Onoda: 10,000 Nights in the Jungle

Onoda: 10,000 Nights in the Jungle

Onoda, 10 000 nuits dans la jungle

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

வெளியீட்டு விவரம்

Onoda 10000 Nights in the Jungle 2021 webdl
கருத்துரை வழங்கியவர் Phoenix Translation Team
تیم ترجمه ققنوس

குறிச்சொற்கள்

webdl
web
TS
WEBDL
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2022-02-06
பதிவிறக்கங்கள்: 42
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

تيــــم ترجـــمه .:: قـقـنوس ::. .تــقــديم ميـــکـــند

هرگونه انتشار و پخش اين زيرنويس تنها با ذکر اسامي مترجمين مجاز است

ديروز

سپتامبر 15, 1974,

مرد جواني وارد شد

دقيقا قبل از من که همين کارو کرده بودم

تنها اومد

اونها گفته بودند

ما برميگرديم و ميبريمتون

هر چقدر که بخواد طول بکشه

برمي گرديم

وقتي گلهاي اقاقيا ريختند

پس از عبور از کوه و رودخانه هايي که در چانگچون خواهيم ديد

حالا ديگه هيچ راهزني وجود نداره

خورشيد روي برف غروب ميکنه

شمشير من اشک مي ريزه

نيروها در بيابان شن پيشروي مي کنند

هر چند کلاهخودهاي ما در خط مقدم

براي وطنمون يخ ميزنه

تا الان سختي هاي خيلي زيادي کشيديم

من برميگردم

وقتي گلهاي اقاقيا ريختند

پس از عبور از کوه و رودخانه هايي که در چانگچون خواهيم ديد

حالا ديگه هيچ راهزني وجود نداره

خورشيد روي برف غروب ميکنه

شمشير من اشک مي ريزه

نيروها در بيابان شن پيشروي مي کنند

هر چند کلاهخودهاي ما در خط مقدم

براي وطنمون يخ ميزنه

تا الان سختي هاي خيلي زيادي کشيديم

و تا انتهاي زمستان خواهيم جنگيد

خداحافظ

نيروها در بيابان شن پيشروي مي کنند

هر چند کلاهخودهاي ما در خط مقدم

براي وطنمون يخ ميزنه

تا الان سختي هاي خيلي زيادي کشيديم

پاشو

.. اين آخرشه

منو بندازيد زندان

چي تموم شد ؟

تو مي خواستي خلبان بشي . مگه نه ؟

اين آهنگي که داشتي ميخوندي .. توي

فاحشه خانه ها يادش گرفتي ؟

خجالت نکش

فکر کردي من سرگرم شدن با زنها را بلد نيستم ؟

تا حالا زني را شناختي ؟

زمان مناسبي براي

فکر کردن درباره دخترها نيست

ادامه بده

به من بگو

من وارد مدرسه افسري شدم

تا خلبان بشم

ولي بهم گفتند خلبان نميشي

چون سرگيجه داري

اما بعدش گفتند يک راهي هست

اونها فقط تا اندازه اي بنزين مي زنند

تا به کشتي هاي آمريکايي برسند

نه براي اينکه برگردند

بهم گفتند چيزي بهم ميدن که

سرگيجه و حتي ترس را از بين ميبره

اما تو نتونستي . مگه نه ؟ ولي چرا ؟

اونودا

به من نگاه کن

من سرگرد تانيگوچي يوشيمي هستم

تا به حال در مورد ضميمه فوتاماتاي مدرسه ناکانو چيزي شنيدي ؟

تو قرار نيست خلبان بشي

اما راه هاي ديگري هم براي کسب افتخار وجود داره

ميدوني چرا خلبان نشدي ؟

چون نمي خواستي بميري

از نوشيدن به همراه پدرت سرپيچي ميکني ؟

من ديگه مشروب نميخورم

تو ؟

کي همچين حرفي زده ؟

هنوز نميدونم

چطور؟

حتما يک فکري تو سرت هست

برادرت با ستاد کل روابط خوبي داره

...اون ميتونه نه . متشکرم

بدن تو متعلق به وطنته

اونو به دشمن نسپار

اگر اسير بشي

از اين براي پايان دادن به زندگيت استفاده کن

آماده اي که زندگيتو به امپراطور بدي ؟

بهم بگو

4،30 بعد از ظهر،: ورود به لوبانگ، مورد استقبال کاپيتان هاياکاوا قرار گرفتم

آمريکايي ها لوزون را گرفتند

دارند نزديک مي شوند

حمله آنها گسترده خواهد بود

فرودگاه بايد در سريعترين زمان نابود بشه

سپس امکانات بندري در ويگو، تيليک و لوک

