NCIS: Origins

NCIS: Origins

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 2

வெளியீட்டு விவரம்

NCIS Origins S02E10 1080p WEB h264-ETHEL
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 10 NCIS: Origins 2024 زیرنویس فارسی سریال

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2026-03-15
பதிவிறக்கங்கள்: 18
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

سوانسون: استنلی ترنر کجاست؟ کی اینجا رئیسه؟

شوهرم رئیسه

ولی از دیروز تا حالا استنلی رو ندیدیم

فرنکس: ایب! برادرم کجاست؟

اسم استنلی رو روی بی‌سیم شنیدم

گفتن چیکار کرده

رندی: خیلی عالی می‌شد اگه می‌تونستیم به عنوان مامور میدانی روت حساب کنیم

هرم: اگه دوباره کپ کنم چی؟ رندی: ببین

من هواتو دارم، تو هم هوای منو داری

حله؟

لالا: مانوئل سانتیاگو

فِلاکو بهت گفته آمار منو بگیری؟

با آدمِ فلاکو قرار می‌ذاری؟ من باهاش قرار نمی‌ذارم

بعضی وقتا اون گنگستر رو توی کلیسا می‌بینم

و درباره روزمرگی‌هامون گپ می‌زنیم، خب؟ تو همونی هستی که

توی مستی تو وگاس ازدواج کردی

لالا: بیخیال دیگه

گیبز پیر: پنجره‌ی انبار مدارک

لالا: اوه، آره. آره. فرنکس: اوم-هوم

کوالسکی هر روز بیرون رو نگاه می‌کرد

و اوضاع رو برانداز می‌کرد

«اداره مثل یه موجود زنده‌ست که نفس می‌کشه.»

این چیزی بود که کوالسکی همیشه می‌گفت

فرنکس: انگار تقصیر منه

اون بالا و پایین‌ها و جزر و مدهای اداره رو زیر نظر داشت

چیزی که از اون پنجره می‌دید

همیشه هم خوب نبود. همیشه هم خوشحال‌کننده نبود

ولی به قول خودش، چیزی که مهم بود

این بود که بچه‌ها با هم همفکری می‌کردن

وقتی توی اداره با هم ارتباط داشتن

کارها درست پیش می‌رفت

پرونده‌ها حل می‌شدن

و اکثر اوقات

بچه‌ها می‌تونستن به موقع برای شام برسن خونه

اما هر از گاهی

کوالسکی از پنجره بیرون رو نگاه می‌کرد

و می‌فهمید که یه جای کار می‌لنگه

اوه

می‌دید که هر کدوممون توی دنیای خودمونیم

کنار هم کار می‌کردیم

به جای اینکه با هم کار کنیم

و اونجا بود که وارد عمل می‌شد

کوالسکی: هی، اسمیتی

هی، امشب دیگه اینجا رو برای ما تعطیل کن، باشه؟

گیبز پیر: اسمشو گذاشته بود «کوکتل‌های کوالسکی»

