முதல் 200 வரிகள்.
یه مرد مشهور یه بار گفت
"ما شیاطین خودمون رو خلق میکنیم."
کی اینو گفت؟ اصلاً یعنی چی؟
.مهم نیست. من گفتم چون اون گفته
خب، حالا دیگه اون معروف بود
.و اساساً این حرف رو دو تا آدم حسابی معروف دارن میگن
...من که، اَه
.میخوام از اول شروع کنم
.بیاین از اول ماجرا رو دنبال کنیم
هِی، گوش کنید یه داستانی دارم
درباره یه مرد کوچولو که تو دنیای آبی زندگی میکنه
و تمام روز و تمام شب و هر چیزی که میبینه
.درست مثل خودش آبیه، از تو و از بیرون
.خونش آبیه با یه پنجره کوچولوی آبی
.و یه کوروت آبی
.و همه چی براش آبیه، حتی خودشم
.و همه دور و برش
.چون هیچکس رو نداره
.نیم ساعت مونده تا توپ بیفته
هِی، میخوای... تونی استارک؟
.سخنرانی عالی بود، رفیق! من هواتو دارم، داداش
من سخنرانی کردم؟ چطور بود؟
.آموزنده. نامفهوم
.واقعاً؟ اِمهِم
.نوع مورد علاقه منه. یه ترکیب برنده
.کجا میریم؟ اِم، میریم شهر، یا رو همدیگه
.احتمالاً برمیگردیم تو اتاق شما
.چون میخوام تحقیقاتتون رو هم ببینم
.باشه، میتونی تحقیقاتم رو ببینی
.ولی اون... من "شهر"م رو بهت نشون نمیدم
.آقای استارک
.هو یینسن
.آه، بالاخره یه مرد به اسم "هو" دیدم
.بیا اینجا
.میخوام مهمونمون، دکتر وو رو بهتون معرفی کنم
.اوه، این آقا. هِی. آقای استارک
.شما دکتر قلبید
.اون بعد از من به یه متخصص قلب نیاز پیدا میکنه
خداحافظ. شاید یه وقت دیگه؟
.این ماجرا تو برن، سوئیس شروع شد. ۱۹۹۹
!- اون روزهای قدیمی. آقای استارک
.هیچوقت فکر نمیکردم برگردن و گریبانگیرم بشن
چرا باید بشن؟
!اوه، وای! هِی، تونی
.آلدریچ کیلیان. من از کار شما خیلی خوشم میاد
.کار من؟ کی ازش خوشش نمیاد؟ منظورش منه
خب، البته، ولی خانم هانسن،
.سازمان من از سال دوم امآیتی تحقیقات شما رو دنبال میکرده
.آره، ما پر هستیم
.اوه، وای، اون انجامش داد. تونست بیاد بالا
طبقه چند میری، رفیق؟
.خب، حالا، این یه سؤال به جاست
.در واقع، طبقه همکف
.یه پیشنهادی که خودم دارم جمع و جورش میکنم
.یه اندیشکده با بودجه خصوصی به اسم "مکانیک ایدههای پیشرفته"
.اِم... هر دو رو برمیداره
.یکیش برای دور انداختن و اون یکی برای زنگ نزدن
"مکانیک ایدههای پیشرفته" یا به اختصار "اِیم". متوجه شدی؟
!میبینم، چون رو تیشرتت نوشته. آه
.خانما، دنبال اون کلهماهی بیاین. اول خانما
.ممنون، بهتون زنگ میزنم
.ایده کار کردن با شما هیجانزدهام میکنه
.آره؟ این دلقکها رو میپیچونم
.پنج دقیقه دیگه تو پشتبوم میبینمت
.فقط میخوام سریع یه حالی به خودم بدم
میدونی چی میگم؟
.اون بالا میبینمت
.شک نکن
.بیخیال! فکر میکردم این فقط یه نظریه بود
.خب، بود
اگه درست بگم، میتونیم به ناحیهای از مغز دسترسی پیدا کنیم
.که ترمیم رو کنترل میکنه... وای
.و از نظر شیمیایی بازنویسیش کنیم
باورنکردنیه. اساساً شما دارید به سیستم ژنتیکی نفوذ میکنید
سیستم عامل
.یک موجود زنده. دقیقاً
.بله. وای
...این... میتونی
چی؟ نمیتونی به گل من دست نزنی؟
.این نه... دوست نداره. ترجیح میده
.اون مثل بقیه نیست. بیا. بریم تو اتاق خواب
.هپی... هوم. چه با نمکه
.فیکوسش رو ول کن
.چون... و نه، جدی میگم، نکن
.و شما دارید با گیاهان شروع میکنید
فعلاً، آره. هان؟
.من اسمش رو گذاشتم اکسترمیس
.خب، این... کاربرد انسانی
.دقیقاً، دقیقاً
.احیای دندریتیک. این انقلابیه
.پیشگیری از بیماریها... تغییر دنیا
.حتی بازسازی اندامها
.شما با استعدادترین زنی هستید که تا حالا دیدم
.وای
.تو سوئیس. هوم. این بهتره
.آه، داری چیزایی میبینی. این هفته
تقریباً باورت شده بود، نه؟
.این همون ایرادیه که من ازش حرف میزدم
الگوریتم تلومراز رو چک کردی؟
!چی؟ افتاد
