Courage Under Fire

Courage Under Fire

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

வெளியீட்டு விவரம்

Courage Under FirePersian
கருத்துரை வழங்கியவர் william wallas
بهترین و کاملترین زیرنویس مطابق با زمانبندی فیلم

குறிச்சொற்கள்

other
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2011-10-05
பதிவிறக்கங்கள்: 50
காது கேளாதோருக்கானது: Yes

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

ممکنه الان صداي انفجار بمب ها رو بشنوين

اگه هنوز با ما هستين، مي تونين الان صداي انفجار بمب ها رو بشنوين

اونا دارن مرکز شهر رو بمباران مي کنن

حالا مي تونيم صداي انفجار ها رو بشنويم

در فاصله غرب مرکز بغداد

رک و راست من هرگز اونجا نبودم

اما اين درست شبيه اينه که ما در مرکز جهنم هستيم

تعداد 28 کشور

با نيروهايي در منطقه خليج

با تمامي تلاش ها و اقدامات معقول آمده اند

براي رسيدن به ثبات در آرامش

انتخابي وجود ندارد

بجز بيرون کردن صدام از کويت توسط اعمال زور

عمليات بزرگي شروع شده است

بزرگترين عمليات

مقاصد ما

در منطقه خليج فارس روشن است

اهداف ما مشخص شده است

عراق بايد از کويت عقب نشيني کند

بطور کامل و بلافاصله

و بدون شرط

آزادي کويت

هم اکنون وارد مرحله نهايي شده است

بنابراين من دستور استفاده از تمامي نيروهاي موجود را داده ام

که شامل نيروهاي زميني است

براي خارج کردن نيروي نظامي عراق از کويت

در اين نقطه اين امر اجتناب ناپذير بنظر ميرسد

که جنگ زميني تنها چندين ساعت ادامه دارد

پيتر ارنت، بغداد

هرگز براي يک دقيقه هم دشمن رو دست کم نگيرين

اما يادتون باشه که ما سربازان بهتري هستيم

ما با تجهيزات بهتري مي جنگيم، ما آموزش بهتري ديده ايم و خيلي باهوش تر هستيم

کمبود خواب، سربازان ما 46 تا 48 ساعت

بيدار بوده اند فاصله خودتون رو حفظ کنين

سوالي هست؟

بياين يک دعاي کوچيک کنيم

خداي عزيز، از ما محافظت کن

همانطور که ما از کشورمان که شجاعانه دوستش داريم محافظت مي کنيم

ما را در پناه خود حفظ کن تا همگي براي ديدن خانواده و بچه هايمان به خانه برويم

آمين

آمين

بياين همه اونا رو بکشيم

بويلر، حالت خوبه؟

لعنتي، آره

ـ نت، بيا اونا رو منفجر کنيم ـ توي بغداد مي بينمت

بله، قربان

خرج کمکي قابل حمل در عمليات

قربان، گلوله خرج کمي داره حاضر ميشه

ـ خرج کمکي بار گذاري شد ـ مشخص شد

گزارش پرسنل

ـ راننده آماده ـ راه انداز آماده

تيرانداز آماده دادن يک درس جديد به صدامه

باشه، بويلر؟

گرفتم

تمام اعضاي يوز پلنگ، من يوزپلنگ 6 هستم گزارش قرمز 1. تمام

تمام عناصر سابر، من سابر 6 هستم

برين

سابر 6، من يوزپلنگ 6 هستم

اينجا جاي خوشي نيست

مجوز تلاش براي تغيير مسير. تمام

دريافت شد، يوزپلنگ 6 به آرايش چکش خطي در بياين

ـ بدون غافلگيري. دريافت شد؟ ـ دريافت شد

من دارم از جناح راست حمله مي کنم پيشت برميگردم. تمام

تماس. قربان در فاصله 3500 متري نور مي بينم

ـ بسيار خوب ـ صبر کن. اونا هيچ محدوده اي ندارن

قربان، فاصله 2500 متر و داره نزديک ميشه

آماده روشن کردن

قربان، تماس گرفت. اون توي محدوده است

ـ زود باش، بذار کونش رو بترکونم ـ آتش

توي راهه

آره، آره

آره، آره، آره

ـ پاتلا، يک هدف ديگه واسم پيدا کن ـ آماده شد

ـ مشخص شد ـ آتش

آتش

ما اونو زديم

سابر 6، آزادي 6

ما دشمن رو در محدوده

مشخصات 2-4-9-8 مجبور به عقب نشيني کرديم

تعقيب شما بايد در محدوده 7-6-5 راه فرار اونا رو قطع کنه

دريافت شد، آزادي 6

ـ پياده نظام ـ پياده نظام

آتش بس، آتش بس

زود باشين، زود باشين

سابر 6، من يوزپلنگ 6 هستم

ادامه بده، يوزپلنگ 6

من توي ميدان مينم، تکرار مي کنم، مين

من بايد از اينجا بيام بيرون

به سمت آرايش چارلي حرکت کنين

يوزپلنگ 6 به تمامي يوزپلنگ ها بياين از اين جهنم بريم

