முதல் 200 வரிகள்.
... آنچه در گاتهام گذشت
بهت که گفتم، به سادگی آب خوردن
- چی؟ - متاسفم فرانکی
آرنولد فلس
به جرم قتل لیون وینکلر بازداشتی
واقعاً فکر میکنی این آدما میذارن منو دستگیر کنی؟
خفه شو فلس
پنگوئن بیا اینجا
تو یه میمونی باهوشی ولی مسئول باغوحش منم
فکر نمیکردم کار تو باشه عزیزم
میتونی بیای بیرون
درست مثل همیشه دوست من
- باید بریم قسم میخورم بوچ -
برمیگردم و پنگوئن رو میکشم
اوه نه خواهش میکنم
!نکن! نه! خواهش میکنم
اه
مطمئنی دیگه؟
که کار فیش مونی دیگه تموم شده
اون سعی کرد فالکون رو سرنگون کنه
شکست خورد
،آخرین باری که دیدمش ویکتور زز گیرش انداخته بود
میشه گفت تا الان
تا مُرده یا بدجوری داغونه
خب پس، به سلامتی
میدونی این ماجرا فرصتهای خوبی در اختیارمون میذاره
فالکون تلاش میکنه
قلمرو فیش رو در اختیار بگیره
...اگه سریع بجنبیم
دقیقاً نظر منم همینه
،درواقع
تونستم اداره کلاب شبانهش رو
به دست بگیرم
البته تحت نام شما
واقعاً ؟
فکر خوبیه
صاحب هرجا باشی قانون خودت حاکمه، درسته؟
بله، بله
تلفن برای شما رئیس
بفرمایید
سلام، سل
سلام
به نظر غافلگیر شدی
...بذار حدس بزنم ،دوست کوچولوت پنگوئن
بهت گفته من مردُم
همینطوره
نه، فقط
برای مدتی رفتم تعطیلات
،نمیخوام دروغ بگم
فکر میکردم به جای بهتری میرسم
درعوض، بازی خوردم
معلوم شد که پنگوئن
تمام مدت آدم فالکون بوده
مثل دوتا احمق، با هردومون بازی کردن
راست میگی؟
صد البته
خودش بهم گفت، درست موقعی که میخواستم گلوش رو پاره کنم
،چون تو داری همچین چیزی رو میگی
قبول کن که باید دودل باشم
چشماتو باز کن خنگول
یعنی میگی تمام این مدت
به هیچی مشکوک نشدی؟
که حتی یه سوتی هم نداده که مجبور بشه راست و ریسش کنه؟
یا شاید خودت دوست داشتی دروغاش رو باور کنی
ولی بازم اذیتت میکنه، مگه نه؟
شکی که به دلت افتاده
اینجا یه لکه داره
دیگه همچین اتفاقی نیفته
شاید چند باری
وقتشه توی خونهت نظم رو برقرار کنی سالواتور
و یادت باشه کی روشنت کرد
امیدوارم خبر بدی نبوده باشه
نه، باید برم خارج شهر
برای موضوعی یه نفر رو ببینم
با من بیا
میتونیم در مورد اون فرصتها صحبت کنیم
البته
... - فقط اجازه بدین برم خونه و - نه نه
باید سریع بریم
همین الان
عالیه
از مسافرت جادهای خوشم میاد، ایول
ایول
هاروی؟
رئیس
چی داریم؟
،دیشب آقای لاکی که اونجاست
،و به یه صندلی بسته شده با یه طناب حلقآویز شده
و از ساختمون آویزون شده
چندتا کارمند که صبح اومدن این بالا تا سیگار بکشن، پیداش کردن
چطور برگشته روی سقف؟
اون قرقره رو اونجا میبینی؟
حدسم اینه کار قاتل بوده
برای بالا کشیدنش باید زحمت زیادی به خودش داده باشه
چرا نذاشته آویزون بمونه؟
صبح بخیر رئیس
- صبح بخیر اد ،- هرچی بیشتر منو برش بزنی
بزرگتر میشم. من چیام؟
روی پشت بومیم نیگما
کاری نکن بندازمت پایین
یه سوراخ، من یه سوراخم
خیلیخب
چه ربطی داره؟
