முதல் 200 வரிகள்.
قاضی با آزاد شدنت موافقت کرد. این هم معاون، بنت
ایشون قراره بین خونه و دادگاه همراهیت کنه
مأمور، اه، واسکز و
مأمور روت
آقای لنون، افسر راونتری ماشینش رو متوقف کرد
اسمش تو لیست تحتتعقیبها بود تا بازداشتش کنن
ما فقط تحویلش دادیم
به کی؟ - به مأموری به اسم واسکز
یه مقاله درباره صنعت سوختهای زیستی
و نگرانیهایی بابت کلاهبرداری وجود داره
دوشیدن سیستم
تو از یه منبع تو سازمان حفاظت از محیط زیست نقلقول کردی که درباره شرکتها حرف میزد
که سعی دارن سیستم رو دور بزنن
اگه منبعم بخواد ناشناس بمونه، نمیتونم لوئش بدم
میتونم اطلاعاتت رو بهشون بدم
دکتر شولتز، ممنون که باهام ملاقات کردید
چه کمکی از دستم برمیآد؟ من برای یه وکیل کار میکنم
واقعاً به کمکتون احتیاج دارم
یه نظریهای دارم که میخوام پیگیریش کنم، اما باید با افبیآی حرف بزنم
آقای هالر، دیگه با هم بیحساب شدیم
از فروشگاه اومدم بیرون و تا به خودم اومدم، دیدم گری مرده
کارتر، اوضاع خرابه
من این کار رو نکردم. درباره این شاهد عینی بهم بگو
رفتم تو. گری رو کف زمین افتاده بود. گفت: «کارتر»
کارتر خیلی بدشانسه. طرف تا لحظه مرگش زنده مونده که شناساییش کنه؟
گوش کن، میخواستم ببینم میتونی یه نگاهی به یه چیزی برام بندازی؟
معلوم شده جنین فرینیو تو دبیرستان عشقِ بازیگری بوده
دارم به چی نگاه میکنم؟ آلبوم فارغالتحصیلیش
اونا با هم بزرگ شدن
لطفاً بگو که احضاریه رو به گازاریان دادی
هدف از بودنت اونجا اینه که آمارشون رو داشته باشی
احضاریهت رو بگیر
چطوری از بادیگاردها رد شدی؟ - اون نگران ما نبود
نگران اونا بود
سیسکو، چی شده؟ یه مشکلی پیش اومده
روی چمنها دراز کشیده بودم
صبحِ یه یکشنبه تو هفته پیش
غرق در شکست خودم بودم
میدونم که دیگه دست خودمه
اگه خوشیِ من رو بدزدی
حواسم هست که خیلی غرق نشم
اگه خوشیِ من رو بدزدی
حواسم رو جمع میکنم و سر پا میمونم
اگه خوشیِ من رو بدزدی
جلوی آفتابم رو گرفتی
عزیزم، باید بریم. همین الان
تو دیگه کدوم گوری هستی؟
گازاریان مرده. باید بریم
مگر اینکه بخوای منتظر بمونی تا نوبت خودت برسه
یا اگه ترجیح میدی، میتونی با پلیس حرف بزنی
جنین
باید بریم
همین الان
خانم برگ
متوجه هستید که الان تقریباً ۱۵ دقیقه است دادگاه رو معطل نگه داشتید؟
صمیمانه عذر میخوام، جناب قاضی
اما متأسفانه اتفاق غیرمنتظرهای افتاده
چه جور اتفاقی؟
با اجازه دادگاه، یه نفر رو دیروقتی به لیست شاهدانمون اضافه کردیم
جناب قاضی، اصلاً چه شهادتِ مرتبطی
ممکنه این شاهد ارائه بده؟
این نامه علتِ مرتبط بودنش رو توضیح میده
همونطور که از مهرِ پست مشخصه، دفتر من تازه دو روز پیش این رو دریافت کرد
نمیخواستم وقت دادگاه رو بگیرم تا وقتی که از صحتش مطمئن بشیم
اما اجازه دادم که شاهد رو منتقل کنن
به بازداشتگاه ایالتی، محض احتیاط
میدونم این کار غیرمعموله
