முதல் 150 வரிகள்.
گرفتیش؟
آره
افراد ایشتار به زودی اونجا میرسن
باید همین الان بیای اینجا
نذار بگیرنت
تو واقعاً دختر موتون (پیر) هستی
هرگز به این شک نکن
بیا
پیداش کردی؟ آره
اون با اونه. اون گرفتتش. من اونو زنده میخوام
پراکاش داداش! پراکاش داداش!
اون اینجاست. نگاه کن!
چرا منو اینجا صدا زدید؟
اون فقط گفت که شما باید اینجا باشید
مشکلی هست؟
اطلاعی ندارم. اون توضیح میده
باشه
اون کیه؟ از همین اطرافه
یه محلیه
میشه بهش اعتماد کرد؟
معلومه. اون مثل برادر کوچیکمه
بیا
تو هنوز زندهای!
اصلاً عوض نشدی دختر!
پیر شدی
این چیه؟
واست خریدمش
باید بخونیش
خیلی از این کتابا اومدن و رفتن
نه اینکه واقعاً مهم باشن
اون کیه؟
این جوزف دومینیک؟
اون یه اسم مستعاره
اسم واقعیش نیست
به هر حال، از بین تمام کتابهایی که تو این ژانر خوندم،
این یکی به خاطر جزئیاتش برجستهتره
از کتاب افسانهای آیتحیامالا ما هم پرجزئیاتتره
خوشت میاد
دفعه بعد که بیای شاید من نباشم
اما پسرم اینجا هست
اون همه چی رو میدونه
سعی کن تو چشم نباشی
خودتو تو دردسر ننداز
کومار بقیه کارا رو انجام میده
باشه
و اینم آلفا قنطورس
میتونی کنترل رو بدی به من؟ 4.37 سال نوری از ما فاصله داره
هی! غذا سفارش دادی؟ نه
پس کی پشت دره؟ احتمالاً نایژل
چیه؟
ها! خب...
وای نه!
آنو!
همون کارای همیشگی، آره؟
سلام... سلام
حالا چی؟ این اسکاریاست، دوستپسر منه
ها؟
داریم میریم زیر یه سقف
خب که چی؟ اسکاریا به گربه حساسیت داره
خب؟ یعنی نمیتونم جنگو رو نگه دارم
کی؟
باید اونو پس بگیری
چی؟ عمراً!
تو اونو به من هدیه دادی. من؟
نمیخوام اونو به کس دیگه ای بدم
گمشو!
سانی هدیههاشو پس نمیگیره
تازه
آقای وینو به گربه حساسیت داره
اَه! تو و این وینوِ لعنتیت!
همین دلیل جدایی ما بود!
تو که دیگه به کسی نیاز نداری، مگه نه؟
آنو، اون بهترین دوست منه!
آره، میدونم
تو فقط تمام روز نشستی مشروب میخوری، از زیر کار در میری
و سربار خانوادهت شدی، مگه نه؟
اون اصلاً هنوز مدرک پزشکیشو گرفته؟
تو چی؟!
دیدید! نه!
تو هفت هشت ماه گذشته هیچ کاری نکردی
از وقتی کار BPO رو ول کردی، نه؟
من دارم روی برنامهی تحصیلات عالیام کار میکنم! برو بابا!
تو فقط نمیخوای کار کنی. همین!
و اون ولگرد بیمصرف کجاست؟
لعنتی! آنو، بس کن
من دیگه از توهینات خسته شدم
فقط گربهم رو بده به من
من ازش مراقبت میکنم
بیا اینجا
میدونی کرِه، مگه نه؟
آره. لطفاً خوب ازش مراقبت کن، باشه؟
اون یه موجود کوچولوی بی آزاره
بیا، بگیرش. بیا اینجا
آهان، پس شما همهش اینجا بودین، آقا؟
آره، بودم
این همون ولگردیه که در موردش حرف میزدم!
بیخیال. یه گربه بیشتر نیست، مگه نه؟
ما ازش مراقبت میکنیم
آره
بیخیال، ناراحت نباش
یه دختر جدید اومده آپارتمان روبرویی ما
خوشگله. ریز به ریز بهم بگو
چی پوشیده بود؟ اوف! بیعرضه!
هِی!
این یارو کیه؟
کی؟ هان؟
این یارو هنوز نرفته؟
دوست روپاست
نمیره؟
بابا، بذار همونجا بخوابه. بیا بریم
دخترا منتظر ما نمیمونن
مشکلی که نیست، مگه نه؟ اصلاً!
مثل یه پسر معصوم میمونه
ممکنه بیشتر لازم داشته باشم
میارمش
پس شیفت شب رو ترجیح میدی؟
آره، بعدازظهر کلاس دارم. پس شبها بهتره
برامون خوبه
به زِد خوش اومدی
ببین اینو!
اینو نگاه کن!
داداش! داداش!
منو یادت میاد؟
پس حوزه رو ول کردی؟
آره
این رو ترجیح میدم
بیشتر میخوای؟
نه، خونه غذا میخورم
هی، اون دخترهست!
آروم! دختر؟ کدوم دختر؟
بهبه! خوشگل همسایه!
نگران نباش. چیزی نیست
بفرما
اومده بود منو ببینه
اگه کاری داشت، بگو به من زنگ بزنه
باشه
چطوره یه نخ آتیش کنیم و همینطور که آسمون رو تماشا میکنیم، راه بریم؟
آره!
اوه! نگاه کن! یه شهابسنگ!
کجاست؟ اونجاست! میبینیش؟
ساکت شو! اون یه پروازه!
پرواز؟ آره! قطر ایرویز!
واقعاً پروازه؟ شهابسنگه، نه؟
خب، این شهابسنگها اصلاً از کجا میان؟
نمیدونم.
با اون همه ستارهبینی با اون تلسکوپت...
واقعاً هیچ سرنخی نداری، نه؟
من همهشو میدونم. لازم نیست به تو توضیح بدم.
آماده!
اما اون کی میتونه باشه؟ کی؟
No comments yet. Be the first to leave one.