توی شکم قربانی
یه سوراخ هست، زخم جراحی
مطمئناً بعد از مرگش ایجاد شده
حدسم اینه که قاتل دنبال یه چیزی میگشته
باید بدنش رو توی آزمایشگاه دقیقتر بررسی کنم
منظورت اینه که پزشک قانونی بررسی کنه؟
...خب ولی
تو مسئول مدارک صحنه جرمی، اد
جسدها مال دکتر گوئرا هستن
قبلاً ازت شکایت کرده
دیگه نمیتونم هواتو داشته باشم
متوجه شدم خانم
واضح و مشخص
خب گوردون کجاست؟
کار شخصی داره، به زودی میاد
هی، زیاد نزدیک لبه واینستا
نگرانم شدی رئیس؟
میدونی تا ظهر مشروب نمیخورم؟
مدام باید یادت بندازم؟
،کارآگاه فلس دوستای زیادی داشت
و همکار تو به جرم قتل بازداشتش کرده
حادثه خبر نمیکنه
خودت بهش دستبند زدی
پس همهمون باید مراقب باشیم
برن به درک
باربارا؟
سلام
ولم کن
چه مدت اینجا بودی؟
فقط دیشب
و چندبار دیگه
،میدونستم دوستت رفته
و شنیدم فرستادنت که نگهبان اون دیوونه خونه باشی
فکر کردم بهتره اینجا باشم تا اینکه توی خیابون بخوابم
- باربارا رو ندیدی؟ - نه
خب، همه چی بین شما دو تا تموم شده، ها؟
مطمئنی میتونی اینجا باشی؟
شاید خودتی که بی اجازه وارد اینجا شدی
اومدم کلیدامو بذارم برو وسایلتو جمع کن
- چرا؟ منو کجا میخوای ببری؟ - قرار نیست اینجا بمونی
و توی خیابون هم نمیمونی
یه جای امن برات پیدا میکنم
امن
امن مثل املاک وین؟
اون آخرین شاهکارت بود
یه جای دیگه
تو هنوز تنها شاهدم برای قتل وینها هستی
از وقتی برگشتی با بروس وین حرف نزدی؟
- نه چرا؟ - چون قبلاً بهش گفتم
من هیچی ندیدم
دروغ گفتم
در مورد دوست دخترت گند زدی
وسایل خیلی قشنگی داره
!هی صبر کن
! وایسا
ترجمه از ایلیا و سمیرا Sorrow & EILIA
کارآگاه جیمز گوردون اومدن دیدنتون، ارباب بروس
کارآگاه
بروس، حالت چطوره؟
خوبم ممنون
،باید زودتر میاومدم
ولی اوضاع زیاد خوب نبود
یه مدت از اینجا رفته بودی
سوئیس
کار عاقلانهای بود
سلینا کایل رو دیدم
بهم گفت دروغ گفته
گفت هیچی ندیده
آره
به منم همینو گفت
همه چی رو از خودش درآورده که نبرینش دارالتادیب
شاید چون ترسیده داره اینجوری میگه
بعد از اتفاقاتی که افتاد، حق داره
نه
به این سادگی نمیترسه
حرفشو باور دارم
قاتل رو ندیده
،ببین، مایه تاسفه
ولی معنیش این نیست که برگشتیم سر جای اولمون
یکی، چند نفرو فرستاد بکشنش
فقط یه آدم گناهکار همچین کار میکنه
آره، و قاتلین بیرحمش رو فرستاد به این املاک
با تشکر از شما
بههرحال، دیگه لازم نیست نگران پرونده باشین
بروس، الان وقت تسلیم شدن نیست
من تسلیم نمیشم
نمیفهمم
چندماه پیش، بهم قول دادی که
قاتل پدر و مادرم و پیدا میکنی ،از اون زمان
،تونستی یه شاهد پیدا کنی
که معلوم شد دروغ میگه
تحقیقاتی مثل این زمان میبره
میفهمم. ولی دیگه نمیخوام نسبت به قولی که
نمیتونی برآورده کنی احساس مسئولیت داشته باشی
قولی که به من دادی رو فراموش میکنم
خودم شخصاً موضوع رو دنبال میکنم
No comments yet. Be the first to leave one.