Monsters, Inc.

Monsters, Inc.

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

வெளியீட்டு விவரம்

Monsters Inc 2001 2160p DSNP WEB-DL Hybrid H265 DV HDR DDP 5 1 English - HONE
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian Monsters, Inc. 2001 زیرنویس فارسی فیلم

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2025-12-04
பதிவிறக்கங்கள்: 92
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

شب بخیر، عزیزم. شب بخیر، مامان

راحت بخوابی، کوچولو

!وای

!آی! آخ! اوه! اوه

شبیه‌سازی تموم شد

خیلی خب. آقای بایل هستین، درسته؟ دوستام صدام می‌کنن فلگم

آقای بایل، می‌تونی بهم بگی چه اشتباهی کردی؟

افتادم؟ نه، نه، قبل اون

کسی می‌تونه بگه اشتباه بزرگ آقای بایل چی بود؟

کسی؟

بذارید نوار رو ببینیم. بفرمایید

درست همینجا

می‌بینی؟ در! کامل بازش گذاشتی

و باز گذاشتن در، بدترین اشتباهیه

که هر کارمندی ممکنه انجام بده، چون

!ممکنه باد بیاد تو؟ ممکنه یه بچه بیاد تو

اوه! آقای واترنوس

هیچ چیز سمی‌تر یا کشنده‌تر از یه بچه انسان نیست

یه لمس کوچیک می‌تونه شما رو بکشه

یه در رو باز بذاری و یه بچه ممکنه مستقیم بیاد تو این کارخونه

مستقیم تو دنیای هیولاها

من نمی‌رم تو اتاق بچه‌ها. نمی‌تونین مجبورم کنین

تو میری اونجا، چون ما بهش نیاز داریم

شهرمون روی شما حساب می‌کنه تا فریادهای اون بچه‌ها رو جمع کنین

بدون فریاد، ما قدرتی نداریم

بله، کار خطرناکیه

و به همین خاطر ازتون می‌خوام که بهترین باشین

من به ترس‌اندازهایی نیاز دارم که بااعتماد به نفس، سرسخت و قوی باشن

ترسناک

من به ترس‌اندازهایی نیاز دارم مثل... مثل جیمز پی. سالیوان

هی، صبح بخیر مانستروپلیس. ساعت شش و پنج دقیقه صبحه

تو شهر بزرگ هیولاها

دما ۶۵ درجه دلپذیره که برای شما خزنده‌ها خوبه

و به نظر می‌رسه یه روز عالی برای تو تخت موندن و بیشتر خوابیدنه

!یا فقط اون چربی‌های اضافه‌ای که از تخت آویزونه رو آب کنی

!پاشو، سالی

فکر نکنم زنگ بیدارباش سفارش داده باشم، مایکی

!کمتر حرف بزن، بیشتر درد بکش، پسرک مارشمالو

سوزشش رو حس کن! تو به خودت میگی هیولا؟

!پاهای ترسناک، پاهای ترسناک. بچه بیداره

!پاهای ترسناک، پاهای ترسناک، پاهای ترسناک. بچه خوابه

!دوقلو! تو یه تخت دو طبقه

فکر کردم گیرت انداختم

خب سالی، بریم. آماده‌ای؟ دنبالش کن. اینجاست

!اونجاست. نذار بچه بهت دست بزنه. نذار بهت دست بزنه

پلاک رو از بین ببر. هیولاهای ترسناک پلاک ندارن

صد و هیجده. صد و نوزده داری؟

صد و بیست می‌بینم؟

باورم نمیشه. اصلا عرق نکردم

تو نه! نگاه کن! تبلیغ جدید شروع شد

آینده در شرکت هیولاها روشنه

من تو این یکی‌ام! ما بخشی از زندگی شماییم

ما ماشینتون رو روشن می‌کنیم. ما خونتون رو گرم می‌کنیم

ما شهرتون رو روشن می‌کنیم

