشم دارم،انگار من
.منظورم اينه،اون خوشتيپه.نگاش کن
.چشمهاشو ببين - . نه -
،اگه اينکارو نکني،صداي يک مرد زن نما رو در ميارم
باشه ؟ - .خواهش ميکنم،دوباره نه -
،صداي بلند،نفرت انگيزه
.اگه اينکارو نکني،با صداي زن نما آبروتو ميبرم
.اين لحظه توئه
.سلام - سلام -
ببخشيد،همين الان متوجه شدم .ماشينمو جاي اشتباه پارک کردم
ميشه يک دقيقه بهم وقت بديد ؟
رفيق!واقعا ؟
.همين الان به خودت کمک کن
.همه چيز عالي به نظر ميرسه،مامان
.متشکرم،عزيزم
.روبرت،شام آماده است
.ريموند- .پدر-
تا وقتي داغه ،بکشيد
کار چطور بود،بچه؟
اون دختر خوشگله که باهات کار ميکنه،چطوره؟
جني؟
.حالش خوبه
.اون خيلي دوست داشتنيه
.بايد يک دختر اونجوري پيدا کني
.راستش،شماها بايد يک چيزي در مورد من بدونيد
برنامه اش رو نداشتم امشب بهتون بگم
..يکم که از روز گذشت،آه
.من بيکار شدم ..
تو کارت رو از دست دادي؟
.اونها اداره ما رو تعطيل کردند
.اوه ، ري
خب،شايد حکمت خدا در اين نهفته باشه
.شايد اين مجبورت کنه يک شغل واقعي واسه خودت پيدا کني
..ميدوني ،مثل وقتي که برادرت کمک هزينه فوتبالش رو از دست داد
. و تصميم گرفت به نيروي دريائي ملحق بشه ..
خب،اون يک مصيبت حسابي بود
.حتي نميتونستم بهش فکر کنم
کي غذاي گوشت والدينش رو ول ميکنه؟
.جان ،من بعدا باهات تماس ميگيرم
.کمک.کمک
.همونجا بمون
.صبر کن.الان با 911 تماس ميگيرم
اون چه کوفتيه؟
چه اتفاقي افتاد؟
جان،ميشه سريع بيام پيشت ؟
، و وقتي اون يکي من مرد بدنش درون من منفجر شد
،مثل 1000 اشعه از نور . که دقيقا اومدن داخل من
.هرچند فکر کنم حالم خوبه
.اوه،بيخيال،جان
،چقدر طول ميکشه تا يک کلمه حرف از دهنت دربياد لااقل بهم بگو ديونه
No comments yet. Be the first to leave one.