اما معتقدم هیئت منصفه در هر صورت حق داره این رو بشنوه
آقای قاضی، این دیگه از غیرمعمول هم گذشته. بیانصافیه
ما اصلاً وقتی برای آمادگی در مقابل این شاهد نداشتیم
درک میکنم، جناب قاضی
اما داریم درباره زندانیِ یه زندان ایالتی حرف میزنیم
کی میدونه چقدر طول میکشه تا دوباره بتونیم بیاریمش؟
علاوه بر این، فکر میکنم آقای هالر کاملاً با این شاهد آشنایی دارن
خانم برگ، من از غافلگیری خوشم نمیآد
مخصوصاً اونایی که مجبورم براشون صبر کنم
با این حال، اگه این حرفها منطقی باشه، هیئت منصفه حق داره بشنوه
جناب قاضی
حکم من همینه، خانم مکفرسون
امروز به اندازه کافی وقت تلف کردیم. هیئت منصفه رو بیارید تو
اشتباه میکردیم. درباره چی؟
«سورپرایز اکتبر» همینه، نه اون چرتوپرتها درباره ایمیلِ سم
تا آخرِ روز صبر کرد تا این فکر رو تو سرِ هیئت منصفه بندازه
تا فردا هم نمیتونیم بهش پاتک بزنیم
دادستانی از لیسا ترمل میخواد که در جایگاه حاضر بشه
خانم ترمل، میتونید بگید در حال حاضر کجا سکونت دارید؟
ندامتگاه زنان کالیفرنیا در چینو
اونجا زندانه؟
بله
و چرا اونجا زندانی هستید؟
به خاطر قتل غیرعمد به ۱۵ سال حبس محکوم شدم
میتونید جزئیات اون جرم رو بهمون بگید؟
من شوهرم رو کشتم
دفاع شخصی بود
توی یه ازدواجِ پر از خشونت بودم، و
پیمونهم پر شد
و آقای هالرِ متهم رو از کجا میشناسید؟ وکیلِ شما بودن؟
نه، برای اون پرونده نه
پس تو یه پرونده دیگه؟ بله
قبلش، من متهم به قتل شده بودم
یه سازنده املاک به اسم میچل باندورانت
اما من بیگناه بودم و هیئت منصفه هم همین رو گفت
منظورتون اینه که تبرئه شدید؟
درسته
و میتونید توضیح بدید که چطور متهم وکیلِ شما شد؟
من سرآشپزم
یا لااقل قبلاً بودم
و، اوم... میکی همیشه تو رستوران من غذا میخورد
من به یه وکیل نیاز داشتم
پول زیادی نداشتم
اما خبرِ قتل خیلی صدا کرده بود، برای همین
حدس میزنم اون هم فرصتی دید تا خودش رو سرِ زبونها بندازه
گفت نگران پول نباشم
گفت یه جوری با هم کنار میآییم و من هم بهش اعتماد کردم
به خاطر رابطهمون
رابطه وکیل و موکلیتون؟
نه
رابطه عاطفیمون
نظم رو رعایت کنید
دیگه تکرار نمیکنم
خانم برگ، انتظار دارم این شهادت رو مرتبط و در راستای پرونده نگه دارید
متوجه هستم، جناب قاضی
خانم ترمل
دارید میگید که وارد
یه رابطه صمیمانه
با شخص متهم شدید؟
بله
موقعی که وکیلتون بود؟
خب، به محض اینکه پروندهم رو قبول کرد، وانمود کردیم که رابطهمون تموم شده
اما منظورم اینه که
پایِ زندگیم وسط بود
و میدونید، اون اوایل خیلی مهربون بود
حتی بهش اعتماد کردم و بهش گفتم که شوهر سابقم چقدر بدرفتار بوده
اشتباه بزرگی بود
جناب قاضی، میشه لطفاً به آقای هالر تذکر بدید
که جلوی هیئت منصفه فیلم بازی نکنه؟
آقای هالر، خودتون بهتر میدونید. عکسالعملهاتون رو کنترل کنید
عذر میخوام، اما سخته که در برابر این همه دروغِ
