IT: Welcome to Derry

IT: Welcome to Derry

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 1

வெளியீட்டு விவரம்

IT Welcome to Derry S01E06 In the Name of the Father 720p HMAX WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 6 IT: Welcome to Derry 2025 زیرنویس فارسی سریال

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2025-12-01
பதிவிறக்கங்கள்: 138
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

.نمی‌خوام برم

.اون پایین چیزی برای ترسیدن نیست

.بیا

.دختر خوب

اسمت چیه عزیزم؟

.میبل

.خب، میبل

دلقکه بهت گفته اینجا ببینیش؟

.می‌تونی به من بگی

.اشکالی نداره. عزیزم، اشکالی نداره. فقط یه بالونه

.پناه بگیرید بچه‌ها

.چیزی که تو نمی‌فهمی اینه که من می‌تونستم همون‌جا بکشمت

.ولی به جاش، مجبور شدم بهترین دوستم رو توی تابوت بفرستم خونه

.چون ازم سرپیچی کردی

.بیخیال بابا. این عادلانه نیست. تو می‌دونی چی عمو پالی رو کشت

.چیزی که من می‌دونم اینه که یه پسری دارم که اصلا عقل تو کله‌ش نیست

.باشه، لیروی. شارلوت، متاسفم

.تو باید از این قضیه کنار بکشی. تو اونجا نبودی

.این چیز می‌تونه قیافه‌شو عوض کنه

.مثلاً، می‌تونست توی ذهنم رو ببینه

.لی، چطور ممکنه؟ نمی‌دونم

.ولی اینو می‌دونم که اینا بازی‌های ذهنی نبود

.این واقعی بود. این محکم بود

.سربازهای آموزش‌دیده رو کشت. بابا، من می‌دونم چی کار می‌تونه بکنه

.چند بار افتاده دنبالمون و قرار نیست دست برداره

.خب، اینجا که نمی‌تونه بهت دست بزنه. خارج از دری

.پس از الان به بعد، بدون اجازه من از اتاقت بیرون نمی‌ری

متوجهی؟

.نه

.نه عزیزم، الان به حرف بابا گوش بده

.نه! تو همیشه به من گفتی یه مرد نباید از مشکل فرار کنه

.اینکه چی باعث میشه زندگی ارزش پیدا کنه، دوستاییه که پیدا می‌کنی

.و ریسک‌هایی که می‌کنی. خب، من الان دوست دارم بابا

.من دوست دارم و اونا به من نیاز دارن

.و من کنارشون می‌مونم، درست مثل کاری که تو می‌کردی

.تو من نیستی

.آره، می‌دونم. می‌دونم من تو نیستم چون هرگز نمی‌ذارم دوستام بمیرن

!لیروی

.متاسفم پسرم. اون به تو هم سرایت کرده

.به سرت زده. نه

!بیا اینجا پسرم. از من دور شو

اون چیه؟

.زیر آب بود وقتی دلقکه دنبالم میومد

...شروع کرد به درخشیدن، و

...و تقریباً جوری بهش نگاه می‌کرد که انگار

انگار می‌ترسید...

می‌ترسید؟ واقعا؟

.آره

...بعد عقب رفت و فقط

ناپدید شد...

می‌تونم ببینم؟

.من نگهش می‌دارم

.باشه

.شبیه هیروگلیف‌هاست. فکر می‌کردم اونا مصری بودن

.همه تمدن‌های باستانی هیروگلیف دارن. این یک کلمه یونانیه

.دقیقاً

...هر چی که هست، اگه این موجود ازش می‌ترسه

شاید بتونیم ازش استفاده کنیم...

.همه‌مون با هم برمی‌گردیم پایین

.و می‌کشیمش

واقعاً انتظار داری به حرفت گوش کنیم؟

.تو همونی هستی که از اول ما رو کشوندی اون پایین

نزدیک بود بمیریم. و حالا می‌خوای برگردیم؟

.تو دیوانه‌ای

چی به من گفتی؟

لیلی؟

!فقط بدهش... دست بهش نزن

فکر می‌کنی من اینو می‌خواستم؟

.اگه می‌تونستم برگردم، اصلاً از اول به خونه تو نمی‌اومدم

.تو اون بالا توی باجه بودی. ندیدی

.من تنها کسی بودم که از اون سینما زنده بیرون اومد

...و متی برگشت و به ما گفت که شانس این وجود داره که

فیل هنوز زنده‌ست؟...

من باید چی کار می‌کردم؟

...اگه اون روز به خونه من نیومده بودی

احتمالاً اونا هنوز زنده بودن...

