முதல் 200 வரிகள்.
بر اساس مجموعه وبتون
«نامهی تو» اثر هیون آ چو
وقتی رسیدی زنگ بزن.
اگه حالت بد شد، فوراً بهم زنگ بزن.
باشه، بابا. حتماً.
سلام!
خونهی جدید چطوره؟
منم دارم میرم همون جایی که قبلاً زندگی میکردم.
کوچیک که بودم، اونجا با مامانبزرگم زندگی میکردم.
چون از سئول دوره، تحویل نامهها طولانیتر میشه.
دارم مینویسم که
شمارهی جدید و آدرسمو بهت بدم.
برای جیمین
موفق باشی تو خونه جدیدت.
برای تو...
و من.
نامهت
مامانبزرگ!
خوش اومدی عزیزم!
حتماً خیلی سخت بوده این راه طولانی رو اومدی.
من که دیگه مثل جوونیام مریض نیستم.
آره.
بیا بریم داخل ناهار بخوریم.
باشه!
لی سو-ری
لی سو-ری رو ببینید. اون از سئول اومده اینجا.
سو-ری، میشه خودت رو معرفی کنی؟
یه روز خیلی معمولی بود.
درد داره؟
چطوره؟
تو رو خدا تمومش کن.
چیو تموم کنم؟ پس واسه چی خودتو کشوندی کلاس؟
جوابمو بده!
تو رو خدا نکن...
- تا وقتی که دیگه تحمل نکردم... - یالا!
تمومش کن!
چی؟
گفت: "تموم کن!"
لی سو-ری.
حواست هست الان چیکار کردی؟
فقط دو روز طول کشید
تا بشم هدف همه.
سلام، جیمین.
خیلی وقت بود ندیده بودمت.
چطوری؟
این تابستون چقدر گرم شده، نه؟
سوری...
هوم؟
دارم از اینجا میرم.
پس من چی میشم؟
نزدیک بود اینو بگم.
اوه... چه خوب!
چرا اینقدر معذرتخواهی میکنی؟
مواظب خودت باش.
من خوبم. نگران نباش.
وقتی رسیدی اونجا، بهم زنگ بزن.
جیمین حتماً سنگینی سکوت منو حس کرده.
برگشت به مدرسه.
چقدر مسخرهس.
یه کم پشیمون شدم.
کاش منم سر جام مونده بودم.
ولی اگه این کارو میکردم، بیشتر پشیمون میشدم.
سُری حتماً خجالتیه.
کمکم باهاش آشنا میشیم.
بجنبید. اینجا مدرسهی جدیده.
ترم دومه
و اردوی مدرسه هم نزدیکه. کمک کنید جا بیفته.
چشم!
هنوز جای صندلیهامون رو عوض نکردیم.
سُری، اون صندلی خالیِ عقب رو میشینی؟
چشم.
- بدو! دیرمون شد! - وایسا!
اهل سئولی؟
واقعاً اینجا زندگی میکردی؟
هان؟ آره.
کی از اینجا رفتی؟
دبستان بودم.
کلاسا اونجا واقعاً ساعت ۷ صبح شروع میشه؟
نه، راستش نه.
چرا برگشتی؟
خب...
اگه دوست نداری، لازم نیست بگی.
آره. نگران نباش.
این عادت داره سؤالای مسخره بپرسه.
چی؟ تو که گفتی خودتم کنجکاوی!
خلاصه، اگه سؤالی داری بپرس.
اون از تو باهوشتره. واسه چی باید از تو بپرسه؟
چی؟
کلاس بعدیمون تو زمین چمنه. فعلاً.
خداحافظ!
آماده!
یالا!
اَه، مسخره! جاخالی نده!
اون دختره جدیده!
معلم گفت جفت شیم و تمرین کنیم.
باشه. ممنون.
- آمادهای؟ - باشه!
نامه جیمین؟
آره.
من همین الانشم دوستای جدید پیدا کردم.
با هم غذا میخوریم. همهشون باهام خوبن.
شما هم همینطور، بابا.
- هی، تکلیفتو انجام دادی؟ - نه.
دوباره تنها مونده.
از مدرسهی راهنمایی هانول اومده، درسته؟
من اون مدرسه رو میشناسم.
