முதல் 200 வரிகள்.
لعنتی! گندش بزنن
گندش بزنن، گندش بزنن، گندش بزنن، گندش بزنن، گندش بزنن
دنبال شیرینیجاتِ خونگی و تازهپخت میگردی؟
بیا به قنادی محلی تِری در ردهوک
خانهی مجلهی «فمیلی سیرکل»
با اون زیبایی طبیعی و خیرهکنندهاش
فیجی یه بهشت گرمسیری ایدهآل برای تعطیلات زوجهاست
خب دِیو، با اینکه اون کریسمسِ برفیای که
منتظرش بودیم رو نداشتیم، اما انگار مادر طبیعت چندتا
شعبدهبازی تو آستینش داره. طبق پیشبینیها، امشب یه
کولاک با قدرت طوفان در راهه
اوه مگان. دقیقاً همونجایی هستی که گذاشته بودمت
چقدر تو دل برو
مچمو حین ارتکاب جرم گرفتی
آخه من بدجوری کشتهمردهی رمانهای کلاسیک آمریکاییام
روز بدی داشتی؟
نه، فقط از پا افتادم
آره، میدونم. منم همینطور، خب؟
شاید وقتشه یه کار پیدا کنی
داری به من میگی؟
آره، دقیقاً دارم به تو میگم
من همهاش دارم دنبال یه کار درست و حسابی میگردم
فقط از بدشانسی هر وقت تو دور و بری، من دارم استراحت میکنم
مثل درس خوندنه وقتی مامان آدم داره نگاه میکنه
با مامانبابات دربارهی اجارهخونه حرف زدی؟
چون مهلتش اولِ ماهه و سدریک حاضره
اگه تو نخوای، اونجا رو تحویل بگیره
آره، هنوز تصمیم قطعی نگرفتم، به اون صورت
چطور هنوز تصمیم نگرفتی؟
یعنی امروز چیکار کردی؟ کلاً این هفته چیکار کردی؟
درگیرِ کریسمس بودم
در ضمن، توی سایتهای دوستیابی هم ثبتنام کردم
جدی؟
آره. آره، دیگه دهنتو ببند
نه، بهت افتخار میکنم
کسی رو پیدا کردی؟
گفتم تازه شروع کردم. ماشین که نیستم
آه، و منم از این ایدهی دنگی حساب کردن به خاطر
حفظ پرنسیب خیلی خوشم میآد، جز اینکه میدونی پولی ندارم
پس بیشتر شبیه یه تمرین ذهنیه
هی، کجا داری میری؟ تازه رسیدی خونه
دوستِ سدریک توی این بار یه بساط جشن تولد راه انداخته
پس یعنی شام درست نمیکنی؟
دلت میخواد بیای؟
خب بستگی داره وضعیت کیک چطوری باشه
راستی پسرهی صاحبتولد مجرده. مخِ چندانی نداره
ولی خوشقیافهست، پس واسه یه رابطهی یه شبه عالیه
فکر میکنی آمادگیشو دارم؟
کی اهمیت میده؟ من آمادهام که تو آماده باشی
جدی میگم، خیلی وقت گذشته. حشری نشدی؟
بفرما، میدونستم شما دوتا وروجک وقتی من نیستم
از این حرفا با هم میزنین
میدونستم! مخصوصاً تو
سلام سدریک. میدونستم. مچتونو گرفتم
خب آره... نه... حشری هستم ولی خب
یه جورایی تنبلم، بعضی وقتا
پس این دوتا مثل دوتا جادوگرِ در حال جنگ، اثر همو خنثی میکنن
دیگه نه. امشب همون شبه
فایزا داره برام آمار میگیره
دارم به «بن» فکر میکنم
خوشم اومد. باحاله
بن
چه خبر؟
کارت شناسایی لطفا
من دیگه بزرگ شدم
نه، متاسفم، قیافهت یه کم بچه میزنه
به دیدهی منت بپذیر، باشه؟
لعنتی
بازم کارتتو گم کردی؟ تو که جایی نمیری
اوکی، صبر کن، ببین. به خدا سنم قانونیه
اینو میبینی؟ دقیقاً اونجا؟ تکون میخوره
یا خدا. مگان
هی، کارت شناسایی
آخ، گندش بزنن
ضایع شد
هی
شنیدم اوضاعت روبراهه
از کی شنیدی؟
نمیدونم. فقط همینطوری گفتم که مهربون به نظر بیام
آهان
کریس، فکر کنم این دختره میخواد از کنارت رد شه
اوه، نه. این بکاست
بکا، اینا فایزا، سدریک و مگان هستن
من و مگان، یه مدتی با هم بودیم
این نسخهی خلاصهشدهشه؟ همینطوری یهویی؟
شما دوتا میاین تو یا چی؟
از آشناییتون خوشبختم
از دیدنت خوشحال شدم، مگان
حتی نمیخوام بشنوم که چی میخواین بگین
ببین، اگه میدونستیم قراره بیاد اینجا
حتماً بهت هشدار میدادیم
این دیگه یه الگوی تکراریه. دارم پسرفت میکنم
پارسال دانشجو بودم و نامزد کریس بودم
