Boss & Me

Boss & Me

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

வெளியீட்டு விவரம்

Boss Me ep02 hdtv x264-chdtv KOreanDream
கருத்துரை வழங்கியவர் saba22
انجمن رویای کره ای | ترجمه : مینا

குறிச்சொற்கள்

HDTV
hdtv
x264
HD
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2014-10-12
பதிவிறக்கங்கள்: 43
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

بابا ، مامان

شرکت منو به خاطر توانايي هام استخدام نکرده

من هردوتاتون رو نااميد کردم

زيو شان شان ، چي کار داري ميکني؟

بده ببينم ، بده ، بزار ببينمش

استعفا؟

ميخواي استعفا بدي؟

چي؟ چي گفتي؟

شان شان ، تو که مشکلي درست نکردي

انقدر پيچيدش نکن

بهش فک کن با قدرت خانواده ي فنگ تنگ

پيدا کردن منبع خوني براي خواهرش کاره سختي نيست

فک ميکني اين خيلي سخت بوده که به خاطرش بخوان تو رو استخدام کنن؟

تازه

مگه چقدر خون ميتوني بهشون بدي؟

قطعا به اندازه ي اين همه حقوقي که دارن بهت ميدن نميرسه

شان شان

من فک ميکنم

تو رو واسه کار توي شرکت استخدام کردن نه خون توي بدنت

اين يه تصادف بوده که

منفي داشتي AB تو گروه خوني

به خاطر همين خيلي راحت ازت کمک خواستن

اين خيلي منطقيه

اگه به خاطر اين بوده

پس چرا منو مثل کاراموز هاي جديد

سه روز نفرستادن اموزش؟

اي خدا ، از دست اين دختر

زو شان شان ، گوش کن ببين چي ميگم

اگه من بودم

حتي اگه شرکت جونمو ميخواست بهش ميدادم چه برسه به خونم

دو شوانگ يي

رو حرف من حرف نزن

گوش کن ... بدن تو که به هر حال پر از خونه

خوني که پدر و مادرت بهت دادن اين طبيعيه

تو تونستي خون بدي چون پدر و مادرت به خوبي و سلامت بزرگت کردن

پس بايد اول به فکر اونا باشي ميفهمي؟

دوماً

بايد از خداتم باشه همچين گروه خوني داري

با اين خوني که داري تبديل شدي به يه آدم با ارزشتر و متفاوت تر

سوماً به جاي اينکه انقدر فکر الکي کني حواست به کارت باشه از دستش ندي

حتي اگه به خاطر خونته

تونستي توي اون شرکت استخدام بشي

معنيش اين نيست که تو نبايد کارتو جدي بگيري

منم با "شوانگ يي" موافقم

مهم نيست که به خاطر چي استخدام شدي

شان شان ، به اندازه کافي خودتو تحقير کردي

غذاتو بخور

مجبورم غذا بخورم

اگه نخورم چه طوري خون سازي کنه بدنم؟

هنوز بايد با رئيسم بجنگم

-درسته - بخور ، غذاتو بخور

بخور ، بخور

بيشتر بخور

داره برف مياد

شوانگ يي" و "ليو ليو" حق دارن"