یه مدرسهی رده بالا تو سئوله.
چرا برگشت اینجا؟
من باهاش دبستان بودم.
اون موقع کلی دوست داشت.
واقعاً؟
حالا همهاش درس میخونه.
سخته بهش نزدیک بشی.
شاید سطح ما از اون پایینتره.
- ناهار امروز چیه؟ - چلوخورش کاری!
همهچی از کجا خراب شد؟
اگه مدرسهامو عوض میکردم،
فکر میکردم دیگه همه چی خوب میشه.
به خاطر اینه که من فرار کردم؟
دستمال کاغذی...
یه نامهست؟
این چرا اینجاست؟
کی اینو فرستاده؟
سلام
"سلام".
سلام!
به مدرسهی ما خوش اومدی.
من دارم مینویسم تا همهچیو در مورد مدرسهمون بهت بگم.
این نقشه دور و بَر مدرسهست.
کتابخونه. برای رفتن به کتابخونه از شماره ۱ استفاده کن.
زمین ورزشی. برای کلاسای ورزشی از شماره ۲ استفاده کن.
کافه تریا. برای اومدن و رفتن به مدرسه...
یا بوفه، خط ۳ از همه سریعتره.
اینا دانشآلای کلاس ما هستن
و اسماشون.
ها؟
معلم ریاضی بعضی وقتا خُرخُر میکنه
موقع مطالعه آزاد.
بعدم معاون کلاس با خُرخُرش دیجی میشه.
ساکت! کی بود؟
معلم ادبیات و بهداشت دوقلو هستن.
بچهها میگن معلم بهداشت ترسناکتره.
پارک دودام! تو راهرو ندو!
- من برعکسش فکر میکنم. - ببخشید.
امتیاز منفی
معلم اخلاق از حشره متنفره
و یه گیاه حشرهخوار نگه میداره.
"زندگی همون سیه بین بی و دی."
همهجا با خودش میبرتش.
فهمیدی؟
همیشه.
پینوشت.
اگه میخوای ادامهشو بخونی، باید نامهی دوم منو پیدا کنی.
توی ۸۱۹.۹۳هاک۹۹ه.
۸۱۹.۹۳هاک۹۹؟
اوه!
۸۱۹.۹۳... هاک۹۹...
پیداش کردم!
مجموعه نوشتههای دبیرستان چونگیانگ
شعر برگزیدهی کلاس ۸
ممنون که نامهی دوم منو پیدا کردی.
توی صفحهای که نامه رو گذاشتم،
شعر مورد علاقه منه.
فکر میکنم شما هم دوسش داشته باشین.
"فکر میکنم شما هم دوسش داشته باشین"
منم همینطور.
"ستارهی دنبالهدار"، اثر پارک دونگسون
این آدم بافکر کی میشه؟
جونگ هویون ۸/۸ امانت گرفته.
جونگ هویون؟
اسمش اینه؟
توی کلاس ما نیست. این کی میشه؟
اینا اسم کساییه که تو مدرسه کار میکنن،
و اسمهاشونه.
من مخصوصاً خیلی نزدیک بودم
به خانم کیم سونی، باغبان مدرسه.
اون همیشه بوی گل میداد.
چون چای گُلی رو خیلی دوست داره.
بوها گربهشه. همیشه باهاشه.
اینا هم کمکیهای بیرون مدرسهن.
چونگ-لی، سوراخ مخفی غذای چینی
اگه قبل از ساعت ۱۲:۲۵ اینجا سفارش بدی،
میشه روی پشتبوم نودل خورد
قبل از اینکه خمیر بشه.
«من دامپلینگ اردک و بادمجان سرخشده رو پیشنهاد میکنم.»
ببخشید! اینطرف!
بعداً خودم ظرفا رو از اینجا میگیرم.
باشه.
دفعهی بعد میشه همین غذاها رو یه جا سفارش بدی؟
چی؟
اگه نگهبان منو ببینه، واسم بد میشه.
آها، باشه.
چانگ-لی غذای چینی
با هم؟
کس دیگهای هم سفارش داده؟
اوه!
نکنه اونه؟
فقط پرسنل مجاز
چرا قایم شدم؟
نکنه جانگ هو-یئون باشه؟
No comments yet. Be the first to leave one.