முதல் 200 வரிகள்.
سلام به طرفدارای زوج «جافائل»
امیدوارم بتونید دهنتون رو قرص نگه دارید
چون جین و رافائل مخفیانه دارن میرن
سراغ کشف احساساتشون نسبت به هم
دیگه کی داره پنهانکاری میکنه؟
وکیل پترا، جین راموس، یا همون جی.آر
ببینید، اون داره با یه سری آدمای مشکوک همکاری میکنه
تا پترا رو بندازه پشت میلههای زندان
انگار درست از دلِ یه تلنولا دراومده، نه؟ خب، حالا اینو تصور کنید
پدر جین بیخیالِ کارش شد تا تمرکزش رو بذاره
روی خانهداری و مراقبت از دختر کوچولوش، «بیبی»
فقط مشکل اینجاست که این کار تهِ کسالت و بیحوصلگی از آب دراومد
دیگه کی گیر کرده؟ جینِ خودمون
آخه دچار خشکیِ قلم شده بود
و بدتر از اون
پترا قراردادِ نوشتن یه کتاب رو بست
ایول
و بعد این اتفاق افتاد
جین، میای کتابم رو برام بنویسی؟
حالا که حرف از همکارای پیچیده شد
آلبا هنوز داره با خورخه کار میکنه
اونم بعد از اینکه پیشنهاد ازدواجش رو رد کرد
نه. واسه همینم، اون بیخیال شد
و «آبوئلا»ی ما رو مجرد و آمادهی آشناییهای جدید باقی گذاشت
پس سانروف رو باز کنید
چون قراره اینجا حسابی داغ بشه
دوستان، تکامل جنسی جین گلوریانا ویانوئوا
مراحل زیادی رو پشت سر گذاشت
گل رو مچاله کن، جین
ترس
باید بس کنیم! انکار
وسوسه
حالم خوبه! واقعاً دلم میخواد این کار رو بکنم. من
مذاکره
واو. چه حسی داری؟
خوب. حس خوبی دارم
پذیرش
رهایی
و در نهایت
بذار فقط صندلی رو بخوابونم
رابطه جنسی توی ماشین
نه، نه، نه. صبر کن، صبر کن، صبر کن
نمیخوام این کار رو بکنم
دیوونه شدی؟
نمیتونیم دفعهی اول رو توی ماشین انجام بدیم
ماچ
معلومه که میتونیم. نه
اوه، هی. نه، نه، نه
عمراً. اونم بعد از اونهمه قضاوتی که دربارهی اون بوسه کردی
من به فضای کافی برای تکون خوردن نیاز دارم
باشه، پس بریم بالا توی آپارتمانت
دخترا تا ۱۵ دقیقهی دیگه میرسن اینجا
و لازم نیست عجله کنیم
کل هدفِ این مخفیانه قرار گذاشتن اینه که ببینیم
میتونیم یه زوجِ عادی باشیم یا نه
پس اول میبرمت بیرون
یه قرارِ عاشقانه
اوه. چقدر رمانتیک
سعیتو بکن قرار کوتاهی باشه
بذار پروفایلِ همسریابیت رو ببینم
هنوز آماده نیست
بیخیال دیگه. بذار ببینم چی نوشتی
خب، شروع خوبیه
یه ذره... خشک و رسمیه
میخوام مردِ مناسبی رو جذب کنم
روحانیها و راهبها؟ چون با این پروفایلی که داری
فقط همونا میان سراغت
ایش، راهبها
راستش اصلاً از این
دم و دستگاهِ آشناییِ آنلاین خوشم نمیاد
خیلی بیروح و غیرشخصیه
دلم میخواد طبیعی با یکی آشنا شم
باشه. پس چشم بگردون و یه حرکتی بزن
وگرنه خودم اون پروفایل رو تغییر میدم
و تو رو به عنوان یه آدمِ «عشقِ حال» معرفی میکنم
حق نداری پروفایلم رو «سایهنویسی» کنی
این هنرت رو بذار واسه کتابِ پترا
هنوزم باورم نمیشه قبول کردی این کار رو بکنی
آبوئلا، وقتی این رو بفروشیم، میتونم از کافه استعفا بدم
علاوه بر این، باعث میشه یه مدتی مجبور نباشم به
داستانهایِ رمانتیک و پُر از آبوتابِ تلنولایی فکر کنم
نگو که دلم خونه
اونا چیان؟
قالبهایِ کتاب
میخوام ببینم پترا از کدومشون خوشش میاد
متأسفانه
با هیچکدومِ اینا حال نکردم
ولی اشکالی نداره، چون تا ندونیم از چی بدمون میاد
چطوری قراره بفهمیم از چی خوشمون میاد؟
درسته. خوشحالم که تو این زمینه تونستم کمک کنم
نمیخوام کارم تقلیدی باشه
میخوام برندِ خودم رو بسازم
منظورم اینه که من شباهتی به «مارتا استوارت»
«کریسی تیگن» یا «بتنی فرانکل» ندارم
من یه زنِ تاجرم، نه یه سلبریتی
که فقط اسمش رو چسبونده باشه روی یه کسبوکار
هی، به کریسی تیگن توهین نکن. اون واقعاً یه اسطورهست
من این هتل رو با دستای خودم از صفر ساختم
