முதல் 200 வரிகள்.
صدای زنگ
سوسیس یا هاتپات؟
هاتپات، لطفاً
چیپس یا سیبزمینی آبپز؟
امم، چیپس، لطفاً
تو چی میخوای رفیق؟ امم... میتونم یه شکلات کرانچ با کستارد نعنایی داشته باشم؟
بله، شکلات کرانچ داریم
اما فکر نکنم دیگه کستارد نعنایی داشته باشیم
لُل، کستارد نعنایی دیگه نداریم؟
اگه جلو چشمت نیست، این پشتمشتها هم نداریم
هنوز کلی کافیویپ داریم
کافیویپ داریم. کافیویپ میخوای؟
میدونم
لُل، این بوی کستارد نعنایی نیست که میاد؟ اوه، برو بیرون! بیرون! بیرون
ببخشید، ببخشید. برو بیرون
تو چی میخوای؟
فقط یه ذره ناهار. اگه راه داره یه کم از اون کستارد نعنایی. نه، هیچی نمونده
کافیویپ داریم
کافیویپ دیگه چه کوفتیه؟
قهوه. زدهشده
اه، لُل! دستکم بگو امروز چیپس دارین؟
اون پشت چیپس داریم لُل؟ نه، امروز دیگه چیپس نداریم
چی؟ ای بابا، لُل. چرا همیشه چیپس تموم میکنی؟
همه چیپس دوست دارن. خب بیشتر درست کن
مردمو شاد کن. یه کم دیگه چیپس درست کن. خواهش میکنم، لُل
بیشتر درست کن
تموم شد؟
به جاش چی بخوریم؟
اگه ادامه بدی یه جفت پا میره تو شکمت، گجت
میخوام سیبزمینی آبپز درست کنم. من سیبزمینی آبپز دوست ندارم. برو بیرون
هر چی بهت میدن کوفت میکنی. حالا هم برو اون پشت منتظر بمون
اینجا دیگه از ریخت و قیافه افتاده
بیا، خودش اومد
اوضاع چطوره، گجت؟
زیاد خوب نیست، رفیق
مگه چی شده؟
خب، سیبزمینی آبپز داریم
چیپس نداریم
برای دسر هم کافیویپ داریم
اوه، کافیویپ که خوبه
داری مسخره میکنی؟ نه بابا، خوشمزهست
مامانم همیشه درست میکنه. خیلی ردیفه
واسه چی اخم کردی؟ مجانیه دیگه
بحث پولش نیست، مگه نه میلک؟
بحث خاطرهبازیه، نه؟ واسه همینه که میایم اینجا
من اصلاً نمیفهمم یعنی چی
یعنی خوردنِ غذاهایی که قدیما وقتی خوشحال بودیم میخوردیم، وقتی بچه بودیم
آخه کی تا حالا سیبزمینی آبپز خورده و خوشحال شده؟
«اوه، بفرما یه دیس پر از سیبزمینی آبپز. دمت گرم مامان، عالیه!»
