முதல் 200 வரிகள்.
. اون آغازش رو با يک بنگ در 1992 خبر داد
در نهايت قرار بود يک تکه از اون حرکات بدنام در مهموني سال نو اتفاق بيفته
. من مسيحي هستم , جاني - . منم همينطور -
. من خودم را بخاطر ازدواج حفظ ميکنم
کي ميتونيم ازدواج کنيم ؟ - . وقتي 21 سالمون بشه -
. ما نبايد اينکار را بکنيم , جاني
. ممکنه طاعون يا همچين چيزي بگيريم
طاعون ؟ - . بعنوان يک بلا -
. من بهتره برم
. مهموني آخر سال همچنين قدمي بسوي چيز خيلي بدتري بود
.صبر کن,صبر کن،صبر کن - . اونها در اين فصل تعطيل نبايد بچه با خودشون بيارند -
. حقيقتش من 16 سالمه
.بابا ديوانه و بي شرمه . يک ترکيب ديوانه کننده
. اين يک هواپيماست , يک هواپيماي آماده پرواز
. سال نو مبارک
. اسپود 3 آموختن پرواز
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
جديدترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforu
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
. دو هفته بعد
. سريع بيا , بابات داره لاس ميزنه
چي ؟
چه خبره ؟
پدرت دچار بحران ميانسالي شده
. با همسايه تازه مون قاطي شده
. پرتغالي به نظر ميرسه - . تو پرتغاليها را ميشناسي -
اسمش چيه ؟ - . امبر -
. امبر به معناي هشداره - . و چه هشداري بايد به من بده -
با اون همسايه خيلي پرحرفي ميکردي , درسته ؟
. اون نامه ها را برداشته بود
. سه تا از نامه ها . همشون ظاهرا مهم بودند
. بانک
.ميدوني بهترين جا براي نگه داشتن هشدارهاي بانک کجاست
. بعضي هاش از مدرسه توئه , جاني - چيه ؟ -
. اونها بورسيه تو را گرفتند
" ... باعث تاسفمونه به اطلاع برسونيم"
"... که نيت به خاتمه کمک تحصيلي تا پايان سال به دليل ..."
". عملکرد ضعيف و رفتار بد ايشان به طور کلي داريم ... "
" ... اگر عملکرد در باقيمانده سال بهبود بخشيده نشود , کمک "
". هزينه تحصيلي به شخص شايسته تري منتقل خواهد شد ... "
، ميبيني ؟ اين چيزيه که از مست کردن ! و سيگارکشيدن , و رفتار ديوانه وار ،گير آدم مياد
! اونها نميتونند بورسيه يک پسر را ، فقط بخاطر اينکه در شرايط بديه , بگيرند
.منظورم اينه , ميلتون اولين برنده اسکار خواهد بود
! آتش
... همراه با تو بعنوان يک بازيگر , نه من
بعنوان يک پسر غارنشين ...
چي ميشه اگه پاکت سوم را باز کنيم ؟
. بايد خبر خوبي وجود داشته باشه
. اون فراخوان من براي ارتشه
- چي ؟! - چي؟
.نه , اونها نميتونند هميچين کاري بکنند , تو 15 سالته
اگه مدرسه را ترک کنم , مجبورم به ارتش .ملحق بشم و به سرزمين مادري خدمت کنم
. اين جديه
. تو بهتره يک شيشه مشروب باز کني
. بازگشت به مدرسه
. من نميخواهم نگران بورسيه باشم
... من يک فرصت تجاري با چيزي دارم که ميتونيم
. اونقدر پول در بياريم که بجاي کاغذ توالت ازش استفاده کنيم ...
.موفق باشي , عسلم , آرزو ميکنم خوش باشي , فرزندم
. ممنونم مامان
. سلام بچه ها
چطوري؟- !رفيق -
هي , چطوري ؟ - رفيق , خوشحالم ميبينمت -
.هي , تو بايد اسپود ميلتون باشي . من گارليک از مالاوي گارث هستم
.البته که تو از مالاوي هستي - . نه - اهالي مالاوي به احمق بودن معروفند
.چي ؟ بهترين جا روي زمينه , جائيکه عشق ميسازه
.اوه , خداي من , فوق العاده است ! پدرم کارخانه خودش را داره
. بله , يکي بردار - . خيلي ممنونم -
... پسرها هميشه ميخواستند قسمتي از اين گروه باشند و
.حالا حس ميکنم يکي از اعضاي کامل هفت ديوانه در اينجام ...