آقای هالر
بهتر میدونید که نباید اظهارنظر کنید. بهتون اخطار داده بودم
تو زندان کلاهبردارِ حرفهایتری شده
خب، خانم ترمل
گفتید که آقای هالر بهتون اطمینان داده بود
که میتونید درباره پرداختِ دستمزد یه راهی پیدا کنید
پیش اومد که سرِ این موضوع با هم اختلاف پیدا کنید؟
بله. میتونید بیشتر توضیح بدید؟
میکی سعی کرده بود روی یه قرارداد مذاکره کنه
برای حقِ امتیازِ داستانِ زندگیم، به عنوانِ دستمزدش
اما اون موقع یه دوستی داشتم
یه پادکستر به اسم هنری دال که اون کار رو دستش گرفت
میکی از این موضوع خوشش نیومد
برای همین وقتی دادگاه تموم شد و دوربینها رفتن
میکی خیلی عصبانی بود که پولی بهش نرسیده
برای همین هم ازم انتقام گرفت
منظورتون چیه که ازتون انتقام گرفت؟
اوه، گفت اگه نتونم پولش رو بدم، برام عواقب داره
عواقبِ جدی؛ و بعدش تا به خودم اومدم
دیدم پلیس اومد دمِ درِ خونهم تا من رو به جرم قتل شوهرم دستگیر کنه
خودتون دیگه تا تهش رو بخونید
میدونم کارم اشتباه بود
اما همونطور که گفتم، دفاع شخصی بود
دیگه نمیتونستم اون بدرفتاریها رو تحمل کنم
و به تنها کسی اعتماد کردم که قسم خورده بود رازداری کنه
پس برای شفافسازی، خانم ترمل
دارید میگید که اعتقاد دارید
آقای هالر رازداری وکیل و موکل رو زیر پا گذاشته
فقط چون از دستتون عصبانی بود که نتونستید پولش رو بدید؟
اعتراض دارم. شاهد داره گمانهزنی میکنه
جناب قاضی، من فقط دارم نظرِ شاهد رو میپرسم
رد میشه
شاهد میتونه جواب بده
طبق تجربه من، تنها چیزی که برای میکی مهم بود
پول بود
بیخیال. این دروغه. تو خودت بهشون گفتی
تو تنها کسی بودی که خبر داشتی. من هیچوقت رازداریِ وکیل و موکل رو نشکستم
نظم رو رعایت کنید! یه بار دیگه از این داد و بیدادها راه بندازید، به جرم اهانت به دادگاه بازداشتتون میکنم
و خانم برگ، همین الان شاهدتون رو توجیه کنید
ایشون فقط وقتی باید حرف بزنه که وکیل ازش سؤال میپرسه
البته، جناب قاضی
جناب قاضی، من باید به این روندِ شهادت اعتراض کنم
بر اساسِ فکتهاییه که مدرکی براشون نیست
دادستانی داستانی رو تحویلِ هیئت منصفه داده که همهش حدس و گمانه
خانم مکفرسون، اینها مواردیه که میتونید تو بازجویی متقابل بررسی کنید
اعتراض رد میشه
ولی متأسفانه الان دیگه برای این کار دیره
فردا برمیگردیم
و انتظار دارم همه یادشون باشه که اینجا دادگاهه
شاهد مرخصه
ختم جلسه رو اعلام میکنم. اعضای هیئت منصفه توصیهها رو به یاد داشته باشن
سیسکو، کجایی؟
دقیقاً بیرونِ سندیگو
میک
یه خبر بد دارم
گازاریان مرده
چی؟ چطوری؟
از بالکن هتل شیرجه زد پایین
مطمئنم کارِ هموناییه که من رو لتوپار کردن
لعنتی. آخه چرا آدمهای خودش باید بخوان اون بمیره؟
منم دارم سعی میکنم همین رو بفهمم. گازاریان؟
اصلاً با عقل جور در نمیآد
No comments yet. Be the first to leave one.