The Big Bang Theory

The Big Bang Theory

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 10

வெளியீட்டு விவரம்

The Big Bang Theory S10E06 HDTV ALL
The Big Bang Theory S10E06 720p HDTV X264-DIMENSION
The Big Bang Theory S10E06 1080p HDTV X264-DIMENSION
The Big Bang Theory S10E06 HDTV x264-LOL
The Big Bang Theory S10E06 480p HDTV x264-mSD
கருத்துரை வழங்கியவர் fireamin
Fireamin

குறிச்சொற்கள்

HDTV
hdtv
HD
x264
720p
720
480p
480
1080
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2016-10-28
பதிவிறக்கங்கள்: 57
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

‫هی، درباره نمایشگاه کامیک "وان آیز" چیزی شنیدی؟

‫آره

‫یه گردهمایی کوچک و بی‌اهمیته که ‫وسایل کلکسیونی میفروشن و

‫افراد معروف داغون و کم اهمیت رو دعوت میکنن ‫چطور؟

‫ازم خواستن برم نمایشگاه امضا بدم

‫خیلی خوبه

‫بخاطر فیلم میمون متجاوز زنجیره‌ای هستش؟

‫میتونه بخاطر اون فیلم میمون باشه

‫میتونه بخاطر تبلیغ تلویزیونی بواسیر باشه

‫بیشتر از این چیزی به ذهنم نمیرسه

‫- زمانش کی هست؟ ‫- اهمیتی نداره

‫چون قرار نیست انجامش بدم

‫چی؟ چرا؟

‫خودت الان گفتی که داغونه

‫آره، ولی اسفناک نیست دیگه

‫بین این دو تا باید یه مرز قائل شد

‫بیخیال! خوش میگذره بهمون

‫نمیدونم

‫کلی خوره میان همینجور چاپلوسیت رو میکنن

‫اگه با این قضیه مشکل داری ‫اونوقت ازدواجمون به جاهای بدی رسیده

‫بنظرم بد نیست بیام چند تا از طرفدارهام رو ببینم و

‫یکم پول هم در بیارم

‫ایول

‫با حضور جورج لوکاس...

‫متخصص پوستش

‫- امضاش رو میخوام ‫- آره

‫حالا که داریم با هم زندگی میکنیم ‫چطوره که

‫چند نفر رو دعوت کنیم خونه‌مون

‫همینجوری اینجا همیشه پر آدمه

‫تعمیرکار میاد، پیک رسوندن پیتزا...

‫راننده ماشین پست که به خودش اجازه میده بپرسه

‫اجزای من چرا اینجوری آویزونن

‫خودت میدونی منظورم چی بود

‫خیلی‌خب، باشه

‫بیا درنظر بگیریم که

‫قرار بود کاری کنیم به مهمون‌ها خوش بگذره

‫چه نوع دورهمی مدّ نظرت بود؟

‫هان؟ خوراکی؟ ناهار؟

‫وعده بعد صبحانه؟ شام؟

‫چای بعد از ظهر؟ چای رسمی؟

‫قراره مهمونی باشه؟ ‫اگه آره، از چه نوعی قراره باشه؟

‫مهمونی سرپایی؟

‫مهمونی "تاپرور"؟ ‫(مهمانی که برای فروش اجناس شرکت تاپرور شکل میگرفت و ‫به میزبان بر اساس فروش جایزه تعلق میگرفت)

‫آهان... نکنه مهمونی غافلگیرکننده هستش؟

‫البته امیدوارم

‫مهمونی کرانه غربی نباش ‫چون طبق گفته‌ی رادیو

‫مهمونی کرانه‌ی غربی هیچ‌وقت تموم نمیشه ‫(آهنگی با همین نام)

‫متاسفم که بحثش رو مطرح کردم

‫متاسف نباش. ‫تو آروزهات رو میبری بالا و

‫منم میزنم ساقط‌شون میکنم ‫به این میگن کار تیمی

‫لگد زد

‫واقعا لگد زد

‫چیکار داری میکنی؟

‫یه لگد احساس کردم

‫این تو یه بچه‌ست

‫آره، دقیقا بچه رو همونجا میذارم

‫منظورم اینه که میدونم حامله‌ای

‫فقط اینکه...