آره. باشه، ممنون

این روشش برای تیم‌سازی بود

هی، بچه. بله؟

برای امشب کوکتل‌های کوالسکی رو ردیف کردم

حواست باشه همه باخبر بشن

اوه، میشه بگید مری جو انجامش بده؟

دارم سعی می‌کنم این کار رو تموم کنم. درسته

ببخشید که مزاحمت شدم

فکر می‌کردم تو اهداف مدیریتی داری

چی؟

فکر می‌کردم می‌خوای یه روزی سرتیم بشی

سرتیم بودن چه ربطی داره

به خبر دادنِ دورهمی به بقیه؟

هی مایک. چی لازم داری؟

یه نفر قراره بیاد تلویزیونم رو تعمیر کنه

امشب برنامه کوکتل‌های کوالسکی رو داریم

حواست باشه همه بفهمن. گوش کنید ملت

امشب کوکتل‌های کوالسکی به راهه

گیل، به ویلر زنگ بزن و خبر بده

زود باشید. کوکتل‌های کوالسکی. اونجا می‌بینمتون

کوالسکی: دیدی؟

یه سرتیم اطلاعات مهم رو می‌گیره

و طبق اون عمل می‌کنه

نمی‌دونستم که این چیزی نیست که

بهش علاقه داشته باشی. من همچین حرفی نزدم

توی پاتوق «دِیلی» می‌بینمت، بچه

گیبز پیر: اون زمان

نمی‌دونستم جنمِ سرتیم شدن رو دارم یا نه

با خودم گفتم اون شب می‌رم دورهمی

و این قضایا رو از سرم بیرون می‌کنم

ولی این چیزی نبود که اتفاق افتاد

چون اون شب قرار بود تبدیل بشه به

یکی از دیوانه‌وارترین ۱۲ ساعت‌های تاریخ «ان‌آی‌اس»

بعد از اون شب، وقتی کوالسکی از پنجره‌اش بیرون رو نگاه می‌کرد

دیگه هیچ‌وقت مثل قبل به من نگاه نمی‌کرد

فرنکس: درستش کردی؟

قضیه این بود که چند تا از

اتصالات لحیم‌کاریت خراب بود

جین (از تلویزیون): ...امشب درباره‌اش بحث می‌کنیم

دیدی؟

کارم حرف نداره. تصویر مثل آینه صافه

مهمان ما، بث، همسر ایب پروئیت هستن

و همچنین نماینده قانونی

خانواده پروئیت، داگ وستمونت، همراه ما هستن

ممنون که ما رو دعوت کردی، جین

این چه وضعیه؟ اینو دیدی؟

جین: برای شروع، می‌خوام از زبان شما بشنوم بث

درباره بازداشت اخیر همسرتون چه حسی دارید؟

این همسر دوم ایب پروئیته

حالا داگ وستمونت رو به عنوان وکیل گرفتن؟

اوه، اینا همونایی هستن که به اون یارو کمک کردن

سینمای «مووی‌دام» رو منفجر کنه؟

داگ وستمونت آدم کله‌گنده‌ایه

ایب کارهای مثبت زیادی برای زمین‌های ما انجام داده

این زن احمقه. پروئیت مغزشو شستشو داده

«ان‌آی‌اس» هیچ مدرکی برای ربط دادن اون به بمب‌گذاری نداشت

ولی فقط می‌خوان واسه خودشون قیافه بگیرن

که یه ماهی بزرگ رو گرفتن

هی، اگه قرار باشه قیافه بگیرم، خودت متوجه می‌شی

اون آچار رو بده به من

داگ: ایب باید فوراً آزاد بشه

آزاد بشه؟ داری حرفای این خون‌آشام رو می‌شنوی

آخ! لعنتی

سیلویا: حالت خوبه؟ (ناله از درد)

