Heroes

Heroes

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 1

வெளியீட்டு விவரம்

Heroes S01E02 DVDRip XviD-TOPAZ
கருத்துரை வழங்கியவர் mA_Ad
ترجمه ع.ف. جاوید

குறிச்சொற்கள்

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
XviD
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2010-01-19
பதிவிறக்கங்கள்: 33
காது கேளாதோருக்கானது: Yes

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

...پنج غريبه از سرتاسرِ دنيا

. کشف مي کنند که توانائيهايِ فوق العاده اي دارن

دختري که عضوِ تيمِ رقصه و متوجه ميشه . شکست ناپذيره

. تمامِ استخوانهاي بدنم رو شکستم

. ولي حتي خراش هم بر نداشتم

يکي ديگه ،کارمنديه که مي تونه بُعدِ چهارم . رو دستکاري کنه

...اين غريبه ها متوجه ميشن

. برايِ هدفِ بزرگتري خلق شده اند

...آيا تا بحال احساس کردي که مي توني

يه کارِ غيرِ عادي انجام بدي ؟

و يک پسري که به دنبالِ کشفِ حقيقت و ... اتمامِ کارِ پدرشه

. من دو روز پيش باهاش صحبت کردم

. خيلي به جوابِ تحقيقش نزديک شده بود

. اون مجبور شد از دستِ مردي که مرموز بود فرار کنه

. همه چيز رو به غير از کامپيوترش ،اينجا جا گذاشته

. مردي که به اين جريانات ،خيلي ارتباط داره

. سلام ،پدر- . سلام ،عزيزم-

...و اينک ادامه سريالِ قهرمانان

) قسمت دوم: ( به عقب نگاه نکن

همه ما تصور مي کنيم که مامورِ سرنوشتِ ... خودمون هستيد

. و توانايي مشخص کردنِ تقديرمون رو داريم

ولي آيا واقعاًمي تونيم اين انتخاب رو انجام بديم ؟

يا اينکه يک نيرويِ بزرگتر ،هدايتگرِ مسيرِ ماست ؟

آيا اين ،تکامله که ما رو حرکت ميده ؟

آيا علم ،مسيرمون رو مشخص مي کنه ؟

يا اينکه با مداخله خداوند ،در امان هستيد ؟

. آروم باش ،رفيق- من کجا هستم ؟-

. تويِ بيمارستاني

چه اتفاقي افتاده ؟

يادت نمياد ؟- . نه-

. تو پريدي ،پيت

پريدم ؟- . آره-

. از يک ساختمانِ15 طبقه

تو سعي کردي خودت رو بکشي. ديروز يه کمي . زخمي شدي

. فکر کردم که تويِ حالِ خودت نيستي

...چي داري ميگي ؟من

. سعي نکردم خودم رو بکشم

. تو ،تويِ کوچه بودي

...من پريدم و

...بعدش تو

. پرواز کردي- چکار کردم ؟-

. تو پرواز کردي و منو گرفتي

. از ارتفاع25 پايي تو خروجي اضطراري

من بالا اومدم و تو رو پايين کشيدم. اين اتفاقي . بود که افتاد

. بقيه اش ،ساخته ذهنته

متوجهي ؟

پدر ،مي تونم در موردِ يه چيزي باهات صحبت کنم ؟

حامله شدي ؟- . چي ؟نه-

مواد مصرف مي کني ؟- . پدر-

. راستش... مي دونم در چه مورديه

واقعاً؟

. در موردِ اينه که مي خواي بدوني کي هستي

مادرت در موردِ اينکه ازش سئوال کردي والدينِ . واقعيت کي هستن ،بهم گفت

. فکر کنم وقتش رسيده که بدونم

. اولش ،چند تا سئوال ازت دارم

ميشه بگي چرا مي خواي الان بدوني ؟

. فقط کنجکاوم

تو مي دوني اونا چه شکلي هستن و . چکار مي تونن انجام بدن