و توی رستورانها شراب میخوردم
و حالا تمام روز با لباس زیر تو خونهام و مالِ هیچکس
نیستم، و حتی نمیتونم وارد یه بار بشم
داره چه بلایی سرم میآد؟ دارم عقبگرد میکنم
دارم مثل بنجامین باتن برعکس پیر میشم
اون فراموش کرد و رفت سراغ زندگیش. خب که چی! تو هم میتونی
به نظر من یه تاکسی بگیر برو خونه، برو تو اون سایت دوستیابی
یه پسر خوشتیپ پیدا کن. نه نوشیدنی، نه شام. فقط یه رابطه سریع
نمیتونی همینطوری سفارش بدی، مگه دستهگلِ میوهست
آره که میتونی. تو سینه داری و اینترنت هم که هست
سدریک، حرفمو تایید کن
اینترنت. سینه
شرایط سخت، اقدامات سخت میطلبه
برو بگیرشون پلنگِ من. تو میتونی
مگه نه؟
نه
اوکی
بیخیالش
اون رفت سراغ زندگیش، منم میتونم
هی
با حروف کوچک مینویسم
خیلی معمولی و صمیمی
واقعاً؟
خیلی خب، بیخیال
سطح توقعات چقدر پایینه... واقعاً پایینه
شبیه ویروس کامپیوتری شدم
اوکی
پایه چت هستی؟
صبر کن! اوه لعنتی
اول ایمنی
سلام اونجا
پسر، مطمئن بودم که الان قراره یه عکسِ کلوزآپ از آلت تناسلی ببینم
آره خب، منم همینطور
واو. تو واقعاً خوشگلی
در هر صورت خیلی خوشگلی، خب اینم از من
خوب تماشا کن، اینم آپارتمان منه
همونطور که میبینی، یه سرزمین عجایبِ جادوییه
خب... از امتحان سربلند بیرون اومدم یا...؟
اومم
آره. فکر کنم آره
راستش من تا حالا از این کارا نکردم
منم همینطور. نه، جدی... میدونم
میدونم همه اینو میگن ولی من واقعاً نکردم. هیچی
میدونم. منم همینطور
اوه... خوبه
خب، پس فکر کنم به زودی میبینمت؟
عالیه... یعنی، خیلی باحاله. دمت گرم
من... اتفاق خیلی خوبی میشه، مگان
به زودی میبینمت
باشه
باشه. فعلاً
باورم نمیشه دارم واسه یه سکسِ گذری اینهمه راه تا بروکلین میرم
این دیگه تهِ رسواییه
فکر نکنم درست خاموش شده باشه
نه! نه، تلویزیون رو
خیلی خب، خونسرد باش
این صدای دزدگیره؟
با پالتو خوابیدی؟
آره. سردم میشه. برو اون مزاحم رو بگیر
دزدگیر بازنشانی شد
هشدار اشتباه بود
چقدر عجیب... حیف شد بیدارمون کرد
ولی دیگه باید رفع زحمت کنم
خیلی خوش گذشت
ممنونم
واسه چیزی که لازم داشتم عالی بود، پس
معرکهست
بلندپروازانه بود
عجب دزدگیری داری
آره، اصلاً یادم نمیآد تنظیمش کرده باشم
واسه ساعت ۱۱:۰۴
عجیبه
اوه، صبح بخیر مگان
صبح بخیر الکس
در واقع اَلِکه
آره
مگه چی گفتم؟
الکس
یه بار دیگه مدل خودت بگو
اَلِک
آخرش صدای «ک» میده
اشکالی نداره
گرفتم. ببخشید
خب
خیلی حال داد
پس ممنون که گذاشتی بیام اینجا
خواهش میکنم. تنها نگرانی من اینه که چطوری قراره
وقتی برای نوههامون تعریف میکنیم چطوری با هم آشنا شدیم، قضیه رو ماستمالی کنیم
وقتش که شد یه فکری براش میکنیم
خب، صبحانه میخوری یا کلاً عادت داری سریع جیم شی؟
«عادت داری»؟
ها؟
گفتی «عادت داری». انگار من اینقدر این کارو میکنم که
یه نسخهی عادی و یه نسخهی غیرعادی براش دارم
منظورم این نبود
من اصلاً نمیدونم تو چند وقت یه بار این کارو میکنی
دیشب بهت گفتم که این اولین بارمه که
یه کارِ حتی شبیه به این رو انجام میدم
آره ولی... بیخیال
بیخیالِ چی؟
مگان، واقعاً انتظار داری باور کنم که این
اولین رابطهی یه شبهی عمرت بوده؟
آره! تنها دلیلی که من اینجام اینه که
هماتاقیم اونقدر اصرار کرد که کلافهم کرد
به خاطر رابطهی خودش بیرونت کرد یا همچین چیزی، درسته؟
دقیقاً، و با این حال دارم یه حسِ قضاوتگرِ شدیدی رو
از سمت تو حس میکنم، که با توجه به اینکه
No comments yet. Be the first to leave one.