به هر حال

اين سرنوشتم بوده

"يه فرصت بهم داده تا بيام "شانگ هاي

هيچ دليلي نداره خودمو کوچيک بدونم

من بايد تلاشمو بکنم

و فقط به جلو قدم بردارم

پدر و مادرم با هزارتا اميد منو از شهرمون راهي اينجا کردن

نميتونم به خاطر همچين بهانه اي برگردم

و اجازه بدم ازم نااميد بشن

-صبح بخير -صبح بخير ، عمو شو

-ماشين اماده است -باشه

داداش ، ناهارت

چرا دوتاست؟

اين براي توئه

"اين يکي براي "زو شان شان

اون کلي خون بهم داده

و توي "شانگ هاي" غريبه و کسي رو نداره که مراقبش باشه

به خاطر همين از اشپز خواستم دوتا ظرف غذا اماده کنه

يه لطفي بهم بکن و اينو با خودت ببر از يکي از منشي هات بخواه که بهش بدن

اين يه درخواست کوچيکه نميخواي که ردش کني؟

عمو شو ، ميشه کمکم کني

تو که اخلاق منو ميدوني

کسي که توي شرکت کار نميکنه به شرکت هم ربطي ندارن

عمو شو بيارش تو ماشين

دو فان ، صبح بخير

صبح بخير

دو فان ، تو هنوزم تو بخش مالي هستي؟

آره ، دارم ميرم طبقه سوم لامپ رو عوض کنم

شان شان

هيچ کس به من که هر روز دارم اين وسايل رو حمل ميکنم

و باهاشون هي از شرکت ميرم بيرون ميام تو

اعتنايي نميکنه

تو کل اين شرکت

تو تنها کسي هستي که بهم سلام ميکني

اينکه چيزي نيست ، حتي اگه سرتاپاتم کثيف باشه

و همش تو کار تجهيزات باشي هم من بازم بهت سلام ميکنم

تو که هميشه اينطوري نيستي

اگه سخت کار کني

يه قدم به موفقيت نزديک ميشي

مثل اين نردبون

مثل نردبون

حتي اگه از يه دانشگاه معتبرهم فارغ التحصيل نشده باشم

من "زو شان شان"ـم

بايد سخت کار کنيم

در آينده ، به جايي ميرسي که همه ميفهمن

اسم تو "دو فان"ـه مگه نه؟

اره

قوي باش ، خداحافظ

!فايتينگ

بله ، من "زو شان شان"ـم

من نه يه خانواده سرشناس داشتم نه تحصيلات عالي

حتي يه رابطه ي مهم (پارتي) هم توي اين شرکت ندارم

علاوه بر اين گروه خوني خاص من يه اراده ي شکست ناپذير دارم

و فوق العاده قويم

ريشه ي خانوادگي مهم نيست

من ميتونم ، مثل علف هرزي که همش در حال رشده

من ميخوام تو "شانگ هاي" بمونم

تا زماني که بتونم تلاش ميکنم

حتي يه "کيسه خون" هم ميتونه موفق باشه

!زو شان شان ، قوي باش

چرا هميشه حکم هاي اشتباه رو چاپ ميکني؟

اگه مطمئن نيستي بايد زنگ بزني و بپرسي

از پيش خودت تصميم نگير

فکر کردي اين شرکت ماله توئه؟

فکر کردي رئيس اينجايي؟

رئيس ، اشتباهمو فهمميدم

من بالافاصله همه برگه ها رو جمع ميکنم باهاشون تماس ميگيرم و ميگم

رئيس ، عصباني نباش

مرسي که بهم کمک کردين

!فايتينگ

شان شان جديداً چش شده؟

با اينکه رئيس کلي سرش داد زد بازم خوشحاله

احتمالا فهميده که نبايد رابطه اشو با رئيس خراب کنه

به خاطر همين داره سعي ميکنه جبران کنه

انگار اوني که ازش داره حمايت ميکنه ادم کله گنده ايه

يعني واقعا ميتونه قبل مرگش با يه ادم حسابي قرار بزاره؟

چيزه مهمي شما رو کشونده اينجا؟

ببخشيد ، کدومتون "زو شان شان"ـه؟

شان شان

من "زو شان شان"ـم

شما "شان شان" هستين؟

من منشي مدير کل "ليندا" هستم

... اون

من امروز فقط يه اشتباه کوچيک توي پرونده ي مسافرت کردم

اما همه فهميدن

حالا حتي قبل از اينکه بسته ناهارشو بگيره منشيش رو فرستاده سراغ من

اين بسته ناهار رو مدير کل فرستادن

ناهار؟ براي من؟

مرسي

مدير کل؟ ناهار؟

نکنه امروز اول اپريله؟

مطمئنم مسمومش کرده

اين غذاهاي مقوي واسه ترميم خونه بدنه

تمام فکراي بدي که در مورد رئيس داشتمو پس ميگيرم

در حقيقت ، اون خيليم مهربونه

با اين حال ، کسي مجبورم نکرده بود که خون اهدا کنم

خودم خواستم که بهشون کمک کنم

خيلي خوبه

با يه وعده غذا راضي شدي

چي ميشه اگه بازم خانم "فنگ يو" خون لازم داشته باشه

بازم اهدا ميکنم ، حالا کلي خون دارم

ديروز از اينکه فک ميکردي فقط يه کيسه خوني ناراحت بودي

امروز به خاطر ناهاري که رشوه گرفتي خوشحالي

تو خيلي ساده ايي

از اين طرف بياين

اينجاست

اون اومده ، اونجاست

اين عشق جديدت کيه؟

عشق جديد يعني چي؟ بيخيال بابا

اسمش "دو فان"ـه . تازه اومده شرکت ما

قبل از کار بهم گفت ميشه باهم شام بخوريم منم بهش گفتم واسه ناهار با شما ها قرار د ارم

چون تازه اومده "شانگ هاي" دوست زيادي نداره

با هم غذا خوردن که چيزه زيادي نيست

بهش نگاه کنين ، خيلي ادم خوبي به نظر مياد

دستيار مدير بخش امور عموميه؟

بهش مياد مدير اون بخش باشه

واقعا

- انقدر چرت و پرت نگين - شما دوتا ديوونه اش ميشين

- وقتي رفتيم تو درست رفتار کنين -باشه ، باشه

رفتيم تو زياد حرفاي بي معني نزنين

فهميدين؟

فهميدم بابا ، بزارين من اول برم موقعيت رو بررسي کنم

بريم لطفا مسخره اش نکنين -

دو فان اولين همکاريه که دارم باهاش بعد کار غذا ميخورم

من واقعا خوش شانسم

راستش اون دختراي فوضول

شرکت رو دوست نداره

و دوباره ، من کسيم که توي اون دوره اموزشي نبودم

پس حتي همکلاسي هم نيستيم

پس دوفان ميتونه بهترين شروع واسه دوستي باشه

يه تمرين واسه عالي بود ، يه هدفگيري واسه پيدا کردن خودم

"و نفوذ کردن تو شبکه هاي ارتباطي شرکت "فنگ تنگ

!قوي باش ، زو شان شان

شانست داره قدم قدم مياد سراغت

وقته ناهاره

شان شان ، من يهويي يادم اومد که

خيلي وقته باهات نهار نخوردم

شان شان ، شان شان من يه رستوران اين نزديکيا ميشناسم که سوشي هاش عاليه

واقعا

سوشي دوست نداري؟ بيا بريم با هم بخوريم

-چرا نوبت رو رعايت نميکني؟ -چيو رعايت نکردم؟ -ما اول گفتيم

... ديشب خودت گفتي - خانم زيو

خانم زيو چه طورين؟

"من معاون رئيس هستم "آه مي

اين ناهار امروزتونه از طرف رئيس

Boss & Me subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Boss & Me

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left