முதல் 197 வரிகள்.
دالی
اینم از خودش
دختری که چیزی به تولدش نمونده
اوه، اما
انگار امروز پاهای درازم رو پوشیدم
چی میشه اگه من...؟
خیلی خب بچهها
این همون مرحلهست که باید کارهایی رو انجام بدید
که بزرگترها دیگه میلی به انجامش ندارن
خونه به خونه، پیاده
در میزنید و میپرسید: «این مرد رو دیدین؟»
درست مثل توی فیلما
پارتنرا از قبل مشخص شدن
که به کسی برنخوره
مظنون دوست داره به یه محلههای خاصی سر بزنه
یه مرد سفیدپوست میانساله
و بعیده بیسر و صدا تسلیم بشه
پس همیشه فرض رو بر این بذارید که مسلحه
با هشیاری و احتیاط کامل میریم
همین و بس
خب، بسیار خب
من اوکیم که برم جلو و در بزنم
اگه تو میخوای عقب بمونی
هارکر؟
خوبی؟
آره، خوبم
اون بچه بوی مواد میداد
هارکر
همونه
چی همونه؟
اون توئه
رو چه حسابی اینو میگی؟
نمیدونم
باید گزارش بدیم
چی؟ نه
نه، قرار نیست یه «حس درونی» رو گزارش بدیم
اونم تو اولین روزِ ماموریتمون
فقط آروم باش
ولی من یه سری بهش میزنم
باشه؟
لی، آروم باش
افبیآی
سلام
سلام، میخواستم ببینم میشه یه نگاه به این بندازین؟
تکون نخور
نمیخورم
نام و درجهتون رو اعلام کنین
مامور ویژه، لی هارکر
کسی میتونه بهم بگه من اینجا چیکار میکنم؟
مامور ویژه، لی هارکر
حاضرید شروع کنیم؟
شروعِ چی؟
اولین کلمهای که به ذهنتون میرسه رو بگید
در رابطه با هر تصویر
حاضرید شروع کنیم؟
بله
دوربین
میز
پاها
ببر
در
مادر
پدر
پیانو
یه عدد انتخاب شده
۱۰۰ بین صفر تا
شاملِ خودِ اعداد
اون عدد چنده؟
نـ... نمیدونم
۳۳؟
یه عدد انتخاب شده
بین صفر تا ۱۰۰، شامل خود اعداد
اون عدد چنده؟
صفر
طرفدار بیسبالی هارکر؟
نه قربان
لعنتی
باید با یکی درباره «مارینرز» عزیزم حرف بزنم
ولی
خب، زنم داره تو تظاهر کردن به علاقه مهارت پیدا میکنه، پس
داری وارد جای خطرناکی میشی
لعنتی، مامور براونینگ، خیلی بیاحساسی
مامور کارتر، من فقط بر اساس داشتههام نظر میدم
تو هشت بار اون مولد اعداد رو شکست دادی
چطور این کار رو کردی؟
هشت بار هم اشتباه حدس زدم
هوم
نیمهروشنبین بودن بهتر از اینه که اصلاً نباشی
به نظرم
یه خانواده چهار نفره توی اون خونه زندگی میکردن
به مدت ۱۲ سال
خانواده «هورن»
آدمای خوبی بودن
پدره توی کالج درس میداد، مربی تیم بیسبال بچهها هم بود
مادره هم مسئول بازارچه خیریه کلیسا بود
و بعد، دو ماه پیش
همهشون توی خونه به قتل رسیدن
چهار قربانی
اما از نظر فنی، سه قتل و یک خودکشی بوده
پدره؟
آره، کار رو هم نصفه و نیمه رها نکرد
بار به زنش چاقو زد ۶۱
قبل از اینکه تیغه از دسته جدا بشه
بچهها چی؟
اونا چی؟
چند تا ضربه؟
میتونی توی پرونده بخونی
گفتی چهار نفر به قتل رسیدن
نمیفهمم
ما هم همینطور
یه نامه کنار جنازهها پیدا شد
که با یه الفبای رمزگذاریشده نوشته شده بود
و دستخط هیچکدوم از افرادی نبود
که به هر طریقی با این خانواده در ارتباط بودن
پس
ما ده تا نامه شبیه این داریم
که کار یه نفره
ده تا خونه، ده تا خانواده، طی ۳۰ سال گذشته
و پای همهشون یه کلمه امضا شده
«لنگدراز»
یه کسی یا یه چیزی، پدرها رو مجبور به این کار میکنه
تا الان هم هر کاری کردیم نفهمیدیم اون چی یا کی بوده
دارم بهت میگم، اون برای این کار آماده نیست
اگه ایده بهتری داری براونینگ
پس خودت انجامش بده
بفرما، هارکر
یه نگاهِ دقیق و طولانی بنداز
روایتِ خودت رو برام بگو
از اتفاقی که توی «کالفکس» افتاد، از تیر خوردنِ مامور فیسک
توضیح دادنش سخته قربان
مثل این میمونه که یه چیزی بزنه رو شونهام
و بهم بگه کجا رو نگاه کنم
تو خونهی مظنون رو شناسایی کردی
بدون هیچ دانش قبلیای
هیچ نشونهی واقعیای نبود که ثابت کنه اون خونه فرقی داره
با بقیهی اون خونههای کپیپیستشدهی اطرافش
قبلاً هم همچین اتفاقی برات افتاده بود
مامور هارکر؟
هر از گاهی، قربان
خب، شاید بهتره فقط بهت بگیم «بسیار شهودی»
بله قربان
آها
بگو چی میبینی
این خانوادهها چه وجه اشتراکی دارن؟
سوالِ خوبیه
تمامِ خانوادههای قربانی
دخترهایی دارن که تولدشون روزِ چهاردهمِ
یکی از ماههای ساله
اما فقط خانوادهی «هورن»
دقیقاً تو همون تاریخ به قتل رسیدن
دست به کار شو
۹۱۱. فوریتتون چیه؟
اون
اون دخترمه
اون... اون دخترم نیست
قربان، کی دخترتون نیست؟
باید ساکت باشم
باید ساکت باشم
قربان، شما کجایید؟
وقتی خوابه
وقتی خوابه
بهترین زمان برای انجامشه
انجامِ چی؟
وقتی چشماش بستهست
قربان، میتونید پشت خط بمونید؟
قربان؟
الو؟
میتونید پشت خط بمونید؟
قربان؟
۹۱۱. فوریتتون چیه؟
کمک
هارکر
میدونی، یه چیزی هست به اسمِ «زیادی خیره شدن»
حتماً زمان از دستم در رفته
من هنوز تشنمه
تو هم تشنته؟
بیا، بریم یه چیزی بنوشیم
باید منو ببخشید، من
دیره، و من هم اهل نوشیدنی نیستم
اهل نوشیدنی نیستی، درسته
من مینوشم
در حالی که تو برام حرف میزنی
مامور هارکر
زود باش، جمعش کن بره
آه، ممنون ملیسا
بگو، هارکر
خب، هیچ اثری از ورودِ اجباری نیست
در واقع، پزشکی قانونی میگه
هیچ نشونهای نیست که ثابت کنه اون اصلاً توی خونه بوده
فقط جنازهی قربانیها هست
و همهشون کشته شدن
با وسیلهای که داخلِ خودِ خونه بوده
دو بار، با یه شاتگان
که هر دو قانونی به نامِ پدر ثبت شده بودن
هشت بار، با یه چاقوی آشپزخونهی خودِ خانواده
یک بار، با یه چکش از جعبهابزار خانواده
خیلی خب
No comments yet. Be the first to leave one.