முதல் 200 வரிகள்.
جاده مخصوص
من دوست دارم تو اين درياچه شيرجه بزنم
چي ميگي؟- ميگم دوست دارم تو درياچه شيرجه بزنم-
تو که اين رو هر سال ميگي و عمل نميکني
ولي اين بار واقعا عمل ميکنم
منظورم اينه که با يک بار که آدم نميميره، نه؟
آره
ميخوام برم بالاي بزرگترين صخره و بپرم
مثل هميشه ميري بالا و وقتي پايين رو ديدي پشيمون ميشي
ميدوني که من از ارتفاع ميترسم
تو واقعا بايد اين کارو کني "جاني" جالب ميشه
حتي منم ميتونم- آره، وقتي"برايان" از پشت هولت داد-
حواسم هست
فکر ميکني امسال بايد ملاحظه دخترها رو کنيم؟
...پوکر و لخت شدن و
معلومه نه، امسال برايان اينو همراهمون آورده نميتونيم
چرا بريان اونو آورد؟
مهم نيست از پارساله اينطور شده
همون وقتي که باهم قرار ميزاشتن- اين ديگه فرق ميکرد-
جاني- اسکات" حالت خوبه؟"-
آره عينکم
"جاني"- آره، فکر کنم-
"ناتالي"
چي شده؟- حالت خوبه، خوبي-
کجاييم؟- منو ببين، منو ببين-
جاييت صدمه نديده؟
من خوبم عزيزم چي شده؟
شما خوبين؟- چيزي نيست، چيزي نيست-
"كريس"- اينجام-
خوبي؟- آره، اما ماشين داغونه-
همه چي درست ميشه عزيزم
چيزي هست؟
نه- هيچي؟-
هيچي
فکر ميکني چقدر طول بکشه کمک برسه؟
نميدونم، چند دقيقه شايد
فکر ميکني جاني، کجاس؟
شايد رفته يه پمپ بنزيني چيزي پيدا کنه
تو ميدوني که اقا پسر مياد سراغمون
فکر ميکني اينجاست؟
يکي اومده اينجا
چطور اينطور شد؟
فقط ماشين آسيب ديده بقيه حالشون خوبه
آره همه حالشون خوبه، بجز جاني
نتونستم پيداش کنم
اون عصبانيه؟- نه-
فقط براي ماشين اعصابش خورده
نه کلا ميگم به نظر ميرسه از بودن من اينجا راضي نيست
من واقعا دارم سعيم رو ميکنم ، عزيزم
ميدانم، فقط بدشانسي آورديم باشه؟
به خاطر من
باشه
ببين من بايد برم يه پمپ بنزيني که توش بوديم رو پيدا کنم باشه
تا يه ماشين پيدا کنم- من تنها اينجا باشم؟-
آره، من زود برميگردم مشکلي نيست
باشه- باشه، بيا-
عزيزم
چقدر از اينجا دوره؟
5,47- آره-
من فکر کنم تا 4مايل بتونم بيام
پس فکر کنم بتونم يه قسمتي از اين راه طولاني رو باهات بيام
خب فکر کنم اين بهترين نظره- هي بچه ها-
فکر کنم فهميدم"جاني" کجاست
مطمئني به اين چيز ها نيازه؟
داريم لباس آستين بلند ميپوشيم، تفنگ که بر نداشتيم
چرا صبر نميکنيم تا "جاني" خودش برگرده؟
چون "جاني" خيلي وقته رفته
و ما بايد قبل از شب يه ماشين پيدا کنيم
....من فقط گوش کن
نميخوام تو بري
من از بودن تو اينجا احساس بدي بهم دست ميده- عزيزم-
من الان برميگردم باشه؟
قول ميدي؟
قول ميدم
باشه
حاضري؟- شوخي ميکني؟-
من عاشق ذرت ام
به خاطر من، حواست به جاده باشه، خب
حالت خوبه؟
منم تو تيمم
باشه، رفيق بيا تو ميتوني
چطور راحت نشستي؟
اميدوارم خسته نشي اگه فندک رو بدي
من ميتونم به برايان بگم خودم بهت يکي دادم
قبوله؟
قبول
معذرت ميخوام بابت امروز
حق با توه
