முதல் 200 வரிகள்.
جهشیافتهها
با تواناییهای خارقالعاده به دنیا اومدن
و با این حال، هنوز هم
مثل بچههایی هستن که دارن توی تاریکی تلوتلو میخورن
دنبال یه راهنما میگردن
یه موهبت گاهی میتونه مثل یه نفرین باشه
به یکی بال بدی، ممکنه زیادی به خورشید نزدیک بشه
بهشون قدرت پیشگویی بده
و ممکنه با ترس از آینده زندگی کنن
بزرگترین موهبتهای عالم رو بهشون بده
قدرتهایی فراتر از تصور
و اون وقت ممکنه فکر کنن که باید بر کل دنیا حکومت کنن
ان صباح نور
ان صباح نور
حالا تا ابد فرمانروایی خواهید کرد، سرورم
آه
بخواب
بذارید انتقال شروع بشه
مرگ بر خدای دروغین
ازش محافظت کنید
همونطور که همه میدونن، وجود جهشیافتهها اولین بار کشف شد
۱۹۷۳ موقع پیمان صلح پاریس، بعد از جنگ ویتنام تو سال
شش روز بعد، همهمون دیدیم که یکی از اون جهشیافتهها
اریک لنشر، به رئیسجمهور
و هیئت دولت تو محوطه کاخ سفید حمله کرد
جونشون رو یه جهشیافته جوان نجات داد که جلوش رو گرفت
حالا، لنشر فرار کرده و به تحتتعقیبترین فراری دنیا تبدیل شده
و در مورد اون دختر، اونم ناپدید شد
اما اون به نماد یه عصر جدید تبدیل شده
چهره دنیایی که دیگه هیچوقت مثل قبل نمیشه
داشتی به دوستدختر من چشمک میزدی؟
دوستدختر تو؟
فکر کنم اونقدر پیر هستی که باباش باشی
ببخشید آقایون
چیزی هست که بخواید با بقیه کلاس در میون بذارید؟
میشه لطفاً برم دستشویی؟
فکر کنم چشمام یه مشکل جدی پیدا کردن
باشه اسکات. و بعدش
بد نیست یه سری به دفتر مدیر بزنی و براش توضیح بدی
که بازم داری نظم کلاس رو به هم میزنی
مطمئنم راه رو بلدی
آره، بلدم. باشه
نه، وایسا! صبر کن
هی
خب، میدونم بیشترتون اون موقع، چی بگم؟
حدوداً هفت سالتون بود؟
سامرز
میدونم اینجایی
چیه، داری گریه میکنی؟
هنوز که حتی کتکت هم نزدم
سامرز! میخوای دوستدختر منو دید بزنی؟
آره
ده مبارزه انجام شد
ده مبارزه برنده شد
جنگجوی بالدار
پرنده شکاری
فرشته مرگ
اِنجل
آره
برای این چاقه دست بزنید
مبارز بعدی ما
که مستقیماً
از سیرک مونیخ اومده
خانومها و آقایون
تنها کسی که میتونه از پس یه فرشته بربیاد
خودِ شیطونه
معرفی میکنم
شگفتانگیز
فوقالعاده
نایتکرالر
احتیاط
ولتاژ بالا
شرمنده جهشیافتهها
هی
راهتو گم کردی موش کوچولو؟
مبارزه اونجاست
بجنگ
وگرنه جفتمونو میکشن
و تازه داره هیجانانگیز میشه
آه، منظورت اینه؟
بله؟ ممم
نایتکرالر
نایتکرالر! نایتکرالر
متاسفم. معذرت میخوام
رفتن اون طرفی
تو میتونی
تغییر شکل بدی
تو خودِ اون دختری
همون قهرمانه. من کسی نیستم
من قهرمان نیستم. بیا از اینجا بریم
شب خوبی داشته باشی، هنریک
تو هم همینطور، میلوس
سلام عزیزم
سلام
روزت خوب بود؟
الان بهتر شد. ممم
نینا کجاست؟
پشتِ خونهست. پیش دوستاش
این آهنگ رو از کجا یاد گرفتی، بابا؟
از پدر و مادرم یاد گرفتم
اونا هم از پدر و مادرشون یاد گرفته بودن
و اونا هم از پدر و مادر خودشون
و یه روز
تو هم اینو برای بچههات میخونی