‫هیچ‌وقت تعریف حاملگی رو

‫به اینکه تو واقعا بچه داشته باشی ربط نداده بودم

‫دقیقا کدوم دانشگاه ام.آی.تی رفتی؟

‫خدایا، ما آمادگی اینو نداریم یه نوزاد توی خونه داشته باشیم

‫گهواره نداریم، پوشک نداریم

‫خونه‌مون برای بچه ایمن نیست

‫هر کسی از توی خیابون میتونه بیاد ‫و از دستشویی‌مون استفاده کنه

‫هاوی، برای همه‌ی این‌ کارها زمان داریم

‫واقعا؟

‫یه نگاه به خودت بنداز

‫"ویلی وونکا" باید غلتت بده توی اتاق آبمیوه‌گیری ‫قبل از اینکه بترکی ‫(صاحب کارخانه شکلات در فیلم چارلی)

‫نفر بعدی که قراره بهت لگد بزنه منم

‫شب بخیر

‫مدرسه‌ی خوب داریم که...؟

‫آخ

‫بهت هشدار داده بودم و عملیش کردم

‫اینا چیه؟

‫همه‌ی چیزایی که برای زمان امضا دادنت نیاز داریم

‫- تصاویر صورت، ماژیک ‫- خیلی‌خب

‫لئونارد، خیلی خوبه بخاطر این موضوع هیجانزده‌ای

‫ولی اگه حتی یه نفر هم ازم امضا بخواد خودش یه معجزه‌ست

‫شوخی میکنی؟

‫یبار 20دلار برای امضای "تئو ساسلر" دادم

‫- کی هستش؟ ‫- خودمم نمیدونم

‫از اسمش خوشم اومده بود. ‫تئو ساسلر

‫تازه اینجا رو داشته باش

‫حتی دستگاه پول خرد هم گرفتم

‫چقدر پول خرد(تغییر) میخوای خانم کوچولو؟

‫خیلی چیزا هست که میخوام تغییر بدم

‫خب، اگه یه دلاری باشه باید بگم شانس آوردی

‫اینجا چه خبره؟

‫تو تمایل نشون دادی که مهمون دعوت کنیم خونه‌مون و

‫احساس میکنم خیلی زود دست رد به پیشنهادت زدم

‫واسه همین خودم

‫دست به کار شدم و ‫یه وعده‌ی بعد از صبحانه آماده کردم

‫چه کار خوبی

‫کی قراره بیاد؟

‫استوارت، برت از آزمایشگاه زمین‌شناسی و

‫خانم پترسکو همسایه پایینی‌مون

‫منظورت خانم رومانیایی طبقه دوم هستش؟

‫آره

‫یه چیز جالب

‫با ده تا از قوم و خویش‌هاش بزرگ شده

‫یا شایدم پنگوئن‌هاش ‫انگلیسی‌ش حسابی داغونه

‫آدمای عجیبی رو جمع کردی

‫برای اولین میزبانی‌مون

‫گفتم فکر خوبی باشه که یه مهمونی آزمایشی داشته باشیم

‫میدونی، مثل وقتیکه میخواستم برای

‫وارد شدن به خونه‌ی جن‌زده‌ی هالووین تمرین کنم

‫اونم با رفتن به دستشویی توی ایستگاه اتوبوس

‫ولی هیچ‌وقت وارد خونه‌ی جن‌زده نشدی

‫تو که ندیدی توی دستشویی ایستگاه اتوبوس ‫چی پرید روی سر و کولم

‫مرسی شلدون

‫سورپرایز خیلی خوبی بود

‫سورپرایز واقعی دیدن اینه که

‫تو چقدر از دیدن مهارت من توی سورپرایز ‫سورپرایز شدی

‫اصلا سورپرایز نشدم

‫منظورم اینه که، ‫اگه میدونستم توی سورپرایز مهارت داری

‫اونوقت توقع ‫سورپرایز رو ازت داشتم و

‫دیگه سورپرایز نمیشدم

‫ولی از اونجاییکه نمیدوستم

‫پس سورپرایز شدن من نباید واسه تو سورپرایز حساب بشه

‫اینقدر منو تحریک نکن ‫مهمون‌ها قراره سر برسن

‫سلام

‫سلام، کجا بودین؟

‫رفتیم و واسه بچه یکم خرید کردیم