!من شرکت هیولاها هستم! هی، نگاه کن! بتی

با دقت هر کودک رو با هیولای ایده‌آلش تطبیق می‌دیم

تا جیغ فوق‌العاده تولید کنیم

تصفیه شده به انرژی پاک و قابل اعتماد

هر بار که چیزی رو روشن می‌کنید، شرکت هیولاها اونجاست

من شرکت هیولاها هستم

ما چالش‌ها رو می‌دونیم

دوران معصومیت داره کمتر میشه

بچه‌های انسان رو سخت‌تر میشه ترسوند

البته شرکت هیولاها برای آینده آماده‌ست

با بهترین ترس‌اندازها

بهترین پالایشگاه‌ها

و تحقیق در مورد تکنیک‌های جدید انرژی

باشه، من اومدم

ما برای فردایی بهتر کار می‌کنیم

امروز

ما شرکت هیولاها هستیم

ما شرکت هیولاها هستیم

ما می‌ترسونیم چون برامون مهمه

!باورم نمیشه! مایک

!من تو تلویزیون بودم

!منو دیدی؟ من یه استعداد ذاتی‌ام

الو؟ می‌دونم! عالی نبودم؟

همه خانواده دیدن؟ مامانته

چی بگم؟ دوربین عاشقم شده

بهت میگم، این صورت رو از این به بعد بیشتر تو تلویزیون می‌بینی

آره؟ تو لیست تحت تعقیب‌ترین‌های مانستروپلیس؟

تو از کلاس چهارم به خوش‌تیپی من حسودی می‌کردی

روز خوبی داشته باشی، عزیزم. تو هم همینطور، گلم

خب سالی، بپر تو. نه

هی، کجا میری؟ مایکی، کمبود جیغ داریم

داریم پیاده میریم. پیاده؟

نه، نه. ول کن بابا

عشقم رو باید برونم

عشقم. بهت زنگ می‌زنم

میدونی چرا ماشین خریدم؟ نه واقعا

...که برونمش. تو خیابون با بوق، بوق، میدونی که

هیچ پیاده‌روی در کار نباشه. بیخیال شو دیگه، تپلی؟

!تو به کمی ورزش نیاز داری. من به ورزش نیاز دارم؟ خودتو نگاه کن

تو برای خودت یه آب و هوای جدا داری

چند تا شاخک طناب می‌پرن؟ چند تا شاخک طناب می‌پرن؟

صبح بخیر، مایک. صبح بخیر، سالی

صبح بخیر، بچه‌ها. حالتون چطوره؟

!سلام مایک. خداحافظ سالی. هی

!مسخره

.رفقا. هی، تونی

.تونی، تونی

.شنیدم یکی نزدیکه رکورد ترسوندن تاریخ رو بشکنه

.فقط دارم سعی می‌کنم مطمئن شم جیغ به اندازه کافی تولید می‌شه

.هی، مهمون من. هی، ممنون

!اینم از این

.اوه، عالی

.هی، تد، صبح بخیر

.اونو می‌بینی، مایکی؟ تد داره پیاده می‌ره سر کار

.کار بزرگیه؟ یارو پنج قدم می‌ره می‌رسه اونجا

.شرکت هیولاها. لطفا منتظر بمونید

.صبح بخیر، سالی. صبح بخیر، ریکی

.سالیه دیگه! تو طبقه وحشت می‌بینمت

.هی مارج. کار هیئت منصفه چطور بود؟ صبح بخیر، سالی

.هی

.هی. هنوز به چپ کجه

.نیست. هی، رفقا. هی، جری

.هی، آقای سالیوان. بچه‌ها، بهتون گفتم، صدام کنید سالی

.فکر نکنم. می‌خوایم امروز برات آرزوی موفقیت کنیم

.هی، هی، گم شید شما دو تا. دارید باعث می‌شید تمرکزشو از دست بده

.ببخشید. بعدا می‌بینمتون، رفقا

.برو بترکونشون، آقای سالیوان

.ساکت! دارید باعث می‌شید تمرکزشو از دست بده

!اوه، نه. ببخشید! خفه شو

.شرکت هیولاها. لطفا منتظر بمونید. شرکت هیولاها. وصلتون می‌کنم

خانم فیرمانگر تو مرخصیه. می‌خواین به پیغام‌گیرش وصل شین؟