میخوام این کتاب نشون بده چقدر سخت کار کردم
هی
معلومه که اون دستگاههای «پلهزن» باید رو به پنجره باشن
ببخشید. اِ، شما نگفته بودید
آره، اینم نگفته بودم که نذاریدشون
سر و ته. این دیگه بدیهیه. داریم باشگاه رو بازسازی میکنیم
من قبل از اینکه چیزی رو بیارم تو هتل، تستش میکنم
من اینقدر دقیقام. ببین، کتاب باید
دربارهی همینجور چیزا باشه
آره، فهمیدم. عالی به نظر میاد
فقط باید قالبِ کار رو بدونم
تا بفهمم دارم چه جور کتابی مینویسم
قالبِ کتاب خودِ منم
واسه این کتاب، فراتر از چهارچوبها فکر کن
شاید
شاید اصلاً یه کتابِ معمولی نباشه؟
شاید به شکلِ من باشه؟
یا به شکلِ هتل؟ فهمیدم
میدونی، میتونیم بعداً دربارهی شکلِ کتاب تصمیم بگیریم
فعلاً باید یه طرحِ پیشنهادی ارائه بدیم
خب، به نظرت بیشتر یه زندگینامهست؟
یا، اِم، بیشتر یه کتاب دربارهی سبکِ زندگیه؟
یا مجموعهای از داستانها؟
یا تلفیقی از هر سه تا؟
باشه، ولی بیشتر تو کدوم دستهبندی قرار میگیره؟
بیا دستهبندیش نکنیم
عکس داره یا نداره؟
با من با تحقیر حرف نزن، جین
معلومه که با این مدلِ مویِ جدیدم، عکس هم داره
ببین، معذرت میخوام
واقعاً دلم میخواد این یه همکاریِ لذتبخش باشه
راستش منم همینطور
و مدلِ موت هم خیلی قشنگه
میدونی، فقط داریم توی فرضیات گیر میکنیم
بذار رو طرح پیشنهادی کار کنم. من سابقه کار تو انتشارات رو دارم
میتونم سه سوته ردیفش کنم
عالیه. نقشهی خوبیه
برو جلو و بنویس، جین
از پسش برمیای
غلت بزن
بیا دیگه، «بیبی»
بهت ایمان دارم
از عضلاتِ شکمت استفاده کن
اوه، چه خوب که خونهای
سلام. کلاسِ رقص چطور بود؟
عالی
عاشقِ تدریس بدونِ مسئولیتِ
اداره کردنِ یه استودیو هستم. تو چی؟
پیشرفتی تو غلت زدن حاصل شد؟
هنوز نه، ولی داریم سخت روش کار میکنیم
منم حس میکنم دارم توی رؤیا زندگی میکنم
عزیزم، حالت خوبه؟
البته
یعنی اصلاً از تصمیمت پشیمون نیستی
که خونه بمونی و از «بیبی» مراقبت کنی؟
دارم زجر میکشم، «زو»
تمام کاری که «بیبی» میکنه خوابیدن و پیپی کردنه
و خوابیدن و پیپی کردن و خوابیدن
فکر میکردم خونه موندن با اون سرگرمکننده و رضایتبخش باشه
ولی حوصلم سر رفته و شاکیام
و من یه هیولا هستم
تو هیولا نیستی
خانهدار بودن و بچهداری واقعاً سخته
پس به نظرت عیبی نداره که بیخیالش بشم؟
چی؟ نه
تو هنوز شانسِ واقعی به این کار ندادی
ولی من دارم زجر میکشم
تو فقط به معاشرت با آدمیزاد نیاز داری
اونم از نوعِ بزرگسالش. باید عضوِ یه گروهِ والدین بشی
از اون گروههایی که سلبریتیها توشن هم هست؟
لازم نیست دور و برِ سلبریتیها باشی
فقط والدینی معمولی که همون حسی رو دارن
که تو داری
خب، جین
فقط ساختارِ کتاب رو از نو ابداع کن
بدونِ صفحه، بدونِ فصل، بدونِ کلمه
ولی قطعاً با یه راوی
ایدهی خوبیه
فقط ذهنت رو آزاد بذار. راحت باش
خشن
خیلی بهتر شد
پترا قوی، مصمم و پُرانگیزهست
بهم بر خورد
رسماً بهم توهین شد
این تنها راهِ توصیفِ حسِ منه
«من تلاش میکنم محیطِ کاریای بسازم
که صمیمی و اهلِ تعامل باشه»؟
من عمراً همچین چیزی بگم
این... این خیلی زیادی
لطیفه؟ تهوعآوره
و رک بگم، من
حس میکنم اینجا مورد قضاوت قرار گرفتم
من فقط یه ذره تلطیفش کردم تا چهرهی بهتری ازت نشون بدم
تا به فروشِ کتاب کمک کنه. چهرهی بهتر واسه کی؟
من از این زن متنفرم. و من خودم رو دوست دارم، جین
واقعاً متأسفم
قصدم توهین بهت نبود
میدونم
ببین، دوستی و خونوادهمون برام خیلی مهمه
واسه منم همینطور
پس شاید بهتره از این رابطه محافظت کنیم
و من برم یه سایهنویسِ دیگه پیدا کنم
No comments yet. Be the first to leave one.