.پایین بمون! پایین بمون، رئیس
.مشکلی نیست. پایین بمون
.تو... تو... دقیقاً روم سوار شدی. انجامش دادم
این دیگه چه کوفتی بود؟
...چی بود؟ یه ایراد تو کارمه. این
.اون داشت راجع بهش حرف میزد. ایراد پیش میاد
.وای۲کی نیست
!هی! سال نو مبارک
.سال نو مبارک. سال نو مبارک
.باشه. صبح میبینمت. شب بخیر
.خوبی؟ آره
.همین بیرونم. باشه، باحال
خب، چرا دارم اینا رو بهت میگم؟
.چون من تازه شیاطین رو خلق کرده بودم
.و حتی خبر نداشتم
.آره، اون روزا خوب بود
.بعدش سراغ کارای دیگه رفتم
.بعد از یه تجربه کوتاه تو یه غار افغانی، با دنیای مهمونی خداحافظی کردم
.اون شب تو سوئیس رو فراموش کردم
.این روزا، من یه آدم دیگه شدم
.چهل و شش
.من الان فرق کردم
.من... خب
.چهل و هفت. تو میدونی من کیم
!آخ
.قربان، لطفا اجازه بدید فقط چند ساعت برای کالیبره کردن وقت صرف کنم
.نه. چهل و هشت
.توالی کاشت میکرو-ریپیتر تکمیل شد
.هرطور شما بخواید، قربان
.من یه جلسه توجیهی ایمنی هم براتون آماده کردم که شما کلا نادیده بگیریدش
.که همین کارو هم خواهم کرد
.خیله خب، بریم انجامش بدیم
.دامی
.سلام، دامی
.اون کلاه رو چطور سرت کردی؟ حقته
!هی. هی
.چرا از گوشه اومدی بیرون؟ خودت میدونی چیکار کردی
.خون روی مت منه. جمعش کن
قربان، اجازه میدید یادآوری کنم که نزدیک ۷۲ ساعته بیدارید؟
.حواساتون رو جمع کنید، خانما
.عصر بخیر و به اتاق زایمان خوش اومدید
با خوشحالی ورود قریبالوقوع
.برادر کوچولوی خفن و پرجنب و جوش شما رو اعلام میکنم
.اول رو نمای بسته باش، بعد برو روی نمای باز
.تاریخ و زمان رو ثبت کن
.مارک ۴۲. آزمایش لباس پیشران خودگردان گیرنده
.توالی رو آغاز کن
.جارویس، سوزن رو بذار
.با سرعت تو برف
.با یه سورتمه تک اسبه روباز
.از روی صحراها میریم
.در تمام مسیر میخندیم
.زنگولهها روی دم بریده به صدا در میان
.لعنتی
.اوه، چه لذتی داره خوندن
.یه آهنگ سورتمه سواری امشب
.جینگِل بِلز، جینگِل بِلز
.تمام راه رو زنگ بزن
.اوه، چه لذتی داره سواری
.با یه سورتمه تک اسبه روباز
.باشه، فکر کنم حلش کردیم. همهشون رو بفرست
.شاید یکم سریع باشه. آهستهاش کن
.فقط یه کم آهستهاش کن
.یه کم
آروم باش، جارویس؟
.بیخیال. من ازت نمیترسم
.من بهترینم
.طبق معمول، قربان، تماشای کار شما همیشه لذتبخشه
.فکر کنم ۷۲ ساعت زمان زیادی بین چرت زدنها باشه
.فکر نمیکردم بدتر از این بشه
.بعدش مجبور شدم برم تلویزیون رو روشن کنم
.اون موقع بود که سروکلش پیدا شد
.بعضی ها منو تروریست صدا میزنن
.من خودم رو یه معلم میدونم
.آمریکا
برای یه درس دیگه آمادهای؟
.در سال ۱۸۶۴، در سند کریک، کلرادو ارتش آمریکا صبر کرد
.تا وقتی که جنگجویان صلحطلب شایِن همگی به شکار رفته بودند
.صبر کرد تا به خانوادههای به جا مونده حمله کنه و قتل عامشون کنه
.و زمینهاشون رو تصاحب کنه
.۳۹ ساعت پیش
.پایگاه هوایی علی السالم در کویت مورد حمله قرار گرفت
.من... من... من این کارو کردم
.یه کلیسای نظامی دنج
.البته پر از زن و بچه
.سربازا برای رزمایش رفته بودن بیرون
.جنگجوها دور بودن
.رئیس جمهور الیس
.شما همچنان در مقابل تلاشهای من برای آموزش دادنتون مقاومت میکنید، قربان
.و حالا دوباره از دستم دادی
.میدونی من کیم
.نمیدونی من کجام
.و هیچ وقت نمیفهمی از کجا ضربه میخوری
.حالا که به نظر میاد برگشتیم
.بیاید بعضی از تحولات ترسناک رو مرور کنیم
.امواج رادیویی و تلویزیونی آمریکا ربوده شد
.کشور در وضعیت آمادهباش کامل به سر میبره
.تمام تلاشها برای پیدا کردن ماندارین تاکنون بینتیجه بوده است
محور اصلی واکنش دولت من به این واقعه تروریستی،
.یک نیروی تازه ایجاد شده است
No comments yet. Be the first to leave one.