ببخشيد , چي گفتي ؟
. من الان يکي از اعضاي هفت ديوانه هستم
هفت ها ها ديوانه ؟
چقدر زيبا , راستش ما يک دسته بچه .با اسم هاي چماقي احساساتي هستيم
. ما دوستيم
. ما با زخم اين را اثبات کرديم
... پس دفعه ديگه که خواستي اون دهن گشادت را باز کني
. با احترام , اطلاعات درست بده ...
. اسم ما هشت مجنونه
. مشکلي نيست . ازش لذت ببريد
. و حرفمو باور کن , تو اسکل ديگه همچين اشتباهي نميکني
! هفت ديوانه
. نگران نباش کوچولو , اين چيزها اتفاق ميفته
. از روياهاي خودت بيشتر بهم بگو
. هشت مجنون تا حالا افراطي بودند
رامبو استروئيد مصرف ميکرد
سيمون همه چيز را قبل از مدير جديد ميدونست
. و از مدرسه استقبال ميکرد
چه جهنمي اينجا به پاست ؟
! هي , اينجا شلوغه,تو چه مشکلي داري ؟
.ورن کارتهاي اماريال را براي پخش بو در اطراف ميداد
.بوگو آرايشگر جديد خونه شده بود و موها را مواج ميکرد
چطور به نظر ميرسم ؟ - اشرافي , با يک عالمه شخصيت پر شده -
بعدي کيه ؟
چاقالو , تجربه هاي ماوراالطبيعه جادوگري خودش .را با تازه واردها به اشتراک ميگذاشت
اسمي که امروز دريافت ميکنيد , تا ابد با شما خواهد بود
! تو وي د پيتو , رفيق - د پيتو چطوره ؟ -
. ساچسين - . ساچسين -
. استاسگام - . استاسگام -
. نارس - چرا ؟ -
. تکرارش کن - . نارس -
. و تو پسر مل رايان - . پسر مل رايان -
. شماها با هم ، پنج بي مايه هستيد
. صبر کن - . کوسه ها -
. استوارت لاندري - . كوسه ها -
. ميلتون - . كوسه ها -
. كلاس 1992 ، نه دقيقا باهوشترين
چيزي هست كه بخواهي با خانه ميلتون به اشتراك بگذاري ؟
. نه نورمن - . بله ، نه نورمن -
. من كش اومدم
. جالبه كه ميبينم كي رئيس اين خونه است
.وايت سايد ميخواهم باهات صادق باشم ، واسم جالب بود كه از درجه بندي گذشتي
... به خصوص تو ، آقاي بلك . شايد بعضي
. از شماها منو به عنوان آقاي ريچاردسون بشناسيد ...
. بقيه تون منو به عنوان آقاي وايكينگ ميشناسيد
. اما به جايش منو بعنوان بدترين كابوس خودتون در نظر بگيريد
.وايكينگ يك ديوانه است ، اما حداقل تئاتر را خوب حاليشه
. پسرهاي اسكلتي و دست و پا چلفتي
. اين مدير جديد خانه ماست
. پسرهاي نجيب
اما سوال اينه كه اون واسه همچين كار سختي مناسبه
. در حالي كه از سال 1985 ، شش تا حمله قلبي داشته ...
. اونها ميتونند برن
... وايت سايد ، واسم جالب ميشه اگه با
پخش شدن و فتح كردن " آشنا باشي " ...