چکار مي تونن انجام بدن ؟- ... آره ،در موردِ سرگرمي و-

. مهارتشون

. ممکنه يه کمي عجيب باشه

...حتي اگر بگي که آدمِ عجيبي هستم

ولي معتقدم که بايد بزرگترها در اين مورد . تصميم بگيرن

. درسته. خيلي عجيبي

. کلير ،يه مشکلي وجود داره

. مشکل برايِ تو و اونا بوجود مياد

. اين قضيه ،يه کمي پيچيده اس

. خودم مي دونم- . خوبه-

...بذار يه نصيحتي بهت بکنم. بهترين کار اينه که

. زياد سخت نگيري و تا جايي که مي توني خوش باش . مثلِ عضويت در گروهِ رقص

. عضويت در گروهِ رقص ،کارِ سختيه. خيلي سخت

. البته که اينجوره ،عزيزم- . داره ديرم ميشه-

...هي

دوست ندارم اينقدر زود بزرگ بشي ،متوجهي ؟

. من يه چيزهايي مي دونم. بهم اعتماد کن

تو کي هستي ؟

. متاسفم ،متاسفم. آروم باش ،آروم باش

مسئولِ اينجا اجازه داد که وارد بشم. ما . امروز تمامِ ساختمون رو سم پاشي مي کنيم

تويِ خونه اي که يه خانم و سگ اونجاست ،کارم . تموم شده

. تقريبا اينجا هم تموم شد

...گوش کن ،مثل اينکه چند تا سوسک

. کفِ اينجا ديدم

تو کي هستي ؟با پدرم چکار کردي ؟

بذار يه نفسي تازه کنيم ،چطوره پروفسور ؟

. فکر کردم مسئله سوسکها ،مشکلِ خودم باشه

. آره ،جايِ هيچ بحثي نيست

آيا تو پدرم رو کُشتي ؟

فکر کنم کارمون در اينجا تموم شده ،اينطور نيست ؟

. خوب ،روز خوشي داشته باشي

. هي ،ببين ،من يه سم پاش هستم

اين مرد ،داخلِخونه شد و اسلحه . به رويِ من گرفت

. اون سم پاش نيست- . اين يارو ديوانه اس-

من ،داخلِ اين آپارتمان رو داشتم سَم پاشي . مي کردم

. اون ،اومد داخل و قاطي کرد

اگر تو سَم پاش هستي ،پس چرا کمربندِ اسلحه بستي ؟

. ممنونم از اينکه اومدي و نجاتم دادي- . خواهش مي کنم-

. موهيندِر سورِش هستم

. پسرِ پرفسور

. سلام ،نيويورک

. سلام. خوشحالم از اينکه شما رو مي بينم

. من نيويورک رو دوست دارم

. سلام

چه خبر ؟

. بريتني اِسپيرز

. سلام يانکي

. هي رفيق. اينجا کتابخونه نيست

. اگه پول ندي نمي توني بهش دست بزني

. هي ،برگرد اينجا

. سيمِئو . تو شبِ سختي رو سپري کردي-

. من ديدمش

. يه نورِ سفيد بود. مثلِ يه انفجار

. تمامِ شهر رو داغون کرد ،مثل حادثه هيروشيما

. چيزي نيست. همش خواب بوده

. نه ،اينطور فکر نمي کنم

. آره

. من ديشب تزريق کردم. مجبور بودم

چيزي که ديدم رو کشيدم. آيا اونجا بود ؟اونو ديدي ؟

. آره ،ديدم. ولي بايد استراحت کني

. بايد به اونا هشدار بديم- به کي هشدار بديم ؟-

. بهاِف.بي. آي ،به سازمانِ امنيت ملي . بايد بهشون بگيم

. ايزاک ،تو نمي توني آينده رو پيش بيني کني . هيچکسي حرفت رو باور نمي کنه

. اميدوار بودم تو باور کني- . هيچکدوم از اونا واقعي نيست-

. چيزي که واقعيت داره اينه که تو مشکلِ اعتياد داري

تو ،ديشب زياد هروئين مصرف کردي. خيلي . خوش شانسي که الان زنده اي

. پدرم داره جلويِ چشمهام مي ميره

. نمي تونم مرگِ تو رو هم ببينم

