முதல் 200 வரிகள்.
خیلی نازک، پرفورما، لاو
جینز، حسِ ناب
محرک، کلاسیک، سایز خیلی بزرگ
خیلی مقاوم، استوایی
رنگ استوایی
نامرئی، نهایت لذت
بدون لاتکس
باید انتخاب کنیم
من طعم سیب سبز استوایی یا توتفرنگی رو ترجیح میدم
من این رنگیها رو درک نمیکنم
چی رو درک نمیکنی؟ مگه نکتهش چیه؟
همهش بازاریابیه
مدل شفاف رو میفهمم چرا آدما میخوان
خیلی خب، همون روال همیشگی رو بریم
هنوز به این رفتارهای خردهبورژواییمون چسبیدیم
خدا نکنه یه ذره هیجان از خودمون نشون بدیم
کجا بودی؟ دو ساعت خوابیدی. چی خورده بودی؟
زاناکس، بنزودیازپین و دیازپام
کلی قرص با اسمهای عجیب و غریب
من همون مدل معمولی رو برمیدارم
سایز متوسط، روانکننده و شفاف
اصلاً ولش کن. برای قرار اول زیاد جالب نیست
چی؟ اینکه با کاندوم تو جیبت بری سر قرار؟
اون که قرار نیست جیبهامون رو بگرده. البته من بدم نمیاد بازرسی بدنی بشم
اگه بازرسیاش حرفهای باشه
مثل نوازش میمونه
نه بچهها، ضایعه
ولی اگه کار به جاهای باریک بکشه و نداشته باشیم، مثل ناشیها به نظر میرسیم
اونوقت تهش فقط باید تو تخت همدیگه رو بغل کنیم؟
خب مگه چه اشکالی داره؟
بیا از هر مدل یه بسته برداریم
بریم. زندگی مجموعهای از فرصتهاست
چرا از هر کدوم یکی نگیریم؟
چرا دنبال ابعاد دیگهای از وجود خودمون نباشیم؟
خوشم نمیاد وقتی فاز سیالیت جنسیتی و چندجنسیتی برمیداری
"چندعشقی" رو هم بهش اضافه کن
ترسیدی، نه؟ از اینکه از این دوگانههای همیشگی فاصله بگیری؟
بسه دیگه! یه دونه انتخاب کن. دیر شد. دوباره از روشون بخون
درسته
خیلی نازک، پرفورما، لاو
جینز، حسِ ناب
محرک، کلاسیک، سایز خیلی بزرگ
خیلی مقاوم، استوایی
رنگ استوایی
نامرئی، نهایت لذت، بدون لاتکس
تو انتخاب کن
من که روی استوایی اصرار دارم. اصلاً من نیستم
فقط حساب کن
دربی رو از دست میدیم
فردا یه یکشنبهی کسلکنندهست. بریم مرکز خرید؟
آره، بریم لابلای غم و غصهی ملت دنبال خوشبختی بگردیم
داشتم فکر میکردم بریم یه کباب بزنیم
عجیبه که برای شام میریم خونهی اون
ترجیح میدادم بیرون غذا بخوریم
اینجوری بهتره
دیگه لازم نیست سر حساب کردن صورتحساب و رفتن به خونه معطل بشیم
همین الانشم جامون گرم و نرمه
عشق قرار نیست حتماً گرم و نرم باشه. ولی قرار هم نیست آزاردهنده باشه
دیوانهوار
چریلی، دِ لوکا
مغزم کلاً هنگ کرده
۱۱ طبقه آخر، پس میشه واحد ۱۰ یا
یا "سالا"ست یا "کوکوملا"
اگه کوکوملا باشه، من میرم. بیا سالا رو امتحان کنیم
بله؟ پیرو هستم
راهروی سمت راست، طبقه آخر
ایول، چه خوشقوله
نه، نه دخترا. اینجا خیلی تاریکه
آره، شبیه نایتکلاب شده
خوشم میاد
نقشها رو محو میکنه، هویتها رو به هم گره میزنه
سایهها رو کنار میزنه
توی تاریکی همهمون شبیه همیم
باز داری سیگار میکشی؟ هیچوقت ترکش نکردم
چراغ بزرگ رو روشن کن
نه، اون دیگه خیلی زیاده. نور نقطهای چطوره؟
نور از بالا؟ دیوونه شدی؟ رنگ و روی آدم رو میپرونه
احتمالاً همینه
حس خوبی ندارم
شاید کد مورس باشه
شمع؟ اوه، آره
دعوت به شام، شمع... دیگه شورتهامونم دربیاریم
راستش رو بخوای اصلاً نپوشیدیم
واقعاً؟
شوخی کردم، املها
من اصرار دارم شمع روشن باشه. بیخیالش شو
این تیپِ مینیژوپ و نیمبوت یه کم دوپهلوئه
ما کلاً دوپهلو هستیم. شاید تو باشی
داره میاد بالا. تغییرات دقیقهی نودی واقعاً رو اعصابه
من این رو میپوشیدم
چرا همیشه باید سعی کنیم اون رو خوشحال کنیم؟
این فقط یه پلیور بلنده
یه پلیور کوتاه. حتی دوپهلوی بیشتر