چه اتفاقی براشون افتاد؟
پدر و مادرت
اونا رو ازم گرفتن
وقتی که یه پسر کوچک بودم
ولی هنوز همینجان
این تو
و اینجا
پیشِ تو
قراره کسی تو رو هم از من بگیره؟
هیچوقت
فکر کنم بیشتر از چیزی که فکر میکردیم شبیه هم هستیم
اون به حرفمون گوش نمیده
اون فقط... داره لجبازی میکنه
اسکات
بذار من امتحان کنم
اینجا بوی کهنگی میده
اینجا مدرسهست یا موزه؟
یکی دیگه. و آخریش
بفرما
میبینمتون بچهها. اوه
جلو پاتو نگاه کن
نمیتونم
چ... با کی داری حرف میزنی؟
با من
همین الان صداتو توی سرم شنیدم
من تلهپاتم. ذهنها رو میخونم
خب، پس دور و بر ذهن من نیا
دلم نمیخواد یه دختر عجیبغریب اون تو پرسه بزنه
نگران نباش اسکات. چیز زیادی اون تو واسه دیدن نیست
هی، وایسا. من که اسممو بهت نگفتم
نه، نگفتی
الکس سامرز؟
هنک مککوی
واو! اون ورژن گنده، آبی و پشمالوت چی شد؟
اِ، الان دیگه کنترلش میکنم
این برادرمه، اسکات
هی اسکات. من هنک مککویام. یکی از معلمهای اینجام
اوم-هوم
پروفسور کجاست؟
«برای رهایی خونین، باید گذشته رو محو کرد
و شروعی دوباره داشت
بیاید حالا از نو شروع کنیم
بدونِ خاطره
نه اینکه همزمان هم تو گذشته زندگی کنیم و هم به جلو بریم.»
خب، به نظرتون منظور نویسنده از این حرفها
وقتی همه اینا رو مینوشته چی بوده؟
این میشه تکلیف فرداتون
عالی بود بچهها. خسته نباشید
الکس
از دیدنت خوشحالم. آه، منم همینطور
خوب به نظر میرسی. خیلی وقت گذشته
آره. تو هم بد به نظر نمیرسی
ممنون
این برادرمه، اسکات
سلام اسکات. به مدرسه استعدادهای درخشان خوش اومدی
آره. ولی اصلاً شبیه یه موهبت به نظر نمیاد
اولش هیچوقت اینطور نیست
اولین قدم برای درک قدرت یک نفر
اینه که بفهمه تا کجا پیش میره
تازه اون موقعست که میتونیم یادت بدیم چطور کنترلش کنی
اگه تصمیم بگیری اینجا بمونی، بهت قول میدم
تا وقتی که کارت اینجا تموم بشه، میتونی برگردی به اجتماع
و یه نقش مفید و پایدار داشته باشی
چطوره بانداژت رو برداری
تا ببینیم با چی طرف هستیم؟
الکس، میشه رو به هدف قرارش بدی؟
یعنی دقیقاً در جهت درست بذارش
اون طرفِ برکه، یه هدف هست
وقتی چشماتو باز کردی، سعی کن به اون بزنی
میتونی چشماتو باز کنی، اسکات
چیزی برای ترسیدن وجود نداره. کاملاً
مواظب باشید! برید عقب
برید عقب! برید عقب
پدربزرگم وقتی پنج سالش بود اون درخت رو کاشت
قبلاً خودم
از شاخههاش تاب میخوردم
فکر کنم اون محبوبترین درختم بود
یعنی اینکه اخراجم؟
اوه، کاملاً برعکس
اسمت ثبتنام شد
فرش هم میفروشید؟
اجازه ندارید وارد این منطقه بشید
این فرش فروشیه؟
گفتم، این
زلزله
برگرد به تختت عزیزم. برگرد بخواب
باز هم داره همون کار رو میکنه
همگی برگردید به تختهاتون، لطفا
جسی، برگرد به تختت، لطفا
یالله، سریع، برگردید بخوابید
کری آن، بجنب. برگرد بخواب
هیچوقت این شکلی ندیده بودمش
من هم همینطور
نذار هیچکدوم از بچهها بیان این طرف
جین
جین
No comments yet. Be the first to leave one.