.و پلیس‌ها بابای منو مثل یه حیوون شکار نمی‌کردن

.تنها چیزی که می‌خواستم این بود که بهت کمک کنم

.چه کمکی کرد؟ کاش هرگز تلاش نمی‌کردم

.بچه‌ها... و کاش هرگز تو رو نمی‌دیدم

لیلی بین‌بریج! نمی‌فهمی؟

.این همون چیزیه که اون می‌خواد! که ما رو بندازه به جون هم

!اونا نباید هرگز تو رو از جونیپر هیل بیرون می‌آوردن

.من میرم مطمئن شم حالش خوبه

...اون منظوری نداشت. نکن

.فقط... فقط تنهام بذارید

هالوران؟ کجا بودی؟

.نمی‌تونم بهت بگم

باشه. جای خوبی به نظر می‌رسه، آره؟

.آره، فردا شب یه برنامه راه می‌ندازیم

.چند تا خانم، کمی موسیقی... اینجا رو افتتاح می‌کنیم

.آره، قراره خیلی خوش بگذره

.لعنتی

به این نیاز داری؟

.بیشتر از اونی که فکرشو بکنی

حالت خوبه؟

.آره

.این لعنتی یخچالش نشتی داره. باید عوضش کرد

.کف‌پوشش داره می‌پوسه

.من این بطری "پاپ" رو تموم می‌کنم

.یه چرت بزنم عقب

.نمیشه

.یه چیزی هست که باید در موردش حرف بزنیم

.بگو

باور می‌کنی؟ انگار دست‌بردار نیست

.تا وقتی که یکیمون بمیره

ما به زور از اون تونل‌ها جون سالم به در بردیم،

حالا دوباره داره سعی می‌کنه ما رو دو دستی تقدیم اون چیز کنه؟

!این حتماً مغزش تاب برداشته

تو با من موافقی، مگه نه؟

.آره. قطعاً

فکر می‌کنی زیاده‌روی کردم؟

...یعنی

...شاید کردم، ولی

.فقط خسته‌ام

.از ترسیدن خسته‌ام

.می‌دونم

.منم همینطور

ویلیام دوبویس هنلون؟

!همین الان اون کله شقت رو بنداز تو این ماشین

دوبویس؟

.تو هم، خانم کوچولو

من؟ چرا؟

شماها فکر می‌کنید بزرگ شدین؟

...لعنتی. آیا این

...این همون لعنتی‌ایه که فکر می‌کنم؟ آره، ولی

.پوستر این مرد رو همه جای شهر زدن، رگی

.واسش جایزه گذاشتن و همه‌چی

.نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه

!خواهش می‌کنم، من... من... خواهش می‌کنم. نه، نه، نه. نه. نه

.خانم هنلون از ما پرسید که می‌تونیم اینجا پنهانش کنیم

چی باید می‌گفتم؟

.فکر می‌کنم داری کلی دردسر رو اینجا دعوت می‌کنی

.اون میگه یه نقشه داره که اونو از شهر ببره بیرون

.فقط چند روز وقت می‌خواد تا همه چی رو روبه‌راه کنه

خب، انتظار داری چی کار کنم؟ تحویل یه مشت اوباشش بدم؟

.نگاه کن، من... من خودم رو مخفی می‌کنم

.من پنهان می‌مونم. من... من... قول می‌دم، آقا

.من از این اتاق بیرون نمی‌رم. خواهش می‌کنم

.خواهش می‌کنم

.من الان به این دردسرا احتیاج ندارم

کجاست؟ بابا؟

!رونی؟ بابا

!رونی! رونی

!بابا! وای خدا! وای خدا

.عزیزم

.دلم برات تنگ شده بود! بذار نگات کنم

.خوبی؟ بذار ببینمت. دلم برات تنگ شده بود

.خیلی دلم برات تنگ شده بود. منم دلم برات تنگ شده بود

.همه جا دنبالت بودیم

.اشکالی نداره عزیزم. هیچ‌کس از اینجا خبر نداره

.فقط چند تا خلبان رنگین‌پوست از پایگاه

.خیلی متاسفم

!متاسفم که ترکت کردم. هی

.ممنونم که این کار رو کردی

.منو از این قضیه بکش بیرون

.خیلی متاسفم

چطور پیدات کردن؟

.یکی از دوستام واسه من با خانم هنلون تماس گرفت

.کی؟ داستانش طولانیه، عزیزم

.مهم اینه که ما با همیم و با هم می‌مونیم

.هیچ‌کس دیگه قرار نیست ما رو از هم جدا کنه، هرگز

دیگه هرگز، باشه؟

آره، بذار امتحان کنن. باشه؟

.دلم برات تنگ شده بود. دلم برات تنگ شده بود

می‌خوای در مورد اتفاق امروز صبح حرف بزنیم؟

.من پیشتم. هواتو دارم

.دختر عزیزم

.همه چی خوب میشه

تو امنی. تو امنی، باشه؟

.اشکالی نداره. اشکالی نداره. اشکالی نداره، عزیزم

.هی. هی

.ترسوندی منو. ببخشید

.فکر نمی‌کردم کسی اینجا باشه

.اینجا چیکار می‌کنی؟ هنوز نتونستی یکی رو تو خیابون اصلی بندازی

.می‌خوای امتحان کنی؟ باید چشممو دوباره پانسمان کنم

چسبش به سختی کنده میشه. کمک می‌خوای؟

.من چند سال پیشاهنگ بودم

.ترفند کندن چسب زخم رو بدون درد بلدم

.واقعاً چندش‌آوره

چیکار می‌کنی؟

.چی؟ اگه یه کم خیسش کنی، راحت جدا میشه

.نه با تف تو. اشکالی نداره

.آب دهن در واقع خواص ضدعفونی‌کننده داره

فکر نمی‌کنم این درست باشه. کی می‌دونه؟

.علم دائم در حال تغییره. اینو ویل میگه

.باید حرف‌هاش رو در موردش بشنوی

...دیدی؟ راحت

.آسوده

وحشتناکه، مگه نه؟

.نه، باحال‌ترین چیزیه که تا حالا دیدم

.از اینجا به بعد رو خودم انجام می‌دم. ممنون

عجب دیوونه‌بازی‌ای بود قبلش، مگه نه؟

.لیلی و رونی واقعاً به جون هم افتادن

.آره

...آره، من فقط

...فقط یه حس بدی دارم. انگار که

.این قضیه هنوز با ما تموم نشده

...و اگه مجبور بشیم تنها باهاش روبرو بشیم، پس

.می‌دونم

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left