نگران نباش، گجت، اون روزای خوب دوباره برمیگردن
واقعاً برمیگردن؟
برمیگردن؟
میخندند
موسیقی: آهنگ "There She Goes" از گروه "The La's"
ما بعد از یازده سال و نیمِ فوقالعاده، برای آخرین بار خیابون داونینگ رو ترک میکنیم
و خیلی خوشحالیم که بریتانیا رو ترک میکنیم
درحالی که تو وضعیت خیلی خیلی بهتریه
نسبت به زمانی که یازده سال و نیم پیش اومدیم اینجا
خیلی ممنون. خداحافظ
سلام پسر خوشگل
اوه، بیا. کدوم گوری بودی؟
آره، هیچجا. طبق معمول
گجت مثل مأمور افبیآی داشت درباره ناهار مدرسه استنطاقم میکرد
به خدا قسم، یه بوهایی برده
بو برده؟ آره. بگو ببینم چی شده
خب، قضیه... قضیه... قضیه ناهارهاست
قضیه اون پرسهاییه که میگیره. اون چیزیه که بهش میرسه
چی گیرش اومده؟ میدونه، میدونه اون چیزی که تو کیسه ماست، تو کیسه اون نیست
دارم بهت میگم. از کجا میدونه؟
از کجا میدونه؟ اصلاً امکان نداره بفهمه میلک، وقتی تو کیسهست
آره، ولی خب تا حالا تو کیسه رو ندیده
چون تا الان یه جوری دستبهسرش کردم
ایول پسر. ولی بوشو میفهمه
دارم بهت میگم، یارو وقتی بحث غذای سرخکردنی باشه مثل سگ شکاری میمونه
خب حالا واقعاً چی... چی گیرش اومده؟
ببین وودی، مشکل اینجاست، واقعاً دلم براش میسوزه
امروز گیرش سیبزمینی آبپز و کافیویپ اومد. اوه، گندش بزنن
مجبور شدم تظاهر کنم که کافیویپ دوست دارم، درحالی که حالم ازش به هم میخوره
دیگه نمیتونم این فشارو تحمل کنم
منظورت چیه که نمیتونی تحمل کنی؟
یه جورایی تقصیر خودته، نه؟ چون
چطور؟ خب، تو فقط باید تو کارت بهتر باشی
خیلی خب، پس اینم یه راه حل. یه راه حلِ خیلی خوب
فردا من مراقب بچهها میمونم... اوه، نه
و تو... آره! و تو، تو برو با اون سر و کله بزن
نه. وسط مسابقه که اسب عوض نمیکنن، مگه نه؟
اصلاً کی تا حالا همچین کاری کرده؟
اگه میخوای این قضیه زود حل بشه، از تو صف بکشش بیرون
باشه، همینه. باید از تو صف بکشمش بیرون
گوش کن، اگه بکشمش بیرون چی میشه؟
وقتی بحث غذا باشه، خیلی موذی میشه. چیکار میکنه؟
مستقیم میره پیش آقای اسکیپر، شک نکن
میره تو اون دفتر
میزنه کل کاسه کوزهمونو جمع میکنه
دیگه نمیدونم... چی میخوای بهت بگم؟
باید دربارهش فکر کنم. تو هر چیزی تو زندگی خنگه، الا غذا
غذا، میدونم، میدونم
این اصلاً درست نیست
چی درست نیست عزیزم؟
غذا کش رفتن از بچهها
من از بچهها نمیگیرم
اگه ما نخوریمش، میره تو سطل آشغال. اینا مال نوبت آخره
اینجا تو کابینتها کلی غذا هست، شان
منطقِ دو مایل پیادهروی واسه یه ذره غذا رو نمیفهمم. مثل هم نیستن، مگه نه؟
آدم نمیتونه یه ناهار مدرسه خوب رو تو خونه درست کنه
اصلاً درست نیست! چی؟ سوسیس و چیپس؟
مگه سوسیس و چیپسِ من چشه؟
هیچی، فقط... نمیدونم
هیچکس نمیدونه، مگه نه؟
فقط ناهارهای مدرسه خیلی بهتر از ناهارهای معمولیه
این سوسیسه دیگه ریقش دراومده
خاکستری به نظر میاد
شان، الان وقت خوبیه که درباره دانشکده حرف بزنیم؟
نه، نه، نیست
هیچوقت وقت خوبی واسه حرف زدن درباره دانشکده نیست
خودت میدونی که باید یه فکری به حالش بکنی، شان
مامان، من نمیخوام برگردم دانشکده! صد بار بهت گفتم
چرا نه عزیزم؟ ...میلیونها بار گفتم، چون مزخرفه
همه افادهایان. من وصلهی اونا نیستم
به درد من نمیخوره. نمیخوام برم
تو اون نمایش مدرسه عالی بودی
