In the Dark

In the Dark

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 2

வெளியீட்டு விவரம்

In the Dark 2019 S02E02 HDTV x264-SVA
In the Dark 2019 S02E02 720p HDTV x264-SVA
In the Dark 2019 S02E02 Cross My Heart And Hope To Lie 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
கருத்துரை வழங்கியவர் iredprincess
🔴 30nama | iredprincess 🔴

குறிச்சொற்கள்

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2020-05-28
பதிவிறக்கங்கள்: 53
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

‫چقدر وقت داریم؟

‫بار تا پنج ساعت دیگه باز میشه

‫ - بیست‌ودو روز قبل -

‫این عجیبه

‫آره

‫هردوی ما توی باری که هر شب ‫هستیم نشستیم،

‫و همون چیزی که هرشب ‫میخوری رو داریم میخوریم

‫چه رویایی

‫دارم همین رو میگم ‫مثلا، من...

‫دارم عادی رفتار میکنم، ‫اما راز بزرگی رو...

‫از اون یارو مثلا ‫یا اون یکی دیگه

‫- یا تموم آدما اینجا دارم ‫- تو میتونی از پسش بربیای جس

‫به مدت 23 سال همجنسباز بودی

‫آره میدونم و افتضاح بودم

‫نمیدونم... نمیدونم که قراره چقدر پولشویی کنیم

‫- از طریق مدرسه‌ی سگ گاید ‫- من میدونم

‫آره، مخصوصا برای اینکه فلیکس خیلی بدبینـه

‫منظورم اینه که، حتی... حتی نمیذاره ‫که چیزی رو توی گوگل جستجو کنم

‫مجبورم کرد روی دوربین لپتاپم ‫چسب بزنم

‫دارنل چی؟

‫عجیبه اینطوری؟ بهش زنگ بزنیم،

‫- ببینیم میتونه کمکمون کنه؟ عجیبه؟ ‫- نه نمیتونه

‫- خیله‌خب. نمیتونیم ‫- نیا گفت تنها کسی که میتونیم

‫درمورد کسب و کار صحبت کنیم سم چیک‌ـه

‫که...

‫- عالیه ‫- آره

‫بیا بریم. اصلا چلسی اینجا نیست،

‫پس مجبورمون میکنن واسه ‫همه چیز پول بدیم

‫خیله‌خب، صورتحساب رو میگیرم. سلام

‫حواست به پرتزل هست؟ من برم دستشویی

‫آره

‫چرا دوباره جلیقه‌اش رو تنش کردی؟

‫تا مردا از طریق پرتزل سعی ‫نکنن مخم رو بزنن

‫علامت «از حیوون خونگی سوء استفاده نکنید» ‫معمولا جواب میده

‫از کِی تا حالا نمیخوای مخت رو بزنن؟

‫خب... آخرین مردی که باهاش خوابیدم

‫معلوم شد که یه قاتل روانیـه،

‫پس فکر میکنم که دیگه کارم ‫با آقایون تمومه

‫در هر صورت مرسی

‫سلام مورف

‫مکس؟

‫ ‫مترجم: iredprincess

‫- چه خبر شده؟ ‫- ببین من نمیتونم اینجا بمونم خب؟

‫توی یه متلی تهِ خیابونم

‫وقتی اومدی بیرون بپیچ به راست ‫سه تا خیابون رو رد کن

‫اولین ساختمون سمت راستت ‫اسمش «برسویک»ـه

‫- اتاق هفتم ‫- اینجا چیکار میکنی؟

‫همه چیز رو توضیح میدم ‫اما باید برم

‫- نه صبر کن، داری چیکار میکنی... ‫- ببین، ببین مورفی،

‫هیچکس نباید بفهمه که من اینجام

‫هیچکس، حتی جس

‫آدمای نیا هنوزم دنبال من‌ هستن،

‫- و همینطور پلیسا، خب؟ ‫- وای خدای من

‫فقط بیا به دیدنم خب؟

‫حاضری بریم؟

‫فکر میکنم درواقع میخوام بمونم... صبر کنم،

‫و احتمالا یه آبجوی دیگه بخورم

‫بیرونِ دستشویی مخت رو زدن؟

‫آره

‫- آره ‫- آره

‫میدونستم بیخیال مردا نشدی

‫این یارو... اون...

‫نمیدونم. فقط حشری شدم

‫- تنهام بذار ‫- آره، یه چیزی بگو ندونم

‫- خیله‌خب ‫- خب فقط مراقب باش

‫بعدا میبینمت

‫بشین

‫سلام

‫سلام

‫بیا تو

‫صورتت چیشده؟

‫تصادف کردم

‫راننده‌ی اوبرِ احمق

‫خوبی؟ بنظر میاد...

‫آره مکس، من خوبـم

‫پنج دقیقه شده و همین الانشـم ‫از دستم عصبانی هستی

‫خب کارت جالب نبود

‫هفته‌هاست که خبری ازت نشنیدم ‫و بعدش تو...

‫یهو سر و کله‌ات پیدا میشه و مجبورم ‫میکنی که به جس دروغ بگم و بیام اینجا

‫دلم خیلی برات تنگ شد

‫بخاطر همینه که اینجایی؟

‫آره

‫شما...