يک مورد اضطراري ديگه ذخيره مهمات و مواد غذايي در کوهستانه

متشکرم آقايون

.. صبر کنيد . ما بايد

ما حرفهاتونو شنيديم قربان

جوخه کشتي کاميکازه، ستوان سوهيرو

ستوان اونودا

دستورات شما قابل پيگيري نيست

اينها دستورات هستند

اين راه مقابله با دشمن نيست

تا ناوگان دشمن در معرض ديد قرار گرفت تيم من وارد عمل خواهد شد

منو به اينجا فرستادند تا يک مقاومت خود مختار را آماده کنم

به همين دليل من بايد پادگان را رهبري کنم

مستقيما بله . دستورات نه

کاپيتان هاياکاوا فرمانده است

مشکلي نيست

فرماندهان تصميم گرفتند استراتژي جديدي داشته باشند جنگ چريکي

من دستورات رسمي دارم

نيروهاي ما به زودي دوباره کنترل آسمان را به دست خواهند گرفت

بي تجربگي شما بهتون خدمت ميکنه

خوبه

يکم بنوش . داريم ميريم

افراد ميخوان اينجا براي گذراندن شب استراحت کنند

چندتاشون مريضند

گوش کن

نميدونم به چي عادت کردي ولي ديگه زمان بيکاري نشستن نيست

بريم

چطور جرات کردي پشت سر من عمل کني ؟

تو اين مردها را خسته کردي

ديگه ازشون چي ميخواي ؟

داره چه اتفاقي ميفته ؟

فرودگاه نبايد به دست دشمن بيفته

من دارم دستوراتمو اجرا ميکنم کافيه . من افرادو از اينجا ميبرم

بقيه را پيدا ميکنم

کاپيتان

راه را باز کنيد

دستور بده

اين يک بحران محاسباتيه

رنج ميکشه تا سنگ بيرون بياد

ببخشيد

شهردار لوبانگ اينجاست

بگو بره

کاپيتان هاياکاوا، اجازه بدهيد دستور بدهم

- دونکوس کثيف! - دشمن داره نزديک ميشه

ميگه افراد ما قهوه و برنج از دهقانانش دزدي کرده اند

بس کن

چرت و پرتهاي دانکوس

هميشه شاکيه

برو خونه و براي سرزمين تلخ و شيرينت دعا کن

توي پادگان من امکان نداره دزدي بشه

بيرونش کنيد

امنه

فرماندهي را بسپار به من

فردا صبح بهتر ميشم

توي تيليکه

آمريکايي ها در تيليک هستند

داره چه اتفاقي ميفته ؟

کي بهت گفته اين کارو بکني ؟

پسش بگير

کوروداي دوم کجاست؟

- آروم باش! - ستوان!

قهوه نداريم

ديروز اونجا بود

ولم کن

اين يک هواپيماست

اين يک هواپيماست . ستوان ! ما بايد پيداش کنيم

برانکارد براي کاپيتان

کاپيتان هاياکاوا

ما بايد به رادار تيم در کمپ 900 ملحق بشيم

.. کاپيتان ميخواد

کوزوکا

چرا به اونجا ميگن "کمپ 900" ؟

چون ارتفاع اين کوه 900 متره

ستوان سوهيرو

چي شده ؟ افراد تو کجا هستند ؟

کشتي هاي دشمن به سختي 200 متر فاصله داشتند

ما توي قايق هامون تعداد زيادي مواد منفجره پنهان کرده بوديم

ذرت,,,

ولي وقتي داشتيم سوار مي شديم يکهو غافلگيرمون کردند

.. تمام افرادمون

.. ذرت

تو باهاشون خوب بودي ؟

داري از حرفهاي من آتو مي گيري ؟

من پريدم توي دريا و شنا کردم

ديگه چي ميدوني ؟

تو راه رسيدن به اينجا تيم راداري را ديدي ؟

تمامشون توي تيليک کشته شدند

فقط اجساد سوخته وجود داشت

الان آمريکايي داخل کشور هستند

ولي اينجا فقط مجروجين هستند

توي چادر اون طرفند

مريضيت چيه ؟

نمي دونيم

شايد تيفوس

دشمن تو راهه

تو رو با خودمون مي بريم

خواهش ميکنم

بذاريد اينجا خودمونو بکشيم

چه خبره ؟

من يک نگهبان آمريکايي را کشتم کجا ؟

يک کيلومتر دورتر

نبايد اينجا بموني

ستوان

ما منتظر دشمنانمون مي مونيم

اونها را با خودمون مي بريم

....::::ترجمه : هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... telegram : @subforu

جديدترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforu

ترجمه هر روز يک فيلم و کتاب در کانال تلگرامي ما @SUBFORU

اون چيه ؟

آدامسه

هنوز نرمه

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left