اين فقط يه ماشينه
ميدونم که ماشينت برات مهم بود
نه، حق با توه
پدربزرگم ميگفت
هر روزي که از شهر ميري بيرون قرار نيست به يه روز خوب تبديل شه
از اين استدلال متفر بود
الان من درک ميکنم
خوبه فقط يه تلفن ميخوام
تا بعدش يه ماشين پيدا کنيم
بعد ميريم سمت درياچه و
بعد ميشينيم يه آبجو خنک ميزنيم
ميدوني که ديگه نميرسيم برگرديم درياچه
من دوشنبه بايد سر کارم باشم
آروم باش، ميرسيم مشکلي نيست
داشتم فکر ميکردم
فکر ميکني ناتالي ميتونه دوستاش رو دعوت کنه؟
ميدوني همون هايي که پارسال تو جشن تولدت بودن يادت مياد؟
اسمش چي بود؟
فکر ميکني راه رو درست اومديم؟
فکر کنم- آره از اين ور-
فکر کنم اسمش خارجي بود "الکساندرا" نبود؟
"يا "تاتيانا
عجيبه
هي اسکات بيا اينو ببين
برايان
چيه- بيا اينجا-
اينو ببين
بيا منو نگه دار
براي چي؟
کشاورز ها اين رو اينجا گذاشتن تا از حمله کلاغ ها جلوگيري کنن
تا بتونن بيشترين استفاده رو از ذرت هايي که کاشتن ببرن
اينو يه جا خوندم
زياد
چيزي ميبيني؟
نه
نه، نه اين کارو نکن داداش
باشه ببخشيد- اوه، خدايا اين چه بوي بدي ميده-
ما تقريبا رسيديم
هيچ نوري از پنجره معلوم نيست فکر نکنم کسي تو خونه باشه
بريم- باشه-
هي، صبر کن
چي شده؟
چي شده؟
تو هم ديديش؟
چي رو؟
اينجا بود
همين جا بود
!سلام
کسي خونه نيست؟
چي فکر ميکني؟
کسي از اين خونه مراقبت نميکنه
اين عجيبه
من فکر نميکنم کسي اينجا زندگي کنه
!سلام
خداي من- حالت خوبه؟چي شده؟-
اون دندان ها
بوش گنده
اين چيه؟- نميدانم ولي آدم نيست-
اين مثل يه مترسکه
تا پرنده ها رو بترسونه- پس اينجا چه غلتي ميکنه؟-
نبايد وسط مزرعه يه همچين چيزي باشه
تو چيزي ديدي؟- گفتم که نه -
يه پسر بود- باشه-
اون داشت بهم نگاه ميکرد- اينطور فکر ميکني؟-
من که بهت گفتم- ناتالي-
ناتالي ميشه چند لحظه منتظر باشي؟- من بايد برايان رو پيداش کنم-
اون ميدونه چه خبره
اون چند دقيقه اي بر ميگرده- اون نميدونست -
بايد بهش بگم- چي بگي؟-
يه چيزي درست نيست کريس
حرومزاده
صبرکن
"جاني"
"برايان"
"ناتالي"
"برايان"
"جوني"
چکار ميکني؟
"برايان"
کيه؟
"ناتالي"
"ناتالي"
کجايي؟
"برايان"- اون کجاست؟-
"برايان"- ساکت-
ديدمش داشتن از اونطرف ميبردنش
ميبردنش؟- آره-
ناتالي
"برايان"
اوه خدايا
بيا بريم- "كريس"-
چه اتفاق افتاده، حالت خوبه؟
يکي اينجاست- چي؟-
يکي اون بيرونه
اونا اينجان
بايد بريم- "كريس"-
متاسفم
"برايان"
بريان، حالت خوبه؟
بازوت چي شده؟- منو گرفتن-
کي؟
کي گرفتت؟
ما رو محاصره کردند ما رو محاصره کردند
چي؟- اونها ميآن-
همه جا هستند
جاني" رفته"
چي؟ يعني چي رفته؟
آره، اون بالا داشت خياطي ميکرد
چيکار داشت ميکرد؟
خياطي
ببينين بچه ها فکر کنم جامون اينجا امنه
آره ميدونم- نه، منظورم اينه که داخل خونه جامون امنه-
No comments yet. Be the first to leave one.