.اسپود ، وايكينگ ميخواد تو رو ببينه
. همين الان
. وقت زيادي نداريم ، بنابراين من فرانك خواهم بود
متن را خوندي ؟ - . بله قربان -
من از حوادث نگران كننده اي كه پارسال در اين خانه گذشته آگاهم
. اميدوارم تو هم به دام همون تله نيفتي
.بورسيه يك هديه است ، ميلتون ، نه يك عنوان
. بله قربان
.من پيشكسوت مدرسه بودم ، آقا
. اين مال دو سال پيش بوده
. از اون موقع به بعد عملكرد تو در مدرسه نزولي بوده
. مهارتهاي مدرسه تو رايجه
. و اندام و رفتار تو مثل يك قلدره
... خدايا ، من فقط ميخواهم شما درك كنيد كه اگر مدرسه را ترك كنم
. مجبورم به ارتش ملحق بشم ... - . شك دارم ، ميلتون -
ارتش الزامات جسمي خودش را داره ... و فيزيك بدني تو مسخره است
. خلاصه بگم ، آينده تو مبهمه
و قربان ، من چطور بورسيه خودم را حفظ كنم ؟
ثابت كن كه ارزشش را داري
. دستاوردها ، آوردن افتخار به اين مدرسه و خانه منظور از خانه , خوابگاهه
. من بيشترين تلاشم را انجام ميدم ، قربان
.ميتوني ، البته ، رئيس خونه خودت بشي
. يك موقعيت رهبري براي سال ديگه ميتونه رياست تو را تضمين كنه
و چطور ميتونم رئيس خونه بشم ، قربان ؟
. تلاش كن ارشد همسالان خودت باشي
.من كارم را با تلاش براي ورود به تيم كريكت آغاز كردم
گارليك ، از كجا ياد گرفتي كريكت بازي كني ؟
. از مالاوين ، قربان
. اين توضيحش ميده
مالون ؟ - . نه ، آقا -
! نه ؟ بعدي
. آفرين ، دوباره انجامش بده
اون يك گوگلي بود ؟ - . فكر كنم ، قربان -
. اوت
! تو باز هم اينكار را انجام دادي
. حس ميكردم تحت يك طلسم الهي و زيبا بودم
.نميدونستم زير همچين پوستي ، همچين كسي وجود داره - . من اون نيستم ، قربان -
. من ازت براي ورود به كاپيتاني گروه امتحان ميگيرم ، تبريك ميگم
. خيلي ممنونم ، قربان
. سرانجام ، تلاش من براي كسب افتخار داشت شروع ميشد
! بعدي
. بشينيد آقايون ، بشينيد ، بشينيد
. يك توطئه تو كاره
آقايون ، بايد يادآوري كنم كه در پايان امسال ما رئيس خانه را انتخاب ميكنيم
و دو رئيس سال آينده را هدايت خواهند كرد ؟
. نورمن - . ممنونم ، مدير -
...آقايون، با دقت گوش كنيد ،تبديل شدن به يك شخص كامل يا
رياست اين خانه ، مانند من ، بالاترين ... افتخاريه كه ميتونيد در اين مدرسه بدست بياريد
. راهنمائي و كنترل خونه خودتون
.به عنوان مثال، در کوتاه مدت، شما خدا هستيد
. به عنوان فرمانده ، شما اتاق شخصي خودتون را داريد
. و دو برده تمام تكاليف شما را انجام خواهند داد
. مرتب شده و مثل سگ دست آموز
! بيدار شو ، ميلتون
.اينها طرح هاي جديد براي اتاقهاي فرمانده است
فكر كردم ممكنه علاقمند باشيد
. ممنونم قربان
. من اميدي ندارم ، پسرها
. گرفتن جاي من به اندازه كافي گول زننده است
ديونه بازيه اگه فكر كرديد ميتونيد هر دو جا رو اشغال كنيد
. گياهان چلاق
... خواهي ديد چه حسي هنگام سخنراني براي
. انتخاب رئيس در اتاق كنفرانس خواهيد داشت ...
.راستش ، به نظر تو فقط يك بوروكرات برنده ميشه
بنابراين اون تلاش رقت انگيزت را قورت بده
. هشت مجنون فروشي نيستند
خب پس موافقيم ؟ هيچكدوم از هشت مجنون رئيس نميشه ، باشه ؟
. يك قرارداد يك قرارداده
اسپود ، هستي ؟
.هيچكس تا وقتي رامبو نزديكه در مورد رياست صحبت نميكنه
. اما پشت سر صحبتهائي شنيده ميشد
.اسپود ، بيا اينجا ، اتاقهاي جديد رئيس فوق العاده خواهند بود
... آشپزخانه كاملا با يخچال و فريزر
.توستر و سرخ كن مجهز شده ...
. صبحانه هرروز در رختخواب خواهد بود
No comments yet. Be the first to leave one.