. پس بايد انتخاب کني. من يا اين نقاشي ها

. موضوع ،دستهايِ بزرگ نيست

. بيشترِ بچه ها ،دستهاشون خيلي خشنه

. مالِ من ظريقه. ببين چقدر لطيفه

. ولي تو هم دستهايِ ظريفي داري

. مامانم ميگه دستهايِ من خيلي ظريقه

. شايد بهتر باشه عضوِ تيمِ فوتبال بشم

کلير ،ميشه چند لحظه وقتت رو بگيرم ؟

چي شده ؟- . هي ،زاک-

درسته که در اتاقِ رختکنِ پسرها ،راست کرده بودي ؟

. واقعاًمهمه- . الان نه ،الان نه-

. کلير ،جکي

کلانتر و چند مامور آتشنشاني اومدن و مي خوان . با شما دو نفر حرف بزنن

. باشه

. سلام ،من نيکي هستم. پيام خود را بگذاريد

مامان ،آيا اونجايي ؟کي ميايي و منو ميبري ؟

. من از اينجا متنفرم. تو گفتي که زود بر مي گردي

بيا منو از اينجا ببر ،باشه ؟

. عزيزم ،متاسفم. دارم ميام

تا پنج دقيقه ديگه ميرسم ،باشه ؟

. مي دوني که دوستت دارم

. زود باش

. خودشه

. همينجوري دوست دارم

. همينه ،زود باش

مشکل چيه ،جيگر ؟

. نيازي نيست بترسي

گفتم چي شده ؟

. لعنت به تو

الو ؟

مامان ،تو کجايي ؟من چهار ساعت پيش . باهات صحبت کردم

چي ؟چهار ساعت پيش ؟- . آره-

. همين الان ميام ،عزيزم

چرا اينقدر منتظرش گذاشتي ؟

. متاسفم

چند لحظه ما رو تنها ميذاري ؟

تو چِت شده ،نيکي ؟

. يه اتفاقِ وحشتناک افتاد

چي ؟چه اتفاقي ؟

اون آدمهايي که گفتي ليندرمن فرستاده ... تا پولش رو پس بگيره

خوب ؟- . اونا رو واقعاًفرستاد-

. و حالا اونا تويِ گاراژِ من ،مُردن

چي ؟چطوري ؟

. نمي دونم

منظورت چيه نمي دوني ؟

. منظورم اينه که نمي دونم

...من فقط بيدار شدم و اونا مرده بودن

...فکر کنم که

...بعضي وقتها تويِ آينه

. فکر کنم خودم رو نمي بينم

. شايد دي. اِل باشه

شايد مي خواد ازت محافظت کنه ،چونکه هنوز . تو و مايکا رو دوست داره

. دي. اِل هيچوقت ريسک نمي کنه تا برگرده . پليسها دنبالش هستن

...به محضِ اينکه ليندرمن بفهمه اونا مُردن

مهم نيست که چه کسي اونا رو کشته. اون . دنبالم مياد

. پس به حرفم گوش کن ،نيکي. با پليس تماس بگير

. بايد رَدِپام رو از بين ببرم و فرار کنم

. بايد برم

چرا مي خواست تلفنِ پاپا سارِش رو کنترل کنه ؟

پاپا سارِش ؟

. آره ،پدرت بهم گفت باهاش تماس بگيرم

. نمي دونم چرا مي خواست تلفنش رو کنترل کنه

...تويِ مادراس ،يه نفر رو تويِ آپارتمانش در حالي که

. تحقيقاتش رو داشت مي دزديد ،پيدا کردم . و حالا اينو

. چرا از پدرت نمي پرسي ؟اون بايد بدونه کيه

. پدرم ،چهار روز پيش مرد

چي ؟

متاسفم... تو نمي دونستي ؟

. اون ،تويِ تاکسي به قتل رسيد

. اوه ،خداي من. چه وحشتناک

شما به هم نزديک بوديد ؟

...آره ،من غذا درست مي کردم

...و براش مي آوردم

و با هم مي خورديم. اون هم در موردِ تئوريها و . نقشه هاش باهام حرف ميزد

More Farsi Persian subtitles for Heroes

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left