‫شما کار کردن توی اینجا رو دوست دارید؟

‫- اوهوم ‫- عه؟

‫خوبه، خوبه، خوبه

‫میشه

‫$93.75

‫این... واقعا؟

‫آره، جلد مقوایی زیاد برداشتید. پس...

‫خیله‌خب، مشکلی نیست

‫تعجبی نداره که دیگه کسی کتاب نمیخره

‫خب میخوای بهم بگی که چرا واقعا برگشتی؟

‫این

‫تو

‫جدی‌ام مکس

‫منم جدی هستم

‫نمیدونم چطوری با تو نباشم

‫و تو...

‫برنامه داری که واقعا با من باشی؟

‫خب داری به برنامه‌ام نگاه میکنی

‫- همینه ‫- عالیه

‫عاشقشم

‫به هر قیمتی که باشه، من...

‫متاسفم

‫نباید بهت دروغ می‌گفتم

‫میخواستم همه چیز رو بهت بگم، ‫اما فقط تونستم

‫میفهمم

‫جدی؟

‫آره

‫آره اما باید...

‫میدونی؟ باید نیا رو تحویل می‌دادم ‫بعد از اون کاری که

‫- با تایسون کرد ‫- اون، اون...

‫کار نیا نبود

‫صبر کن، چی؟

‫نیا تایسون رو نکشت

‫حالت چطوره؟

‫خیلی بهتر

‫برای برگشتن سرکارم مضطربـم

‫خب به بخش مواد مخدر انتقالت دادم

‫- پرونده نیا رو پیش ببر ‫- باشه

‫فقط تموم چیزهایی که درمورد سازمانش ‫از دایره جنایی بدست آوردی

‫ رو بهشون بگو

‫همچنین، برات یه همکار جدید گرفتم

‫خیله‌خب. من...

‫میدونی، با کمال احترام،

‫فکر نمیکنی بهتر باشه تنهایی ‫اینکار رو بکنم؟

‫نه، اینطوری بیشتر شک میکنن

‫فهمیدم

‫خوبه

‫صبح میبینمت

‫باشه

‫میتونی صورتحساب رو بگیری

‫آره

‫پس دین همینطوری...

‫پیش تو اعتراف کرد؟

‫یهویی؟ مثل...

‫آره. من...

‫من احساس گناه داشتم یا هرچیزی

‫اما الان برگشته اداره پلیس، پس...

‫خب میتونیم به یه نفر بگیم ‫میتونیم به خبرگزاری‌ها بگیم

‫- میتونیم درستش کنیم ‫- باور کن،

‫تموم سناریوهای ممکن رو در نظر گرفتم

‫هیچ مدرک موثقی وجود نداره

‫پس فقط یه سروصدای بزرگی راه میفته،

‫و بعدش از زیر همه چیز قسر در میره

‫و بعدش کلویی باید با پدری زندگی کنه

‫که میدونه ممکنه یه قاتل باشه

‫اما یه چیز دیگه هست که ما ‫میتونیم انجام بدیم. فقط...

‫نه مکس، من نمیتونم اینکار رو باهاش کنم

‫با اینکه آشوبم میکنه،

‫اما دین تنها کسیِ که داره

‫باشه

‫ساعت چنده؟

‫تقریبا نصفِ شبـه...

‫باید برم خونه

‫باید ساعت 7 باشم گایدینگ هوپ

‫فردا چیکار میکنی؟

‫توی این متل با تو شام میخورم

‫خیلی بی‌عرضه‌ای

‫فراموش کردم که چقدر عوضی هستی تو

‫تو عاشقمی

‫میدونم

‫کسب و کار چطور بوده؟

‫جبهه جدید پیدا کردی؟

‫آره

‫کجا؟

‫واقعا فکر کردی بهت میگم بعد از ‫اون دوستی که با مکس راه انداختی؟

‫حالا که حرفش شد،

‫شنیدم توی شهر دیده شده

‫خبری ازش داری؟

‫نه

‫داری بهم دروغ میگی؟

‫نه نیا

‫اگه خبری بود بهت میگفتم

‫باشه

‫خب چه خبر؟

‫ملاقات نصفِ شبیـمون برای چیه؟

‫یک ساعت پیش میخواستم باشم خونه

‫اومدم یه لطفی در حقم بکنی

‫موضوع تایسونـه

‫شنیدم یه پلیس بود

‫که اون رو کشت،

‫و فکر میکنم همون پلیس ممکنه ‫با تو کار کنه

‫آره میدونم

‫دین رایلی

‫برای من کار میکرد،

‫اما هیچکس بدون اجازه‌ی من ‫نیروهای من رو نمیکشه

‫پس میخوای ترتیبش رو بدی؟

‫نمیتونم

‫الان برگشته به اداره پلیس

‫بعلاوه تازه باید از شرِ همکارش خلاص شدم

‫و اگه جسد اینم پیدا بشه،

‫فکر نمیکنم دیگه باور کنن که ‫این یکی هم خودکشیـه

‫خامه یا شکر؟

‫چه خبر دی؟ خوبی؟

‫آره، فقط...

More Farsi Persian subtitles for In the Dark

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left