‫صبر کن تا گهواره‌ای که انتخاب کردیم رو ببینی

‫بدون من گهواره خریدین؟

‫- عاشقش میشی ‫- آره

‫بیشترین امتیاز مثبت رو توی بازار داره

‫حتی نمیشه اسمش رو گهواره گذاشت

‫من باشم اسمش رو میذارم ‫کنج خلوت برای بچه‌ها

‫بنظر گرون میاد

‫خیلی‌خب، باشه ‫شاید یکم

‫زیاده‌روی کرده باشم، ولی برای ایمنی نمیتونی قیمت تعیین کنی

‫ولی اگه میشد قیمت گذاشت ‫تعداد صفرهاش از چیزی که فکر میکردی بیشتر بود

‫ولی ایمن‌ترین گهواره‌ای هست که میشه خرید

‫تازه اگه دوستش نداری میتونیم پسش بدیم

‫- باشه ‫- اونم با ماشین مینی‌ ون جدیدمون

‫ناهار چی داریم؟

‫مینی ون خریدی؟

‫برای بچه‌ست و من نخریدمش

‫فروشنده برای تست 24ساعته

‫بهم قرضش داد

‫ولی عقبش رو حسابی با گهواره داغون کردیم

‫واسه همین شاید مجبور بشی بخریش

‫من نمیخوام همچین ماشینی برونم ‫ماشین مامان‌ها حساب میشه

‫اونیکه توی نمایشگاه ماشین کار میکرد گفتش که

‫دیگه این ماشین‌ها فقط مخصوص مامان‌ها نیست

‫اینجا بود که دوباره

‫خیال کرد تو شوهر من هستی

‫توی رادیولوژی هم همچین فکری کردن

‫چرا توی نمایشگاه ماشین اینجوری فکر نکنن؟

‫تا حالا هیچ‌وقت اینور میز نبودم

‫احساس قدرت میکنم

‫واقعا؟

‫من احساس میکنم اومدم دوباره آبنبات بفروشم ‫تا تیم‌مون بتونه لباس فرم جدید بخره

‫خیلی‌خب، پوستر امضا شده‌ی سیاه و سفید ‫4.75دلاره

‫رنگی هم 9.95دلار

‫درسته، اونوقت چرا پنج و ده دلار نذاریم؟

‫من پول خردکنم رو آوردم. ‫از اون هم یه استفاده‌ای بکنیم

‫هی، اون پسره داره اینجا رو نگاه میکنه

‫بنظرت اولین امضات رو به اون میدی؟

‫نمیدونم. طبیعی رفتار کن ‫داره میاد. داره میاد

‫- سلام ‫- سلام

‫من عاشق فیلم‌تون هستم

‫ممنونم

‫یکی از مزخرف‌ترین چیزایی هست که

‫تا حالا توی زندگیم دیدم

‫عشقی که گفتی منو گیج کرده

‫امضا میخواین؟

‫حتما

‫خیلی‌خب. به اسم کی بنویسم؟

‫دنیل

‫- باشه ‫- یه سوال میخوام بپرسم

‫واقعا داشتی سعی میکردی اینقدر بد بازی کنی

‫یا واقعا بازیگر مزخرفی هستی؟

‫حرفت کمکی به رفع گیج شدن من نکرد

‫میشه 4.75دلار

‫باقیش مال خودتون

‫ولی من...

‫اصلا خوب نبود

‫ترس نداره شلدون

‫متوسط سرعت چوب‌پنبه 40 کیلومتر بر ساعته

‫اگه دور مدرسه که با چوب پنبه دنبالت کرده باشن ‫سرعت زیادی باشه

‫توی آشپزخونه که قطعا سرعت زیادی حساب میشه

‫تا الان 15دقیقه شده ‫محض اطلاع

‫خیلی‌خب. از پسش برمیام

‫یه لحظه بهم وقت بدین...

‫میموزا الان میرسه خدمتتون ‫(مخلوط شامپاین و آب پرتقال)

‫یبار یه آب پرتقال انقدر توی یخچالم موند که

‫آخرش مزه‌ی میموزا گرفته بود

More Farsi Persian subtitles for The Big Bang Theory

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left