முதல் 200 வரிகள்.
تــــرجـــمــه از هومن HomaN
چی؟
هیچی
خیلی خیلی زیبایی
مطمئن نبودم که هنوز بخوای
اون طوری با من باشی
میدونی، بعد از همه چی
خیلی چیزا تغییر کرده
اتفاقایی که افتاده
نمیدونم
فک نمی کردم دیگه من رو اون طوری ببینی
نشونت میدم که تو رو چی می بینم
نه نه
میدونی منظورم چیه
آره
باید تخت رو مرتب کنیم
باید به جدیدش رو بخریم
با کدوم پول؟
یه کاریش می کنیم قسطی می خریم
ما داریم سعی می کنیم پول جور کنیم، نه این که بیشتر خرج کنیم
خب
مک، از ماجرای متل سانی ساید یه ماه گذشته
و هیچ خبری ازش نشده
خبرای بد زود میرسه
من پس اندازمون رو چک کردم
حدس میزنم که 25 هزار دلار پیدا نکردی، مگه نه؟
فکر نکنم تا حالا تو عمرم
هزار دلار درآورده باشم
فکر کردی که از بابات بخوای؟
عزیزم، قضیه این نیست که سوزان پول نداره
نه، نمیتونم این کاررو بکنم، عزیزم
میدونم که از زمانی که اومدی خونه
در برابر تو یه کثافت تمام عیار بوده
میدونم
چی میشد اگه میتونست نمیدونم
چهار هزار تا جور کنه
چهار هزار تا؟ اون حتی یه خونه از خودش نداره
- قراره چهارهزارتا به من قرض بده؟ - اگه بتونه
یکی از کارایی که باید بکنی کم تر میشه
مک یکی از آدمایی که
باید بکشی
کمتر میشه
فقط راجبش فکر کن، خواهش می کنم
اوکی
- معذرت میخوام عزیزم - اشکالی نداره مامان
بوس و بغل برای مامان
دوستت دارم
بهتره؟
«لامونت، تو اون ژله ها رو از شیشه تمیز می کنی؟»
«فقط میدونم که با اون خانومه رفیقه»
و تو یه احمقی
«دختر بزرگیه، مگه نه؟»
«گفت 40 پوند از دست داده»
«اگه به پشتش نگاه کنه، پیداش می کنه.»
چی کار می کنن؟
از پنجره ها دور بمون و سر جات بمون
همه میرین سفر؟
میخوایم شما کاکاسیاهای کوچولو رو به ماه بفرستیم.
هی!
یالا "Satchmo"
میدونی که قراره این در رو باز کنی
بچه هام تو اتوبوسن، مرد
گفتم اون در لعنتی رو باز کن
میخوای سختش کنی؟
یالا! برو
سعی می کنی چه کار کنی؟
بهت گفتم Satchmo
و پایین بمون
حالا، همه شما سیاه سوخته های کوچولو
گوش بدین و خوب گوش کنین
به مامان و بابای کاکاسیاهتون بگین
دیگه قرار نیست یه مشت کاکاسیاه
به مدارس ما هجوم بیارن
همه می فهمین؟
هی، باید بریم! پلیس ها دارن میان
نه تا وقتی که بهم جواب ندن
ها؟
لعنتی، لینوود، بیا بریم
همه تون می فهمین چی میگم؟
جواب بدین، لعنتی
بزن به چاک، مرد
شاید باید به دوستت گوش کنی
چه گوهی خوردی پسر؟
بلند شو
بلند شو، کثافت
بیا این جا
بیا اسکل
هی، لینوود، آروم باش، مرد
ما راجب هیچ کدوم از اینا حرف نزدیم
هی، داری چه غلطی می کنی؟
- یالا! بیا بریم. یالا - هی، هی، هی
- برو عقب - چه غلطی داری می کنی؟
لعنتی، مرد، قرارمون این نبود
- چه کار داری می کنی؟ - هی، هی، هی
اوه، نه! یالا، خدا لعنتت کنه! تنهاش بذار
یالا! یالا، بلند شو
بیا بریم. یالا
شما همه، اه، سه تا بچه دارین اگه درست خاطرم باشه
خب، مدارس این جا
ژانویه دقیقا همین طور که الان هستن
خواهند موند ارزش در نظر گرفتن داره
یه لحظه من رو می بخشین؟
همین الان برمی گردم. ممنونم
- هی - هی
دیگه کلوچه ها رو بیرون نمیذاری
- چی؟ - یادته وقتی کوچیک بودم؟
همیشه عادت داشتی کلوچه ها و لیمونادها رو بیرون بذاری
- تو همه مراسم ها - اوه آره
این جا چه کار می کنی؟
به کمکت احتیاج دارم
خب، جریان چیه؟
اه
نیاز دارم
یه مقدار پول نیاز دارم بابا
اوه، آره؟ چقدر؟
4,000.
