முதல் 200 வரிகள்.
بله، سالواتوره دیویتا
منظورتون اینه که نمیشناسینش، خانم؟
همینطوره، و من مادرشم
تمام روز رو داشتم از سیسیل زنگ میزدم
متوجهم... اونجا نیست
میشه لطفاً شمارهش رو بهم بدید؟
ممنون. خدانگهدار
زنگ زدن فایدهای نداره
سرش شلوغه. خدا میدونه کجاست
حتی یادش هم نمیآد
بیخیالش شو
ساله که اینجا نیومده ۳۰
میدونی که اون چهجوریه
یادش میآد
مطمئنم یادش میآد. من بهتر از تو میشناسمش
اگه بفهمه بهش نگفتیم، عصبانی میشه
میخوام با جناب سالواتوره دیویتا صحبت کنم
من مادرشم
سالواتوره... ساعت چنده؟
دیره
ببخشید، نتونستم زنگ بزنم بگم دیر میآم
برو دوباره بخواب
مادرت زنگ زد
فکر کرد من یکی دیگهام
بهش چی گفتی؟
هیچی، نمیخواستم ناامیدش کنم
کلی با هم گپ زدیم
گفت ۳۰ ساله که به دیدنش نرفتی
اون باید بیاد ببینتت
فقط زنگ زد که همین رو بگه؟
نه، گفت یکی فوت کرده. یکی به اسم آلفردو
مراسم خاکسپاری فرداست
اون کیه؟ فامیله؟
نه... برو بخواب
با این بچه چهجوری مراسم عشای ربانی برگزار کنم؟
توتو
خداروشکر
چند بار باید بهت بگم؟ بدون صدای زنگ، نمیدونم کجای کارم
همیشه خوابی! شبها چیکار میکنی؟ غذا میخوری؟
پدر آدلفیو، ما تو خونه حتی وقت ناهار هم چیزی نمیخوریم
دامپزشک میگه واسه همینه که خستهام
من بهت میگم چرا خستهای. فکر کردی نمیدونم؟
حالا بدو برو، یه کاری دارم که باید انجام بدم
میتونم باهات بیام؟ نه، نمیتونی
آره، آره، آره! توتو، برو پی کارت
میخوام بیام! میخوام بیام
دیگه کافیه، برو
آلفردو
بله! میتونی شروع کنی
باز شروع شد
کادر
در اعماق
یه روز، همهچیز مال ما میشه
با هم از اینجا میریم
برای اینکه زندگی خوبی داشته باشیم
جایی که هیچکی ما رو نشناسه
رؤیاپردازی رو بس کن
دیگه دوستم نداری
چرا؟
نه
یه جفت، دو جفت
لیره! نایلون خالص ۱۰۰
نباید بیای اینجا
چند بار باید بهت بگم؟
تو هنوز بچهای
اگه آتیشسوزی بشه، دود میشی میری هوا
و به یه تکه زغال تبدیل میشی
خیلی زبوندرازی میکنی
یه روزی همین زبونت رو میبُرم
اینجوری
میتونم داشته باشمش؟
لطفاً، میتونم داشته باشمش؟
خب، میتونم یا نه؟ نه
کری یا یه چیزی تو همین مایهها؟
باید قبل از اینکه فیلم رو پس بدم، دوباره به هم بچسبونمش
عجب موجود مزاحمی هستی
پس چرا قبل از اینکه فیلمها رو پس بدی، اینها رو نچسبوندی؟
خب... بعضی وقتها جای درستش رو پیدا نمیکنم، واسه همین اینجا میمونن
به هر حال، خیلی همدیگه رو میبوسن
پس میتونم اینها رو داشته باشم. حالا گوش کن چی میگم
بیا قبل از اینکه یه لگد بزنم بهت، با هم معامله کنیم
همهی اینها مال توئه، کادوئه. ممنون
ولی اول اینکه دیگه اینجا نمیآی. دوم اینکه همینجا نگهشون میدارم. فهمیدی؟
خیلی خب. باشه، پس توافق کردیم. حالا بزن به چاک
این دیگه چه جور معاملهایه؟
اگه مال منه، چهجوریه که تو نگهشون میداری؟
دیگه برنگرد وگرنه حسابی کتکت میزنم
اول شلیک کن، بعد فکر کن
این کارِ آدمهای ضعیف، بیعرضهها و خائنها نیست
هی، کثافت! دستت رو از اون طلاها بکش کنار
از من دور شو، خوک کثیف
وگرنه صورتت رو داغون میکنم
مامان؟
اگه جنگ تموم شده، چرا بابا برنمیگرده؟
برمیگرده، میبینی. همین روزهاست که بیاد
من یادم نمیآدش. روسیه کجاست؟