مادهها در طبیعت کارهای احمقانهای برای جذب نرها انجام میدن
دقیقاً. حیوانات
حداقل تیشرت چهگوارا رو بپوش
قرمزه و معمولی، ولی حداقل انقلابییه
نه
بازه
جالبه. بیا بریم تو
وایسا، وایسا، وایسا
گل مروارید. چقدر غمانگیز
چرا همیشه من رو تحقیر میکنی؟ دستت رو بیار پایین
نگهش دار
یه فکر بد میتونه کل شب رو خراب کنه
بیاین همهمون این رو تکرار کنیم
یه فکر بد میتونه کل شب رو خراب کنه
وقتی از دهن بپره بیرون، دیگه دیر شده
وقتی از دهن بپره بیرون، دیگه دیر شده
یالا! زود باش
سلام
سلام. بیا تو. الان میام
"سلام"؟
چرا اونجوری گفتیم "سلام"؟
سلام و کوفت
عجب شروع معرکهای. خسته نباشید همگی
حالت خوبه؟ آره
عصبی به نظر میرسه. آره
مثل زنبور هی میخوره به اینور و اونور
بهت گفتم اینجا خیلی تاریکه
باز شروع شد
یادت نره، خوشرو باش. پذیرا باش
آروم. گرم و صمیمی
طرف اومده تو خونهمون. دیگه از این صمیمیتر نمیشه
آمدم. سلام
یه کم بیش از حد تاریک نیست؟ یه کم
دنبال افکت سایهروشن بودم
مثل سبک کاراواجو، ولی خوب از آب درنیومد
سلام
یا خدا، چه بوسهی بیروحی
عین بچههای راهنمایی
چه مرواریدهای قشنگی. ممنون
من واقعاً گل مروارید دوست دارم
خیلی گل مقاومیه. عجیبه
دیگه کسی اینها رو هدیه نمیخره
چقدر کادو
شراب میخوری؟ بله، لطفاً
خونهی قشنگی داری
معلومه که سلیقهی خودته
کلی رنگ، کلی احساس
کلی هم خاکستری
خیلی خاکستریه؟
نه، نه. اینجا قبلاً رختشویخونه بوده
قشنگه. خاکستری به همه چی میاد
اون مشکیه
همین الانش هم هول شده
حواستون باشه بچهها. از اون دختراست که فاز "تنباکوی چوبی با رگههای وانیل" دارن
به سلامتی
خیلی خب، سلامتی
چی شده؟
من فوبیای "نخ" دارم
چی؟ نخهراسی
تقصیر یه راهبه توی دبستانه
اگه یه نخ آویزون میدید، تنبیهمون میکرد
و به خاطر شلختگی میفرستادمون گوشهی دیوار
ببخشید
دعوت کردنت به خونهم عجیب بود؟ صادقانه بگو
عجیب؟
نه. چرا؟
ما رو از دردسر رزرو میز برای شنبهشب نجات داد
درسته
فکر خوبی بود. اوکی
قصد خاصی پشتش نبود
بله، البته
فقط از خونه موندن خوشم میاد
انگار مشکل اجتماعی داریم. چرا؟ چون خونه موندن رو دوست داریم
هیکیکوموریها هم همینطورن
منظورم اینه که "آشیونه"م رو دوست دارم
گفت "آشیونه"؟ متأسفانه آره
آشیونه، یعنی در واقع
منظورم مفهومشه
اینکه، یعنی، کلاً
یه آشیونه. در بر گیرنده
آره، یه آشیونه. آره
برم یه سری به لازانیا بزنم. باشه
هر چی غیر از آشیونه
خواهشاً حرف از لونه و آشیونه نزن! یالا
بیا با چاقوی لازانیا اختهش کنیم و خلاص
داریم چیکار میکنیم؟
ما که نمیشناسیمش. اون یه غریبهست
تا حالا چند بار دم درِ یه خونه ایستادیم؟
چند بار وارد زندگی یه نفر شدیم
غذای بقیه رو خوردیم و روی مبل یه غریبه نشستیم؟
سلام کردیم و خداحافظی کردیم
واقعاً نمیشه به غریبهها اعتماد کرد
فضا رو اشغال میکنن، به مرزهات تجاوز میکنن
ادعای حق و حقوق میکنن
آخرش خودت تبدیل به اون غریبه میشی
چرا همهچی تکرار میشه؟
اگه قراره اینجا هم همین بشه، من میرم بخوابم
یه کم تنقلات. ممنون
دوباره بریزم؟ بله
چرا نمیذاریم اون بریزه؟
میخوای دمپاییهاش رو هم پاش کنیم؟
پس چرا اونهمه کتابهای فمینیستیِ کارلا لونزی رو خوندیم؟
که وعدهی یه آینده با غذاهای پخته رو به رُخش بکشیم؟
اون مهمونه
کارلا لونزی هم بطری رو پرت نمیکرد سمتش
حالا مشکل پیدا کردیم که کی باید نوشیدنی رو بریزه
یعنی، من بریزم یا تو میریزی؟
No comments yet. Be the first to leave one.