Hard Hit

Hard Hit (발신제한)

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

வெளியீட்டு விவரம்

Balsinjehan 2021 720p BluRay DD5 1 x264-playHD
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian Balsinjehan 2021 زیرنویس فارسی فیلم

குறிச்சொற்கள்

bluray
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2026-03-15
பதிவிறக்கங்கள்: 18
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

دستا بالا

به جرم نخوردن صبحانه بازداشتی

بیدار شو، بیدار شو، بیدار شو

بابا، هنوز بیدار نشدی؟

گفتی بیدار می‌شی

فقط پنج دقیقه‌ی دیگه

این رو سه بار گفتی

دست از سرم بردار

خسته‌م

مامان

باز دوباره گفت پنج دقیقه

نایب رئیس

بله قربان

خب، باید چکش می‌کردی

پس چرا نایب رئیس داره به من زنگ می‌زنه؟

یادت نره، کلاس FC 1 همیشه آمار شعبه‌مون رو بالا نگه داشته

این دفعه باید فشار رو بیشتر کنی، باشه؟

باید همه‌چی رو بهت یاد بدم؟

خیلی خب

اون عقب

توپ و کیف‌ها چی؟

بابای دوستات تا حالا براشون توپ فوتبال با امضای بازیکنا گرفتن؟

من بهترینم، نه؟

پسش بده

اینجا یه بوی عجیبی می‌ده

چون تو بو دادی

داری چیکار می‌کنی؟ دارم می‌برمشون مدرسه

فکر کردم گفتی نمی‌تونی

قرارم رو جابه‌جا کردم

جلسه‌م عقب افتاد

تو برو به کارت برس

بله رئیس؟

طرح پیشنهادی آماده‌ست؟

آره، خوب از آب دراومده

باشه

ببین، گوش کن

دارن شعبه «بوجئون» رو تعطیل می‌کنن. نایب رئیس امروز صبح بهم گفت

متوجهم. پس یعنی

واقعاً داره اتفاق می‌افته

آره

قضیه داره بیخ پیدا می‌کنه

گوش کن، واقعاً باید دلِ «پارک» رو به دست بیاریم

یه کم دیگه اونجا می‌بینمت. حتماً

«یه-این»، گوشی

مال من نیست

شماره ناشناس

این مال مامانته؟

نه

فکر کنم راننده گوشیش رو جا گذاشته

بله؟

صبح بخیر قربان

از ماشین خوشت میاد؟

یه سری اطلاعات حیاتی درباره این ماشین دارم

بابا

بیخیال. داری چیکار می‌کنی؟

این عکس رو کی گرفتین؟

جزیره «ججو»! پارسال

پارسال؟

این عکس پروفایل مامان تو فیس‌بوکه

جدی؟

وقتی رفتیم تو اونجا نبودی

شما مدیر مرکز بانکداری اختصاصی بانک «بارون»

آقای «لی سونگ-گیو» نیستین؟ شما کی هستین؟

زیر صندلی‌ت یه بمبه

کسی پیاده شه؟ بازی تمومه

ممنون که گفتی

شماره ناشناس

هوی، ببین

برات عجیب نبود که ماشینت یه بوی دیگه‌ای می‌داد؟

اون ماشین مثل بچه‌ت می‌مونه

باید متوجه می‌شدی

چی داری میگی؟

رو بمب نشستی

اگه پیاده شی، بوم

ریموت بمب دست منه

با جی‌پی‌اس دارم موقعیتت رو ردیابی می‌کنم

کار احمقانه‌ای نکن

بابا، تشنمه

هی، «مین-جون»