سالها طول میکشه تا برسی اونجا... و سالها طول میکشه تا برگردی
برو بخواب توتو. دیره
میتونی مادرت رو گول بزنی، ولی من رو نه
اون کاغذپارهت رو بردار و برو عضو پلیس شو، ای الفبچه ذلیلمرده
یالا! برو اونجا و درست رو بخون
خب؟ ۵ ضربدر ۵ چند میشه؟
ساکت
جدولضرب پنج، ای خنگ
ضربدر ۵ مساوی ۱
ضربدر ۵ مساوی ۲
ضربدر ۵ مساوی ۳
ضربدر ۵ مساوی ۴
ضربدر ۵؟ ۵
ساکت
بوچیا
جدولضربت رو یاد بگیر وگرنه هیچوقت کار پیدا نمیکنی
واسه آخرین بار
ضربدر ۵؟ کریسمس ۵
من بلیط دارم، میخوام فیلم رو ببینم
بیا پایین. نمیتونی اینجا بمونی
برو سرِ جات بشین
عین خرگوش همه جا هستن
هیولاهای کوچولو
من باید برم اورگن
تو مزرعهم منتظرم باش
منتظر یه مرده بمونم؟
با حضور ستارگان درخشان
با هنرمندی جان وین و کلر تروور
عصر همگی بخیر
نمیتونم یه سلام بکنم؟ امروز دو تا فیلم داریم
خب که چی؟ من میآم اینجا که بخوابم
چی میکشی؟ آمریکایی
اخبار رو قطع کن آلفردو
ایتالیا همایش نهضت مقاومت را فراموش نمیکند
مردان و زنانی که در نهضت مقاومت جنگیدند
برای اولین بار در رم برای همایش مقاومت گرد هم آمدند
سازماندهی شده توسط سیویال. نخستوزیر پاری
عصر همگی بخیر
فیلم «زمین میلرزد»، اپیزودِ دریا
با حضور ماهیگیران سیسیلی
چی میگه؟
کی میدونه؟ من بیسوادم. تو هم؟
زبان ایتالیایی زبانِ فقرا در سیسیل نیست
دوازده ساعت خون و عرق ریختن
برای اینکه حداقلِ چیزی رو که واسه از گشنگی نمردن لازمه، ببریم خونه
و با این حال، تورهاشون
وقتی تورها رو بالا کشیدن، پر بودن
تمام روز رو ماهیگیری کردیم، نتیجهش چیه؟
شاید اینطور باشه
ولی چیکار میتونیم بکنیم؟
میدونستم
ساله میآم سینما و هیچوقت یه بوسه ندیدم ۲۰
یعنی یه روزی میبینیم؟
کثافتِ عوضی
عصر بخیر، دون وینچنزو
تو و تو، برید سر کار. پس من چی، دون وینچنزو؟
تو؟ برو از استالین کار بگیر
نگران نباش، روز اون هم میرسه
همیشه من رو کنار میذارن
فیلم خوبی بود. اون مرد جوان خیلی زحمت کشید
حیف که خیلی بدشانس بود. چرا رفت اون قایق رو خرید؟
احمق! تو هیچی نفهمیدی
خب پسرها. اینجا از سپیدهدم تا غروب کار میکنید
و هیچ حرفی هم از دستمزد نمیزنید
مامان
کل روز رو دنبالت بودم. شیر خریدی؟
نه
و پولها چی؟ دزدیده شد
رفتی سینما؟
آره
سینما
سنیورا ماریا، صبر کن! ولش کن، داری بهش صدمه میزنی
و تو، چرا دروغ گفتی؟ خودت میدونی که مجانی رفتی تو
یالا، به مادرت بگو
شاید اون تو گمش کرده. چقدر بود؟
لیره ۵۰
امشب زیر صندلیها چی پیدا کردی؟
یه شونه
دو تا پاشنه کفش
یه کیسهی تنباکو
و... ۵۰ لیره
دیدی؟
ممنون آلفردو
شب بخیر. صبح بخیر
شب بخیر
بیا بریم
من همون موقع فهمیدم
میدون مال منه
میدون منه
نیمهشبه. نیمهشب
برید بیرون! باید میدون رو ببندم
برای پاها سخته، نه پدر؟
رفتنی، سرپایینیه و همهی قدیسها کمکت میکنن
برگشتنی، قدیسها فقط تماشا میکنن
اگه خواستِ خدا این باشه
امشب میبینمت. میبینمت
چی شده؟
پام! این دفعه پات؟
همیشه یه مشکلی هست
ای وای، چیکار میشه کرد؟
تو پدرم رو میشناختی آلفردو؟
البته که میشناختمش
بلندقد، لاغر، خوشاخلاق و با سبیلهایی مثل مال من
همیشه لبخند میزد. شبیه کلارک گیبل بود
No comments yet. Be the first to leave one.