.عزیزم. خرس گوگولی

!تولدت مبارک. گوگولی وگولی، یادت بود

.هی، سالی-والی. هی، سیلیا-ویلیا

.تولدت مبارک. ممنون

خب، امشب می‌ریم جای خاصی؟

.همین الان تو یه جای کوچیک به اسم هری‌هاوزن برامون جا گرفتم

!هری‌هاوزن؟ ولی محاله بشه اونجا رزرو کرد

.نه برای خرس گوگولی. موقع تعطیلی کار می‌بینمت

.حتی یه دقیقه دیرتر نه. باشه، عزیزم

.فکرای عاشقونه بکن

.می‌دونی، رفیق، اون همونه

.همینه. اون همونه. برات خوشحالم

.ممنون که اون رزروها رو برام جور کردی

.به اسم "خرس گوگولی" رزرو شدن

.خوب... می‌دونی، اون اصلاً بامزه نبود

.این دیگه چیه... وازوفسکی

چیه؟

.هم بچه‌های کوچیکو می‌ترسونه هم هیولاهای کوچیکو

.من نترسیدم. من آلرژی دارم

.آره آره. حتماً. رندال، این حرفا رو بذار برای طبقه وحشت

.امروز تو اوجم، سالیوان. می‌خوام حسابی بترسونم

.آمار گنده ثبت می‌کنم. رندال، عالیه

!این باعث می‌شه وقتی ما اول رکوردو بشکنیم، خجالت‌آورتر باشه. ها ها

.می‌شنوی؟ اینا بادهای تغییرن

"می‌شنوی؟ اینا بادهای..."

...چه آدم چندشی. یه روزی من واقعاً

.می‌ذارم یه درسی به اون یارو بدی

.چولوبی. عزیزم

.صبح بخیر، راز، حلزون باغچه آبدار من

.امروز قرار بود کیو بترسونیم؟ وازوفسکی

.تو دیشب مدارکات رو ثبت نکردی

.اوه، اون مدارک کوفتی

راحت‌تر نبود اگه همه‌اش باد می‌برد؟

.نذار دیگه تکرار بشه

.بله. خب، سعی می‌کنم کمتر بی‌دقت باشم

.حواسم بهته، وازوفسکی

.همیشه حواسم هست

.دیوونست. همیشه

.تمام طبقه‌های وحشت‌آفرینی الان فعال هستن

.دستیارها، لطفا به ایستگاه‌هاتون برید

.خب، بچه‌ها، ساحل شرقی داره آنلاین می‌شه

.وحشت‌آفرین‌هامون دارن میان بیرون

.اونا خیلی فوق‌العاده‌ان

.هی، بهترین هیولا برنده بشه

.قصدم همینه

.ما هفت، شش، پنج... آماده‌ایم

.چهار، سه، دو

.تو رئیسی. تو رئیس بزرگ پشمالو هستی

.امروز حالم خوبه، مایکی

.آفرین. یه در دیگه الان میاد

.هنوز عقبی، رندال

.شاید باید جیغ رو دوباره تنظیم کنم... یه در برام بیار

.در، بله، در

خب، جری، تا الان وضعیت چطوره؟

.شاید امروز بتونیم سهمیه‌مون رو پر کنیم، قربان

.اولین بار تو یه ماه

.چی شد؟ اون بچه نزدیک بود بهم دست بزنه

اینقدر بهم نزدیک شد. از تو نترسید؟

.اون فقط شش سالش بود. ممکن بود مرده باشم

.ممکن بود می‌مردم. خودتو جمع و جور کن، مرد

.هی، ما اینجا یه در خراب داریم

.دارم میام. کنار بکشید

.ببخشید

.ما این هفته ۵۸ تا در رو از دست دادیم، قربان

.بچه‌های این دور و زمونه

.اونا دیگه مثل سابق نمی‌ترسن

.بذار شروع بشه

قربان؟ چیه؟

.ببینید

.توجه. ما یه رهبر جدید تو ترسوندن داریم

.رندال باگز

.به اون اعداد نگاه کن

پارتی خواب

!اووه

بی‌خیال

More Farsi Persian subtitles for Monsters, Inc.

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left