اوه، دوباره شروع شد، نه؟
خب، اگه ادامه داده بودی، فکر کن الان کجا بودی
مامان، من از اون دوره کوفتی متنفر بودم. خودت میدونی
شان، تو از اون دوره متنفر نبودی
از این متنفر بودی که گیر کردی لای پاهای اون دختره
نمیدونم چه فکری با خودت کردی؟ چقدر آبروریزی بود
عین حقیقته
نمیخوام دربارهش حرف بزنم، مامان
میدونم تو... نمیخوام دربارهش حرف بزنم، مامان
میدونم به خاطر میشل ناراحتی. میدونم
درکت میکنم. مامان
ولی نمیتونی کل زندگیتو اینجا بشینی
با نشستن تو اون خونه، هیچوقت با یه دختر درست و حسابی آشنا نمیشی
با کشیدنِ اون سیگارهای مشکوک مثل اونا. مامان
اولاً، دلم واسه "اسمل" تنگ نشده، دوماً امشب اتفاقاً دارم میرم بیرون
کجا میری؟
میرم سمت شهرداری. از این برنامههای "مدچستر" هست
دیگه این "مدچستر" کوفتی چیه؟
خب، مثل دیسکوئه. تا حالا اسم "استون روزز" یا "هپی ماندیز" یا اینجور چیزا رو نشنیدی؟
چرا، شنیدم اتفاقاً
وقت تلف کردنه. آدم نمیفهمه چی دارن میگن
انگار یه شستشوی اساسی لازم دارن
و یه خواب درست و حسابی و یه اصلاح مو
موسیقی: آهنگ "Hallelujah" از گروه "Happy Mondays"
واقعاً خیلی زیادهخواهیه اگه یه نصفه سیگار بخوام یا...؟
راستشو بخوای رفیق، مسئله پیدا کردنِ همون نصفه سیگاره
پس یه ذره از اون ترکیبِ خودت بده
سه چهارمش ردیفه
ایول داداش، دمت گرم
خیلی ممنون
چی؟ این چه برنامه ایه؟
باید اسمشو میذاشتن
تلویزیونِ باسن تو باسن
این مسابقات کُشتی کجه، کِل
یه ورزشه
مسخرهست. یه ورزشه
این ورزشکارا رو ببین، دارن ورزش میکنن. جنگجوئن
جنگجو. کجای اینا جنگجوئه؟ اصلاً واقعی نیست
جنگجوئن. آموزش دیدهان
بدنشون برای مبارزه با همدیگه ورزیده شده
پس داری بهم میگی که الان تمام توجهت
جلبِ اون شرتهای تنگ و چسبونشون نشده؟
آره، همین رو میگم. آخه چرا باید به شرتهاشون نگاه کنیم؟
اون لکه عرقشو ببین. از اون پایینتنه و خشتکش شروع شده
داره سخت کار میکنه، مگه نه؟ و عرقش تا بالا پیش رفته
اینا عرق میکنن چون
اینا گلادیاتورهای عصر جدیدن، رفیق
فقط شیر کم دارن اینجا
و یه آدم که اون کارها رو بکنه
شرط میبندم که تو هم یه ذره
تحریک شدی! خفه شو بابا
موسیقی: آهنگ "Pour Some Sugar On Me" از گروه "Def Leppard"
اوه، این دیگه چه کوفتیه؟
خدا میدونه
باورنکردنیه پسر
واقعاً داره به گوشهام توهین میشه
این قشنگ تجاوز به گوشه
کجا رفت؟
ایست
شوخی کردم. پلیس نیستیم
فلیپ و هیگی. از دیدنتون خوشحالم
خوشحالم جفتتونو میبینم
تیپتون خیلی باحاله پسر
جفتتون خوب به نظر میاین
مثل همیم. دمت گرم. اتفاقی نیست
اون آهنگِ شما بود؟ دقیقاً
مزخرف بود پسر. گوشخراشه. بیخیال بابا. صداش بلنده
شما فازتون چیه؟ استون روزز و این حرفا؟ آره
بچهبازیه. بچهبازیه؟ آره. قشنگ
و یه کلاهبرداریِ به تمام معناست. آره
آهنگ "Elizabeth My Dear". کلاً ده ثانیهست
تو اون ده ثانیه میخوای چیکار کنی؟
نمیشه با ماشین دور دور کرد
نه تو ده ثانیه. نه تو ده ثانیه
باحال بود. دور دورِ ده ثانیهای. دمتون گرم بچهها. عالی بود
چه مرگتونه پسر؟ واسه چی اینجایین؟
اتفاقاً خوب شد گفتی هارو
دنبال یه کم از اون... "موادموان" هستم، بی زحمت؟
چی؟ بیخیال هارو، خودت میدونی چی میگه رفیق
No comments yet. Be the first to leave one.