وقتی بابا داره با تلفن حرف می‌زنه، حرف نزن

آخی، بچه‌هات هم اونجان؟

روز خیلی خوبی رو انتخاب کردم

اگه

دقیقاً همون‌طوری که می‌گم عمل نکنی

تو و بچه‌های کوچولوی نازت فردا رو نمی‌بینین

حرفم رو باور نمی‌کنی؟

راحت باش، پیاده شو

خب؟ هی، منتظر چی هستی؟

بنزین نمی‌زنی؟

واقعاً متأسفم

یه کم سرم شلوغ شد

می‌تونی برام انجامش بدی؟

اینجا ایستگاه خودسرویسه

همه‌جا نوشته

می‌دونم، فقط

می‌شه کمکم کنید؟

حتماً قربان

خب، تو کی هستی؟ چی می‌خوای؟

اصلاً حالی‌ت نیست، نه؟ چرا، حالی‌مه

بهم بگو چی می‌خوای

چی می‌خوام؟

چیزی که می‌خوام اینه که تمام حواست به من باشه

برو جلو

دستت رو ببر زیر صندلی

قراره چی پیدا کنم؟

یه بمب حساس به فشاره

می‌دونی چه شکلیه؟ یه چیزی شبیه به

پا گذاشتن روی مین‌ـه

بهم اعتماد کن. هیچ نفعی از دروغ گفتن بهت نمی‌برم

پس حالا فهمیدی

کنترل اوضاع دست منه

پس واقعاً نباید حرف‌هام رو

انقدر دست‌کم بگیری

قربان، کارتتون

درسته. ممنون

چی می‌خوای؟

نهصد و شصت هزار دلار پول نقد جور کن

اطلاعات حسابم رو برات پیامک می‌کنم

یک میلیون و هفتصد و بیست و شش هزار تا به حسابم بزن. چی؟

اگه نزنی، مُردی

بابا؟ از مدرسه «مین-جون» رد شدی

صبر کن، پیاده نشو

چرا نه؟ کمربندت رو دوباره ببند

گوش کن و همون کاری که می‌گم رو انجام بده

باشه؟

بابا، چه اتفاقی افتاده؟

چرا چون از دست مامان عصبانی هستی، سر ما داد می‌زنی؟

معطل نکن. بهشون درباره بمب بگو

ها؟

یه آدم روانی بهم می‌گه توی ماشینمون بمب گذاشته

احتمالاً کلاهبرداریه. بمب؟ مگه میشه

جدی میگی؟

می‌دونم. دیوانه‌کننده‌ست، نه؟

باید به پلیس زنگ بزنیم؟

دختر باهوشیه

مثل خودت

برای بار آخر می‌گم

هر کسی پیاده شه، منفجر میشه

با کسی تماس بگیری

منفجر میشه

عصبانی‌م کنی

منفجر میشه

این دیگه چه

«مین-جون»

اون توپ امضا شده کجاست؟ اون پشت

هی بابا، من پیاده می‌شم و بهشون نشونش می‌دم

همون‌جایی که هستی بمون

فقط محض احتیاط، باشه؟ بیاین همین‌جا بمونیم

بچه‌ها، بچه‌ها

«مین-جون» نمی‌تونه باهاتون بیاد. شما برین

و لطفاً از ماشین فاصله بگیرین، باشه؟

از ماشین برین عقب

همین الان

برین عقب! خداحافظ «مین-جون»

چرا اون‌طوری سر دوستام داد زدی؟

احتیاط کردن ضرری نداره. محض احتیاط، باشه؟

الو؟

این باید معاون مدیرت باشه

جانگ-هو آهن - مدیر شعبه

الو؟

لطفاً صبر کن عزیزم. قربان

قربان، یه مشکلی پیش اومده

می‌تونین امروز رو بدون من بگذرونین؟ دیوونه شدی؟

می‌دونی امروز چقدر برامون حیاتیه؟

یه یارویی بهم زنگ زده می‌گه توی ماشینم بمب گذاشته

صبر کن. صبر کن، بذار من

اون تمام دار و ندارم رو می‌خواد، وگرنه ما رو منفجر می‌کنه

قربان، صدام رو دارین؟

به منم زنگ زدن. کجایی؟

ما بیرون گالری همسرم هستیم

با باهاش حرف بزن

سعی کن آرومش کنی

و پول رو آماده کن

دوباره بهت زنگ می‌زنم

قربان

عزیزم، تمومش کن

اگه پیاده شیم می‌میریم. نه

آخه چته تو؟

آقای «لی»، لطفاً می‌شه کمک کنین؟

شوهرم نمی‌ذاره برم سر کار

ایده‌ای داری کار کیه؟

اصلاً! آدرسم، شماره تلفنم و حتی اسم بچه‌هام رو هم می‌دونست

اوه، بیخیال

لابد فقط اسممون رو گوگل کرده

خیلی خب، باشه. همون‌جا بمون، باشه؟

آخه تو کِی توی کره بمب‌گذاری دیدی؟

هی، حرکت کن

باشه بابا! دارم میرم! دارم میرم

یه لحظه همون‌جا بمون، باشه؟

بیخیال آقای «لی». شما دیگه چرا

اگه پیاده شیم، می‌میریم

هی، صبر کن «جانگ-هو». می‌تونی طرح پیشنهادی رو بهم بدی؟

سعی می‌کنم جلسه‌مون با «پارک» رو عقب بندازم

جدی؟ الان این موضوع انقدر مهمه؟

خودت رو جمع و جور کن

نگو که نمی‌دونی چه چیز مهمی در میونه

بابا

جیش دارم

یه کم دیگه تحمل کن. هوی، عوضی

شنیدم. دارم می‌رم

More Farsi Persian subtitles for Hard Hit

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left