چی شد؟ چی شده؟

کمرم. سیلویا: تکون نخور

وای کمرم. سیلویا: تکون نخور، تکون نخور

هی. امشب کوکتل-موکتل به راهه. شنیدید؟

رندی: آره. هی، وقتی اونجاییم

باید اون صحنه‌ی دیشب سریال «چیرز» رو بازسازی کنیم

من نقش «نورم» رو بازی می‌کنم

من ندیدمش. چی؟

تو هیچ‌وقت «چیرز» رو از دست نمی‌دادی. ضبطش کردی؟ لالا: نه

چرا نه؟ یادم رفت

رندی: داشتی چیکار می‌کردی؟ هیچی

اگه کاری نمی‌کردی

پس چرا «چیرز» رو نگاه نمی‌کردی؟ ورا: اوه راندولف

بیا بریم. من به الکل نیاز دارم

قبل از اینکه بخوام بیشتر از این به حرفات گوش بدم

روی، بجنب دیگه. یکی از ما باید منتظر دالتون بمونه

اون امشب مامور کشیکه

و هنوز نیومده. راندولف

یه لحظه صبر کن، بذار بذارمت روی آیفون

فرنکس (پشت تلفن): نه، نذار روی آیفون

ببخشید رئیس، گذاشتم

می‌خوای بردارم؟

ولش کن راندولف، فقط

اه... (ناله) کمرم بدجور گرفت

سرِ چی؟ داشتم یه چیزی رو از روی زمین برمی‌داشتم

چی؟ نه بابا، این فازِ آدم‌ بزرگاس

شاید فقط از بلند کردنِ چیزی کوفته شدی

فقط به کوالسکی بگو امشب نمی‌تونم بیام

ورا: نه، امکان نداره. می‌دونی وقتی دورهمی‌ها رو نمی‌ریم کوالسکی چه شکلی می‌شه

وقتی کوکتل‌های کوالسکی رو از دست می‌دیم

ببین، من دستام معجزه می‌کنه

از عمه گلوریا بهم ارث رسیده

می‌آم خونت کمرت رو جا می‌ندازم

و بعدش از اونجا با هم می‌ریم «دِیلی»

نه ورا، نمی‌خوام بیای اینجا

همگی: اون دیگه رفت

لعنتی. (تلفن قطع می‌شود)

خب، خیلی یهویی شد

شماها باید برید

من منتظر دالتون می‌مونم. همون‌جا می‌بینمتون. لالا: نه

من می‌مونم. من نیروی جایگزینم

گیبز: نه، من هستم

کوالسکی یه کم پیش داشت بدجور گیر می‌داد بهم

اگه قبل از اینکه منو ببینه چند تا لیوان بزنه

شاید بی‌خیالم بشه

پولانکو: من... احتیاج به

رندی: سلام. کمکی از دستمون برمی‌آد؟

باید

باید گزارش بدم

جدی؟ (سرفه کردن)

چی شده؟ مرد، امشب چقدر الکل زدی؟

من می‌برمش بازداشتگاه مست‌ها

شماها برید دیگه. نوکرتم گیبز

گیبز: اوم-هوم

خدایی، چرا دیشب «چیرز» رو نگاه نکردی؟

گیبز: مری جو، هنوز نرفتی؟

گیبز. از دالتون خبری نشد؟

قرار بود امشب اون مامور کشیک باشه

باید به پلیس نظامی زنگ بزنیم

تا این یارو رو منتقل کنن به بازداشتگاه مست‌ها

گیل، نکنه باز یادت رفت

برنامه دالتون «زیرزمینی» رو بهش بدی؟

می‌دونم بهش می‌گیم زیرزمینی

ولی کلاً یادم می‌ره که دفترش اون پاییناست

کارت شناسایی همراهت داری؟ هوم؟

دارید آرایش می‌کنید؟

پاتوق «دِیلی» امشب فقط مخصوص بچه‌های «ان‌آی‌اس» هست

کسی نیست که بخواید روش تاثیر بذارید. نادیا: اوه

خب، گیل روی جِی‌جِی کراش داره

واسه همین فکر کنم یه آرایش چشم اسموکیِ غلیظ کار رو تموم کنه

خدا به دادمون برسه

آره، یه تفنگدار مست اینجا دارم

کاپیتان برایان پولانکو

آره، پولانکو

برو «دِیلی». من حواسم بهش هست

از اینکه یکی اینجا ابتکار عمل به خرج می‌ده خوشم می‌آد

این خیلی خوبه گیبز. واقعاً خوشم اومد

باشه. آره، به زودی می‌بینمت. ممنون

روشم اسپری پاشید. گیبز: چی گفتی؟

پولانکو: یکی به من اسپری پاشید

دیشب

داشتم می‌رفتم سمت خونه‌ام که یهو

به صورتم اسپری پاشیدن

یعنی می‌گی بهت حمله شده؟

اوه، لعنتی. کاپیتان؟ حالت خوبه؟

پولانکو؟ گیل، به اورژانس زنگ بزن. چی؟

آمبولانس لازم داریم! هی، چه اتفاقی داره می‌افته؟

گیبز: نمی‌دونم. فکر کردم مسته

یه جای کار می‌لنگه. گری، برو عقب. برو عقب

پولانکو. به من نگاه کن

برایان! برایان؟

More Farsi Persian subtitles for NCIS: Origins

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left