جدی، چقدر؟
میتونم بهت پس بدم
میتونی بابتش ازم بهره بگیری یا
خودتو قاطی چه منجلابی کردی
که 4 هزار دلار لازم داری؟
نمی تونم بهت بگم، بابا، اوکی؟
- قمار؟ - نه
- مواد مخدر؟ - نه بابا
خیلی از پسرایی که برمی گردن درگیرش میشن
ببین، گفتم که نمیتونم بهت بگم. اوکی؟
حالا، تو... هی، میتونی کمکم کنی یا نه؟
میدونی که من سر گنج ننشسته ام
پولی که مامان گذاشت چی؟
اون کار نمی کرد
تنها پول از یه بیمه عمر کوچولو بود
که من پولش رو دادم
اون پول طرف خرید غذا برای تو
لباس های تنت و یه سقف روی سرت شد
به هر کمکی که میتونستم بگیرم تا سعی کنم تو رو تنهایی بزرگ کنم نیاز داشتم
نمیدونم چرا به خودم زحمت دادم اومدم این جا
به نظر می رسید جونی فکر می کنه که پسر شما بودن ممکنه چیزی به حساب بیاد
- و من سعی کردم بهش بگم - از من چی میخوای پسر؟
من هر کاری که میتونستم برات کردم و الان بزرگ شدی
فکر می کنی من دلم میخواد کلاه به دست این جا باشم
- از تو کمک بخوام؟ - همین الان میام پیشتون، آقا
پسر، صبر کن
نه، این... هی، عیب نداره بابا
- فراموشش کن - مک
بذار ببینم چه کار می تونم بکنم
فقط بذار ببینم چه کار می تونم بکنم
نمیتونم بهت قول بدم
اما سعیمو می کنم
اوکی
مم...ممنونم بابا
باشه، من باید... باشه؟
سلام! لوید کانوی
چطوری؟ از دیدنت خوشحالم
لعنتی، سندی، وقت تلف نمی کنی، مگه نه؟
همون طور که گفتم سعی می کنم ادامه بدم
شگفت انگیزه که یه آدم چقدر میتونه آشغال جمع کنه
میخوای؟ بگیرشون
یا هر کدوم از رکوردهاش. من هنوز به لباساش نرسیده ام
اما هر کدوم رو که یخوای بردار
نه، اون... اون اوکیه
شماها چطورین؟
تقریبا گوه. در واقع
امروز صبح به فلوریدا برگشت
اوضاع وحشتناکی دارین
هی، میدونی چی دیوونه واره؟
هر روز سر راهم به محل کار از این محله رد میشم
اصلا خبر نداشتم که کلیف حتی این جا زندگی می کرد
کاملا دیوونه وار
هی، کلیف هیچ وقت چیزی راجب یه زن به نام جونی کانوی
بهت نگفت؟
یکی از همکاراش تو روزنامه
فکر می کردم پرونده رو بستین
اونا بستن
اما میگی که نباید این کار رو می کردن؟
فقط فکر می کنم ممکنه چیزای بیشتری درمورد پرونده کلیف وجود داشته باشه
- یه بار دیگه اسمش چی بود؟ - جونی کانوی
و فک می کنی رابطه رمانتیک یا همچین چیزی داشتن؟
شاید، شاید هم نه
به هر حال، فقط فک کردم این اسم ممکنه برات آشنا باشه
چیز خاصی نه
کسی به اسم جونی کانوی نمی شناسم
اما میدونم که با اون روزنامه سر و کار داشت
اما آدم خوبی بود
و قلب بزرگی داشت
و چنان کودن لعنتی ای بود
که زیر اون ماشین نشئه کنه
بیا این جا
بیا این جا
چیزی نیست
ام
چیز دیگه ای هست
چون هنوز دو تا اتاق دیگه باید برم
قبل از این که مشاور املاک سر برسه
کمک لازم داری؟
نمیتونی همه این اثاث ها رو تنهایی جابجا کنی
- مشکلی نیست - اوکی
خب، متأسفم که بعدازظهرتون رو مختل کردم
سلام منو برسون
گوش کن، اگه چیز دیگه ای خاطرت اومد
یا فقط بخوای، اه، قهوه بخوری و صحبت کنی
No comments yet. Be the first to leave one.