اون چيه

لعنتي

تمام واحد هاي سابر، من سابر 6 هستم

ما الان يک تانک رو از دست داديم کسي تيرانداز رو مي بينه؟

ـ من چيزي نديدم ـ اونا از کجا اومدن؟

کدوم خري داره به ما شليک مي کنه؟

آزادي 6، ما تانک هاي دشمن رو زديم

دارن در محدوده 7-6 عقب نشيني ميکنن

ـ پاتلا، اون از تانک هاي ماست؟ ـ گفتنش سخته

سريع بفهم که هست يا نه

لعنتي. دارن ما رو ميزنن

نت، چه اتفاقي داره ميفته؟

آزادي 6، ما تانک هاي دشمن رو در جناح خودمون زديم تماس داريم

من يوزپلنگ 6 هستم

آرايش دشمن به حالت دلتاي خطيه. تمام

ـ پاتلا، يک هدف واسم پيدا کن ـ قربان، فکر کنم يکي پيدا کردم

هدف پيدا کردي يا نه؟

فکر کنم

تيرانداز، خرج کمکي، تانک

مشخص شد. بالا

آتش

قربان، اون الان شليک کرد

اونا دارن به ما شليک مي کنن

ـ راه انداز ـ قربان، بالا

آتش

آره. اون يکي

بسيار خوب

سابر 6 ما الان يوزپلنگ 6 رو از دست داديم

ـ ما اونو زديم ـ سابر، تو فقط دوستانه اونو روشن کردي

صداتو شنيدم. ما... چي؟

واي خداي من

تو بويلر رو زدي، لعنتي

سابر 6، نت، چه خبره؟

پاتلا، اون از تانک هاي ما بود؟

قربان، اون شليک کرد

به ما يا به تي72؟

نمي دونم

به ما يا به تي72؟

نمي دونم

خدايا

سرهنگ سرلينگ، همين الان گزارش وضعيت کنين

قربان، ما در تيررس اونا هستيم

قربان

يا عيسي مسيح، سرهنگ

من دستور آتش دادم

پس با تجهيزات حرارتي خودت

تانک هاي در حال سوختن و دود تيره و تار دستگاهي

تو نتونستي تفاوت بين تي54 و آبرام رو بگي

من باور دارم که ما

من بايد تفاوتش رو مي دونستم

حتي با دوربين ديد در شب

اگه زير آتش نبوديم

اما، تحت اين شرايط، هيچ راهي براي گفتن تفاوت مدل ها نبوده

تحت اين شرايط

من فکر مي کنم که هيچ راهي براي تشخيص دادن تفاوت مدل تانک ها نبوده، اما

هيچ راهي واسه گفتن تفاوت نبوده

متشکرم، سرهنگ

تمام چيزيه که ما لازم داريم

دارن ما رو ميزنن

ما تانک هاي دشمن رو در جناح خودمون زديم ما تماس داريم

ما الان يوزپلنگ 6 رو از دست داديم

تو يک دوست رو زدي

سرهنگ سرلينگ؟

بله

حالتون خوبه؟ مي تونم يک چيزي واست بيارم؟

آره، من خوبم. خوبم

آره، مي توني يک فنجون قهوه واسم بگيري

الان ميارم

ديشب در مهماني باناسيک دلمون واسه شما و مرديت تنگ شده بود

من ديگه خيلي پير شدم که بخوام با شما جوون ها برقصم

اما مرديت نه، پس بهش بگين که دفعه بعد بدون شما بياد

باشه. بهش ميگم

دفعه بعد

سرهنگ سرلينگ

ـ هرشبرگ خط 5. قهوه داره مياد ـ ممنون

بله

واشينگتون پست؟

درباره؟

بله، من اونجا بودم

موضوع گزارش عموميه

خوب، خيلي از شما ممنونم، آقاي

ـ گارتنر ـ ممنونم آقاي گارتنر، اما من حرفي واسه گفتن ندارم

خير، قربان

خير، قربان

خوب، پس ميام

درسته

قربان، سرهنگ سرلينگ اينجا هستن

بن

من باهات حرفي ندارم تو حتي به مهموني سالگرد من هم نمياي؟

تو و سيلويا يک ماهي با هم بودين؟

اونطوري که اون با اون تفنگدار نيروي دريايي مي رقصيد، اين رابطه يک هفته ديگه دوام نداره

احتمالاً آخرين مهماني سالگرد من باشه

بخاطر من اونجا بودي؟

موضوع چيه؟

هي، نت

باهات حرف دارم

بن، اوضاع چطوره؟

قربان، دير ميگذره

ـ قربان، ممکنه يک چند تا چيز رو به شما بگم؟ ـ سريعتر

والدين ستوان بويلر

بويلر؟

تام بويلر. اون در البصره مرد

اون مدت زيادي در کنار من بود

ـ از ويرجينيا، درسته؟ ـ درسته، قربان

والدينش واسه من نامه نوشتن اونا شايعاتي شنيدن

مي دوني که نمي تونيم درباره اين بحثي کنيم بايد واسه اونا بهونه بياري

ـ بله، قربان، اما ـ بهشون بگو که اون در حين عمليات مرد

ـ اون يک قهرمانه. اين تمام چيزيه که اونا ميخوان بدونن ـ بله، قربان، اما موضوع فقط والدينش نيست

ما يک تماس

از واشنيگتون پست داشتيم

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left